|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه رسالت87/4/31: پوريا تابان،مجري برنامه دورخيز: اگر مجري معروفي شوم هرگز عينك دودي نخواهم زد!
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 9435
يك شنبه 28 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6482 31/4/87 > صفحه 5 (فرهنگي) > متن
 
 


پوريا تابان،مجري برنامه دورخيز: اگر مجري معروفي شوم هرگز عينك دودي نخواهم زد!


نويسنده: گفتگو از: ناهيد جعفر پوركامي

عكس از: محمد جعفري
    اشاره :
    اولين اجرا سرآغازي است براي شكوفايي و رستن در گلستان زندگي كه به يقين بي خار نيست. شايد حس غريبي باشد، حس غريبي كه بايد پابه پايش، دست در دستش، زير لطافت بارانش متعهد شوي تا گوشه گوشه اش را عاشقانه دريابي. نمي دانم برنامه دورخيز را مي بينيد يا نه؟رودررويي امروزمان با چهره آشنايي است كه دوران جواني اش هميشه تنها بوده و تا امروز اجرايش هميشه زنده مانده است. مجري توانايي كه آرامش و مهرباني، لطافت كلام و ياد خدا، سه يار جدانشدني از او در اجرايش هستند. متولد ارديبهشت سال 1356 و ديپلمه است. پوريا تابان در لابه لاي حرف هايش مدام مي گويد كه به كارش عشق مي ورزد. امروز چهره اش را در برنامه دورخيز در شبكه 2 سيما مي بينيد و صدايش را در برخي از گزارش هاي ورزشي مي شنويد. اجرا براي او خيلي اتفاقي آغاز شد.پس از 9 ماه فعاليت در اجرا هنوز هم حرمت ميكروفن و دوربين در نگاه پوريا تابان همانند روزهاي آغازين شروع فعاليتش در اين حرفه است. او يكي از مجريان موفقي است كه تا به امروز نقش بسزايي در اجراي بهينه برنامه اش ايفا كرده است. گفتگوي ما را با او بخوانيد؛
    كمي از خودتان، خصوصيات اخلاقي تان و اينكه با چه هدفي وارد عرصه مجري گري شديد، برايمان بگوييد.
    من يك بنده هستم، يكي از بنده هاي خدا، ميان همه بنده هايي كه در اين دنيا زندگي مي كنند و خالقي را مي پرستم كه هركس را براساس توانايي ها، به اين دنيا مي فرستد و خيلي خوشحال هستم كه انسانم و در حقيقت خالقم خداست و از اينكه انسان به دنيا آمدم خوشحال هستم. از بودن پوريا تابان خوشحالم، از اينكه در خدمت خدا و خلق خدا باشم، خوشحالم. خصوصيات اخلاقي چندان برايم مهم نيست ولي بيشتر از اينكه يك انسان هستم لذت مي برم. زماني كه 15، 16 ساله بودم، نمي دانستم براي آينده ام چه تصميمي بگيرم، اما من از سال 1372 تنها زندگي كردم، خانواده اي نداشتم و هيچ وقت نمي دانستم آينده ام چه خواهد شد. تصويرذهني و عيني از آينده ام نداشتم، اما هميشه دلم مي خواست آدم موفقي باشم. خيلي دلم مي خواست كه حرف براي گفتن داشته باشم. خيلي هايي كه وضع زندگي و وضع روحي ام را مي ديدند، به حالم غبطه مي خوردند. به صورت اتفاقي وارد عرصه مجري گري شدم. من در هيچ كدام از عرصه هايي كه در آنها فعاليت مي كنم، آموزش نديدم. تستي ندادم. ده سال سابقه كار مطبوعاتي دارم و در كار اجرا نيز فعاليت هايي كه دارم، مجري برنامه سينما تئاتر بودم در صداي آشنا و بيش از 30 برنامه را اجرا كردم. در تلويزيون دو حرفه را پيگيري كردم، يكي گزارشگري بسكتبال در بازي زنده بود كه از شبكه 3 سيما پخش مي شود و يكي ديگر هم اجراي زنده برنامه دورخيز است و براي هيچ كدام از اين فعاليت ها تست ندادم و فكر مي كنم تمام اينها فقط محبت خدا بود.
