|
خطري كه چهل سال پيش به صدا درآمد
نويسنده: روح الله مهر پارسا
تهران از سمت شمال به شميران (به ارتفاع ۱۵۰۰ متر از سطح دريا) از شرق به دماوند (۱۹۶۰ متر ارتفاع) از سمت غرب به كرج (۱۳۶۰ متر ارتفاع) و از جنوب به شهر ري (۱۰۶۰ متر ارتفاع) محدود مي شود. بنابراين تهران از سه جهت به وسيله ارتفاعات شميران، كرج و دماوند محصور شده و تنها در سمت جنوب از شيب ملايمي برخوردار است. جهت اصلي وزش باد در تهران از غرب به شرق، گاهي نيز از جنوب به شمال است. با توجه به اين كه بيشتر منابع آلوده كننده هوا در سمت جنوب و غرب تهران قرار گرفته، حتي وقتي كه باد مي وزد مقادير زيادي از مواد آلوده كننده و سمي وارد كفه تهران مي شود. از دهه ۴۰ به بعد صنايع بزرگ كشور چون صنايع خودروسازي در غرب تهران مستقر شدند و با قرار گرفتن در مبادي تهويه هواي تهران به آلودگي شهر دامن زدند. هر چند كه اين خطا در دهه هاي بعد مكرراً توسط كارشناسان گوشزد شد اما روند فعاليت صنايع در غرب تهران متوقف نگرديد. با توجه به اين حقايق انكارناپذير، در حال حاضر داشتن هوايي پاك با آسماني آبي در تهران به رؤيا و آرزويي تبديل شده كه فقط در قصه هاي كهن مي توان آن را جست وجو كرد. در حالي كه حفاظت از آب، خاك و هوا به عنوان سه عنصر حياتي محيط زيست در زمره آموزه هاي دين اسلام است. روزنامه اطلاعات در تاريخ ۸۴/۱۱/۱ اشاره مي كند: «شايد بتوان گفت كه نخستين زنگ خطر جدي آلودگي هواي تهران در سال ۱۳۷۴ به صدا درآمد. در آن هنگام نزديك به يكصد نفر از كارشناسان و مدرسان حوزه هاي مرتبط با محيط زيست، جغرافيا و شهرسازي در نشستي در سالن اجتماعات پارك شهر بيانيه اي را با عنوان «هواي تهران ۷۴» منتشر كردند و در آن براي نخستين بار آلودگي هواي تهران را يك «بحران ملي» دانستند و تاييد كردند كه مقابله با اين بحران فقط با تكيه بر «عزم ملي» ممكن است. اين بيانيه بيش از هر چيزي بر آثار بهداشتي و بيماري زاي آلودگي هوا تاكيد داشت و نويسندگان آن كوشيدند اين واقعيت را نشان دهند كه يكي از عوامل عمده همه گيري نگران كننده بيماري هاي گوناگون جسمي و روحي، از جمله افسردگي و اضطراب و انواع ناراحتي هاي تنفسي در تهران، آلودگي هواست، به اين سبب، اين پديده را بايد يكي از مهمترين عوامل مرگ و مير در تهران به شمار آورد.» وليكن توجه به مطلب مندرج در سالنامه دنيا در مورد هواي تهران زنگ خطر آلودگي را به چهل سال پيش مي كشاند كه در دامنه هاي البرز جنوبي هرگز ساخت و سازي در كار نبود. روستاهاي شميران همچنان حال و هوايي ييلاقي خود را حفظ كرده بودند و اثري از برج هاي سر به فلك كشيده امروزي در آن ديده نمي شد. پاك ترين هوا متعلق به مناطق شميران در دامنه البرز بود كه در حقيقت نقش ريه هاي تهران را بازي مي كرد. در حال حاضر نقاطي از همين شميران خوش آب و هوا مثل قلهك، تجريش و اقدسيه را هواشناسي هر از گاهي جزو نقاط آلوده اعلام مي نمايد. سالنامه ۱۳۴۷ (چهل سال پيش) دنيا مي نويسد: «تهران را صبح ها و غروب ها، از خارج پايتخت از يك نقطه بلند ديده ايد كه در تمام روزهاي آرام، در هاله اي از