|
آهاي، يكي اينجا تنهاست
نويسنده: صبا قاسمي
يك ستون كوتاه و جمع و جور كنار صفحه 7 پنجشنبه هاي اعتماد را به عنوان اولين شروع نسل ما ثبت كنيد. نسلي كه قرار است حرف هايش را از همين امروز و با همين نوشته ها شروع كند. نسلي كه مي خواهد بنويسد تا جواب بگيرد براي نادانسته هايش، نقد شود براي اشتباهاتش و ثابت كند آمده تا بماند. اگر خوب شروع نكرده، اگر در انشايش هنوز ايرادي هست، اگر بايد چيزي را بداند، اگر... بگوييد. ما مي شنويم و مي خوانيم. سال هاست اين وظيفه نسل مان است و هنوز هم خواهد بود تا وقتي كسي بگويد. همه چيز را خلاصه مي كنيم، ساده و راحت. به جاي اينكه سفارش بدهيم لباس را اندازه مان و مطابق سليقه مان درست كنند مي رويم مغازه و يكي از همين لباس هاي آماده را مي خريم: حالايك كم تنگ باشد يا گشاد، فرقي برايمان نمي كند. درست مثل واژه ها كه كارمان را راحت كرده اند و ديگر مجبور نيستيم توصيف كنيم و از ادبياتمان استفاده يي ببريم. يك فرهنگ لغات پر از واژه و صفت درست كرده ايم و مردم را دسته دسته داخل اين صفت ها مي گذاريم. با يك كلمه از هركسي صحبت مي كنيم و برايمان هم چندان اهميتي ندارد كه اين كلمه اصلاً اندازه اش است يا نه، شايد برايش گشاد باشد اين لباس حاضر و آماده، شايد هم تنگ. كسي هم اين روزها نمي پرسد فلان كلمه در چه منظوري به كار رفت و از گفتنش چه برداشت مي شود، هرچه مي خواهد برداشت مي كند تا بعد زمان بگذرد و كم كم افراد در معنايش به اختلاف برسند و سوءتفاهم، آن وقت اين كلمه مي شود موضوع بحث. نشريات در موردش گزارش و پرونده چاپ مي كنند و به ديد يك معضل اجتماعي به آن مي نگرند و هر كس هم از منظر دانش خودش بررسي مي كند واژه را.درست مثل همين كلمه بالاي ستون من كه حداقل در اين سال ها به هزاران معنا به كار رفته و در اين روزها شده موضوع بحث: كه هر كس مي نشيند و ما را طبقه بندي مي كند كه از كدام نسل هستيم و سپس هم نام اختلاف نظرهايمان مي شود شكاف بين نسلي و همين طور تا آخر...همه اش را هم كه قبول كنيم و به نتيجه يي قابل پذيرش و معقول دست يابيم باز هم يك سوال هميشگي براي من مي ماند: «يك نسل تازه (برداشت كنيد نوجواني از اين خاك و ديار) به ميدان آمده، نسل هاي قبلي پشتش، پشتوانه اش هستيد؟» آهاي، يكي اينجا تنهاست صبا قاسمي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 66 بار
|