|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد87/7/3: آیا امیدی به آینده بانک های سرمایه گذاري هست؟
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4551
چهار شنبه 1 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 1626 3/7/87 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
 


آیا امیدی به آینده بانک های سرمایه گذاري هست؟


مترجم: حامد قدوسي

در سال های اولیه دهه کنونی، یعنی زمانی که بانک ها دست به کارهای عجیب و غریبی از قبیل کسب درآمد می زدند، فکر پس ذهن همه این بود که «تا می توانی مثل Goladman Sachs باش.» آن موقع ها روسای بانک ها با حسرت به سودها و شجاعت بانک های محترم سرمایه گذاری در قبول ریسک نگاه می کردند.
     ولی امروزه ورق برگشته و دیگر توصیه «مثل گلدمن ساكس باش» توصیه چندان معمولی نیست.از بین پنج بانک سرمایه گذاری که اول امسال مشغول فعالیت بودند، فقط گلدمن ساكس و مورگان استنلی(1) زنده مانده اند و تردید در مورد پایداری این مدل موضوع بحث روز است. در کنفرانس خبری مربوط به اعلام درآمد که در 16 سپتامبر (26 شهریور، مترجم) برگزار شد مدیران ارشد مالی هر دو بانک مجبور شدند تا از زیر بار سوال های تحلیل گران در مورد امکان زنده ماندن بنگاه متبوعشان بدون کمک های بیرونی شانه خالی کنند. نرخ سوا پ ریسک اعتباری این دو شرکت، که ابزاری است که سرمایه گذاری را در مقابل ریسک ورشکستگی حفظ می کند، با درک پیامدهای از بین رفتن بانک لیمن برادرز به یک باره به بالاجهش کرد. (به نمودار زیر نگاه کنید)
    (توضیح مترجم: CDS یا سواپ ریسک اعتباری ابزاري مالی است که به خریدار آن اجازه می دهد در صورت ورشکست شدن شرکت مربوطه مبلغ مشخصی را دریافت کند، یعنی چیزی شبیه به بیمه. نرخ سواپ نشان دهنده هزینه ای است که خریدار باید بابت این بیمه بپردازد و هر قدر بالاتر باشد، نشان دهنده ریسک ورشکستگی بیشتر آن شرکت است.)
    در این بین بانک های جامع(2) که خدمات سرمایه گذاری و سپرده گذاری را با هم ارائه می کنند، وضع خوبی دارند. بیر استرنز(3) و مريل لینچ(4) پناه گاهی زیر سایه بازوان دو بانک جامع، یعنی جی پی مورگان چس(5) و بانک آو آمریکا(6) پیدا کرده اند. بانک انگلیسی بارکلیز(7) در حال بالاکشیدن لاشه بانک لیمن برادرز(8) است. اوضاع در سیتی گروپ، یکی از بزرگ ترین بازننده های بحران تا الان، ناگهان بهتر شده است. دارندگان اطلاعات درونی این بانک در مورد پایداری درآمد و مزایای خدمات سپرده گذاری صحبت می کنند.از مخالفت تنظیم کنندگان مقررات با بانک های جامع هم اندکی کاسته شده است. گرچه قانون گلاس- استیگل 1933 که تفکیک بانک های تجاری و بانک های سرمایه گذاری را الزامی می کرد، در سال 1999 لغو شد، ولی مدل بانک های جامع هنوز هم چیزی است که با تردید به آن نگاه می شود. در بین راه حل هایی که در 14 سپتامبر (24 شهریور، مترجم) اعلام شد، فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا، مترجم) به طور موقت محدودیت مربوط به سقف پولی را که بانك ها می توانند به بانک های سرمایه گذاری وابسته به خودشان وام بدهند، تعلیق کردند. خیلی ها تردید دارند که این قاعده جدید در عمل تفاوت چندانی ایجاد کند. حتی اگر بانك های سرمایه گذاری وابسته به بانك های جامع مجبور باشند تا در ظاهر راسا دست به تامین مالی بزنند، ریسک اعتباری پایین شرکت های مادر آن ها باعث کاهش هزینه دست یابی آن ها به منابع مالی می شود. به همین منوال در صورت رو به رو شدن بانک سرمایه گذاری با بحران اثرات این موضوع خودش را در کل ترازنامه گروه نشان خواهد داد. در هر صورت این تعلیق و تجدید ساختارهای اساسی در وال استریت آخرین گام برای لغو کامل قانون گلاس-استیگل را نشان می دهد.