    فكر مي كنيد به هدفتان رسيديد؟
    هدف آدم ها از همه چيز مهمتر است و بيشتر از اينكه آدم به هدفش برسد بايد ببيند كه از خودش راضي است يا نه. احساس مي كنم كه نزديك به 60 تا 70 درصد تلاشم را كردم كه به خواسته هايم برسم، راضي هستم اما راضي هم نيستم. راضي بودنم به اين دليل است كه با لطف خداوند و دوستان خوبي كه سر راهم قرار گرفتند تا امروز بتوانم به عنوان يك انسان سينه ام را سپر كنم و بگويم من پوريا تابان هستم و ناراضي ام به خاطر اينكه احساس مي كنم خيلي جاها توانايي هايم بهتر و بيشتر از اينها بوده و ناديده گرفته شده، يا اينكه فرصتي كه بايد داده نشده، خيلي ها چشمشان را رو به توانايي هاي من بستند و در عوض خيلي ها هم بستر و شرايطي را فراهم كردند تا من بتوانم همان باشم كه هستم.
    اولين تجربه اجراي تان به چه زماني برمي گردد؟
    چند برنامه غيرزنده داشتم و هيچ وقت پخش نشد. برنامه صفحه اول بود با تهيه كنندگي رضا صفدري كه از مجريان بسيار خوب و قديمي است. ان شاالله هرجا كه هست خوش باشد. به خاطر محبتي كه در حق من كرد و جريان تازه اي را در زندگي من رقم زد، با او همكاري كردم. چند گزارش مردمي در خيابان گرفتم و يك روز از صبح تا شب براي اولين بار جلوي دوربين نشستم و بدون هيچ آموزش و تپقي با شش مهمان صحبت كردم كه يكي از آنها عليرضا دبير بود. آخر برنامه يك اتفاق خيلي خوب برايم افتاد و از عليرضا واقعا تشكر مي كنم چون حسي را در من ايجاد كرد و به من گفت، تو يك روز يكي از مجريان موفق تلويزيون در ژانر ورزشي ايران مي شوي و حرف هاي عليرضا تلنگري شد كه اين حرفه را جدي تر دنبال كنم. من اولين اجراي تلويزيوني ام را نزد استاد مهدي فخيم زاده انجام دادم و در كنار سيدكاظم احمدزاده و نيما نهاونديان، ولي نه استرس داشتم نه دلم لرزيد. احساس كردم خيلي راحتم و اعتماد آقاي فخيم زاده به من جوان باعث شد كه باور كنم مجري خوبي هستم.
    وضعيت اجرا را در ايران چگونه مي بينيد؟
    خيلي سخت مي توان وارد اين عرصه شد. وقتي وارد شدي، دو تا راه داري، يا بايد هم جهت باشي، يا خلاف جهت. يعني پشت كردن به همه جريانات. من معتقدم كه عرصه بايد براي جوان ها باز باشد و به آنها اعتماد كرد، همان طور كه اصغر شريف كاظمي و رضا صفدري به من اعتماد كردند. فكر مي كنم وضعيت اجرا در بعضي جاها خوب است و در بعضي جاها بد است.
    فكر مي كنيد از اجرا و برنامه تان چقدر استقبال مي شود؟
    اينكه از اجراي من چقدر استقبال مي شود بايد بگويم كه تا حالاكسي به من نگفته اجرايت بد است، حتي آنهايي كه من را دوست نداشتند در رابطه با اجرايم انتقاد سختي نكردند و اين لطف مردم و دوستان به من است. اما اينكه برنامه دورخيز چقدر بيننده دارد بايد بگويم كه اينجور برنامه ها بنا به شرايطي كم است و بيننده هاي كمي دارد. تايم برنامه ما يكي از بدترين تايم هاي تلويزيون است، ساعت 7 تا 9 صبح روز جمعه كه عموم مردم ايران خواب هستند و شايد حداقل بيننده را داشته باشد، حتي اگر يك بيننده ثابت هم داشته باشد من موظف هستم برنامه را به بهترين نحو انجام دهم. فقط دوست دارم بگويم كاش برنامه دورخيز ساعتش وقتي بود كه افراد بيشتري برنامه را مي ديدند ولي باز هم برايم مقدس است.
