ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه ايران87/7/23: پزشك خانواده بايد سرپايي به تشخيص برسد
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4433
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1388



تبليغات




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 4049 23/7/87 > صفحه 23 (رودررو) > متن
 
      


پزشك خانواده بايد سرپايي به تشخيص برسد
گفت و گوي تفصيلي «ايران» با وزير بهداشت،درمان و آموزش پزشكي

نويسنده: غلامرضا صادقيان ـ مريم وادي پور


    گفت وگو با دكتر كامران باقري لنكراني در ميانه ها به اذان مغرب رسيد. پس از نماز نوار پرسش و پاسخ را روي دور تند گذاشتيم. البته اين يك احساس دروني بود، بويژه درباره وزير بهداشت كاملاً احساس كرديم با همان آرامشي كه به پرسش هاي فلسفي ما (به زعم خودايشان) پاسخ مي دهد، به پرسشي كه درباره كله پاچه خوردن كرديم، جواب داد ‎/ در اين ميان بيشتر نگراني ما از انتظار گروهي از كارشناسان بود كه گويا هر هفته براي بررسي موضوع پزشك خانواده با وزير جلسه مي گذارند و حالامنتظر پايان گفت وگوي ما بودند. پس خودمان شمارش معكوس گذاشتيم، به اميد اين كه روزي با بهترين شاخص ها و بالاترين سرانه سلامت در جهان به سراغ دكتر باقري لنكراني برويم.
    
    آقاي دكتر! ما همه سالميم مگر خلاف آن ثابت بشود يا همگي مريضيم مگر خلاف آن ثابت بشود اين سؤال را مي پرسم چون به نظر مي آيد رابطه بين پزشك و بيمار در ايران، علمي نيست. در واقع مراجعه مردم به پزشك، بعد از بيماري و درد است. اين وضع را در كشور چگونه مي بينيد و چه برنامه هايي براي اصلاح آن داريد
    اگر بخواهيم بحث فلسفي بكنيم.‎/‎/
    مگر سؤال هاي ما بوي فلسفه مي دهد !
    بله، همه سؤالات مقداري به مباحث فلسفي مربوط مي شود. به هرحال در تعريف سلامت تاكيد شده است كه سلامت، نبود بيماري نيست، يعني اگر كسي مريض نبود، الزاماً سالم نيست ، بلكه سلامت يك احساس دلپذيري است كه در آن بايد به وضع جسم، روح، وضع اجتماعي و معنوي هم توجه شود، يعني فردي ممكن است سرطان نداشته باشد ، اما از نظر روحي افسرده ترين فرد روي زمين باشد و برعكس ‎/
    متاسفانه ما در بحث سلامت به فرهنگي غلط مبتلاهستيم كه منحصر به دريافت كنندگان خدمات يعني مردم عادي هم نيست بلكه در ارائه كنندگان خدمات هم وجود دارد.
    در واقع ما براي حفظ سلامت بايد كارهايي انجام بدهيم اما معمولاً به لحاظ باري كه بازگرداندن سلامت روي دوش ارائه كنندگان خدمات درماني مي گذارد، كمتر به پيشگيري و حفظ سلامت توجه مي كنيم.
    به عنوان مثال فردي كه تصادف كرده و پاي او شكسته به اورژانس منتقل مي شود، كادر پزشكي در اورژانس سعي مي كند شكستگي پاي او را درمان كند و پس از آن كار تمام شده به حساب مي آيد. در حالي كه اگر نگاه حفظ سلامت حاكم باشد، بايد در حين درمان مصدوم به او بگوييم «براي چي كلاه ايمني استفاده نكردي »، «چرا با موتور تند حركت كردي »، «چرا نكات ايمني را رعايت نكردي »، «شركت توليد كننده موتوسيكلت، شما چرا اين نكات را رعايت نكردي »، مي بينيد كه وزارت بهداشت عملاً به علت بار سنگين ارائه خدمات برگرداندن سلامت مردم، بخش زيادي از منابع مالي و انساني خود را صرف اين موضوع مي كند و در نتيجه نمي توانيم در حوزه سلامت و پيشگيري فعاليت چشمگيري داشته باشيم. البته اقداماتي را شروع كرديم مثلاً در حوزه موتوسيكلت ها مذاكراتي با وزير صنايع داشته ايم، چرا كه اختصاص يك سوم مرگ و ميرهاي حوادث ترافيكي به موتوسيكلت ها در برخي شهرها براي ما بسيار نگران كننده است، در حالي كه بيشتر مرگ و مير موتورسواران هم قابل پيشگيري است. برخي از اين موارد با انجام مداخلاتي در كارخانه هاي سازنده موتوسيكلت و برخي با همكاري نيروي انتظامي قابل پيشگيري است. حتي نشان داده شده كه رنگ موتوسيكلت در كاهش مرگ و مير مؤثر است مثلاً با اجبار سازنده موتوسيكلت به استفاده از امكاني براي روشن شدن فلاشرهاي موتوسيكلت به محض حركت، مي توان مرگ و ميرها را كم كرد.
