|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه رسالت87/5/7: عرفان هاي نوظهور با طعم مدرنيته (بخش دوم و پاياني)
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 9439
پنج شنبه 2 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6488 7/5/87 > صفحه 17 (گفتگو) > متن
 
 


نگاه 
عرفان هاي نوظهور با طعم مدرنيته (بخش دوم و پاياني)
دكتر سيد رضي موسوي درگفتگو با رسالت مطرح كرد


آيا بين عرفان و تصوف نيز تفاوت هايي وجود دارد؟
    اين مسئله اختلافي است. بعضي ها قائلند اينها دو چيزند و بعضي مي گويند عرفان و تصوف به معناي هم هستند. بعضي ها معتقدند تصوف يك نوع عرفان است و عرفان مي تواند تصوفي باشد يا غير آن . ولي به نظر مي رسد كه زياد نمي توانيم تمايز قائل بشويم.
    راه رسيدن به حقيقت از كدام طريق ؛ عرفان، شريعت ، فلسفه؟
    اين رسيدن اولاخيلي دشوار است . كانت مي گويد: اگر يك فيلسوف را مي خواهيد ديوانه كنيد از او بپرسيد حقيقت چيست؟
    رسيدن به حقيقت از راه هاي متفاوتي مقدور است يكي از اينها كه عمومي نيز هست راه دين مي باشد و دو تاي ديگر فلسفه و عرفان اما بايد توجه داشت بين اين سه گزينه تفاوت هايي وجود دارد . من معتقدم حقيقت مثل اتوباني است كه انسان ها در آن در حركت اند با سرعت هاي متفاوت خيلي زياد، كم و خيلي كم.
    در بين اين روش سه گانه دين به اخلاق وفادار است تا به عرفان . اما فلسفه و عرفان طريقي ويژه اند. پيشوايان دين هيچ وقت به پيمايش راههاي خاص توصيه نكردند بلكه تاكيدات آن حضرات بيشتر بر محور راه هاي عمومي از جمله اخلاق و دين بود كه كم خطرتر و مطمئن ترند البته غير از آموزه هاي ديني هر راه ديگر مطمئنا خالي از ضعف و اشتباه نخواهد بود مگر اختلاف عرفا و فلسفه در فرهنگ ما برسر چه چيزي بوده كه همديگر را مي كوبيدند. در اين رابطه بهتر است به نامه محي الدين به فخر رازي نگاه كنيد. فخر رازي بعد از سي سال فهميد كه يك بحثي را اشتباه فهميده است لذا به گريه افتاد اين جريان به گوش محي الدين رسيد . در نامه اي به فخر رازي (امام المشككين ،نماد يك فيلسوف) نوشت: چرا دنبال يك علمي مي روي كه بعد از سي سال بفهمي اشتباه است شايد بعد از سي سال ديگر بفهمي كه اين نظرات نيز غلط است. و اين يعني در غير دين اصيل هميشه اين اختلافات بوده است.
    و از طرفي اشخاصي هم قائلند كه هر دو طريق راههاي دوري هستند مثلادر دوره معاصر بزرگان مكتب تفكيك مثل ميرزا مهدي اصفهاني و پيروانش اعلام كردند كه راه عرفان و فلسفه هر دو طولاني و دورند راه درست مسير حكمت نبوي، قرآن و سنت است خلاصه اينكه در نگاه فلسفي همه اينها داراي نقاط مثبت و منفي هستند. تاكيد بنده بر اين است كه خيلي راحت از دين خرج اينها نكنيم .
    يكي از چيزهايي كه بنده با آن مخالف هستم اينكه كساني خيلي سريع و آسان بين دين و ساير گزينه ها تساوي ايجاد مي كنند و مي گويند بله دين مساوي با الف يا ب و يا ... است نه خير دين دين است. بلكه تمام اين راه ها بسان معرفت هاي اقماري هستند كه حول محور دين جمع شده اند. كاركردهايي دارند و در ضمن آسيب هايي نيز.
