|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد87/5/5: جان بارت و روزي روزگاري يك اپراي شناور
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4303
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1732 5/5/87 > صفحه 11 (ادبيات) > متن
 
 


جان بارت و روزي روزگاري يك اپراي شناور


نويسنده: آر. اچ. ديلارد
مترجم: نغمه قونيني

در «اپراي شناور» اولين رمان از 9 رمان جان بارت، راوي و شخصيت اصلي داستان آرزو دارد قايقي بسازد و از آنچه به نظرش «هستي بي معنا» مي آيد به سوي يك زندگي كاملاً شخصي سفر كند: اما نه ساختن قايق را تمام مي كند و نه سفرش را به انجام مي رساند. به نظر مي رسد آقاي بارت براي جبران اولين شكست راوي اش و براي اينكه خود را از شك و دودلي كه به آن كاراكتر سرايت كرد، دور نگه دارد، سه مرتبه بعد از آن قايق هايي درخور دريا از كلمات ساخت و بادبان بر فراز خليج چساپيك به سوي درياي آزاد بر افراشت. او ابتدا در جايگاه يك مامور سابق سازمان سيا «فنويك كي ترنر» در كتاب «مربوط به شنبه (ساباتيكان)» به سال 1982 دست به جسارت زد بعد به عنوان يك نويسنده ممنوع القلم (پيتر ساكامو) در «يك داستان: قصه هاي خط ساحلي» به سال 1987 ظاهر شد و اين دفعه در دوازدهمين كتابش «روزي روزگاري: يك اپراي شناور» او به درياي درون شخص جان بارت ( نويسنده يي موفق كه به 80 سالگي رسيده و متقاعد شده كه مشغول نوشتن كتابي است كه نمي توانسته و نمي تواند به عنوان آخرين كتابش به آن فكر كند ) بادبان مي كشد.
    دقيقاً مطابق با جذابيت مادام العمر دوقلوها و زوج ها براي او و ميل مفرطش به قرينه سازي و نظم خيالي، هر دو رمان اول و آخر آقاي بارت اپراهاي شناور هستند. بازتاب هايي يكسان از يكديگر كه ابتدا و انتهاي چيز هايي را منعكس مي كنند كه به قول خود آقاي بارت مسافرت هاي شبانه دريايي، اپراهاي شناور، پيغام هاي آبي، مسير هاي گمشده، آخرين سفر هاي دريايي و عبارت هاي تكرار شده يي هستند كه چهل سال سرم را به نشانه تاكيد برايشان تكان داده ام. «روزي روزگاري» يك بافت پيچيده و مناسب از جملات تكرار شده، درونمايه اصلي، تصاوير انعكاسي و بازتاب هاي كتاب هاي ديگر اوست. اين كتاب در حالي كه با تلاش نه خيلي جدي سعي مي كند با زمان پيش رود و با استفاده از مهارت هاي متكبرانه خنده آور يكي از نويسندگان مورد علاقه آقاي بارت، «لورنس استرن» را به تمسخر گيرد، همزمان نظمي متقارن را به همان اندازه خوشايند و مدبرانه پيش مي برد كه ديگر نويسندگان مورد علاقه او در قرن هجده هم ( به طور مثال هنري فلدنيك ) اين كار را مي كنند. بنابراين روزي روزگاري خود كامل و پيچيده خودش است، اما در عين حال سفر هاي دريايي، اپراي سراسر با ارزش و مورد توجه جان بارت و آخرين فصل ارضاكننده يك اثر دوازده بخشي بزرگ تر نيز هست. رسيدن به شصتمين سالگرد تولدش در 1990 به جان بارت خيال پرداز كه در حال نقل «روزي روزگاري» است، اين آگاهي را مي دهد.
    
