|
توليد انرژي و ماجراي گازهاي مخرب (19)
نويسنده: آلن گرين اسپن
مترجم: صالح واحدي
يك واحد وزني ذرت (4) حدود 30 ليتر الكل به دست مي دهد و اين بدان معناست كه كل 11ميليارد باشل ذرت توليدي ايالات متحده در سال 2006 قابليت تبديل به 2/5ميليون بشكه الكل در روز را دارد. چنين حجمي از اتانول مي تواند جايگزين روزانه 9/3ميليون بشكه بنزين شود كه فقط معادل يك سوم مصرف روزانه وسايط نقليه آمريكا و كمتر از يك پنجم مصرف 21ميليون بشكه اي سوخت اين كشور (در سال 2006) است. تازه اگر همه ذرت توليدي را در اين راه به كار گيريم كه در آن صورت هم همه خوك هاي مان از گرسنگي خواهند مرد. توليد الكل سلولزي از بازمانده محصولات كشاورزي موضوع قابل تامل تري است. در مطالعه اي كه مشتركا توسط وزارت كشاورزي و وزارت انرژي آمريكا انجام شده تخمين زده شده كه توليد سوخت از مواد كشاورزي يا موجودات زنده مي تواند تا يك سوم مصرف نفت فعلي ما را پاسخگو باشد. ديگر كشورها نيز مي توانند با توليد سوخت از منابعي نظير روغن هاي گياهي و منابع مشابه نياز به نفت اوپك را كاهش دهند. حال اگر در استفاده از الكل توفيقي حاصل نشود و قيمت بنزين هم همچنان بالاباشد، استفاده از موتورهاي دوگانه سوز قابل شارژ جاي خود را بازخواهد كرد. تكنولوژي باتري به تدريج ارتقا مي يابد. اكنون انرژي الكتريسته فراواني توليد مي شود كه مي توان از آن براي شارژ باتري هاي اتومبيل هاي داراي اين تكنولوژي استفاده كرد و اگر قيمت الكتريسته براي ساعات اوج مصرف افزايش يابد طبيعتا انرژي بيشتري در دسترس خواهد بود. به علاوه اگر ترس ما از انرژي هسته اي ريخته شود، ديگر نبايد نگران باشيم كه تاسيسات فعلي توليد برق كه سوخت فسيلي مصرف مي كنند، موجب آلودگي محيط زيست شوند. اتومبيل هاي دوگانه سوز معمولي، اتومبيل هايي كه با الكل سلولزي كار مي كنند و اتومبيل هاي داراي باتري شارژ مي توانند جلوي اتلاف بسيار نفت در بزرگراه هاي آمريكا را بگيرند. افزايش راندمان موتورهاي گازوئيلي نيز مي تواند به كاهش مصرف سوخت بيانجامد. اما سرعت گرفتن اين روند انتقالي منوط به عرضه بسيار زياد تر الكل سلولزي يا افزايش شديد قيمت بنزين خواهد بود. وضع ماليات هاي جديد بر مصرف بنزين هم عاملي كمكي خواهد بود. اين نظر وجود دارد كه افزايش ماليات بر مصرف بنزين به لحاظ سياسي غيرممكن است. اما من معتقدم كه بعضي وقت ها وظيفه رهبران سياسي است كه عملكرد غلط جامعه را براي مردم و نمايندگان آنها روشن كنند و اگر چنين نكنند ديگر شايسته نام رهبران جامعه نيستند. وضع ماليات بر بنزين به ويژه اگر در يك دوره چند ساله شكل بگيرد، فشار سنگيني بر مردم وارد نخواهد كرد. هزينه هاي سوخت اتومبيل براي خانواده هاي آمريكايي در ابتداي سال 2007 سه درصد كل درآمد آنها و معادل نسبت مذكور طي سال هاي 1953 تا 1973 بوده است كه بسيار پايين تر از نسبت تحمل شده 5/4درصد طي بحران دهه 1980 بوده