دود تيره رنگ پوشيده شده اند؛ اين هاله تاريك كه گاهي بسيار غليظ و سياه به نظر مي رسد، هوايي است كه استنشاق مي كنيم و آلودگي هواي شهرهاي بزرگ در سراسر جهان، مشكلي است كه مسئولان امور شهري هميشه به آن مي انديشيند و در راه رفع آن تلاش مي كنند. اين مشكل چگونه به وجود مي آيد و راه حل آن چيست به اين مسئله مهم روز هواشناسان ايراني اين طور جواب مي دهند: هر روز در ۲ نوبت، يك بار در اوايل ساعات روز و بار ديگر پاسي از شب رفته، به حكم طبيعت و به موجب مقررات فيزيكي، هواي آلوده تهران خود به خود تصفيه مي شود. به اين طريق دستگاه آفرينش و طبيعت هواي شهر را پاك مي كند و به مردم پايتخت امكان زندگي مي دهد. هواي تهران را دو عامل آلوده مي كند؛ اين دو عامل عبارتند از عامل خارجي و عامل داخلي. آلودگي داخلي هواي تهران مربوط به خود شهر و مردم ساكن آن مي باشد كه همه روزه ميليون ها مترمكعب گاز مسموم كننده را با به كار انداختن كوره ها، كارخانجات و اتومبيل ها در آسمان اين شهر رها مي كنند. عامل ديگر آلودگي هوا در خارج از پايتخت قرار دارد و آن وجود كوير و مجاري خشك و بي حاصل در اطراف اين شهر است. گرد و غبار صحرا، مانند ذرات دود خطرناك است و تنفس هواي آلوده با اين عناصر براي زندگي انسان بسيار زيانبخش است. هواي تهران ۲ نوبت در روز سخت آلوده مي شود، صبحگاه از هشت و نيم تا ۹ صبح و عصرها پس از غروب آفتاب تا پاسي از شب رفته، هواي مسموم كننده شهر بي حركت مي ماند و چون تخليه اي صورت نمي گيرد، براثر جمع شدن گازها در آسمان غلظت هوا افزايش يافته و آسمان تهران غبارآلود به نظر مي رسد. اندكي پس از آن براثر گرم و سرد شدن سطح زمين جريان هاي صعودي و نزولي و افقي هوا شروع شده و آلودگي ها به اطراف شهر و يا طبقات بالاي فضا رانده مي شود. كارشناسان امور هواشناسي مي گويند كه زمين حرارت را با امواج كوتاه از خورشيد كسب مي كند و به وسيله امواج بلند آن را پس مي دهد. اين عامل سبب مي شود در مدتي كه زمين گرم است، انتقال هوا بين جلگه تهران و ارتفاعات البرز (متاسفانه در حال حاضر بالاتر از ارتفاع ۱۸۰۰ متري آن ساخت و ساز به چشم مي خورد) انجام شده و شب هنگام نيز نسيم از كوهستان به سوي تهران مي وزد. هواشناسان تهران مي گويند كه وزش نسيم شمال شرق در شب و حركت هواي جنوب شرقي در روزهاي تابستان آسمان تهران را پاك كرده و تراكم گازهاي خطرناك را از ميان مي برد. در تهران روزانه ميليون ها متر مكعب گازهاي مسموم كننده به آسمان رها مي شود. اين ذرات در ميان توده هاي هوا جاي گرفته و همراه آن وارد ريه هاي مردم تهران مي شود. مؤسسات دودكن مزاحم تهران به شرح زير است: هزار و پانصد اتوبوس گازوئيلي (شركت واحد)، سه هزار اتومبيل كرايه و تاكسي ديزل، ۳۰۰ كوره آجرپزي، ۲۰۰ كوره گچ پزي و آهكي و سفال، پانصد گرمابه، پانصد نانوايي، ۲۰۰ درصد كوره قندريزي، صدها كاميون سنگين، ۴۵۰ مركز زباله، هزاران دودكش دستگاه هاي تهويه و آشپزخانه و هزاران آب گرمكن نفتي و بخاري. اين اماكن و وسايط نقليه، همه روزه هواي تهران را آلوده مي كنند: «حال حساب كنيد در تهران چهل