    اعتراف مي كنيم در اين زمينه هنوز سيستم ما به نبوغ فكري كامل نرسيده است و اين همان بحث هاي بين بخشي است كه احتياج به تعامل بيشتر دارد و جزو همان ۵۵ درصد عوامل مؤثر بر سلامت است كه در ابتداي گفت وگو به آن اشاره كردم.
    نگراني شما درباره موتوسيكلت ها قابل توجه است، البته موتورسوارها حقيقتاً مردم را عاصي كرده اند و بقيه نيز مانند وزارت بهداشت بايد به اين مسئله توجه كنند، اما درباره بحث رابطه پزشك و بيمار بسياري از مردم فكر مي كنند اگر به دكتر مراجعه كنند، مشتري دائمي او مي شوند، بنابراين وقتي جايي از بدنشان درد مي گيرد، تا آن جا كه بتوانند، دكتر نمي روند، براي اصلاح اين وضع چه بايد كرد
    اين همان بحثي است كه ما بايد در آن حفظ سلامتي را اولويت قرار بدهيم نه برگرداندن سلامتي. به اين منظور هم دريافت كنندگان خدمات و هم ارائه كنندگان خدمات بايد رفتار خود را تغيير بدهند. يكي از نكاتي كه فكر مي كنيم در اين زمينه بسيار مهم است، رويكرد پزشك خانواده است. در تعريفي كه از پزشك خانواده داريم مي گوييم پزشك خانواده مسئول سلامتي مردم زيرپوشش خود است، نه مسئول بيماري آنها و سعي كرده ايم در طرح بيمه روستايي به اين موضوع عمل و در واقع اين آموزش را به ارائه كنندگان خدمات خود منتقل كنيم.
    يكي از اركان بسته هاي خدمتي كه ارائه مي شود، حفظ سلامتي است ، نه اين كه اجازه بدهيم فرد بيمار بشود، اما الآن در برخي نقاط كشور موفق نبوده ايم. مثلاً در مناطقي كه پزشك خانواده مجبور بوده است در يك شيفت يكصد بيمار را ويزيت كند، اين كار وقت او را مي گيرد و به او اجازه نمي دهدكه خدمات حفظ سلامت را ارائه كند. حال چرا پزشك خانواده ، يكصد بيمار را يك جا مي بيند چون مثلاً حقوقي كه پرداخت مي شود جذابيت لازم را ندارد، لذا جايي كه بايد سه پزشك حاضر باشد، به جاي سه پزشك ، يك پزشك جذب مي شود، چرا اين اتفاق مي افتد چون در زمان هايي خاص با سياست هاي پذيرش دانشجو كه اجرا كرديم، موجب شديم كه بومي يك منطقه را در پذيرش كنكور نداشته باشيم تا تحصيلكرده ها در منطقه خود مقيم بشوند و بمانند. اين عوامل مجموعه مرتبط با هم هستند، مثلاً در بحث پزشك خانواده تلاش كرديم تغييراتي در آموزش پزشكي عمومي ايجاد كنيم تا فارغ التحصيلان بتوانند به عنوان پزشك خانواده عمل كنند، آموزش هايي را ببينند كه به آنها توانمندي لازم براي انجام اين كار را بدهد. هم اكنون در حال مذاكره با سازمان هاي بيمه گر هستيم تاخدمات حفظ سلامتي را زير پوشش ببرند. در حال حاضر اگر سازمان هاي بيمه گر متوجه شوند آزمايشي كه براي فردي در نظر گرفته شده، فقط از باب غربالگري بوده است، آن را جزو تعهدات خود نمي پذيرند و فقط آزمايش هاي مشكوك به بيماري را قبول مي كنند و در اصل غربالگري جزو تعهدات هيچ يك از بيمه هاي پايه محسوب نمي شود، بنابراين اگر بخواهيم به اين سمت برويم بايد آن را به يك برخورد همه جانبه تبديل كنيم، يعني هم حمايت بيمه وجود داشته باشد و هم آموزش براي ارائه كننده خدمت و دريافت كننده خدمت تعريف شده باشد.
    در اين مسير اقداماتي شروع شده است. هم اكنون برداشت ما اين است كه در بعضي بخش هاي بيمه روستايي نتوانسته ايم اين موضوع را به الگويي شدني تبديل كنيم، منتها براي همگاني شدن و پوشش ۷۰ ميليون ايراني ، نياز به حمايت جدي داريم و اين كار را بايد در قالب منابع انساني، مالي و فيزيكي خاص خود ببينيم.
    در بحث پزشك خانواده چون وزارت بهداشت از يك پزشك جوان مي خواهد خانواده خود را در منطقه اي دورافتاده ببرد كه امنيت، امكان تحصيل مناسب فرزند و امكانات رفاهي ديگر وجودندارد، با انتقاد پزشكان خانواده روبه رو مي شويم.
