|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 در    جستجو:  
روزنامه رسالت87/6/17: شيفت پارادايمي از واقع گرايي به نوواقع گرايي
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 8156
چهارشنبه يكم مرداد ماه 1393



خدمات سايت




 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6519 17/6/87 > صفحه 18 (انديشه) > متن
 
      


شيفت پارادايمي از واقع گرايي به نوواقع گرايي


نويسنده: آرمان قيصره دهي -دانشجوي كارشناسي ارشد روابط بين الملل

مقدمه :
    شيفت پارادايمي از رئاليسم به نئورئاليسم را كه مي توان به صورت “ تحول گفتماني از واقع گرايي به واقع گرايي جديد “ نيز معني كرد از مباحث تئوريك مطرح در عصر حاضر مي باشد. بر صاحب نظران روشن است كه اساس و پايه هر رشته علمي “تئوري” آن علم است. به ديگر سخن اين تئوري مي باشد كه همچون چراغي راهگشاي جستجوگران است . تئوري ها را مي توان از دو جبهه مورد مطالعه قرار داد. جبهه نخست قوام و پختگي تئوري مي باشد كه تئوري در علومي مثل علوم تجربي داراي چنين قوام وساختار است لكن در علوم انساني تئوري ها از اين استحكام به دور مي باشند.
    دليل آن را مي توان در اين دانست كه بحث ما در علوم تجربي ماده بي روح و روان است لكن مورد بحث در علوم انساني بشر ذي شعور است. جبهه ديگر در “ تئوري “ بحث اشراف صاحب نظران آن رشته نسبت به آن تئوري خاص است. از اين منظر است كه افرادي كه در آن رشته خاص سال ها تحقيق و تدبر كرده اند نسبت به هم در جايگاه هاي گوناگوني قرار مي گيرند.
    اين مورد هم در مباحث علوم تجربي و هم در مباحث علوم انساني اتفاق مي افتد.
    از اين منظر است كه برخي مهندسين بر برخي ديگر ارجحيت پيدا مي كنند زيرا كه عوامل دخيل بر يك تئوري را نسبت به مهندسي ديگر بهتر درك كرده اند. در حوزه علوم انساني نيز برخي از انديشمندان به خاطر اشراف بر مباحث تئوريك بر ديگر صاحب نظران آن رشته اولويت پيدا مي كنند. اين اشراف بر مباحث تئوريك تا بدانجا پيش رفته است كه تئوري در علوم انساني همان نقش تئوري در علوم تجربي را براي برخي ها پيدا كرده است. بر اربابان بصيرت آگاه است كه ما مكتبي در مباحث علوم اجتماعي داريم به نام “ مكتب پوزيتويستي” )positivism approach( كه ترجمه آن “ مكتب اثبات گرايانه” مي شود. اين مكتب علوم اجتماعي را همان فيزيك و شيمي اجتماعي مي داند و قوانين مدون آن علوم را بر علوم اجتماعي نيز صادق مي داند. اين مكتب در ايالات متحده كه خاستگاه آن نيز مي باشد طرفداران بي شماري دارد. همچنين پرواضح است كه رشته بين رشته اي روابط بين الملل)international relations( و گرايش هاي 4 گانه آن در مقاطع دكترا PH.D و فوق دكترا Post-Doctoral شامل : (حقوق بين الملل- سازمان هاي بين المللي- سياست بين الملل -اقتصاد بين الملل) و يا رشته علوم سياسي )political science( و گرايش هاي چهارگانه آن در مقاطع دكترا و فوق دكترا ( مثل : جامعه شناسي سياسي، سياستگذاري عمومي، انديشه سياسي ، مسائل ايران) و يا حتي در رشته مطالعات منطقه اي و گرايش هاي آن مثل مطالعات خليج فارس ، مطالعات آسياي ميانه، مطالعات قفقاز و ... كه تاريخ - جغرافيا و مسائل اجتماعي و سياسي اين مناطق را بررسي مي نمايد همگي نيازمند تئوري روابط بين الملل هستند. متاسفانه اكثريت قريب به اتفاق دانشجويان علوم اجتماعي در ايران حتي در مقاطع تحصيلات تكميلي بر خلاف دانشجويان علوم مهندسي ضعف مفرطي در مباحث تئوريك دارند و بيشتر به دنبال مباحث پراتيك هستند.
