|
دستخط هاي ماندگار
گفتگو با استاد سيد محمد اصفيايي، سرپرست گروه فهرست نگاران نسخه هاي خطي كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي گفتگو از محمد آفتابي نحوه استفاده از نسخه هاي خطي در زمان گذشته چگونه بود؟ دانش پژوهان گذشته هر كتابي كه به دستشان مي رسيد براي استاد خود مي خواندند و اگر مشكلي به نظرشان مي رسد طبق نظر استاد تصحيح مي كردند و در حاشيه مي نوشتند. در بعضي مواقع استاد در پايان هر درس به شاگردان خود اجازه نامه اي مي نوشت كه: “به صرف سندهايي كه نسبت به مولف اين كتاب داريم و از سلسله آنها مجاز هستيم به اين آقايان اجازه مي دهيم كه اين كتاب را نقل كنند و بخوانند.” در روش ديگري علما يك نسخه را نسخه اصلي قرارداده و بقيه نسخه ها را از روي آن تصحيح مي كردند. روش مستند كردن احكام و معارف از صدر اسلام تا اين اواخر چنين بوده است. باتوجه به توسعه اي كه صنعت چاپ كرده است به نظر شما پرداختن به كتاب شناسي و نسخه شناسي چه ضرورتي دارد؟ در گذر ايام اين احتمال كه كتاب هاي خطي از بين برود و كساني بيايند و مدعي شوند كه مبدا خيلي از امور ديني شما مثلابه دوران صفويه يا سربداران و ... مي رسد كه معمولاچنين اتهاماتي هرچند در سطح عوام بوده و هست اما به بركت راهي كه در كتابخانه حضرت آيت الله مرعشي نجفي شروع شده است آثار شيخ طوسي به خط خودشان كه به 1460 هـ.ق وفات كرده است در اين مكان وجود دارد. از جمله تفسير تبيان ايشان كه روي يك جلد آن، ايشان به دستخط خودشان به پسرشان اجازه داده اند. باتوجه به مطالب شما، كتابخانه حضرت آيت الله مرعشي نجفي بايد داراي ويژگي هاي خاصي باشد؟ بله اين كتابخانه تفاوت هاي اساسي با ساير مراكز دارد اينكه اينجا توسط شخص و بدون هيچ بودجه دولتي ساخته شده است و نيز در مدت زماني كوتاهي به مرحله رشد و بالندگي رسيده است. مثل كتابخانه آستان قدس و يا كتابخانه مجلس نيست كه هزار سال سابقه داشته و يا از زمان مشروطيت و با بودجه دولتي ايجاد شده باشد. اين كتابخانه اولااين اواخر مورد حمايت هيچ دولتي نبود تفاوت ديگر اين كتابخانه اينكه زير نظر يك فرد مجتهد، دانشمند و خبره تاسيس شده است. حضرت آيت الله مرعشي اهداف خاصي داشت به اين صورت كه كتاب هاي اصيل، تاريخي و محتوايي در اينجا جمع مي نمود. ايشان از عصر صاحب شرايع تا زمان حال دستخط هايي را جمع نموده اند كه زنجيروار به هم مربوطند. مثلادر جايي حاج حسين نوري يك سند حامل اجازه روايتي نقل مي كند كه به عالم ما قبل خود ارجاع مي دهد در اين كتابخانه دستخط هر دو اجازه موجود است. مزيت ديگر اينكه اينجا به عنوان يك مركز فرهنگي است كه از دل حوزه علميه جوشيده است و مورد بازديد دانشمندان و دانش پژوهان از داخل و خارج كشور مي باشد. از نحوه برخورد دانشمندان غيرمسلمان در بازديد از اين مكان بگوييد. يادم مي آيد در بازديدي كه يك عده از خاخام هاي يهودي ضد صهيونيستي از اين كتابخانه داشتند وقتي كه چشم شان به يك كتاب “عبري” در ويترين افتاد از اينكه در مركز جهان تشيع يك كتاب عبري نگهداري مي شود سخت در تعجب بودند و مي گفتند كه گمان ما اين بود كه اگر شما شيعيان به يك كتاب عبري دست پيدا كنيد در اين مرحله آن را بسوزانيد. خلاصه اينكه آنها با اشتياق تمام ساعت ها بيشتر از وقت اختصاصي خود از اين مركز بازديد كردند. كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي مكان مناسبي است كه ميهمانان خارجي از اديان مختلف از آنجا بازديد كنند. استاد! نسخه شناسي و نسخه يابي را به زبان ساده براي مخاطبين معرفي كنيد و بفرماييد آيا اين هنر و علم از يك مقطع تاريخي مشخصي كليد خورده است؟ البته نسخه شناسي فني است كه در گذشته رونق داشته و امروز در هجمه صنعت چاپ تقريبا گم شده است. نسخه ها مانند فرش هاي دستباف هركدام احكام خاص خود را دارند. از يك كتاب ممكن است 50 نسخه موجود باشد يكي نويسنده اش كم سواد باشد، خوش خط باشد، بد خط، صحيح، مستقيم، معتبر، بازاري، صفاتي هستند كه نسخه هاي مذكور مي توانند داراي آنها باشند و يا نباشند. كه يك نسخه شناس با مراجعات فراوان به اين نوع كتاب ها، توانايي تشخيص و شناسايي نسخه ها در او ملكه مي گردد. در گذشته اغلب علما چون سر و كارشان با كتاب ها و نسخ كهن بود لذا در سطح عموم، همگان اطلاعاتي راجع به نسخه هاي خطي داشتند اما در اين بين عده اي خاص تر بودند نمونه اش در زمان ما آقا بزرگ تهراني صاحب “الذريعه” ايشان سر و كارش با كتاب هاي خطي بود و آثار شيعه را جمع آوري نموده و در آغاز كتاب هايش در مورد مولفين بحث نموده است. علامه مجلسي يك كتاب شناس بود و از همه اينها بالاتر ميرزا عبدالله اصفهاني تبريزي در قرن 11 و 12 كه در نسبت كتاب به مولف بسيار ماهر بوده و همين شخص در جمع آوري منابع كتاب بحارالانوار به علامه مجلسي كمك هاي فراواني كرد. و نيز “ابن شهر آشوب” در قرن ششم كتابي با عنوان “معالم العلما” دارد كه در آن به ذكر رجال شيعي و بعضي از مولفين كتاب ها پرداخته است. ايشان حتي يك فهرستي از كتاب هايي كه مولفشان شناخته نشده دارد كه تا هنوز هم ناشناخته اند. آيا تاكنون در مورد كتاب شناسي و ابعاد مختلف آن اثراتي نيز به نگارش در آمده است؟ كتاب هاي زيادي در اين مورد نوشته شده كه شايد از اولين آنها كه منتشر و معروف شد “فهرست ابن النديم” باشد. محمد بن اسحاق نديم از شيعيان و اولين كسي است كه فهرست مصنفات و آثار را نوشته است. حتي اروپاييان نيز بهره ها از اين اثر برده اند و مكررا چاپ كرده اند به طوري كه ا ين كتاب در اكثر كتابخانه هاي بزرگ دنيا وجود دارد و جزء منابع درجه اول به شمار مي رود. كتاب ديگر كشف الظنون است كه به صورت الفبايي تنظيم شده و كتاب هاي عربي، فارسي و تركي را معرفي نموده است. در ميان شيعه ها در اين زمينه برجسته ترين كار را آقا بزرگ تهراني صاحب الذريعه به انجام رسانده است. مراحل كار در نسخه شناسي و كتاب شناسي چگونه است؟ اولين كار اين است كه با بررسي اجمالي كتاب سال (سنه) آن را مشخص مي كنيم. كتاب ها اغلب تاريخ دارند. اگر فاقد تاريخ باشند يكي كتاب شناس حائز اين توانايي است كه قرن آن كتاب را از آثار و علائم موجود در نوع خط، نوع جنس كاغذ، نوع طرح بندي و .. حدس بزند به اين صورت يك كتاب شناس گاهي ريشه يك كتاب را تا قرن سوم موشكافي مي كند اما جلوتر از آن كتاب خطي كه شناخته شده باشد وجود ندارد به جز قطعاتي از قرآن كريم. استاد! آيا تعيين نسخه يك كتاب امري ذوقي است يا قوانين خاصي دارد؟ تقريبا يك قسمتي، ذوقي است ولي مواردي هم هست كه به نوع كاغذ، خط، مركب و شيوه نگارش بستگي دارد. البته اينكه به صورت خط كشي شده قوانيني را رديف كنيم چنين نيست. چنانكه در فر ش هاي قديمي نيز قاعده بر اين منوال ا ست كه يك استاد فرش با ديدن تركيب رنگ ها مثلاپي مي برد كه اين نقش ها بايد متعلق به دوره فراهان باشد. حال اگر از اين استاد دليل مطالبه كنيم نهايت چيزي كه ارائه مي كند اينكه مي گويد: “من چنين ديده ام.” يك كتاب شناس هم كتاب هاي مربوط به يك قرن را در شكل، شمايل و كاغذ هاي خاصي ديده كه مشاهده آنها وي را به تعيين سال يك كتاب رهنمون مي گردد. ويژگي