    يكي از مشكلات همين است. البته همه مناطق روستايي ما ويژگي هايي را كه شما گفتيد، ندارند كه امكان زندگي در آنها وجود نداشته باشد، اما برخي مناطق دوردست هستند و امكان تردد هميشگي و ادامه تحصيل فرزندان پزشكان در آنها وجود ندارد. هم اكنون براي اين مناطق به ازاي يك يا دو پزشك براي هشت ساعت كار دستمزد پرداخت مي شود، در صورتي كه معتقديم وقتي درمانگاهي در نقطه اي وجود دارد بايد امكان ارائه خدمات ۲۴ ساعته هم فراهم باشد و خدمات بيتوته را حتماً بايد در اين كار ديد. معني اين موضوع اين است كه ما براي اين كه بتوانيم ۳۰ روز در ماه، هفت روز در هفته و ۲۴ ساعت در شبانه روز چراغ اين درمانگاه را روشن نگه داريم، بايد هزينه اي كه مي كنيم و منابع آن ، نه براي يك پزشك بلكه دست كم براي چهار پزشك باشد. اعتباراتي كه در حال حاضر براي اين كار در نظر گرفته شده با اين ديد نبوده است، در نتيجه اعتباراتي كه در سطح اول يعني براي پزشك خانواده اي كه مستقر در مراكز روستايي است، هزينه مي شود، جوابگوي اين نيست كه بگوييم پزشكي ۱۵ روز كار كند و ۱۵ روز نزد خانواده خود باشد. اگر بتوانيم اعتبارات اين كار را فراهم كنيم هم پزشكي كه ۱۵ روز مامور است با جان و دل كار مي كند و هم كيان خانواده اش مختل نخواهد شد، اما اكنون اين اعتبارات متناسب با اين نياز فراهم نشده است.
    ايراد ديگري پزشكان جوان مطرح مي كنند و مي گويند پزشكي به اين معنا نيست كه به كسي بگوييم قلم و كاغذ بردارد و به منطقه محروم برود و نسخه بنويسد، پزشك در كنار تجهيزات و در بيمارستان ، پزشك مي شود
    اين آموزشي است كه بايد متحول شود. كساني كه اين حرف را مي زنند، آموزش پزشكي بيمارستان محور ديده اند، يعني از پزشكي، بيمارستان محوري آن را فهميده اند، در صورتي كه جايگاه بيشتر پزشكان عمومي ، پزشك سرپايي است. پزشك سرپايي بايد اين توان را داشته باشد كه با حداقل تجهيزات مورد نياز و حداقل كارهاي پاراكلينيكي بتواند به تشخيص برسد. مطالعات در جمعيت مراجعه كننده به يك پزشك عمومي نشان داده است كه بايد در بيش از ۸۵ درصد مواقع بدون استفاده از هيچ روش تشخيصي ديگري بتوان تصميم درماني گرفت، يعني ممكن است به بيماري بگوييد رژيم غذايي بگير، به ديگري بگوييد قرص بخور يا نخور ياعادت خاص خود را ترك كن. به اين علت يكي از موضوعاتي كه در بحث پزشك خانواده درباره آن كار مي شود، توانمندسازي فارغ التحصيلان براي اين وظيفه است ، يعني ياد بگيرند كه چگونه مي توانند «پزشك خانواده » باشند و متناسب با مقتضيات پزشك خانواده بودن، كار كنند. هم اكنون از پزشكان عمومي موجود استفاده مي كنيم. با دوره هايي كه در شروع مسئوليت براي آنها مي گذاريم و دوره هاي آموزشي كه حين خدمت ارائه مي كنيم، تلاش كرديم نقيصه اي را كه در آموزش عمومي وجود داشته است، جبران كنيم، ضمن اين كه اصلاح آموزش پزشكي عمومي هم به عنوان يك برنامه جدي در حال پيگيري است. ما آبان امسال همايش بين المللي استانداردهاي آموزش پزشكي عمومي را با همكاري فدراسيون جهاني آموزش پزشكي در كيش برگزار مي كنيم. بسياري از دانشكده هاي پزشكي معتبر دنيا نظرات خود را در اين همايش ارائه خواهند كرد. آثار اين اقدامات بعدها ظاهر مي شود.
    آقاي وزير! درباره تشخيص اشتباه پزشك و نسخه هاي متفاوت پزشكان ، نكته اي است كه براي بسياري از مردم جاي سؤال گذاشته است. ما به خاطر آشنايي با افكار عمومي اين موضوع را مطرح مي كنيم. هم اكنون وقتي فردي بيمار بشود برخي پزشكان تشخيص هاي متفاوت دارند و دستورهاي دارويي مختلفي به بيمار مي دهند.
    يكي از مباحثي كه در مراقبت از بيماران مزمن وجود دارد، اين است كه بتوانيم مراقبت را در طول زمان و براساس شرايط مختلف مديريت كنيم. در اين زمينه باز نقش پزشك خانواده ، كليدي و مهم است. الآن كه بيماري هاي مزمن در همه جوامع بشري روبه افزايش است، خيلي عجيب نيست كه يك نفر، هم بيماري قند داشته باشد، هم آسم، هم بيماري قلبي، فشار خون و كليه و هم چشم او مشكل داشته باشد، همه اين بيماري ها ممكن است يك جا در يك نفر وجود داشته باشد، اما وقتي نظام مراقبت ما تخصص گرا باشد، يعني براي هر بيماري بايد به پزشك متخصص مراجعه كنيد، بيمار چند تكه مي شود. يكي از مسئوليت هاي مهم پزشك خانواده هماهنگ كردن مراقبت ها و ايجاد امكان طراحي برنامه جامع براي مراقبت ها است. اين رويكرد در كشورهاي ديگر دنيا موجب شده است كه ارائه خدمات به بيماران مزمن بهبود پيدا كند. در كشور ما نيز اين تجربه كسب شده است، يعني اكنون بيماران مبتلابه قندي كه در جامعه روستايي زندگي مي كنند و زير نظر پزشك خانواده هستند، به مراتب كنترل قند خون آنها بهتر از بيماران شهري است، چون پزشك خانواده وقت گذاشته و درباره رژيم غذايي، ورزش، نحوه مصرف داروها و شرايط زندگي با بيمار صحبت كرده است.
