|
توليد علم و تمدن غرب
نويسنده: حجت الاسلام والمسلمين عباسي - كارشناس مسائل فرهنگي
مقام معظم رهبري چند سال است كه با الفاظ مختلف بحثي را تحت عنوان “ توليد علم “ يا “ جنبش نرم افزاري “ مطرح مي كنند كه اوج اين بحث در پاسخ نامه اي بود كه عده اي از فضلاي حوزه علميه قم براي ايشان نوشته بودند. اين نامه و پاسخ آن حوزه را تكان داد. ايشان مدتي است كه بحث تمدن سازي اسلامي را مطرح مي كنند. ايشان مي فرمايند: «متقابلاتوقعات وانتظاراتي از مجموعه علمي در كشور هست. خطاب به مجموعه علمي كشور است . ما به دلايل مشخص تاريخي از كاروان علم دنيا عقب افتاده ايم . اين را نمي توان انكار كنيم واين در حالي است كه توانايي عالم شدن به توليد علم كردن و مرزهاي دانش را از آنچه كه هست فراتر بردن در ملت ما و در ميان ما كاملاوجود داشته است. اين ظلم تاريخي به ما شده است ما اكنون مي خواهيم اين عقب ماندگي واين تاخير تاريخي را به نحوي جبران كنيم . بايد چه كار كنيم؟ اگر با نگاه و محاسبات عادي بنگريم ، مي بينيم فاصله زياد است. اتفاقا وسيله تحرك او هم سريع السيرتر از وسيله تحرك شماست. پس فاصله بايد روز به روز زيادتر شود ديگر محكوم به اين هستيم آيا اين درست است! همان راهي كه او رفته ما هم ادامه مي دهيم و فكر مي كنيم بايد ادامه داد؟ راه پيموده شده اي است اما او فاصله اش با ما زياد است. مسئله جنبش توليد علم ناظر به اين قضيه است. توليد علم يعني رفتن راه هايي كه به نظر راه هاي نارفته اي است البته اين بدان معنا نيست كه ما راه هايي را كه ديگران رفته اند نرويم و به تجربه هاي ديگران بي اعتنايي كنيم. نه، بلكه بدين معناست كه به فكر باشيم. بايد دقت كنيم و به دنبال كشف ناشناخته ها باشيم . بايد همان استعدادي را كه گفته شد و بنده هم مي دانم ايراني و مغز ايراني دارد را به كار بيندازيم. راه هاي ميانبر را پيدا كنيم و از بدعت و نوآ وري در وادي علم بيمناك نباشيم. اين حركت و انگيزه بايد در دانشگاه ها و مراكز علمي و تحقيقاتي ما به صورت انگيزه اي عام امري مقدس و يك عبارت تلقي شود. در همه بخش ها در علوم انساني و همه رشته هاي علوم بايد به اين صورت درآيد. پس رئوس مطالب ايشان اين بود كه ما از قافله دنيا عقب هستيم. اگر بخواهيم پايمان را همان جايي بگذاريم كه غرب گذاشته هيچ وقت به آنها نخواهيم رسيد يعني اگر مقلد تكنولوژي و علوم انساني غرب باشيم همان طور كه در حال حاضر هستيم به هيچ كجا نمي رسيم وهيچ وقت غرب را پشت سر نمي گذاريم. چون مقلد هستيم و مقلد هميشه پشت سر مقلد است. پس بايد توليد كرد و در مفهوم توليد هم دقت كنيد. توليد علم يعني نوآوري در علم يعني به گونه اي كه ما حرف هايي بزنيم كه آنها نگفته اند. توليد علم، ضرورت ناگزير امروز ما : اگر شما نگاهي به كتب دانشگاهي ما بيندازيد متوجه مي شويد كه ما چقدر نيازمند توليد علم هستيم . در جامعه شناسي ، روانشناسي ، مديريت و ... همه وامدار علوم غربي هستند. در حالي كه مباني بسياري از اينها با مباني ديني ما سازگار نيست. وقتي مقام معظم رهبري بحث اسلامي كردن دانشگاه ها را مطرح كردند خيلي افراد نفهميدند كه اسلامي كردن يعني چه؟ اينها فكر كردند اسلامي كردن يعني جدا كردن دختر و پسر يا اجباري كردن حجاب اسلامي و... در حالي كه اساس اسلامي شدن دانشگاه ها، اسلامي شدن علوم دانشگاهي است كه الان اين گونه نيست . در حال حاضر در دانشگاه ما روانشناسي غرب را با مباني غربي مي خوانند. جامعه شناسي غربي را با مباني غربي مي خوانند. چند واحد درسي معارف اسلامي را هم در كنار اينها پاس مي كنند. پاس كردن اين چند واحد هم نتيجه اش توپ فوتبال شدن دانشجو مي شود چرا؟ چون جامعه شناسي غربي آن را به سويي هدايت مي كند كه معارف اسلامي آن را از آن سو باز مي دارد. به همين دليل دانشجويي كه با معارف اسلامي يك آشنايي سطحي دارد وقتي با مباني روانشناسي و جامعه شناسي و مديريت غربي آشنا مي شود در تعارض بين معارف اسلامي و آموزه هاي غربي مي ماند. اين در علوم انساني! در علوم صنعتي هم مباني اسلامي نيست. مگر ما مي توانيم مهندسي اسلامي داشته باشيم؟ مقام معظم رهبري مي فرمايند: بله مي توانيم . اصلااوج شكست ما در جايي است كه احساس كنيم هيچ راهي جز راهي كه غرب رفته و مي رود وجود ندارد. مباني تكنولوژي هم در مباني علوم انساني نهفته است . تكنولوژي كه بدون مبنا نيست. آيا مبناي تكنولوژي با مباني اسلامي سازگار است؟ دقت كنيد كه يكي از مهرهايي كه آماده شده است براي كساني كه اين حرف ها را مي زنند مهر ارتجاع است. اما ما مي خواهيم يك مقدار واقعي فكر كنيم. اما اول بايد نگاهمان به تكنولوژي مقداري واقع بينانه تر شود. پس در ابتدا مي رويم به سراغ اين بحث كه مگر علوم جديد و تكنولوژي موجود غربي چه عيبي دارد كه ما بايد به فكر توليد علم باشيم؟ تكنولوژي و محيط زيست: كار تكنولوژي تحليل طبيعت نيست بلكه تغيير طبيعت است . يكي از دانشمندان غربي مي گويد: تا به حال فيلسوفان، جهان را تفسير و تحليل مي كردند اما ديگر وقت آن رسيده كه ما جهان را تغيير دهيم. شما در اين دنيا سه ناحيه براي زندگي داريد. آب و هوا وخاك. خارج از اين سه ناحيه جايي نيست كه زندگي كنيد. تكنولوژي در حال ريشه كن كردن تمام اين سه جاست. نه آب، نه خاك و نه هوايي براي من و شما و هيچ موجود ديگري باقي نمي گذارد. ما در نظام طبيعت كه دست نخورده است و در چرخه هاي طبيعي هر آنچه كه به وجود مي آيد در يك جايي از طبيعت تغيير شكل پيدا كرده و كمك كار طبيعت مي شود. يعني اصلاچيزي به عنوان فضولات نداريم فضولاتي كه طبيعت جايي براي تغيير شكل دادن مفيد آن نداشته باشد اما تكنولوژي به دليل تغيير طبيعت فضولاتي را به وجود مي آورد كه طبيعت توان هضم آنها را ندارد . در كتاب تنها يك زمين مي نويسد: فرايندهاي صنعتي مواد گوناگوني به وجود مي آورند كه باكتري ها قادر به تجزبه آن نيستند. و بعضي از آنها بخصوص موادي مثل سيانورها و كاني هايي چون جيوه و سرب سمي اند و... تكنولوژي و راديواكتيو: يكي از آخرين