    آيا لزومي دارد كه عرفان عمومي شود مثل اخلاق؟
    چنانكه اشاره شد عرفان به عنوان يك راه خاص داراي ويژگي هايي ويژه است البته خالي از نقاط كور هم نيست و به همين جهت زمينه هاي ادعا و گزافه گويي و دكان بازاري در آن بيشتر است و شايد يكي از دلايل عدم توصيه پيشوايان دين همين باشد . يكي از شاگردان مكتب امام صادق(عليه السلام) در مناظره اي كه داشت از اصول فلسفه يوناني بهره برد. امام صادق(عليه السلام) مخالفت مي كنند كه چرا با او بر اساس حكمت نبوي بحث نكردي.
    در اين زمينه سهروردي سخني دارد كه هانري كربن نيز در تاريخ فلسفه آن را مي آورد كه خيلي جاي تامل و انديشه دارد. سهروردي مي گويد كه : در فرهنگ ما جا دارد حكمت معنوي و نبوي جايگزين حكمت يوناني شود.
    خلاصه اينكه عرفان به عنوان يك روش خاص آفاتي نيز دارد كه مي تواند نتايج منفي به بار بياورد.
    بعضي ها به بهانه تجربه هاي عرفاني سر از تخديرات در مي آورند حالت هاي بي خودي خود را به حساب كشف و شهود مي نويسند...
    اين نوع نگاه مختص به عرفان نيست بلكه در ميان هنرمندان نيز آنها كه سوررئاليستي اند معتقدند كه بايد عقل را كرخت كرد تا با تبلور ضمير ناخودآگاه اثري هنري خلق شود كه اين گروه بشتر متاثر از افكار فرويد و يونگ هستند.
    در مباحث دين پژوهي هم بحثي وجود دارد كه با مصرف مواد مخدر مي توان به ايجاد حالات عرفاني دست زد كه مبناي برخي از فرقه هاي عرفاني در غرب همين است.
    برخي از سلسله هاي صوفيه براي ورود به حالت جذبه از مواد مخدر استفاده مي كنند .
    منتهي به تعبير استيس حالت هاي باليني ميان تجربه هاي عرفاني و تجربه هايي از اين دست متفاوت است. عرفان بر اساس انضباط و محصول سال ها خودسازي و تهذيب است . اما در ناعرفان هاي مخدري مصرف همان و نشئگي همان !
    توجه بايد داشت كه به هر فرد افسرده و بي حال نبايد اطلاق عرفان كرد!
    بعضي ها هم با هيپنوتيسم گام در مسير عرفان نهاده اند!
    بله هر كس از ظن خود راهي را برمي گزيند در حالي كه عرفان اصيل چنين نيست عرض كردم استاد مي خواهد و تعليمات و تمريناتي ساختارمند و حساب شده . الان كساني مثل شيطان پرست ها و هيپنوتيسم كاران و ... ادعاي عرفانشان هست . توجه به اين نكته مهم است كه دنياي مدرن يك ولعي پيدا كرده به سمت تجربه هاي معنوي اما راه را اشتباه مي رود و به تعبير حضرت اميرالمومنين(عليه السلام) انساني كه در مسير اشتباه گام بردارد هر چه قدر سريع تر رود بيش تر دور مي شود و اين حكايت عرفان هاي نوظهور جامعه مدرن است. جالب است بدانيم دنياي غرب گرايش عجيبي به سمت اديان هندي پيدا كرده اند و روانشناسي جديد گرايش شديدي به سمت بوديسم دارد . يوگا و مديتيشن متاثر از اديان هندي اند . همه اينها به اين خاطر است كه اديان هندي خالي از شريعت و آيين اند و بيشتر متكي بر مراقبه و تمركز هستند وغربي ها كه تعبد گريز هستند و نمي خواهند تن به انضباط هاي رفتاري بدهند به سمت اديان هندي متمايل شده اند . حتي كتاب مي نويسند و مي گويند بودا بيش از آنكه يك پيامبر باشد يك روانشناس است به جهت اينكه روانشناسي جديد تلاشش بر اين است كه به پرسش هاي زندگي پاسخ دهد معناداري، دوري از هرگونه هيجانات اضافي، لذت ، شادي و... مسائلي است كه روانشناسي جديد مروج آن است از اين دست كتاب ها در كشور ما نيز به شدت ترجمه مي شود اما بايد توجه داشت كه التيام و آرام بخش و معناداري اينها فقط در اندازه دنياي بشري است و هيچ سودي به آخرت انسان ندارد.