    درباره بحثي كه شما مطرح كرديد يعني فردي كه مبتلابه بيماري خاصي است، يكي از مباحث اين است كه ما درباره بيماري هاي مزمن تا چه زماني بايد دارو تجويز كنيم. مثلاً مبتلايان به فشار خون تا چه زماني بايد دارو بخورند، اين موضوع در شرايط مختلف ، متفاوت است. تنظيم دارويي هنر طبابت است و ارتباطي كه طبيب مي تواند با بيمار خود برقرار كند و تصميم مناسب براي او بگيرد و درمان بيمار را براساس شرايط او پيش ببرد، هنر او است. بسياري از تصميمات طبي متاثر از شغل بيمار است مثلاً دارويي كه به يك راننده كاميون داده مي شود، نمي تواند هماني باشد كه به يك خلبان يا يك معلم مي دهيم.
    در بين راه حل هاي موجود در جهان به منظور اصلاح سلامت، فوري ترين و كاربردي ترين اقدام در كشور ما، گسترش طرح پزشك خانواده براي همه افراد جامعه است. بويژه با تجربه خوبي كه در بيمه روستايي به دست آورده ايم بايد نقاط ضعف را از بين ببريم و پزشك خانواده را در شهرها گسترش دهيم.
    به سردي و گرمي اعتقاد داريد آقاي دكتر! غذاهاي طبع گرم و طبع سرد
    طب سنتي مبتني بر شناختي از انسان و مزاج هاي اربعه او است. طبيعتاً در اين چارچوب انسان، وضع سلامت و بيماري او را تعريف مي كند. البته مي توان براي برخي از اين موارد ما به ازايي در طب جديد پيدا كرد، مثلاً برخي از اموري كه به عنوان عدم تعادل مزاج مطرح مي شود، به نوعي با كاركردهاي اعصاب نباتي سمپاتيك و پاراسمپاتيك قابل تطبيق است، اما الزاماً همه اينها مثل هم نيست.
    طب سنتي يك نگاهي به انسان و بيماري او دارد و طب جديد نگاه ديگري، بنابراين اگر بخواهيد براساس طب سنتي بيمار را ببينيد، بايد به سردي و گرمي مزاج او توجه كنيد و نسخه بنويسيد. اگر بخواهيد بر اساس طب مدرن براي بيمار دارو تجويز كنيد، بايد براساس دانسته هاي اين طب عمل كنيد. من اين توفيق را داشته ام كه مطالعاتي را در طب سنتي انجام دهم، البته چندان مفصل نبوده، اما بايد اذعان كنم درباره رشته خودم كه بيماري هاي گوارشي است، طب سنتي داشته هاي زيادي دارد و در بسياري موارد كه هم اكنون طب مدرن جواب خيلي مناسبي براي آن ندارد، به ويژه در بيماري هاي حركتي دستگاه گوارش، جواب خيلي مناسبي در طب سنتي دارد و با آموزه هاي طب سنتي مي توان چيزهاي خوبي را به بيماران عرضه كرد.
    هم اكنون يكي از اولويت هاي كاري ما اين است كه بتوانيم اين موضوع را به زباني كه براي جامعه پزشكي قابل درك تر باشد، در بياوريم تا آنها هم بتوانند از اين آورده هاي طب سنتي استفاده كنند.
    هم اكنون يك نظام پزشكي پنهان در كشور ايجاد شده است كه مشتري قابل توجه دارد، گاهي هم احساس مي شود كه به شكل نه چندان پنهان، گروهي از بيماران را از آن خود كرده اند. يك باره يك نفر ظهور مي كند و مي گويد من به قرآن نگاه مي كنم و مشكل شما را مي گويم. ديگري الهاماتي دارد، سومي اسمش را مي گذارد طب شفادهنده و بقيه هم از همان عنوان طب گياهي استفاده مي كنند. اگر به يك عطاري برويد، نسخه هايي پيچيده مي شود كه نسخه نويسان تابلوي طب گياهي هم ندارند، اما ادعاهايي كرده اند.
    طب سنتي با ميراث فرهنگي ما هماهنگي داشته و در تاريخ با آن عجين بوده است، به همين علت از يك حمايت فرهنگي بين مردم كشور و اصولاً در دنيا برخوردار است، يعني مكاتب طب سنتي كه در دنيا ثبت شده يكي از مهمترين آنها، مكتب طب ايراني است كه قبل از ظهور اسلام بود و بعد از ظهور اسلام با شكوفايي و وسعت بيشتري رشد پيدا كرد و آموزه هاي طب سنتي وقديم ايران با طب يونان تلفيق شد و يك سري نوآوري هايي را كه اطباي ايراني انجام دادند موجب شد در قرن پنجم هجري تقريباً هيچ جايي قابليت مقايسه با مكتب ايراني طب را نداشته باشد و تا ۲۰۰ سال قبل در برخي دانشكده هاي پزشكي حتي در اروپا قانون ابوعلي سينا پذيرفته بود.