    به ديگر سخن اكثر دانشجويان در اين گونه رشته ها از لحاظ تئوري، يك عمل انجام گرفته را نمي توانند تجزيه و تحليل نمايند.
    اين درحالي است كه اگر كسي از لحاظ تئوريك قوي باشد با خواندن چندين سطر آغازين يك مقاله علمي در رشته هاي علوم انساني به راحتي عقيده فكري نويسنده را تشخيص مي دهد. به طوري كه به عنوان مثال در رشته روانشناسي در صورت اشراف كامل بر تئوري هاي اين رشته خواننده به سرعت رقم فكري نويسنده را تشخيص مي دهد و قس عليهذا.
    در عرصه روابط بين الملل ما داراي 4 مكتب علمي هستيم . لازم به ذكر است كه هر مكتب علمي بايد توضيح دهنده 3 محور اساسي زير باشد .
    چهار مكتب مهم روابط بين الملل رئاليسم (-1) وابستگي متقابل (-2 ) وابستگي(-3) جهان وطن انگاري(4) هستند . به عبارت صحيح تر به طور خلاصه سه محور مهم در چهار مكتب روابط بين الملل عبارتند از: الف- ساختار نظام بين الملل(5) ب- اصل حاكم بر نظام بين الملل ( يا منطبق نظام بين الملل()6) ج) توزيع قدرت در نظام بين الملل(7)
    ساختار نظام بين الملل در مكتب رئاليسم يا واقع گرايي دولت محوري centric-State، در مكتب وابستگي متقابل چند محوري Centric-Multi در مكتب وابستگي جهان محوري centric-Global و در مكتب جهان ستايي يا ايده آليسم در جامعه جهاني World society مي باشد. اصل حاكم بر نظام بين الملل يا منطبق نظام در مكتب رئاليسم هرج و مرج Anarchy در مكتب وابستگي متقابل پيچيدگي complexity در مكتب وابستگي شكل يا شيوه توليد و تجارت تاريخي Historical Mode of production and Trade و در مكتب جهان وطن انگاري اخلاقيات Ethics مي باشد. توزيع قدرت در مكتب رئاليسم نابرابر unequal در مكتب وابستگي متقابل تقريبا برابر somewhat equalدر مكتب وابستگي نيز نا برابر بين كشورهاي توسعه يافته صنعتي و توسعه نيافته Unequal و در مكتب جهان ستايي به طور آرمان گرايانه بايد برابر Equal باشد.
    به اين ترتيب جدول زير را مي توان براي شناخت محورهاي مهم چهار مكتب ترسيم نمود.
    محورهاي نظام بين الملل در چهار مكتب رئاليسم، وابستگي متقابل ، وابستگي و جهان ستايي.
    مختصات تحول از رئاليسم به نئورئاليسم:
    مقدمه فوق كه به صورت خلاصه 4 مكتب اصلي روابط بين الملل را معرفي نمود از اين منظر حائز اهميت است كه چهارچوب فكري خوانندگان را نظم مي بخشد. از اين نظر اكثر صا حب نظران اين رشته معتقدند كه بعد از فروپاشي نظم 2 قطبي و پس از يك دهه از مقبوليت گفتمان وابستگي متقابل (ليبراليسم) سياست خارجي ايالات متحده از سال 2001 دوباره از ليبراليسم به رئاليسم تغيير جهت پيدا كرده است. به عبارت صحيح تر بعد از وقايع 11 سپتامبر 2001 و پس از فترتي 10 ساله كشورهاي جهان دوباره چهره اي واقع گرا در عرصه مناسبات خود يافته اند. همين تغيير جهت در سياست خارجي آمريكا به عنوان ابرقدرتSuper power در حال حاضر جهان بسار حائز اهميت است .