    پس آرامش حاصل از عرفان هاي نوظهوري مانند : اوشو، كابالاو...با آن چيزي كه عرفان اصيل و ساختارمند در پي آن است بايد تفاوت هاي اساسي داشته باشد؟
    بله، بايد بين دين و معنويت هاي آن چنيني تفاوت قائل شد. چيزي كه روانشناسي جديد با گرايش به بوديسم ، هندوئيسم يا مديتيشن در جستجوي آن است يك آرامش زميني است اينان به خيال خود در پي ايجاد بهشت زميني اند . كه اين به ويژگي هاي تسلط عصر مدرنيته بر مي گردد در برابر اينها پست مدرنيست ها، پوچ گرايي را علم كرده اند.
    انسان به سيرك مي رود دو ساعت بهت زده مي شود لذت مي برد ولي اين آ رامش عقبه ندارد دنياي پست مدرن به شدت با پوچي و بي معنايي دست و پنجه نرم مي كند.
    امروزه روانشناسان جديد و فرقه ها و مكتب هاي نوظهور عرفاني به نوعي مي خواهند پوچ گرايي برآمده از عصر مدرنيته را التيام ببخشند و ناچار مي شوند به سمت معنويت خواهي تغيير جهت دهند مسلما اين معنويت خواهي به آن معنايي كه ما در مذهب به عنوان يك چشم انداز و دورنماي اخروي در نظر داريم نيست. عرفان خواهي در دوره مدرن يك نگاه خود كاهشي است . اگر به سمت يوگا و مديتيشن مي رود حتي به مذهب روي مي آورد يكشنبه ها به كليسا مي رود همه اينها را به مثابه يك ليوان آب پرتقال مي بيند و ديگر هيچ.
    اما دين نگاهي پيامبرانه به عرفان ومعنويت دارد و با عمق كار دارد نه با سطوح.
    من روزي از آقاي شاسادينا كه يكي از اسلام شناسان برجسته در آمريكاست پرسيدم معنويت خواهي در آمريكا از چه سنخي است ؟ جواب دادند كه اين معنويت خواهي به معناي مذهب نيست بلكه بيشتر متناسب با سكولاريسم ، دنيويت و راحتي است.
    با توجه به اينكه جامعه ما جامعه اي است اسلامي كه عرفاني اصيل متناسب با مفاهيم اساسي اسلام دارد با اين وجود چرا اين اواخر عرفان هاي نوظهور بين جوانان بيشتر نفوذ كرده؟
    جوانان اين سرزمين اگر قطعا تجربه هاي مذهبي داشته باشند به اين مكتب ها گرايش پيدا نمي كنند اگر گرايشاتي نيز ديده مي شود ناشي از تاثيراتي است كه هجمه مدرنيته بر بشر و از جمله جوانان گذشته است به اين مسئله بايد توجه نمود كه كه روحيه جوانان با برخي از ويژگي هاي مدرنيته سازگار است از جمله تعبد گريزي و وجه سكولاري كه دنياي مدرن به شدت دنبال آن است ونيز رفاه و آرامش مجازي كه از سرعت جنون وار تكنولوژي عايد بشر معاصر مي شود و در مقابل يكسري اوامر و نواهي كه براي انسان معاصر سخت مي نمايد .لذا جوانان بيشتر گرايش پيدا مي كنند به سمت مكتب هايي كه چارچوب انضباطي ندارد و تهي از شريعت اند. البته اين آسيب ها و زمينه ها با تربيت وتعليم جوانان با روش هاي جذاب و شيرين و چشاندن طعم واقعي آرامش حاصل از دين قابل برطرف كردن است.