    هم اكنون با مشكلاتي روبه رو هستيم. يكي از باورهاي غلط اين است كه عده اي فكر مي كنند اگر منشا دارويي طبيعي بود، هيچ عارضه اي ندارد. اين باوري غلط است چرا كه حتي داروهاي گياهي هم مي توانند عارضه و حتي عارضه كشنده داشته باشند.
    داروهاي گياهي داريم كه مسموميت آنها مي توانند قلب و كبد را از كار بيندازد، اما در موارد خاصي از آنها استفاده مي شود. مثلاً گل گاوزبان كه نسبتاً شايع است، ضمن همه خوبي هايي كه دارد، مصرف طولاني آن عوارض منفي روي كبد مي گذارد و اين يكي از مشكلات است. برخي به تصور اين كه داروهاي گياهي عارضه اي ندارند و آنها را بي محابا مصرف مي كنند. در صورتي كه اگر اين داروها در غير محل خود و بدون رعايت اصول علمي استفاده شود، مي تواند عارضه ايجاد كند.
    اما اطباي گياهي خيلي درباره اين كه داروهاي گياهي عارضه اي ندارند، تاكيد مي كنند.
    اين كار غلط است. يك مشكل ديگر اين است كه بالاخره ما درباره برخي بيماري ها هم اكنون داروي قطعي درمان داريم، اين كه بيماران را از داروي قطعي درمان محروم كنيم و بخواهيم با داروهاي طب سنتي آنها را درمان كنيم، اصلاً درست نيست.
    به عنوان مثال براي بيماري حصبه، پيش از اين درمان هايي كه ارائه مي شد، بيشتر ارائه داروهاي ضد تب، تقويت كننده سيستم ايمني و از اين قبيل بود. آورده هاي طب سنتي اين داروها بود. امروز ما ميكروب حصبه را شناخته ايم، آنتي بيوتيك اختصاصي آن را هم مي شناسيم - بر فرض كه به علت سوء مصرف آنتي بيوتيك هم اكنون با مقاومت دارويي در برابر برخي آنتي بيوتيك ها روبه رو شده باشيم - پيش از اين همه حصبه ها به آمپي سيلين حساس بودند، اما در حال حاضر تقريباً ميكروب حصبه اي نيست كه به آمپي سيلين حساس باشد، به هرحال ما ميكروب را شناخته ايم و نبايد كسي را كه به اين بيماري مبتلامي شود، به بهانه طب سنتي از درمان محروم كنيم.
    نكته ديگر اين است كه طب سنتي بايد در شرايط استاندارد ارائه شود، مثلاً برخي به بيماري هايي مبتلاهستند كه از طريق خون قابل انتقال است، حال اگر حجامت كه از اصول طب سنتي است و وزارت بهداشت نيز آن را قبول دارد و آئين نامه و دستورالعمل دارد، در شرايط غيراستريل انجام شود، مي تواند موجب انتقال هپاتيت و ويروس هاي مختلف شود.
    از ديگر چالش ها تشخيص غلط است. من بيماران قلبي بسياري را ديده ام كه به بيماري قلبي مبتلابودند و به اين علت پائين سينه آنها سوزش داشته و ماه هاي متعدد از سوي عطاري ها با عنوان اين كه بيماري معده دارند، زيرپوشش درمان هاي مختلف قرار گرفتند و متاسفانه يك يا دو مورد هم به علت اين كه تشخيص به موقع داده نشده بيمار فوت كرده است. افرادي نيز بيمار ما بودند و زماني به ما رسيدند كه ديگر دير بود.
    زالو انداختن چطور
    (با خنده) اين يك كمي سخت است، حالامن ديگر همه عالم را كه نمي توانم جواب بدهم!
    شما دانشكده طب سنتي هم راه اندازي كرديد.
    بله و به همين علت وزارت بهداشت، شرط ورود به دوره طب سنتي را، گذراندن حوزه پزشكي عمومي گذاشت، يعني پزشكي باشد كه بتواند از آورده هاي طب مدرن به خوبي استفاده كند، طب جديد و روش تشخيص بيماري هاي آن را بداند و از طب سنتي به عنوان طب مكمل استفاده كند.
    اصطلاحي كه هم اكنون براي طب سنتي در مجامع جهاني به كار مي رود اين است كه آن را يكي از اقسام طب مكمل مي داند. يعني در جايي كه طب مدرن كم مي آورد از طب مكمل استفاده كنيم و نقصان هاي آن را بپوشانيم.
    البته طبيب هاي گياهي و سنتي همواره معتقدند پزشك طب جديد هيچ وقت نمي تواند با جسارت كامل درباره طب سنتي صحبت كند.