    در واقع هر نوع تغييري در سياست خارجي آمريكا يك نوع تلنگري در عرصه بين الملل به حساب مي آيد و حوزه هاي مورد مطالعه آن را دچار جزر و مد مي كند. به عنوان مثال وقتي ايالات متحده و بريتانيا در دهه 80 ميلادي از سازمان “ يونسكو” بيرون رفتند حوزه سازمان هاي بين المللي در روابط بين الملل دچار تغييرات گشت و چارت تشكيلات يونسكو و علي الخصوص حوزه مسائل مالي آن بسيار تغيير پيدا كرد و يا در حوزه مسائل محيط زيستي امروزه ما شاهد هستيم ايالات متحده از تصويب پيمان نامه كيوتو سرباز مي زند كه براي آينده كره زمين و پديده گازهاي گلخانه اي آن بسيار خطرناك است. در اين مقاله سعي كرده ام شيفت پارادايمي از رئاليسم به نئورئاليسم مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
    لازم به ذكر است كه شيفت پارادايمي در ساير حوزه هاي گفتماني نيز قابل رويت است مثلااز مدرنيسم به پست مدرنيسم يا حوزه هاي مطالعاتي مثل “كاركرد گرايي” به “نوكاركرد گرايي “، “ رفتارگرايي به فرا رفتارگرايي” . اين شيفت به طريق اولي در مكاتب 4 گانه بين الملل نيز قابل اشاره است. به عنوان مثال امروزه نئوليبراليسم گفتمان غالب است و جاي ليبراليسم را گرفته است يا شيفت پارادايمي امروزه از ماركسيسم ارتودوكس به نئوماركسيسم بسيار در محافل آكادميك شنيده مي شود اما آنچه در هر شيفت پارادايمي مهم مي نماياند اين نكته است كه گفتمان هاي مورد بررسي چه رويكردهايي در حوزه هاي زير دارند. حوزه هايي مثل:
    -1 هستي شناختي ontological
    -2 معرفت شناختي Epistemologidal
    -3 متدولوژي Methodology
    -4 رابطه ساختار - كارگزار Structure- Agency
    -5 سطح تحليل Levek of Analysis
    -6 سياست اعلي- سياست ادني Low politics-High politics
    -7 حوزه فيزيكي اطلاق نظريه
    -8 دلايل اين شيفت
    -9 آثار و پيامدهاي اين شيفت
    در زير ابتدا به كلياتي از رئاليسم مي پردازيم :
    دولت در ديدگاه رئاليسم به عنوان مهمترين بازيگر داراي مفهومي وسيع است. در اين ديدگاه دولت نسبت به مولفه هاي گوناگون جهت گيري مي نمايد . به عنوان مثال دولت همواره عقلاني عمل مي نمايد.
    دولت وعقلانيت:
    دولت - محوري بودن ساختار نظام از ديدگاه رئاليسم پيامدهايي براي نظام بين الملل دارد. رئاليست ها دولت را Reify مي كنند كه به معناي دميدن روح حيوان به انسان وانسان به دولت و از دولت به نظام بين الملل مي باشد. بنابراين اگر انسان ها خودپرست و به دنبال منافع شخصي هستند دولت ها نيز از اين ويژگي ها برخوردار خواهند بود. در نتيجه اگر انسان ها همانند حيوان ها همواره در ترس و اضطراب باشند دولت ها نيز در نبود امنيت و بي اعتمادي در هراس خواهند بود. اگر انسان ها در انجام دادن يا ندادن كاري حساب سود و زيان )cost Benefit( را بنمايند دولت ها نيز در هر اقدامي سود و زيان آن را ارزيابي خواهند نمود و در چنين وضعيتي است كه اگر مزاياي جنگ بيش از زيان آن باشد دولت ها وارد جنگ خواهند شد. در