    آيا ممكن است قسمتي از مسئله و مشكل برگردد به اين نكته كه ما منابع معرفتي خود را آنچنان كه مقتضاي عصر باشد به روز نكرده ايم؟
    بله همين طور است هنوز ادبيات عرفاني ما در چارچوب يك نثر فاخر است و به روز نشده است حتي در گذشته نيز چنين بوده است مكاتيب عبدالله قطب چيزي همسنگ با مثنوي معنوي است اما چون بسان مثنوي به شعر در نيامده و فولكور نشده لذا عمومي هم نشده است. در مورد عرفان و ادبيات عرفاني ما هم همين اتفاق نسبت به عصر جديد اتفاق مي افتد. در گذشته فتوت نامه ها با محتواهاي عرفاني در ميان عموم مردم رايج بود اما امروز فقط مختص به زورخانه ها و آن هم در بعضي مواقع شده است. الان خيلي ها معتقدند كه اگر اسلام بخواهد در ميان عموم انسان ها گسترش پيدا كند يكي از راه ها عرفان است چرا كه توده مردم به جهت نيازهاي ذاتي معنويت خواه هستند در مورد عرفان كمتر كتابي داريم كه براي جوانان مفيد باشد آثار سيدمهدي شجاعي در بخش هاي عرفاني مي تواند مطرح شود.
    عرفان اگر نتواند خودش را عمومي كند مخاطبش را از دست مي دهد. دردي كه فلسفه نيز از آن رنج مي برد.
    توجه به اين نكته لازم است در قرن بيستم فيلسوفان نوعا نمايشنامه نويس و رمان نويس شدند . سارتر، كامو ، كافكا و... اينها متوجه شدند اگر مثل كانت وديگران فقط به متن هاي فلسفي بسنده كنند يك عده مخاطب خاص خواهند داشت لذا تصميم گرفتند با نمايشنامه و رمان انديشه هاي خود را به ميان عموم مردم ببرند و بردند و اين اتفاقي است كه در عرفان ما بايد بيفتد و به اين هم نبايد بسنده كرد واز توجه به قدرت اعجازآ ميز هنر تصوير در جذب مخاطب غفلت كرد. جالب است بدانيم آثار كامو در حد رمان مخاطب خوبي دارد اما همين اثر وقتي به فيلم در مي آ يد به عنوان نمونه در آثار وودي آلن مخاطب چند برابر مي شود.
    امروز يكي از خبرهاي جالب در عالم فلسفه انتشار كتاب هاي فلسفي براي كودكان و نوجوانان است چيزي كه عرفان نيز مي طلبد.
    يك پتانسيلي كه در اسلام وجود دارد و مي شود خيلي خوب از آن در راستاي عرفان اسلامي بهره جست بحث مهدويت و گرايش به انتظار است نظر شما در ايجاد تعامل بين اين دو ؟
    بله در درون اسلام بسترهايي وجود دارد كه مستعد تجربه هاي عرفاني اند مهدويت يكي از آنهاست . از ديگر موارد مي توان به ارتباط ائمه معصومين (ع) از طريق زيارت اشاره كرد. بهترين حالت هاي عرفاني در يك مسلمان در ايام محرم شكل مي گيرد و نيز هنگام زيارت و دعا در حرم ائمه معصومين و يا مواقعي كه ندبه مي كنند و ناله انتظار سر مي دهند .
    توجه به جواناني كه چه بسا گرايشاتي نيز به فرقه هاي نوظهور داشته باشند در ايام محرم اين نكته را اثبات مي كند كه ذائقه اين جوان ها با مذهب شيرين تر است تا موارد ديگر.
    يكي از راه هاي عمومي سازي عرفاني در مكتب اسلام توجه به اين پتانسيل ها و استفاده صحيح از آ نهاست بنابراين اگر يك مقدار تامل شود مي توان گفت كه عرفان اسلامي تا حدودي خودش را به ساحت عموميت كشانده است.
    در اسلام و خصوصا تشيع براي گسترش عرفان ناب بسترهاي مناسبي وجود دارد از جمله عاشورا ، انتظار، زيارات ائمه اطهار (ع) و... اما متاسفانه راهكارها متناسب با روحيات و خواسته هاي نسل نيست . همين كه مي بينيم كه كتاب “خدا كند كه بيايي” از سيد مهدي شجاعي مكررا چاپ مي خورد اين نكته را هشدار مي دهد كه مي توان كاري كرد.
    از آسيب هايي كه حوزه عرفان را تهديد مي كند ؟
    يكي از اينها مي تواند روحيه عقل گريزي آن باشد هرجا عقلانيت كاهش داشته دكان بازاري زياد شده است. من معتقدم عرفان نيز بايد با عقلانيت تا حدودي آشتي كند.