    ببينيد، ما درباره مدل هاي مختلفي مي توانستيم كار كنيم. مهم اين بود كه ما بتوانيم مدل خود را براساس نيازها، شرايط و مقتضيات كشور خود تعريف كنيم. اين موضوع را به بحث علمي گذاشتيم و براساس نظرات كارشناسي تصميم گرفتيم سال اول مقطع كارشناسي ارشد طب سنتي را راه اندازي كنيم. بنابراين ورودي ها را از پزشك عمومي گرفتيم و يك سال تجربه كرديم و آن را تا دكتراي طب سنتي ارتقا داديم. نگاه ما در آينده اين است كه پس از توانمندي كه شايد ۱۰ سال كمتر يا بيشتر طول بكشد، مقطع تحصيلات تكميلي طب سنتي را به دكتراي باليني تخصصي طب سنتي تبديل كنيم و نگاه بلندتر ما اين است كه بتوانيم همزمان آموزش طب سنتي را موازي طب مدرن ارائه كنيم. البته يك شبه نمي توان به اين هدف رسيد. فكر مي كنم كاري كه وزارت بهداشت انجام داد، گام هاي استوار و مطمئني بود كه با وجدان علمي جامعه دانشگاهي هم تطبيق داشت. به اين علت برخلاف حركت هاي قبلي كه در جامعه دانشگاهي با تمسخر و با جديت با طب سنتي برخورد مي شد، اكنون به خوبي از سوي جامعه دانشگاهي پذيرفته شد و اين كار وزارت بهداشت در حوزه طب سنتي بسيار مدبرانه بود.
    آيا دارو در ايران گران است
    بستگي به اين دارد كه با چه چيزي بسنجيم. ايران در مقايسه با همه داروهايي كه در دنيا وجود دارد يكي از ارزان ترين قيمت هاي دارو را درباره داروهاي توليد داخل دارد.
    مثلاً انسوليني كه اكنون در كشور توليد مي شود، حالاكه به آن يارانه تعلق مي گيرد، حدود هزار و ۵۰۰ تومان است، اما حتي اگر يارانه هم به آن اختصاص نيابد، قيمت تمام شده انسولين در ايران حدود پنج دلار است. ارزان ترين انسولين پس از ايران در كشورهاي ديگر حدود ۶‎/۵ دلار است، اما درباره برخي داروهاي وارداتي به ويژه داروهاي بدون يارانه و تك نسخه اي كه يارانه نمي گيرند، پيش مي آيد كه قيمت آنها از قيمت بازار جهاني هم به علت هزينه هاي واردات، درصدي بيشتر باشد.
    در مجموع چون ۹۵ درصد داروها توليد داخل است، قيمت دارو از منظر مقايسه با بازارجهاني در ايران ارزان است. اما از منظر و قدرت خريد مردم هم مي توان به قيمت دارو نگاه كرد كه در آن صورت همين قيمت ارزان براي برخي از گروه هاي مردم به ويژه براي سه دهك پائين تر درآمدي جامعه قابل تحمل نيست، حتي درباره داروهاي توليد داخل. در اين شرايط وقتي بحث داروهاي گران قيمت بيماران صعب العلاج مطرح مي شود، قابل تحمل نبودن هزينه هاي دارويي به دهك هاي بالاتر حتي با دهك هفتم درآمدي هم مي رسد يعني فقط سه دهك بالاي بالاهستند كه خيلي ككشان از هزينه هاي دارويي نمي گزد، البته آنها هم وقتي پاي داروهاي شيمي - درماني به ميان مي آيد، با مشكل روبه رو مي شوند، بنابراين در بحث دارو تاكيد بر اين است كه بتوانيم عمق پوشش بيمه اي را به ويژه درباره داروهاي صعب العلاج افزايش دهيم. كاري كه از دست وزارت بهداشت برمي آمد اين بود كه مذاكراتي با بيمه ها انجام داد و آنها پس از مدت ها كه داروهايي را به ليست داروهاي كشور اضافه نكرده بودند، سال گذشته حدود چند صد قلم دارو به پوشش بيمه اي اضافه شد و قدم خوبي بود و حمايت آنها را از بيمارها بيشتر كرد.
    همچنين سال گذشته در ۲۱ مركز و امسال در ۳۰ مركز، درمان پنج نوع سرطان نسبتاً درمان پذير را به صورت رايگان انجام داديم. يعني علاوه بر هزينه هايي كه بيمه مي پردازد، هزينه اي از بيماراني كه به اين مراكز خاص مراجعه مي كنند، دريافت نمي كنيم.
    آيا هم اكنون در داروخانه هاي كشور داروي تقلبي وجود دارد
    داروهايي كه در نظام شبكه توزيع رسمي كشور، ارائه مي شود، يعني به وسيله شركت هاي پخش داراي مجوز وزارت بهداشت، تقلبي نيستند، اما برخي از داروها هستند كه متاسفانه به وسيله شبكه توزيع قاچاق وارد برخي داروخانه هاي متخلف مي شود كه در اين موارد داروهاي تقلبي هم وجود دارد. در مقايسه با شهريور ۸۴ درباره ميزان وجود داروهاي تقلبي در داروخانه ها اين ميزان بيش از ۱۰ برابر كاهش يافته است و در بسياري از استان ها حتي به سمت صفر رفته است. اوايل سال ۸۴ در داروخانه ها داروي قاچاق وجود داشت، هم اكنون داروهاي قاچاق بيشتر در خارج از داروخانه ها وجود دارد و بايد به اين مسئله هم رسيدگي كرد، اما از فضايي كه تمركز داريم خارج شده است.