    آیا گلدمن ساكس و مورگان استنلی می توانند بدون کمک زنده بمانند؟ در مواقع عادی این سوال مضحک به نظر می رسد. هر دو بانک در سه ماه سوم سال سودآور بودند و مورگان استنلی توانست به راحتی حتی از انتظارات هم بالاتر برود. ناپدید شدن رقبا به این دو اجازه می دهد که فرصت های جدید تجاری را به چنگ آورند و تا همین الان هم قدرت قیمت گذاری آن ها را افزایش داده است. درآمدهای مورگان استنلی بیشتر به سمت کسب و کار واسطه گری آن متمایل شده است. هر دو بانک سعی کرده اند تا بخش های پردردسر کسب و کار خود را محدود کنند، هر دو می توانند ادعای در اختیار داشتن مقدار کافی سرمایه و ذخیره کافی از نقدینگی را داشته باشند و هر دو می توانند مدعی شوند که به نسبت همکاران سابقشان مدیریت بهتری را اعمال کرده اند.
    البته موضوع این است که ما الان در وضعیت معمولی نیستیم. هر چند که شرکت ها شایعه سازان را محکوم می کنند، ولی خب داستان هایی مبنی بر اینکه مورگان استنلی دنبال شریک می گردد، این طرف و آن طرف شنیده می شود. زمانی که این شماره مجله اکونومیست در حال انتشار بود، اسم یک بانک آمریکایی، یعنی واکویا(9) و بانک چینی سیتیک جزو نام هایی بودند که به گوش می خورد (و زمانی که این مقاله ترجمه می شد، خبر مربوط به مذاکرات مورگان استنلی و واکویا جزو اخبار روز بود، مترجم).
    سه تردید اساسی در مورد مدل فعلی یعنی بانک های سرمایه گذاری مستقل (یعنی غیر وابسته به بانک های جامع، مترجم) وجود دارد. اولین تردید مربوط به ریسک عجز از پرداخت دیون است. بانك های سرمایه گذاری معمولاضریب اهرمی بالاتری به نسبت بانک های دیگر دارند (حداقل در آمریکا) که اثر افت قیمت دارایی ها را برای آن ها تشدید می کند. این نوع بانک ها شیر اطمینان تعبیه شده در دفتر دارایی های غیر بازاری را که به بانک اجازه می دهد تا دارایی های در حال افت را از سخت گیری حساب رسی روزانه پنهان کنند، ندارند. ضمن این که این بانک ها فاقد جریان دائمی و پایدار درآمدی که بانک های تجاری و شعبه ای دارند، هستند. به عبارت دیگر این بانك ها فرصت کم تری برای خطا کردن دارند. شهرت گلدمن ساكس برای مدیریت ریسک عالی است. وضع مورگان استنلی البته کمی پایین تر است. ولی انتظار از سرمایه گذاران برای اعتماد داشتن به اینکه فرآیندهای ارزش گذاری و پوشش ریسک درست کار می کنند، روز به روز سخت تر می شود. تردید دوم مربوط به ساختار سرمایه گذاری این بانک ها است. در یک طبقه بندی کلی، بانک های صرفا سرمایه گذاری معمولاوابستگی زیادی به تامین مالی کوتاه مدت دارند که در آن طرف مقابل رهن در اختیار این بانک ها را در مقابل پولی که به این بانک ها وام می دهد، به عنوان تضمین بر می دارد. هر دو بازمانده بحران می گویند که آن ها به هیچ عنوان در معرض ریسک کمبود نقدینگی (به آن شکلی که بانک بیر استرنز قرار داشت)، قرار ندارند. آن ها هم چنان می توانند ادعا کنند که سپرده های خرد می تواند درست به اندازه وام های بزرگ فرار باشد و در مقام مثال به نورتن راک(10) و ایندی مک(11) - که هر دو به شدت از خروج سریع سپرده ها ضربه خوردند- اشاره کنند. حتی در این صورت هم جابه جایی بیشتر به سمت تامین مالی بلندمدت و نامطمئن بهایی است که خصوصا مورگان استنلی برای زنده ماندن باید بپردازند.