پديده هاي تكنولوژي شكافت هسته و دريافت انرژي از آن است. مشاور علمي نيكسون رئيس جمهور اسبق آمريكا سخني دارد كه بسيار وحشتناك است . او ضمن صحبت در مورد مخزن فضولات راديواكتيو گفته است: “آدمي درباره چيزي كه بايد قبل از بي ضرر شدن حدود 25 هزار سال در زير زمين محبوس باشد احساس هول انگيزي دارد...” شوماخر در كتاب “ كوچك زيباست” مي گويد: هيچ درجه از رفاه نمي تواند انباشت مقادير عظيم مواد بسيار مخرب و مهلكي را توجيه كند كه هيچ كس نمي داند چگونه مي توان از خطرات آن ايمن بود و به صورت خطري بي قياس براي نسل هاي بعد و حتي اعصار زمين شناسي باقي خواهد ماند. انجام دادن چنين عملي تجاوز به ذات زندگي است. تجاوزي فوق العاده بزرگ تر از هر جنايتي كه تاكنون به دست بشر صورت گرفته است. اين پندار كه يك تمدن مي تواند پايه هاي خود را بر چنين تجاوزي بسازد يك شرارت اخلاقي و معنوي و مابعد الطبيعي است. اين بدان معناست كه امور اقتصادي آدمي را به گونه اي سامان دهد كه گويي مردم حائز اهميت نيستند. در ميان همه تغييراتي كه به دست بشر در خانواده طبيعت ايجاد شده شكافتن هسته در مقياس وسيع بدون شك خطرناك ترين و ژرف ترين تغييرات است. در نتيجه يونيزه كردن پرتوهاي يون ساز به صورت شديدترين عامل آلودگي محيط زيست و مخاطره آميزترين عامل براي بقاي انسان بر كره زمين درآمده است. تكنولوژي و اسراف: تكنولوژي در متن خود اسراف و تبذير و تربيت يك جامعه بي مصرفي را دارد. وقتي تكنولوژي به توليد هر چه بيشتر منجر مي شود و موفقيت يك انساني كه در بند تكنولوژي است در توليد بيشتر نهفته باشد بايد جامعه مصرفي بار بيايد. در جامعه هم اگر اسراف و تبذير نباشد جامعه مصرفي به وقوع نمي پيوندد. در اقتصاد غربي كه الان در دانشگاه ما هم خوانده مي شود چيزي به نام اسراف مفهوم ندارد. روژه گارودي در كتاب “ هشدار به زندگاني” مي نويسد: در مورد اسراف و تبذير و ريخت و پاش مواد غذايي تنها ذكر دو نمونه كافي است . دو نمونه اي كه بسيار هم سر و صدا به راه انداخته است. در سال 1974 مجتمع اقتصادي اروپا CEE ، 225 ميليون فرانك فقط خرج از ميان بردن ميوه ها و سبزي هايي كرد كه بيم آن مي رفت بهاي ميوه و سبزي را در بازار پايين بياورد. در فرانسه در همان سال و به همين دليل براي حفظ به اصطلاح بازار 250 هزار تن سيب زميني را از بين بردند. در ايالات متحده تهيه كنندگان شير فقط 10 ميليون تن لاكتوسروم يا شير رقيق را (سالانه ) دور مي ريزند و حال آنكه ماده پروتئيني موجود در اين شير اگر خشك شود مي تواند 8 ميليون نفر را تغذيه كند. همه اينها دراقتصاد غربي كارهاي كاملاتوجيه شده و اخلاقي است . اگر به يك اقتصاددان بگوييد كه چرا اين مواد را به افراد فقير نمي دهيد؟ تنها چيزي كه به شما تحويل مي دهند يك خنده است. در مباني اقتصاد غربي فقط حفظ بازار يك اصل است. چرا اين گونه است؟