    خبري داشتيم مبني بر اين كه ۹۰ در صد مكمل هاي غذايي تقلبي است
    مكمل ها پيش از اين چنين بود، اما هم اكنون مكمل ها را رسماً با شرايط خاصي ثبت و وارد مي كنيم كه غير از شرايط دارو و آسان تر است. همين امر موجب شده است كه مكمل ها بهتر و قوي تر در اختيار قرار بگيرد.
    آقاي دكتر! ما هم اكنون پزشك بيكار داريم، پزشكي كه ماهانه با ۵۰۰ هزار تومان حقوق زندگي مي كند هم داريم. از سويي.‎/‎/
    با حقوق كمتر هم داشته ايم، يعني ما پزشكاني داشته ايم كه با ماهي ۱۷۵ هزار تومان هم زندگي مي كردند، اخيراً با ترميم حقوقي كه براي پزشكان انجام داديم اميدواريم مشكل اين گروه از پزشكان را از ماه آينده حل كنيم.
    از سويي مي گويند ۱۰ تا ۱۵درصد پزشكان سهامدار بيمارستان ها و با درآمدهاي ميلياردي هستند.‎/‎/
    اينقدر نيستند، كمتر از پنج درصد سهامدار هستند.
    به نظر مي رسد بسياري از دانشجوياني كه رشته پزشكي را انتخاب مي كنند، به اين پنج درصد فكر مي كنند نه به اينكه روزي پزشك خانواده بشوند. اين، نوعي برگشت از اخلاق پزشكي است، اين را قبول داريد
    متفاوت است، ورودي هاي پزشكي انگيزه هاي متفاوتي دارند، از انگيزه هاي كاملاً انسان دوستانه كه قصد خدمت دارند، تا انگيزه هاي كاملاً دنياطلبانه. اين موضوع حالت ثابتي ندارد مطالعاتي درباره انگيزه دانشجويان در بدو ورود، ميانه تحصيل و پايان تحصيل انجام شده است. با وجود همه اين مشكلات هنوز وجه غالب در ورودي ها ديد انسان دوستانه است و به نظرم اين موضوع نقطه قوت ورودي ها است، البته مشكلات مالي هم حقيقتي است. همه كار مي كنند كه گذران زندگي خود را داشته باشند، بنابراين يكي از مسائلي كه فكر مي كنيم بايد در اصلاح نظام سلامت به آن توجه كنيم، اين است كه ما هر اندازه مي توانيم بايد پرداخت هاي ارائه كنند گان خدمات را از پرداخت كارانه اي خارج كنيم، البته انجام اين كار در برخي خدمات مانند خدمات بيمارستاني بسيار مشكل است و بخشي از آن به صورت كارانه اي باقي خواهد ماند. پس از آن به سمت پرداخت هاي سرانه اي مي رويم، بويژه در سطوح سرپايي دقيقاً همان مدلي كه اكنون براي پزشك خانواده انجام مي دهيم. در آنجا نوع پرداخت براساس تعداد جمعيت زير پوشش، سرانه اي است. مبلغي هم به عنوان تشويق در صورت عملكرد مناسب به مبلغ سرانه اي اضافه مي شود. اين مدل نظام پرداخت بويژه براي خدمات سرپايي مدلي است كه عوارض مشكل زا را در ارائه خدمات تا حد زيادي مي تواند كنترل كند، ضمن اينكه تاكيد بر مباحث اخلاقي و نظارت بر اين موضوع جزو دستور كارها است.
    شاهكار آقاي وزير در دولت نهم چه بوده است
    من چيزي كه بشود چنين عنواني را براي آن گذاشت براي خودم نمي شناسم.
    پزشك خانواده را هم پزشك خانواده حدود يك هفته قبل از اينكه ما بياييم، شروع شده بود، ما اين كار را ادامه داديم. من دوم مرداد۸۴ راي اعتماد گرفتم، ۲۵ مرداد،۸۴ البته شايد كمي با عجله پزشك خانواده در كشور آغاز شده بود، ما هم اين مسير را ادامه داديم و خيلي با سرعت رسيديم به پوشش بالاي ۹۵درصد، يعني ما در مدت ۴ ماه به پوشش بالاي ۹۵درصد رسيديم.
    آقاي دكتر! كله پاچه مي خوريد
    اينكه بگويم اصلاً نمي خورم، نه. گاهي مي خورم، اما سعي مي كنم اولاً پرخوري نكنم و دوماً از مكاني بهداشتي آن را تهيه كنم يا اينكه در خانه خودم آن را تميز كنم.
    يك متخصص تغذيه در گفت وگو با ما تاكيد مي كرد كه پخته و نپخته كله پاچه، ۵۰۰ نوع ويروس دارد !
    بالاخره كله پاچه واقعاً غذايي بهداشتي از نظر ميزان كالري و چاقي نيست، بويژه با مدلي كه پخته مي شود. خيلي ها شور مي پزند و برخي مكان ها خوب آن را تميز نمي كنند، بنابراين مشكلاتي دارد، اما مي شود كله پاچه را هم به اندازه خورد و مريض نشد.
