|
ايجاد فضاي پرسشگري براي حفاظت طبيعت ايران
«صنوبر ها به نجوا چيزي گفتند و گزمگان به هياهو شمشير در پرندگان نهادند. ماه برنيامد» زماني طرفداران محيط زيست را افرادي با نگرش چپ تشكيل مي دادند، امروزه اما اين تلقي يكسره رنگ باخته است. آنان كه درك و دريافتي از شرايط پيرامون دارند به اين باور رسيده اند كه همگي ساكنان يك زورقند، پس لازم است بدون خط كشي هاي مرسوم سياسي و جناحي در حفظ اين كشتي سرگردان در درياي متلاطم ويراني ها كوشيد. تنها افرادي تخريب هاي محيط زيست را در سراسر دنيا جدي نمي انگارند كه منافع سرشاري از اين طريق عايد شان مي شود: بنگاه هاي اقتصادي و دوستان مشترك المنافع شان در برابر هر آنچه ممكن است درآمدشان را اندكي كمتر كند، قد علم مي كنند و با توسل به حربه هاي نه چندان جوانمردانه در تلاشند هر نوع روشنگري را در اين ارتباط به محاق ببرند. يكي از نمونه هاي بارز چنين شيوه يي را مي توان در آلاسكا ديد، آنجا كه مردم نسبت به حفاري هاي نفتي در يك پناهگاه حيات وحش اعتراض مي كنند و هر از گاهي سر و صدايي برپا مي شود و بعد تب و تاب فروكش مي كند يا دست كم انعكاس نمي يابد. آنان كه ضربان اقتصاد را در دست دارند شيوه هاي گوناگوني را از ارعاب تا تطميع دوستداران محيط زيست و مخالفان تخريب و آلودگي به بوته آزمايش مي گذارند و طبيعي است از خيل كثير طبيعت دوستان آنان كه قدم هايشان سست تر باشد زودتر رنگ مي بازند. اما تنها قدرت هاي اقتصادي نيستند كه تاب و توان نداي مخالف را ندارند. شماري از آنان كه اداره اوضاع محيط زيست بر عهده شان نهاده شده نيز براي نشان دادن كارنامه يي پربار از دوران زمامداري خود، پيوسته در تلاشند يا شرايط را مطلوب توصيف كنند، يا منتقدان را مغرض و معترض يا سياس و سياسي كار جلوه دهند. اين گروه چنان وانمود مي كنند كه پنداري دسيسه يي در كار بوده است. اينان البته دستاويزي تمام عيار دارند كه مشكلات زيست محيطي امروز ثمره بهره برداري هاي نادرست در گذشته است، پس ديگران كه پيش از آنان بر مسند بوده اند، بايد پاسخگو باشند. در ايران نيز وقتي عده يي در برابر شرايط نگران كننده محيط زيست واكنش نشان مي دهند، با لطايف الحيل، اين اعلام نگراني به حاشيه رانده مي شود تا با سپري شدن زمان، موضوع رنگ فراموشي به خود گيرد. خانه احزاب مدتي پيش نگراني خود را از وضعيت محيط زيست ايران با صدور بيانيه يي صادر كرد. صرف نظر از ديدگاه هاي سياسي احزاب امضا كننده اين بيانيه (يا حتي فراتر از آن گستره جغرافيايي و عملكرد آنها) چنين تلاشي را بايد حركتي رو به جلو به نفع محيط زيست دانست كه سرانجام گروهي سياست پيشه به موضوع مهمي چون طبيعت و محيط زيست كشور توجه نشان داده اند و به درستي دريافته اند كه تخريب هاي بي امان طبيعت را درماني عاجل در دست نيست. گرچه امضاكنندگان اين بيانيه تغيير رياست سازمان محيط زيست را خواستار شده اند، اما به فرض عملي شدن اين خواسته، شرايط بهتري در انتظار طبيعت و محيط زيست ايران نخواهد بود چرا كه لازم است اعتقاد به محيط زيست در ميان آنان كه تصميم ساز و تصميم گير لقب گرفته اند، به وجود آيد. شايد پرسش جدي ساكنان خانه ملت از بالاترين مقام اجرايي در ارتباط با اجرايي نشدن اصل 50 قانون اساسي، تخريب هاي بي امان و مصرف مفرط طبيعت بتواند جرقه يي باشد براي توجه بيشتر به محيط زيست در محفل اجرايي- اداري كشور: جرقه يي كه شايد روزگاري به شعله يي دروني بدل شود و هر اقدامي كه مخرب محيط زيست باشد با ارزيابي صحيح- نه روي كاغذ و با توسل بر معادلات زيرميزي- متوقف شود. ايجاد فضاي پرسشگري در سطوح كلان، پيامي ديگر نيز به دنبال خواهد داشت: آموزش غيرمستقيم محيط زيست به تمام اقشار جامعه و مستمعان و ناظران جلسه پرسش و پاسخ. اين اقدام پيامي سترگ را نيز به همراه دارد: محيط زيست چندان جدي است و به آن توجه مي شود كه حتي مي توان درباره آن از مسوولان رده اول نيز حساب كشيد چه رسد به افرادي كه زمين تصاحب مي كنند، شكار غيرمجاز مي روند يا به سازمان هاي محيط زيستي يورش مي برند. بدين ترتيب با اجراي چنين روشي مي توان خوش بين بود كه محيط زيست در كانون توجهات قرار گرفته و عده يي شرايط را رصد كرده براي بهبود اوضاع كنوني آن اقدام مي كنند: زورق نشيناني كه براي رسيدن به ساحلي امن دست به دست هم داده اند ايجاد فضاي پرسشگري براي حفاظت طبيعت ايران
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 24 بار
|