است. (5) حتي وقتي در جولاي 2006 هر گالن رشد بي سابقه 3دلاري را تجربه كرد باز هم نسبت هزينه سوخت به درآمد افراد از 8/3درصد تجاوز نكرد. با اين همه آمريكايي ها به قيمت بنزين خيلي حساس هستند و وقتي افزايش مي يابد اعتراض و شكايت مي كنند. آنها شكايت مي كنند اما همچنان پشت فرمان اتومبيل مي نشينند و آن را مي رانند. آنها در مقابل افزايش قيمت بنزين فقط مدت كوتاهي سعي مي كنند كمتر از اتومبيل خود استفاده كنند، اما بعد همه چيز طبق روال گذشته پيش مي رود. ميانگين استفاده از اتومبيل براي هر آمريكايي كه در دهه 1980 معادل 10500 مايل در سال بوده در 2006 به 14800 مايل رسيده كه رشد سالانه 3/1درصدي را نشان مي دهد. بعد از سال 2002 كه رشد قيمت بنزين خيلي سريع بوده ميزان استفاده از اتومبيل م باز هم رشد 2/0درصدي داشته است. البته استفاده از اتومبيل هايي كه مصرف كمتري دارند نيز افزايش داشته كه اين حوزه منجر به كاهش مصرف شده است. مردم بايد بدانند كه تا زماني كه ايالات متحده نيازمند منابع نفت و گاز كشورهايي است كه چندان با ما دوست نيستند ما از محلي كه تحت كنترل خودمان نيست در معرض آسيب قرار داريم. نفت در جهان امروز نقشي بسياري كليدي دارد و كاهش ناگهاني در عرضه آن مي تواند به اقتصاد ما و ساير كشورها آسيب بزند. بنابراين امنيت ملي ما اقتضا مي كند كه طوري برنامه بريزيم كه كمتر به نفت وابسته باشيم و به عبارتي نفت يكي از منابع مورد نظر ما باشد و نه منبع منحصر به فرد و غيرقابل جايگزين. امروز اقتصاد جهان منابع عظيم انرژي را مي بلعد. به رغم آنكه منابع نفت و ساير اشكال انرژي محدود است، پيش بيني مي شود كه مصرف آن به ازاي هر يك دلار توليد در جهان در بيست و پنج سال آينده همچنان مانند 25 سال گذشته روند افزايشي داشته و به سطح يك چهارم تا دوپنجم بيش از سطح مصرف امروز برسد. بيشتر اين نفت هم بايد از منطقه اي تامين شود كه ثبات سياسي چنداني ندارد، آن چنان كه تاكنون ديده ايم. وقتي جريان نفت نامطمئن باشد كشورهايي كه اقتصاد آنها و شهروندان آنها وابستگي زيادي به سوخت دارند بايد چه بكنند؟ جهان توسعه يافته به مسائل سياسي خاورميانه توجه زيادي نشان مي دهند و اين دقيقا با امنيت نفت ارتباط دارد. عكسل العمل نسبت به تلاش مصدق نخست وزير سابق ايران براي ملي كردن نفت ايران و انگليس در سال 1951 و سرنگوني او و همچنين تلاش ناكام انگليس و فرانسه براي جلوگيري از تسلط عبدالناصر بر شاهراه كليدي انتقال نفت (كانال سوئز) در سال 1956 دو مثال تاريخي مهم در اين ماجرا است. رهبران آمريكا و انگليس نيز در دامن زدن به هراس از سلاح هاي كشتار جمعي در عراق تحت حكومت صدام حسين، نگران هرج و مرج در منطقه اي از دنيا بودند كه اقتصاد دنيا به آن وابسته است. پاورقي: توليد انرژي و ماجراي گازهاي مخرب (19) آلن گرين اسپن / مترجم: صالح واحدي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 52 بار
|