    این موضوع ممکن است باعث افزایش هزینه ها شود که در نوبه خود تردید سوم را ایجاد می کند و آن تردید در مورد سودآوری است. علاوه بر مشکل کاهش ضریب اهرمی و از دست دادن بخشی از منابع، بانک های سرمایه گذاري ممکن است با چشم انداز نزولی برای تقاضای خدمات خود مواجه شوند. به احتمال زیاد وقتی بازار برای محصولات ساختاریافته (سبد آماده ای از ابزارهای مالی مختلف، مترجم) دوباره جان بگیرد، اندازه بازار کوچک تر و سودآوری آن کمتر از قبل خواهد بود. تقاضا برای خیلی از خدمات از بین نخواهد رفت، ولی در دنیایی با اعتبارات کمیاب تر بانك های جامع ممکن است وسوسه شوند که از شعب سرمایه گذاری خود برای قاپیدن فرصت های سرمایه گذاری نان و آب دار از دست بقیه استفاده کنند. همان طور که مدیر یک بانک اروپایی می گوید: به من استخوان نده، اندکی گوشت هم روی آن باقی بگذار.
    با این تفاصیل به نظر می رسد که بانک های جامع مزایای بیشتری هم برای سهام داران و هم برای مقررات گذاران فراهم می کنند. البته هنوز هم بخشی از این مزایا موهوم است. برای مقررات گذاران، موسسات بزرگ تر و با سبد سرمایه گذاری متنوع تر، پایدارتر از بانک های سرمایه گذاری به نظر می رسند ولی این نوع شرکت ها در مقابل، ریسک سیستماتیک بزرگ تری را هم ایجاد می کنند. یک تحلیل گر می گوید: بانک سرمایه گذاری معادل اوراق قرضه با بالاترین حق تقدم و تضمین شده توسط وثیقه است. ریسک ممکن است پایین به نظر برسد ولی هیچ وقت صفر نمی شود. از طرف دیگر تامین سرمایه از طریق سپرده های خرد فقط از برخی جهات ارزان تر از سرمایه های کلان است، چرا که سپرده های خرد بیمه شده اند. تدابیری برای محافظت از مشتریان ممکن است نهایتا به این جا ختم شود که به بانک ها اجازه داده شود تا ریسک هایی را بردارند که مشتریان را به خطر می اندازد.به همین منوال، بانک های جامع ممکن است برای سهام داران هم دل خوشی های کاذبی ایجاد کنند. مدلی که جذابیتش به این خاطر است که در آن دارایی ها بر اساس قیمت بازار ارزیابی نشده اند، باید زنگ خطر را به صدا درآورد. مدیریت شرکت های هلدینگ متنوع (یعنی دفتر مرکزی بانك های جامع، مترجم) همان قدر مشکل است که مدیریت بانک های سرمایه گذاری. سهام داران یوبی اس(12) (یکی از بزرگ ترین بانک های جامع و بزرگ ترین بازنده بحران اعتبارات در اروپا، مترجم) و سیتی(13) از این که مدل کاری این بانك ها مطمئن است، به این دلیل که این بانک ها هنوز سرپا هستند، آرامش خاطر اندکی به دست می آورند. اگر بانك های سرمایه گذاری مستقل بتوانند جان سالم از این ماجرا به در ببرند، باید تغییرات مهمی را اعمال کنند. البته در این تغییر آن ها تنها نیستند.
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 1626 به تاريخ 3/7/87، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 241 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
كارنامه ادب پارسي
متن مطالب شماره 4، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است