    اين خرما و كشمكش و توت كه قرار بود به جاي قند در ادارات استفاده شود، منتفي شد
    اين جزو تصميماتي است كه ما بايد از آن به عنوان تصميمات فرهنگ سازانه ياد كنيم. بالاخره بايد به اين سمت برويم كه هر چه قدر مي توانيم مصرف قند تصفيه شده سفيد و شكر سفيد را به حداقل برسانيم، مصرف شكر قهوه اي به جاي سفيد، يك قدم به جلو است. متاسفانه ميزان مصرف قند و شكر ايراني ها نسبت به خيلي از جوامع دنيا بالاتر است و اين تغيير هم ناگهاني نمي تواند باشد. بايد در اين باره فرهنگ سازي كرد. وزارت بهداشت تلاش مي كند تا اين اتفاق رخ دهد. مصوبه استفاده از خرما و كشمش با هدف همين فرهنگ سازي بوده است.
    پرونده هموفيلي ها را امروز (شنبه ۱۳ مهرماه) دوباره باز كرديد
    اين پرونده مال حدود ۱۴ تا ۱۵ سال قبل است. اين شركت فرانسوي فاكتورهاي خوني كه در دنيا توزيع كرده بود، به علت اين كه از سيستم ويروس زدايي مناسب استفاده نكرده بود، به ويروس هاي مختلف آلوده بودند. برخي از كشورها همان زمان چون نظام ثبت آنها در مصرف داروها دقيق بود، طرح دعوي كردند و توانستند از اين شركت غرامت بگيرند. متاسفانه در كشور ما در اين زمينه اشكالاتي در مستندسازي وجود داشت كه پيگيري هاي آن هم با انگيزه كافي انجام نشده بود. در يكي از بررسي ها در پرونده هموفيلي ها با مشاوران و كارشناسان حقوقي تصميم گرفتيم روي اين موضوع كار كنيم.
    گروه كارشناسي تعيين كرديم تا جوانب مختلف كار را بسنجند، در نتيجه مستندات كافي را تا حدي جمع آوري كردند، البته مدتها از اين جريان گذشته و موجب شده بود برخي از اين مستندات به آساني يافت نشود.
    هم اكنون بعد از حدود ۳۶ ماه فعاليت روي اين موضوع به نظرمان مي آيد كه مستندات كافي داريم كه در مجامع بين المللي از اين شركت شكايت كنيم، بويژه اينكه هم اكنون اين بحث را به شكل يك تحقيق علمي انجام داده ايم. تحقيقات نشان داده است كه نوع ويروس HIV كه هم اكنون در ايران گردش دارد، دوگونه متمايز از يكديگر است. گونه اي كه در بين معتادان تزريقي است همساني جدي با گونه ويروسي كه در آسياي جنوب شرقي است، دارد و به نظر مي آيد تردد معتادان تزريقي به آسياي جنوب شرقي شايد نقطه شروع ورود ويروس بين آنها بوده است.
    برعكس ويروسي كه بين هموفيلي ها وجود دارد، كاملاً از نظر ساختماني و ژنتيكي شبيه ويروسي است كه در فرانسه وجود دارد و اين مستند علمي هم اكنون قويترين مستندي است كه در اختيار داريم و نشان مي دهد ويروسي كه بين هموفيلي ها وارد شد، به علت فاكتورهاي وارداتي بوده است، نه به علت فاكتورهاي توليد شده در داخل. البته اين در اصل ماجرا تفاوتي ايجاد نمي كند.
    وظيفه ما اين است كه هزينه هاي درمان بيماران هموفيلي را چه شركت فرانسوي قبول بكند يا نه، متقبل شويم. اين كار را هم انجام داديم. هم اكنون بيماراني كه نياز به داروي ضدويروس ايدز دارند، رايگان دارو دريافت مي كنند و براي بيماراني كه به هپاتيت مبتلاشده اند، از سال گذشته درمان رايگان را شروع كرده ايم و امسال هم ادامه خواهيم داد. اين مستند علمي براي اين است كه بتوانيم در مجامع بين المللي از حقوق كشورمان دفاع كنيم. اين موضوع كاربرد تصميم سازي در شرايط كنوني ندارد.
    گويا دستگاه ۲۰ ميليون دلاري پالايش خون كه همان زمان ها خريداري شد، ديگر قابليت راه اندازي ندارد.
    آن دستگاهي كه وارد شده بود را بررسي كرديم متاسفانه استانداردهاي لازم را براي راه اندازي ندارد. سيستم ويروس زدايي آن مقبول نيست و به اين علت به هيچ وجه از آن براي توليد فاكتور استفاده نمي كنيم يعني اصلاً براي توليد هيچ محصولي كه استفاده انساني داشته باشد، نمي توانيم از آن استفاده كنيم، خلاف مقررات ما است.
    
    پزشك خانواده بايد سرپايي به تشخيص برسد / گفت و گوي تفصيلي «ايران» با وزير بهداشت،درمان و آموزش پزشكي غلامرضا صادقيان ـ مريم وادي پور
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 201 بار
      

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
آفتاب يزد
اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
فصلنامه عطارنامه
متن مطالب شماره 12، زمستان 1388را در magiran بخوانيد.

- جراحي در ايران قديم
- تدبير زمستان
- زيان هاي زياده روي در خفت و خيز
- بيماري هاي گوارشي در طب سنتي ايران
و ...
سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1388-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!