صورتي كه انسان ها همواره خردمندانه )Rational choice( تصميم گيري نمايند و خرد گرايي )rationality( بر اعمال آنها حاكم باشد دولت ها نيز چنين ويژگي هايي را در رفتارهاي خود به كار خواهند گرفت. اگر انسان ها درمشاركت و همكاري بيشتر دچار مشكل مي شوند و اگر انسان ها براي جلب منافع خود بيشتر متوسل به شيوه هايي چون - زور - ترغيب و تشويق - سود جويي و پنهانكاري ، نيرنگ و فريبكاري مي شوند دولت ها درست به همين شيوه ها متوسل مي شوند همچنين دولت ها همكاري را فقط در حوزه مسائل امنيتي مي دانند و تازه آن همكاري را هم فقط تا زماني مي دانند كه حاصل منفعتي باشد.
    دولت وهمكاري:
    رئاليست ها معتقدند كه همكاري به هماهنگي نياز دارد و هماهنگي مستلزم اعمال زور است.
    Cooperation needs coordination، and coordination requires the use of force آنان معتقدند در سياست بين الملل هماهنگي يا همنوايي)harmony( موضوعيت ندارد چرا كه هماهنگي پديده اي خودجوش است )spontaneous( كه در آن زور دخالت ندارد و چنين موضوعي در نظام بين الملل شدني نيست از نظر رئاليست ها حتي ريختن پول به صندوق صدقات نيز اختياري نيست و اين عمل نوعي سرمايه گذاري براي ترس از خداوند و بهره برداري از منافع آن در جهان آخرت است.
    رئاليست ها براي اثبات نظريه خود درباره همكاري به دو نظريه شكار گوزن )Stag Hunt Theory( و معماي زنداني )Dilemmas prisoner( استفاده مي كنند . نظريه شكار گوزن بدين گونه است:
    چند تازي با هم همكاري مي كنند تا يك گوزن را به دام بيندازند. براي اين كار با هم تقسيم كار مي كنند كه مثلايكي سر و ديگري پا و ديگري گردن و ... گوزن را مورد حمله قرار دهند. در موقع حمله يك تازي متوجه مي شود كه يك خرگوش از بين پاهاي گوزن بيرون آمده است. در اين موقع آن تازي به فكر فرو مي رود كه نفع آن در اين است كه خرگوش را كه نقد است بگيرد. آن تازي با خود فكر مي كند شايد اين همكاري اصلاموفقيت آميز نباشد و گوزن فرار كند يا شايد تازي هاي ديگر موقع تقسيم غنايم سرش كلاه بگذارند و همين فكرها باعث مي شود كه به سمت خرگوش رفته و جبهه را خالي بگذارد و گوزن از همين جا فرار مي كند . در واقع همكاري به شكست مي انجامد چون نفع تازي در آن لحظه براي صيد خرگوش بر نفع جمعي غلبه پيدا مي كند . نظريه معماي زنداني نيز اين گونه است كه “ دو زنداني در پي جرمي مشترك در دو سلول جدا زنداني هستند. آن دو قول داده اند كه هيچ حرفي موقع دستگيري نزنند. (يك نوع همكاري ) بازپرس به دروغ به يكي مي گويد كه ديگري همه چيز را اعتراف كرده و تمامي گناهان براي تو است و تو محاكمه مي شوي. دراين موقع به علت “ عدم اطلاع داشتن” همكاري از بين مي رود. لازم به ذكر است كه تئوري رژيم هاي بين المللي كه توسط “ كراسنر” مطرح شده است و بدين گونه مي باشد” مجموعه اي از اصول، قواعد صريح يا تلويحي ، هنجارها و رويه هاي تقسيم گيري كه به واسطه آنها توقعات بازيگران پيرامون موضوعات خاص با هم تلاقي نموده و خواسته هاي بازيگران برآورده مي شود “ تا حد زيادي “ عدم اطلاع داشتن “ و”نا آگاهي” را كه موضوعيت دو تئوري فوق است را از بين مي برد و نئورئاليست ها با تبصره “رژيم هاي بين المللي” موفق به حل مشكلات فوق گشته اند.