    يك مجري موفق چه ويژگي هايي بايد داشته باشد؟
    معتقدم كه مجري بودن با زيبا بودن فرق مي كند. تو بايد مجري خوبي باشي، خوب حرف بزني، دايره كلماتت بالاباشد، نه اينكه خوش تيپ باشي و بهترين لباس ها را بپوشي، اينها شاخصه هاي يك مجري خوب نيست. مجري خوب بودن يعني ارتباط با مخاطب برقرار كردن، يعني به مخاطب احترام گذاشتن، يعني دوربين را نديدن، يعني جزئي از مردم بودن، يعني خود را تافته جدا بافته نديدن، يعني براي مردم حرف زدن.
    ولي هر مجري اي عاشق اين است كه برنامه اش زياد ديده شود، چون واقعا عاشق دوربين است و عاشق ديده شدن. من پوريا تابان برايم جذاب است كه مشهور شوم، چون خيلي حرف ها براي گفتن دارم، اما قول مي دهم اگر روزي مجري معروفي شوم هرگز عينك دودي نخواهم زد، از اين خصلت خيلي متنفرم.
    مهمترين مانع و دست اندازي كه مجري را از رسيدن به قله هاي پيشرفت و ترقي بازمي دارد؟
    اعتماد كردن به جوان ها خيلي مهم است. كساني كه مجري مي شوند مثل فولادي در آتش ضربه مي خورند تا به يك آدم معروف تبديل شوند. چه بازيگر سينما، چه يك مجري تلويزيون، ولي من معتقد هستم كه خدا به من كمك كرد و شانس با من يار بود كه تهيه كننده خوبي داشتم و توانست مرا كشف كند. بارها احساس كردم يكسري از آدم ها نمي خواستند كه من رشد كنم و حتي تهيه كننده برايش مهم نبود كه من هنوز فرصت زيادي براي بهتر شدن دارم. اما اين گونه برخوردها براي جوان ها خيلي سخت است. من خيلي از فرصت ها را از دست دادم در صورتي كه مي توانستم خيلي از مردم را خوشحال كنم. توي گزارش بسكتبال اتفاق جالبي برايم افتاد كه حقم نبود، من اولين گزارش بسكتبال توپ و تور، در دي ماه سال 84 را به سختي اما بدون تپق و استرس به مدت 15 دقيقه انجام دادم.
    فكر مي كنيد حفظ تداوم حس، چقدر در كيفيت و ارائه هرچه بهتر يك اجرا مي تواند تاثير داشته باشد؟
    خيلي زياد. وقتي براي اولين بار جلوي دوربين قرار مي گيري، حس خوبي داري، خيلي توانمندي، دلت مي خواهد با مردم راحت صحبت كني ولي بعد از مدتي همه چيز برايت عادي مي شود، (دوربين، مخاطب) روزي كه بازي براي بازيگر عادي شود، روزي كه اجرا براي يك مجري عادي شود، روزي است كه مرگشان فرا رسيده است. تمام روزها بايد با همان حس اول جلو بيايي، من اين سعي را كردم اما نمي دانم چقدر موفق بودم ولي معتقدم اگر قرار باشد حسي فروكش كند، يا يك درصد هم پايين بيايد، قافله را باختي، ديگر مجري خوبي نيستي، مرگت فرا رسيده است و بايد در خانه كارهاي ديگران را نگاه كني.
    بيشتر به كار مطبوعات علاقه داريد يا اجرا؟
    قلم زدن عشق من است. اجرا نيز عشق من است، درجه اين دو تا عشق با هم فرقي ندارد. گزارش بسكتبال يا اجراي راديويي كردن، هر كاري كه با مخاطب سروكار داشته باشد و يا مردم، برايم ارزشمند است. مطبوعات را خيلي دوست دارم چون ده سال سابقه كار دارم و اجرا را هم دوست دارم چون مخاطبش مردم عزيز كشورم هستند. از كار رسانه اي كردن و مخاطب داشتن لذت مي برم ولي مدتي است كمي بيشتر اجرا برايم جذاب تر شده به خاطر اينكه كار جديدي است و يك عرصه جديد. دلم مي خواهد در عرصه جديدي كار كنم. اگر يك روز اجرا نكنم دلشكسته مي شوم و بارها اين اتفاق افتاد و اشك گوشه چشمم جمع شد و احساس كردم توانايي اش را داشتم اما از من گرفته شد. اميدوارم ديگر از اين اتفاق ها برايم نيفتد.