هاي نگارشي و كتابت يك قرن با تكرار مشاهدات و آثار در ذهن يك كتاب شناس حك مي شود. در بعضي از موارد يك نسخه خطي نه از حيث متني كه از نظر هنري مورد توجه قرار مي گيرند. مثلاقطعه اي از قرآن كريم با خط بسيار عالي و تذهيبي در نهايت شكوه اما اول و آخر آن افتاده است اينجا موضوع شناخت مولف نيست بلكه مسئله هنر و زمان در كار است در اين رابطه در كتابخانه آستان قدس رضوي قطعاتي بسيار بزرگ از قرآن كريم موجود است كه خط و تذهيب آنها را به يكي از نوادگان تيمور نسبت مي دهند. از بس كه اين سبك هنري شناخته شده است. را ه هاي شناسايي كتاب ها، اغلب در حين كار مشخص مي گردد. به عنوان نمونه وقتي در يك كتاب به قرن 11 مي رسيم خود مولف از مولف ديگري در همان عصر يا يك قرن قبل تر نام مي برد با اينكه از كتاب هاي ديگر خود در همان عصر را متذكر مي شود كه اين نكات نوشته مي شوند. فهرست نگاري بعد از اين مراحل است؟ ترتيب كار در فهرست نگاري نيز بسان مواردي است كه ذكر شد. چارچوب كلي كار به اين ترتيب است كه ابتدا كتاب از حيث موضوع و مولف شناسايي مي گردد و بعد گزارش نسخه نوشته مي شود. در اين گزارش به تعداد صفحه، نوع كاغذ، تاريخ كتابت، كاتب نسخه، خصوصيات، نوع مهر هايي كه روي اثر خورده است اشاره شد و در پايان منابع استفاده شده ذكر مي گردد. آيا مي شود گفت كه نهضت احياي نسخ خطي و شناسايي كتاب هاي كهن به صورت منظم با حضرت آيت الله مرعشي نجفي شروع شد؟ دقيقا همين طور است. حضرت آيت الله مرعشي متوجه شدند كه يك عده اي از خارج هجوم آورده و نسخ و كتاب هاي خطي را خريده اند و از كشور خارج مي كنند اگر تيزبيني ايشان نبود اكثر نسخه ها و كتاب هاي كهن و با ارزش از كشور خارج شده بود. حتي يك دوراني به سفارش بعضي از كشورهاي بيگانه تعزيه نامه هاي اصيل خريداري و از ايران خارج شد و متاسفانه امروز نمي توان ده نسخه اصيل تعزيه نامه را كنار هم چيد. خوشبختانه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نسخه هاي خطي مورد اهتمام بيشتري قرار گرفت. در خارج از كشور به عنوان نمونه فقط در آلمان و در موزه برلين حدود 10 هزار نسخه از كتاب هاي اسلامي وجود دارد كه يك دانشمند آلماني آنها را فهرست كرده و در 10 جلد منتشر نمود. كه يكي از كتاب هاي فهرستي خوب است و در آن عناوين را عربي و توضيحاتش را فارسي آورد. طبق فهرست هايي كه از كتاب ها و نسخه هاي اسلامي وجود دارد بخش عمده اي در اروپا و آمريكاست كه متاسفانه در اثر سهل انگاري اين منابع ارزشمند كه مبين مقطع هايي از تاريخ فرهنگي اين مرز و بوم است از دست رفت و صد متاسفانه اين جريان هنوز هم ادامه دارد. همين اواخر بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي نسخه هاي زيادي از آثار اسلامي كه در آذربايجان، ازبكستان، تاجيكستان موجود بود توسط اروپاييان تاراج شد و اين جاي بسي تاسف است. يا در كشور اصيلي مثل عراق كه روزگاري شكوه كتابخانه اي كه در روضه حضرت اميرالمومنين(ع) قرار داشت دل هاي دانشمندان را مي برد امروز هيچ خبري نيست. توجه به اين نكته مفيد است كه شيخ عباس قمي، نقل مي كند كه من در كتابخانه روضه حضرت اميرالمومنين(ع) كتابي به تاريخ 385 هـ.ق ديدم اما اين همه اصالت را چه وحشيانه تاراج كردند و بردند. خوشبختانه در ايران با همت ويژه علما و مراجع بخصوص حضرت آيت الله مرعشي نجفي از اين تاراج ها جلوگيري شد. آيا مشخص است كه در كتابخانه آيت الله مرعشي چند كتاب خطي موجود است؟ توجه به اين نكته لازم است كه در گذشته كتاب هاي كم حجم را به خاطر محدوديت و كمبود امكانات و سختي تجليد به صورت مستقل چاپ نمي كردند. و بعضا حتي 100 كتاب را يكجا مجلد مي نمودند. مثلارسائل شيخ مفيد كه بسيار كم حجم اند در كنار هم و در يك جلد قرار گرفته اند كه در معرفي همين يك جلد بايد 66 نسخه معرفي گردد .. . به طور كلي در اين كتابخانه حدود 6000 نسخه موجود ا ست كه تا كنون يك سوم آنها فهرست شده كه از حيث نسخه شامل 1500 نسخه مي باشند. اين كتابخانه به دليل خريدهايي كه دارد و نيز هدايايي كه به آن مي شود از نظر آمار هر سال جديدتر مي شود. آيا بعد از فهرست نگاري كتاب ها چاپ هم مي شوند؟ نه، خود فهرست چاپ مي شود ولي نسخه دست نخورده مي ماند كه اگر موسسه اي خواست آن را چاپ كند كپي اش را از كتابخانه مي گيرد البته بعضي از آثار را هم خود كتابخانه چاپ مي كند. استاد! به نظر شما يك مصحح خوب چه مقدار بايد به نسخه ها آشنايي داشته باشد؟ يك مصحح كه با نسخه خطي سر و كار دارد يا بايد خودش كتاب شناس باشد و يا با يك كتاب شناس ماهر در ارتباط باشد. در تصحيح تمام ملاك اين نيست كه به قديمي ترين نسخه دسترسي داشته باشيم چرا كه ممكن است نسخه قديمي باشد ولي از همان ابتدا يك شخص كم سوادي آن را نوشته باشد. اما ممكن است كه نسخه اي چندان قدمت نداشته باشد ولي چند دانشمند بعد از جلسات بحث و مطالعات، نسخه اي صحيح تر از روي نسخه اصلي ارائه داده باشند اينجا نسخه دومي به مراتب معتبرتر و براي مصحح مفيدتر است. براي يك مصحح تسلط به زبان نسخه، شناخت منابع آن و احاطه بر موضوع از اولويت ها است. نسخه شناسي؛ شغل و حرفه، هنر يا علم؟ نسخه شناسي مي تواند همه اينها باشد. در گذشته كساني بودند كه به “وراق” معرف بودند. وراق يعني كتابفروش البته كتابفروشي كه دانشمند و عالم نيز هست. ابن النديم كه از قديمي ترين كتاب شناسان و نسخه شناسان بوده، وراق نيز بود. ديدگاه هنري نسبت به نسخه شناسي بر مي گردد به علوم آنتيك شناسي كه معمولادر يك موزه بخشي را هم به كتيبه هاي خطي اختصاص مي دهند. البته ممكن است كساني نسخه شناسي را كسب و حرفه خودش قرار دهند. الان هم بعضي از آقايان هستند كه در كتابخانه مجلس و يا ملي به عنوان “مقوم” هستند به اين صورت كه كتاب ها را تقويم نموده و بابت آن حقوق مي گيرند. در نسخه شناسي از زير شاخه اي با عنوان كديكولوژي نام برده مي شود توضيح شما در اين مورد؟ بله كديكولوژي يعني خط شناسي كه گذشتگان ما بدون كدگذاري به اين امر اهتمام داشتند. مثلايكي از خطاطان بزرگ اين سرزمين ميرزاغلامرضا اصفهاني است كه سبك و مكتب خاص خودش را دارد. براي جواناني كه مايل به فعاليت درخصوص اين هنر و حرفه هستند آيا متن هاي مدوني براي آموزش وجود دارد؟ آيا اصلااين هنر و حرفه استعداد مطرح شدن را دارد يا اينكه موردي است كه بايد تجربي ياد گرفته شود؟ كتاب شناسي و نسخه يابي و فهرست نگاري مسلما استعداد قابليت طرح را دارد اما نه فقط در كاغذ. اگر روزي تصميم بر آموزش اين هنر باشد مي توان يكسري عكس هايي از نسخه ها در اختيار دانشجو قرار داد. البته بخش كتاب شناسي نياز به در افتادن لمس با نسخه و كتاب ندارد و قابل آموزش به صورت مكتوب است. اما در نسخه شناسي يك دانشجو مي بايدبه صورت تجربي وارد ميدان شود و مستقيم با دست خط ها و كاغذها در افتد. در متون فهرست نگاري و نسخه شناسي درخصوص كتاب هاي اسلامي يكي از پيش نيازهاي اوليه طلبگي است چرا كه همه اين كتب محصول طلبگي هاي دانشمندان علما و مراجع گذشته است. ادامه در صحفه19 دستخط هاي ماندگار
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 84 بار
|