    شكل گيري مكتب نئورئاليسم:
    اين مكتب در اوايل دهه 1970 و در سرتاسر دوره دهه 1980 به بعد شكل گرفت و تحت تاثير انقلاب رفتارگرايي با هدف علمي كردن واقع گرايي پا به عرصه وجود گذاشت . بسياري معتقدند نئورئاليسم تحت تاثير جنگ سرد بوده اما ريچارد اشلي معتقد است كه اين نظريه در بستر مسائل و مشكلات و بحران هاي اقتصادي ايالات متحده شكل گرفته است و در واقع يكي از ويژگي هاي نئورئاليسم توجه به مسائل اقتصادي است كه رابرت گليپين و استفان كراسنر بيشترين توجه را به مسائل اقتصادي ونهادهاي بين المللي مبذول داشته اند.
    با اين حال مهمترين نماينده نئورئاليسم كنت والتس (والتز) و اثر مشهورش نظريه سياست بين المللي (1979) است كه وجه تمايز اصلي رئاليسم با نئورئاليسم توسط ايشان كه همان “ساختار گرايي” است را معرفي نموده است. از جمله مهمترين نظريه پردازان ديگر در اين عرصه عبارتند از:
    رابرت گيلپين ،استفان كراسنر، جان مير شامر، رابرت كيئن، رابرت تاكز جرج، مدلسكي چالز كيندل برگر.
    مولفه هاي نئورئاليسم:
    بدون شك نئورئاليسم بسياري از مولفه هاي رئاليسم را حفظ كرده است از جمله : تاكيد بر ساختار آنارشيك نظام بين الملل، تاكيد بر دولت به عنوان بازيگر اصلي ( نه تنها بازيگر) قدرت و منافع ملي همچنان به عنوان متغيرهاي كليدي حفظ شده اند و ...
    اما در ارتباط با تفاوت هاي نئورئالسم با رئاليسم بايد به انتقاد كنت والتس از واقع گرايان در كتاب نظريه سياست بين الملل اشاره كرد. والتس تحليل واقع گرايان از نظام بين الملل را تقليل گرا)reductionist ( مي نامد . به اين معني كه خصوصيات نظام را به خصوصيات واحدهاي تشكيل دهنده آن يعني افراد يا دولت ها كاهش مي دهد. والتس معتقد است كه دسته اي از واقعيت ها هستند كه به سيستم و نه دولت ها تعلق دارند و همين عوامل تعيين كننده تعاملات ميان دولت هاست در واقع والتس با اين استدلال مهمترين تفاوت نئورئاليسم و رئاليسم كه همان توجه به ساختار نظام بين الملل است را مطرح مي كند.
    مفهوم ساختار بر اين واقعيت پايه مي گيرد كه واحدهايي كه به نحو متفاوتي كنار هم چيده و با هم تلفيق شده باشند رفتار متفاوتي خواهند داشت و با تعامل با هم نتايج متفاوتي به بار خواهند آورد. ساختارهاي بين المللي نخست بر اساس اصل سازمان دهنده نظام در مورد نظام بين المللي اقتدار گريزي است و دوم بر پايه توزيع توانايي ها ميان واحدها تعريف مي شوند.
    شايد بتوان گفت يكي از دلايل ظهور نئورئاليسم تطابق رئاليسم با مقتضيات عصر حاضر كه همان گسترش ارتباطات ، توسعه همكاري هاي اقتصادي و برجسته شدن نقش اقتصاد در تعاملات بين المللي و ظهور بازيگران غيردولتي است كه در نظريه واقع گرايي جاي خالي اين مسائل نوظهور به شدت احساس مي شد. اين نظريه تلاش دارد تا اين ديدگاه رئاليست ها را كه صحنه روابط بين الملل را به حاكميت قانون جنگل تشيبه مي كنند و معتقدند كه دولت ها هركدام رفتار خاص خود را بروز مي دهند را با برجسته كردن نقش ساختار تعديل نمايند والتس معتقد است ساختار در ابتدا با تعامل واحدهاي شكل مي گيرد اما بعد از شكل گرفتن رفتار دولت ها را شكل مي دهد . در واقع ساختارها واحدها را وادار مي كنند تا اقداماتشان را به روش هاي فراهم شده انجام دهند و همين امر باعث مي شود كه دولت ها با وجود تفاوت هاي فرهنگي، ايدئولوژيكي ، قوانين اساسي و افراد در همه جبهه هاي اصلي كاركردهاي شبيه به هم داشته باشند.