    چطور توانستيد با وجودي كه دبير بسكتبال روزنامه خبر ورزشي هستيد با كار اجرا هماهنگ شويد؟
    اجرا، نويسندگي، گزارشگري، خبرنگاري، به نظر من ذاتي است و به هيچ عنوان با آموزش ديدن نمي تواني موفق شوي. با رفتن به دانشگاه نمي تواني نقاش خوبي شوي، نمي تواني تابلويي بكشي كه دنيا را تكان دهد. من معتقدم كارهاي هنري، اجرا، نويسندگي همه ذاتي است و من به صورت ذاتي به كارهايم پرداختم. خداوند مي خواست كه من در اين راه قدم بگذارم.
    اگر به شما بگويند ديگر حق حضور در عرصه اجرا را نداريد چه مي كنيد؟
    واقعا مي ميرم، اگر ممنوع شوم و يا كنار گذاشته شوم و يا اگر واقعا به من اجرا ندهند بسيار افسرده و خسته مي شوم ولي به خدا پناه مي برم و مي گويم خدايا خودت كمكم كن.خيلي سخت است واژه و كلمه اي را نمي توان پيدا كرد كه عمق اين فاجعه را براي يك مجري معني كند.
    اولين بار چه زماني جلوي دوربين ظاهر شديد؟
    موقعي كه قهرمان دوچرخه سواري بودم و دور ايران را با دوچرخه دور مي زدم. در سال 1385 در قزوين يك مصاحبه تلويزيوني بود براي برنامه صبح به خير ايران و من آنجا براي اولين بار در پاييز 1385 جلوي دوربين تلويزيوني مصاحبه كردم و 19 سال بيشتر نداشتم.
    به اجراي خودتان ايمان داريد؟
    با غرور مي گويم بله. چون كارم را دوست دارم و به خاطرش تلاش كردم و با عشق مي روم سركار، اين را كه خوب هستم يا نه، من نبايد بگويم ولي اگر به خودم ايمان نداشتم هيچ وقت جلوي دوربين ظاهر نمي شدم.
    شيرين ترين اجراي تان؟
    يكبار با دوچرخه آمدم در برنامه زنده و مرداد ماه پارسال كه دومين يا سومين اجرايم بود و بدون اينكه پاهايم را زمين بگذارم با دوچرخه و لباس هاي رسمي لابه لاي صندلي هاي استوديوي كوچك برنامه دورخيز دور زدم.
    موقعي كه با آقاي احمدزاده در تلويزيون با لباس رسمي كت و شلوار با هم واليبال بازي كرديم جلوي تلويزيون.
    شيرين ترين جمله اي كه در ارتباط كار مجري يا اجرا مي توانيد بيان كنيد؟
    به نام خدايي كه در اين نزديكي است، پيش من، پيش تو، پيش ما، اين جمله را خيلي دوست داشتم و هميشه پايان اجراهايم مي گفتم و خدا پاسخ داد. من اينجا هستم، ايستاده ام هميشه.وقتي اين جمله را مي گفتم، يك اعتماد قلبي و يك شور و شعف خاصي برايم ايجاد مي شد.
    پله اي كه در اجرا رويش ايستاده ايد به اندازه كافي محكم است؟
    به هيچ عنوان. چه كسي مي تواند بگويد هر جايي كه ايستاده، زير پايش محكم است. همه چيز به يك مو بستگي دارد. اگر عادت كني كارت را از دست بدهي، مطمئن باش لطمه مي خوري. خيلي بايد براي جايگاهت زحمت بكشي، قدرش را بداني، شايد ديگر هيچ وقت نباشد. هيچ مجري اي نمي تواند بگويد جايي كه ايستاده است بسيار محكم است. كداميك از مجري ها مي توانند ادعا كنند كه هميشه هستند.
    دوست دارم از پله، آرام آرام پايين بيايم ولي از روي پله نيفتم.
    از همان ابتدا مي دانستيد كه اجرا برگ چه درختي است؟
    برگ درخت بيد، چون هميشه با نوازش باد در حال رقصيدن است و هر لحظه امكان دارد كه از دستت در برود.