    در تاريخ فرهنگ ما فرقه هاي عقل گريز مانند شيخيه، اسماعيليه، آسيب هاي اساسي داشتند طوري كه از بهائيت و بابيت سر در آوردند. در تفكر اهل سنت نيز حنبلي ها كه عقل گريز بودند و به وهابيت ختم شدند . بايد بين عقلانيت ،عرفان و حتي ايمان توازن ايجاد كرد. چنانكه در سيره پيشوايان دين چنين بود و هيچ وقت يكي را به نفع ديگري كنار نگذاشتند .
    بر خلاف آنچه در تاريخ عرفان و فلسفه ديده مي شود عارفان گفتند كه پاي استدلاليون را چوبين دانستند و فيلسوفان دست رد بر شهودات عارفان زدند . اما پيشوايان دين تلاش كردند تا يك شخصيت ارگانيك و اندام وار ايجاد كنند.
    در دين عقل و حتي تجربه حس و شهودات همه به رسميت شناخته شده اند . در نگاه به متون دين در مي يابيم كه هيچ گاه دنيا به نفع آخرت و آخرت به نفع دنيا كنار نرفته است. بايد بگويم اگر تفكرات پيشوايان دين اسلام ترويج وتوسعه پيدا مي كرد نهضت علمي در ميان مسلمانان اتفاق مي افتاد.
    ما افتخارمان اين است كه امام صادق(عليه السلام) به علوم تجربي هم اهميت مي دهد. ابن هيثم وخوارزمي ها از اين فرهنگ در آمده اند اما متاسفانه بعدها به دليل غلبه رويكرد عرفاني اين عرصه ها از رشد كافي درماند به نظر من عرفان و عقلانيت بايد در نظارت هم رشد كنند.
    رابطه بين جنگ و عرفان را چگونه برآورد مي كنيد آيا مي توان گفت كه يكي از بسترهاي مناسب در راه دستيابي به عرفان ناب مي تواند در توجه به فرهنگ ايثار و ازخودگذشتگي ظهور پيدا كند؟
    يكي از انديشمندان مي گويد كه جنگ يكي از صحنه هاي ژرف هستي آساست كه به انسان تولد دوباره مي دهد ما اين را در دوره جنگ و دوران دفاع مقدس مان تجربه كرديم .
    دوران دفاع مقدس يكي از بهترين فرصت ها بود كه هم جنبه حماسي در آن موج مي زد و هم بهترين بستره تجربه ها و حالات عرفاني بود . در جبهه هاي نبرد شرايط وزمينه هايي خلق شده بود كه بدون اينكه كسي عرفان تدريس كند رزمندگان و جوانان ما در اعلي ترين مرتبه به تحول شايسته يك انسان مي رسيدند چيزي كه در غير اين روزها بعد از طي سال هاي طولاني و گذراندن مراحل سلوك و زدودن رذيله ها تا حدودي به دست مي آيد اما جوانان رزمنده و بسيجي در مدت كوتاهي به آن كمالات شايسته رسيدند و به تعبير حضرت امام(ره) ره صد ساله را يك شبه پيمودند.
    عرفا معتقدند كه كم گويي،كم خوري و ذكر مدام از ضروريات سلوك است و بدون طي اين مراحل شهود حاصل نمي شود اما رزمندگان و بسيجيان ما در جبهه هاي نبرد نه تنها اين اصول كه فراتر از اينها را موبه مو كردند و بر تمام منيت ها و رذايل دست رد زدند و رسيدند به مقامي كه در چشم انداز عرفان ناب متجلي شده است. البته در هر جنگي هم اين ويژگي ها آفريده نمي شود جنگ هايي از جنس دوران مقدس كه بر محور اعتقادات و مذهب پيش مي رود حائز اين امتيازات است.
    توجه به اين نكته ضروري است كه جهان شبيه يك دهكده شده است و نمي توان به ديوارهاي فيزيكي دلخوش بود بايد روي نهاد پاك جوانان متمركز شد و آنها را از درون بيمه نمود.
    


 روزنامه رسالت، شماره 6488 به تاريخ 7/5/87، صفحه 17 (گفتگو)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1797 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مطالعات تطبيقي قرآن و حديث
متن مطالب شماره 10، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است