چون محيط زيست و احترام به محيط زيست در مباني غربي چيزي در حد يك شعار است . اصلاچيزي به نام محيط زيست براي غرب و علم غربي مطرح نيست. اگر الان هم داد و فرياد محيط زيست را سر مي دهند در عمل به هيچ وجه به آن احترام نمي گذارند. چون در مباني تكنولوژي مي بينيم كه يكي از اهداف تكنولوژي رفاه است. رفاه مطلق و آن هم رفاه نسل موجود احترام به نسل هاي بعدي معنا ندارد. از نظر او نسل بعد وجود ندارد كه احترام به او معنا پيدا كند. محيط زيست براي من است و من بايد آن را تغيير دهم براي رفاه خودم. محيط زيست چه حقي دارد؟ اين حرف هايي كه من و شما با توجه به آموزه هاي ديني خود بدان اعتقادداريم در مباني غربي اهميت ندارد. با همين مباني است كه اين تكنولوژي درست مي شود و اين همه جنايت در حق طبيعت مي شود. تكنولوژي و جامعه مصرفي روژه گارودي در كتاب “ هشدار به زندگان” مي گويد: اين اوج گيري مصرف مصنوعي به سه طريق در غرب امكان پذير شده است. -1 توليد اشيايي كه خيلي زود فرسوده شده و از ميان مي رود يا شخص خودش نمي تواند آن را تعمير يا ترميم كند. -2 منتظر نشدن براي فرسايش فيزيكي شيئي يا كالاي خريداري شده و خريدن و جانشين كردن انواع جديد آن كه هر چند يك بار به شكل تازه اي به بازار مي آيد. [ و قبلي ها دمده مي شوند] -3 آگهي بازرگاني يا تبليغات تجاري. حالاوقتي اين تكنولوژي بخواهد در جامعه براي فروش توليدات خودش بازار پيدا كند بايد جامعه را مصرفي بار بياورد. در ايجاد يك جامعه مصرفي تبليغات نقش اصلي را دارد. تبليغات تجاري به شيوه غربي آن . هيتلر در كتاب “ نبرد من” در مورد اين مسئله مي گويد: وقتي مي خواهي جامعه اي را به سوي چيزي بكشاني حيواني ترين و پست ترين غرايز او را آماج و نشانه تبليغات خود قرار دهيد. غده آب دهان او را براي آگهي يك كنسرو و غريزه جنسي او براي آ گهي يك اتومبيل به كار اندازيد. تكنولوژي و ايجاد نياز: يكي از تلاش هاي تكنولوژي آن است كه نياز سازي كند. در جامعه امروز انساني تبليغات تلويزيوني با تمام توان تلاش مي كنند كه به مخاطب بفهماند تو به اين كالانياز داري همان جامعه غربي كه مدعي بهداشت جهاني است. مي گويد مصرف بيش از اندازه اينها [ سوسيس و كالباس و...] انسان را دچار سرطان وچاقي بيش از اندازه مي كند اما چرا جامعه به سمت سوسيس و كالباس مي رود؟ چون تبليغات آنها را به صوت يك نياز درآورده. مد در جامعه ما و در جامعه غربي به اين نحوي كه جريان پيدا كرده يكي از مظاهر آشكار مصرف گرايي در عصر مدرنيته است. مد يعني يك لباس، كفش و شلوار جديد بدون داشتن مزيت خاص عقلاني. تكنولوژي و فرصت كار : تكنولوژي فرصت كار را از انسان مي گيرد. كار و شغل حق مسلم و حياتي هر انساني است . اصلاچرا بيكاري معضل است؟ چون بعد از انقلاب صنعتي كه ماشين اختراع شد كم كم ماشين تبديل شد به يك كارگري كه حق بيمه نمي خواهد ، اعتراض و اعتصاب در كارش نيست و اين گونه بود كه ماشين جايگزين انسان شد. در حال حاضر كشور آمريكا بيشترين ميزان بيكاري را دارد چون بيشترين ميزان ماشين هاي كامپيوتري را دارد اين آدم هايي كه بيكار مي شوند كه نمي نشينند، تبديل مي شوند به مجرمين درجه يك آمريكا. حالابيكار بودن يك عده در جامعه انساني يعني چه؟ يعني يك عده در رفاه باشند و عده ديگر قيمت در رفاه بودن اينها را بپردازند. آيا تمدن اسلامي به ما اجازه مي دهد فرصت زندگي را از يك عده بگيريم به قيمت رفاه عده اي ديگر؟ در تمدن غربي اين تفكر كاملامورد قبول است. كسي كه نمي تواند با تكنولوژي پيش بيايد محكوم به فناست و اين هم مسلم است كه همه نمي تواند با تكنولوژي پيش بيايند. تكنولوژي و اوقات فراغت: تكنولوژي چيزي را به وجود آورد كه وجود نداشت و آن اوقات فراغت كاذب است چون كار كه كم شود اوقات فراغت پيش مي آيد كه بايد پر شود. خود تكنولوژي براي اين هم فكري كرده و يك دنيا راه را براي پر كردن اوقات فراغت انسان مدرن معرفي مي كند. تلويزيون ، ماهواره، بازي هاي كامپيوتري و ...تكنولوژي فقط اين اوقات را پر نمي كند بلكه قدرت فكر كردن را هم از انسان مي گيرد. ما آن گونه كه بايد نمي دانيم كه چه كثافتي در غرب برپاست. آن قدر اين فيلم ها غرايز را تحريك كرده كه حتي تجاوز به محارم به اوج خودش رسيده. محيط خانواده هم ناامن شده تكنولوژي مهلت را تبديل كرده به فراغت دنيا از نظر اسلام مهلت ا ست فراغت نيست. مهلتي است براي رفتن ، نه يك فراغت براي سرگرم بودن. تكنولوژي، مقدس زدايي و مقدس سازي: تكنولوژي در پي اين است كه تقدس زدايي كند. مقدس هايي كه در ذهن من و شماست اجازه نمي دهد كه تكنولوژي توليدات خود را به ما عرضه كند . لازمه قبول بسياري از توليدات تكنولوژي كنار گذاشتن انسانيت است و امور مقدسي كه من و تو به آن پايبنديم . پس غرب بايد فكري به حال اين امور مقدس كند. ماموريت كتاب آيات شيطاني همين بود . حالاآنها چه مي كنند موسيقي ، سايت هاي اينترنتي و ماهواره و بازي هاي كامپيوتري را وارد مي كنند. تذكر نهايي: البته نبايد فكر كرد كه اگر ما تكنولوژي را نقد مي كنيم مقصودمان اين است كه حالابايد سوار قاطر و اسب شويم . نه، ما مي خواهيم اين تفكر را بشكنيم كه تكنولوژي راه درست و غير قابل گريزي است كه در فراروي انسان قرار دارد مي خواهيم بگوييم كه تكنولوژي را بت نكنيد. ما بحث تكنولوژي را در دو مرحله تحليل مي كنيم .اول مرحله “ قبل از تكنولوژي” دوم مرحله” اندر تكنولوژي” در مرحله اول بايد به تكنولوژي مجهز شد . چون اگر نشويم محكوم به فنا هستيم اما اين به اين معنا نيست كه به فكر هيچ چيز ديگر نباشيم . ما مي گوييم كه تكنولوژي را بايد به اندازه اي كه محكوم به فنا نباشيم به دست آ وريم و اين براي ما واجب كفايي است اما فريفته تكنولوژي نيستيم به فكر توليد علم و تمدن سازي هم هستيم . اگر تكنولوژي را با صرف نظر از اينكه به جهت شرايط موجود بدان نيازمنديم نقد كرديم آن وقت است كه در نوع نگرش ما به تكنولوژي و حد استفاده از آن تغييراتي بنيادين ايجاد مي شود . توليد علم و تمدن غرب حجت الاسلام والمسلمين عباسي - كارشناس مسائل فرهنگي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 185 بار
|