    بيان حرف حساب در نوع اجرايتان جايي دارد؟
    حرف حساب زدن خيلي خوب است ولي خدا كند كه گوش شنوايي هم باشد.
    وقتي در اجرا كارتان زار شود، چه مي كنيد؟
    هر وقت در زندگي كارم زار مي شود به سه نفر متوسل مي شوم، به خدا، به حضرت فاطمه زهرا(س) و آخر هم به امام حسين(ع.)
    آمده ايد تا چند روزي مهمان اجرا باشيد و برويد؟
    من آمده ام تا بمانم. من نيامدم مهماني. از در بيرونم كنند، از پنجره مي آيم داخل. ولي نمي دانم چه اتفاقي مي افتد. هيچ كس از فرداي خودش خبر ندارد. بخصوص در كار اجرا، خبرنگاري، نمي دانم تحملم مي كنند يا مي گويند براي هميشه برو. فقط دوست دارم مخاطب بيرونم نكند، چون اگر اين اتفاق بيفتد به حال خودم غبطه مي خورم كه چرا قدر موقعيتم را ندانستم، اگر قرار است كسي مرا بيندازد بيرون، تهيه كننده باشد،چون تهيه كننده منتقد است.
    يك دليل براي كساني كه برنامه شما را نمي پسندند؟
    7 تا 9 صبح روز جمعه برنامه دورخيز پخش مي شود، همه خواب هستند، چه كسي از خوابش مي زند و برنامه را مي بيند. اين شايد يك دليل باشد وگرنه برنامه دورخيز، برنامه قابل احترامي است و اميدوارم مخاطبان زيادي اين برنامه را ببينند.
    نقطه عطف خبرهاي ورزشي از نگاه شما؟
    قهرماني تيم ملي بسكتبال ايران در جام ملت هاي آسيا، براي اولين بار در سال 2006 و رفتن به المپيك. هر وقت بازي ايران و لبنان در فينال را در تلويزيون نگاه مي كنم واقعا گريه مي كنم.
    به نظر شما عمده ترين مشكلات يك برنامه زنده تلويزيوني چيست؟
    اجرا خيلي كار سختي است. من معتقدم يك مجري بايد بازيگر، كارگردان، صدابردار ونويسنده خوبي باشد، خوب صحبت كند، همه چيز را زير نظر بگيرد، چون با ثانيه ها سروكار دارد. بايد مواظب باشد چه جمله اي از زبانش خارج مي شود. يك اجراي تلويزيوني شايد يكي از سخت ترين كارهاي دنياست.
    فكر مي كنيد در عرصه اجرا بيشتر در تيررس چه چيزي هستيد؟
    در تيررس گروه، خودبزرگ بيني، خود گم كردن، سوءتفاهم ها، نديد توانايي ها، در تيررس اينكه براي خودت كسي شدي و...
    اجراي شما چه رنگي است؟
    سرخابي، چون قرمز يعني هيجان و خيلي جاها نيز با آرامش صحبت مي كنم.
    صحبت پاياني؟
    مي خواهم تشكر كنم از مجيد گالشي كه قلم به دستم داد و مثل پدري بزرگوار، هميشه كنار من بود. دستانش را مي بوسم و تشكر مي كنم از رضا صفدري و آقاي اصغر شريف كاظمي كه خودم را مديونش مي دانم. فكر مي كنم به من اعتماد كرد، به جواني كه سابقه اجراي تلويزيوني نداشت و اميدوارم روزي به جايي برسم كه بگويد تو را كشف كردم. همان طور كه نيما نهاونديان و شهاب حسيني را كشف كرد.
    


 روزنامه رسالت، شماره 6482 به تاريخ 31/4/87، صفحه 5 (فرهنگي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 2530 بار



آثار ديگري از "گفتگو از: ناهيد جعفر پوركامي"

  دو رفيق خوب در رفيق بد /گفتگو با ايرج طهماسب و حميد جبلي بازيگران فيلم رفيق بد
گفتگو از: ناهيد جعفر پوركامي، رسالت 13/12/86
مشاهده متن    
  گفتگو با مدير عامل شركت كنترل ترافيك تهران/ترافيك كمتر در خيابان هاي هوشمند
گفتگو از: ناهيد جعفر پوركامي، رسالت 12/12/86
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
پژوهشنامه كلام
متن مطالب شماره 8، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است