    تاكيد نئورئاليسم بر آن دسته از ويژگي هاي سيستم است كه نحوه ارتباط اجزا را با هم تعيين مي كند. والتز معتقد است كه ساختار هر سيستم سه ويژگي تعيين كننده دارد: -1 اصولي كه اجزا بر اساس آن آرايش مي يابند. -2ويژگي هاي واحدها -3 توزيع توانايي ها ميان واحدها . بنابراين عنصر ساختارگرايي، نئورئاليسم و نظام بين الملل را از حالت حاكميت قانون جنگل بيرون كشيده و با ديكته نمودن كاركردهاي مشابه به واحدها باعث همكاري و همگرايي بين آ نها مي شود.
    تفاوت اصلي رئاليسم كلاسيك با نئورئاليسم را مي توان اين گونه برشمرد:
    -1 رئاليسم كلاسيك قادر به مفهوم سازي نظام بين الملل به صورت ساختاري نبود چون تنها در حدود واحدهاي سياسي پرداخته مي شود و از “فشار سيستمي” ناشي از ساختار بي خبر بود.
    -2 ريشه قدرت در رئاليسم كلاسيك در طبيعت انسان جستجو مي شد. لكن نئورئاليست ها به نمود اقتدار مركزي بين الملل اشاره دارند كه طي آن انباشت قدرت را براي بقاء به دولت ها تحميل مي كند.
    -3 نئورئاليست ها تمايل چنداني به استفاده از زور نشان نمي دهند و به “ همكاري” هم توجه دارند.
    به طور كلي مفاهيم ذيل به طور كم و زياد مورد وفاق و علاقه تمام انشعابات رئاليسم و نئورئاليسم است .
    پي نوشتها در دفتر روزنامه موجود است .
    
    شيفت پارادايمي از واقع گرايي به نوواقع گرايي آرمان قيصره دهي -دانشجوي كارشناسي ارشد روابط بين الملل
    


 روزنامه رسالت، شماره 6519 به تاريخ 17/6/87، صفحه 18 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1438 بار
    



آثار ديگري از "آرمان قيصره دهي -دانشجوي كارشناسي ارشد روابط بين الملل"

  جهاني سازي و مهاجرت (بخش دوم و پاياني)
آرمان قيصره دهي -دانشجوي كارشناسي ارشد روابط بين الملل، رسالت 11/12/87
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
وطن امروز
 پيشخوان
مجله ساينتيا ايرانيكا
متن مطالب شماره 3 (پياپي 99)، 2014را در magiran بخوانيد.

- Experimental Study of Local Scour around a Vertical Pier in Cohesive Soils
- On the vibration of a thin rectangular plate carrying a moving oscillator
- Progressive collapse of framed structures: Suggestions for robustness assessment
و ...
 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1393-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 

 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655

فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!

توصيه می کنيم هنگام استفاده از اين سايت یه ويژه در هنگام جستجو از مرورگر IE استفاده کنيد.
 

تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است