    خورخه لوئيس بورخس در سال 1964 در كتاب «ببرهاي رويا» خيلي با ظرافت مردي را قرار داد كه خودش را موظف به، به تصوير كشيدن جهان مي كند اما كمي قبل از مرگش در مي يابد كه پيچ و خم هاي صبور خطوط، تصوير چهره خودش را ترسيم مي كنند. بارت در اواخر كتاب «روزي روزگاري» جور ديگري اين مرد را جاي مي دهد. او مي گويد: چه چيزي براي نويسندگان و خواننده ها يكسان تر است؟ من هميشه به اين موضوع فكر كرده ام كه اولين و نهايي ترين سوال يك روايت اين نيست كه «چه اتفاقي مي افتد؟» بلكه اين است كه «من كيستم؟» بنا براين كتاب آخر بارت با خودآگاهي پست مدرن و وارونه گويي صريحاً به يك متن بيوگرافيكي، يك شرح حال در بطري يك رمان و يك رويارويي مستقيم با اولين و نهايي ترين سوال روايتي تبديل مي شود.اين رمان تازه فرم يك اپرا را مي گيرد، يك جور جشن دوبل روز كلمبوس كه با يك قطعه پيش درآمد، يك ايست ميان پرده يي، پرده هاي مختلف و اجراهاي ميان پرده يي و حتي يك شعر حماسي به پايان مي رسد. همچنين تعويض هايي كه در عنوان هايش با استفاده از مهارت هاي يك نويسنده جاز انجام مي دهد، داراي شكاف هاي زماني و اجراهايي با سرعت هاي مختلف در سراسر رمان است و واژه هاي «يك زماني» يا «اكنون» اين رمان، طرح حال داستان، زندگي گذشته گزارش شده و به ياد آورده شده راوي (و نويسنده )، زمان حال نوشته هاي پاورقي و البته زمان حال خواننده، همه در يك و در همان زمان وجود دارند. حتي براي شبكه وارشدن موضوع ها، زمان حال رمان، دو سال عقب تر از زمان حال طرح داستان است، كه هر دو به طور يكنواخت پيش مي روند تا وقتي كه با هم مواجه مي شوند و با يك تغيير مسير روايي از هم مي گذرند، و يك چنين چيزي توانايي آقاي بارت است كه حتي وقتي راوي در زمان و مكان گم مي شود، خواننده حتي براي يك لحظه هم دچار گمگشتگي نمي شود.
    با توجه به همه اين احوالات، اين داستان يك شرح حال شخصي قابل توجه محسوب مي شود. خيلي از خوانندگان قبل از خواندن داستان، چيز هاي زيادي درباره آن در مقالات و مصاحبه ها و از اينجا و آنجا مي شنوند. تمام فاش سازي ها و حكايات منتظره و غيرمنتظره در آنها وجود دارند، چيز هايي از قبيل قصه هاي جك و جيل بارت، بچگي نويسنده در مريلند، اولين ازدواج و بچه هايش، دوران تحصيلي و حرفه ادبي اش و ازدواج دومش با زني كه شش كتاب آخرش را وقف او كرده. به اين ترتيب آنها به سوال مهم روايت آقاي بارت اينكه «او چه كسي است» نمي توانند جواب دهند.
    آقاي بارت مي گويد: «اين كتاب داستان زندگي من است ولي بيشتر، مطمئناً داستاني متعلق به آن است.» يقيناً بي باك ترين ابزار اين كتاب سراسر ابداعي، خلق يك شخصيت خيالي است جرومه (جري) اشرايبر، يا جي وردز اسكريبز (خودشمار آقاي بارت ): شخصيتي كه كامل درك شده و خيلي واضح ترسيم شده است. كاراكتري كه همزمان يك فيگور خيالي است، طرح داستان را هم پيش مي برد و راوي را به سوي حرفه اش به عنوان يك نويسنده به جلو مي راند. اسامي اين كاراكتر نيز همگي بر مجازي بودنش دلالت دارند و او همان طور كه ويرژيل در خدمت دانته دانته بود در اختيار بارت بارت است. شرايبر يا اسكريبر، مرشد و شكنجه گر راوي است كه او را در طول برزخ ها و جهنم هاي زندگي در يك سفر پيچ واپيچ به سوي بهشت زميني تحريك و هدايت مي كند، جايي كه هرچند با نتايج شگفت انگيز، نهايتاً بئاتريس ظاهر مي شود.
    «روزي روزگاري» يك جشن قدرت قصه گويي است، مهماني سوال هايي كه بايد بپرسيد و بتوانيد پاسخ دهيد. همان طور كه هر يك از خوانندگان وفادار جان بارت انتظار دارند، اين كتاب با ظرافت نوشته شده، مالامال از زندگي است، ادراكش ژرف است، شنيع و خنده دار است و به خردمندانه ترين و بهترين مفهوم در جهان، يك كمدي است. يك «كتاب آخر» است كه در آثار جان بارت جاي مي گيرد و دايره آنها را كامل مي كند، و بعد اين واقعيت را آشكار مي سازد كه اين دور تسلسل، كلاً يك مارپيچ بوده است
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1732 به تاريخ 5/5/87، صفحه 11 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 436 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
پژوهش نامه قرآن و حديث
متن مطالب شماره 23، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است