سال پيش با حدود ۶ هزار خودرو كارشناسان هواي تهران را آلوده مي دانسته اند. اكنون كه در تهران ديگر از كوره آجرپزي، كوره گچ پزي، آهكي و سفال، كوره قندريزي و مراكز جمع آوري غيربهداشتي زباله، خبري نيست فقط روزانه ۱۲۰۰ دستگاه خودروي جديد وارد شريان هاي ترافيكي تهران مي شود و در مجموع با بيش از شش ميليون خودرو و موتوسيكلت؛ اگر تقريباً هر ساعت يك نفر در تهران بر اثر آلودگي هوا جان خود را از دست بدهد. اگر درختان حاشيه بزرگراه هاي تهران به دليل انباشت لايه اي از ذرات زيانبار روي شاخ و برگشان در حالت نيمه مرگ قرار گيرند جاي هيچ گونه تعجبي ندارد! براساس برآورد كارشناسان هر فردي روزانه فقط دو كيلو و نيم غذا مصرف مي كند و حال آن كه براي نفس كشيدن به ۲۲ كيلوگرم هوا نياز است. در هر نفس عادي نيم ليتر يعني در يك ساعت تقريباً هشت هزار و ۶۴۰ ليتر هوا وارد شش ها مي شود. با اشاره سعدي علي الرحمه در چند صدسال پيش در مورد اين كه هر نفسي كه فرو مي رود ممد حيات و چون برآيد مفرح ذات، اين سؤال مطرح است كه آيا با وضعيت فعلي هوا اين جمله معروف سعدي مي تواند همچنان كاربرد داشته باشد! بدون شك شهروند تهراني از آلودگي هوا كه يك مشكل عمده زيست محيطي است، رنج مي برد و نفس هاي اين ابرشهر در اثر بلعيدن ميليون ها تن منوكسيد كربن، گوگرد، ازت، ازون و /// به شمارش افتاده است. جالب اين كه ۶۰ ، ۷۰ سال پيش هم مسئولين امر يكي از راه هاي مبارزه با آلودگي هوا را توسعه فضاي سبز و ايجاد كمربند سبز در اطراف شهر مي دانسته اند. روزنامه اطلاعات در تاريخ ۲۷ تير ۱۳۲۴ مي نويسد: «در اين روزها كه اهالي تهران از گرما و هواي كثيف و آلوده شهر خود مي نالند نقشه اي در دست اقدام است كه اگر به اتمام رسد مردم پايتخت از باني آن ممنون خواهند شد. اين نقشه، نقشه ايجاد جنگلي در شمال تهران است كه اكنون در وزارت كشاورزي طرح شده است. بيشتر شهرهاي دنيا براي آن كه در تمام مدت سال، داراي هواي لطيفي باشند، در اطراف خود جنگل هايي به وجود آورده اند، اين جنگل هاي مصنوعي مي تواند گردشگاه خوبي نيز براي اهالي شهر باشد. طبق نقشه اي كه وزير كشاورزي طرح كرده اند شمال تهران يعني ناحيه عباس آباد كه در حدود چند ميليون متر اراضي دولتي است، مي بايد درختكاري شود. در ضمن چون قسمت اعظم زمين هاي عباس آباد تپه است و آب به راحتي سوار نمي شود در اين اراضي درخت هايي كاشته خواهد شد كه محتاج به آب زياد نباشد. در اراضي عباس آباد يك باغ نباتات نيز به وجود خواهد آمد و اجراي نقشه آن در آتيه نزديك شروع خواهد شد و اميد مي رود درختكاري بقيه اراضي بزودي در فصل مخصوص آغاز شود.» اراضي عباس آباد فعلاً از نظر جغرافيايي بين خيابان هاي ميرداماد از شمال، بزرگراه مدرس از غرب، خيابان دكتر شريعتي از شرق و خيابان شهيد بهشتي از جنوب قرار گرفته است با طرح پيشنهادي وزير كشاورزي وقت در ۶۳ سال پيش تپه هاي عباس آباد هرگز تبديل به جنگل نشد و قصه همچنان باقي است خطري كه چهل سال پيش به صدا درآمد روح الله مهر پارسا
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 111 بار
|