|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم87/8/6: خطاهاي نابخشودني
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5244
سه شنبه 15 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 2413 6/8/87 > صفحه 9 (سينما) > متن
 
      


خطاهاي نابخشودني
درباره دوبله فيلم زودياك

نويسنده: محمدرضا كلانتر


    «زودياك»، ساخته ديويد فينچر در سال 2007 تاكنون 2 بار دوبله شده است، بار اول به سرپرستي ايرج رضايي براي تلويزيون و بار دوم با سرپرستي زهره شكوفنده براي شبكه نمايش خانگي. در اين مقاله، دوبله شكوفنده را از 2 جهت بررسي مي كنيم:
    
    1- «انتخاب صداها» و «گويندگي ها» 2- «ديالوگ ها».
    زودياك درباره ماجراي واقعي قتل هايي است كه اواخر دهه 60 ميلادي در آمريكا اتفاق افتاد. اين قتل ها را شخصي انجام داد كه خود را زودياك ناميد و هويت واقعي اش هيچ گاه فاش نشد. زودياك 3 شخصيت اصلي و تعداد زيادي شخصيت فرعي دارد. شكوفنده براي 3 شخصيت اصلي ،اين دوبلورها را انتخاب كرده است: افشين زي نوري، منوچهر والي زاده و منوچهر زنده دل.
    زي نوري به جاي جيك گايلن هال، بازيگر نقش رابرت گري اسميت صحبت كرده است. وي طراح (كارتونيست) است و براي روزنامه سان فرانسيسكو كرونيكل كار مي كند. او بتدريج به ماجراي زودياك علاقه مند مي شود و با وسواس آن را پيگيري مي كند. صداي زي نوري كاملامناسب چهره و شخصيت رابرت است و بهترين انتخاب شكوفنده به شمار مي آيد. زي نوري در بيشتر صحنه ها حس ها را درست منتقل كرده و همانند رابرت حرف زده، اما در بعضي صحنه ها بي دقتي هايي نيز كرده است. زي نوري در سكانسي كه رابرت پس از جستجوي پرونده هاي زودياك در اداره پليس به خانه مي آيد، لحن حرف زدن بازيگر را رعايت نكرده است. رابرت، آرام و خسته از همسرش مي پرسد: امروز چطور بود؟
    اما زي نوري كاملابعكس او، شاداب و سرحال صحبت كرده است. در صحنه اي كه همسر رابرت به وي مي گويد رابطه شان پايان يافته است نيز زي نوري و نوري درخشان، دوبلور نقش ملاني حس ها را رعايت نكرده اند.
    والي زاده به جاي مارك روفالو، بازيگر نقش ديويد تاسكي صحبت كرده است. وي بازرس / كارآگاه پليس است كه پيگيري پرونده زودياك را به عهده دارد. بيشتر مدير دوبلاژها صداها را براساس شخصيتي كه بازيگر ايفا مي كند و چهره وي انتخاب مي كنند و به صداي بازيگر توجه نمي كنند؛ اما به اعتقاد نگارنده، دست كم در آثار مهم صدا بايد به صداي بازيگر شبيه باشد؛ زيرا كارگردان معتبري چون ديويد فينچر، قطعا هنگام انتخاب بازيگر به تمام ويژگي هاي او از جمله صدايش دقت مي كند. وظيفه مدير دوبلاژ، بازگرداندن فيلم به زبان فارسي با حفظ اصالت آن است؛ بنابراين صداهايي را بايد انتخاب كند كه به صداهاي اصلي شبيه باشند. با اين حال، اگر والي زاده خوب گويندگي كرده بود، شبيه نبودن صدا را مي شد تا حدودي ناديده گرفت. بسياري معتقدند صداي وي جوان است، به همين دليل از او براي نقش جوان هاي 20 تا 30 سال مثل رابين هود در سريالي به همين نام استفاده مي كنند، اما به اين نكته توجه ندارند كه صداي والي زاده طراوت و شادابي صداي يك جوان را ندارد و اگر به آن خوب دقت شود، مي توان پيري را ته آن حس كرد. اگر والي زاده در دوبله زودياك دقت كرده بود و آن گونه كه در دوبله هاي امير زند و محمود قنبري حضور مي يابد، صحبت مي كرد و بعضي از اشتباه ها را مرتكب نمي شد، دوبله نقش ديويد قابل تحمل تر مي شد. هنگامي كه زودياك قسمتي از پيراهن راننده تاكسي را به دفتر روزنامه مي فرستد، ديويد و همكارش مي آيند و با اعضاي تحريريه صحبت مي كنند. در اين سكانس، ديويد چند جمله سوالي مي گويد كه متاسفانه والي زاده لحن گفتن آنها را رعايت نكرده و انتهاي بعضي از اين جملات را به شكل خاصي كشيده است. در سكانسي كه آرمسترانگ، تاسكي و مولاناكس به ديدن آرتورلي آلن در محل كارش مي روند، مولاناكس مي پرسد، «حالابايد چه كار كنيم؟» ديويد تاسكي مي گويد: «اون شروع كنه، ما ادامه مي ديم؟» انتهاي اين جمله سوالي است و ديويد در حقيقت مي خواهد نظر آن دو نفر را جويا شود و براي گرفتن جواب به مولاناكس هم نگاه مي كند؛ اما والي زاده آن را به صورت غير پرسشي گفته است. زنده دل به جاي رابرت داوني جونيوز، بازيگر نقش پل اپوري صحبت كرده است. او فردي تقريبا دائم الخمر و گزارشگر روزنامه سن فرانسيسكو كرونيكل است.
    صداي زنده دل به صداي پل ايوري شبيه و براي نقش يك روزنامه نگار مناسب است؛ اما مساله مهم دائم الخمر بودن ايوري است كه علاوه بر رفتارش در صدايش نيز بازتاب دارد. زنده دل در درآوردن حالات يك فرد دائم الخمر چندان موفق نبوده است و در چند صحنه نيز لحن حرف زدن ايوري را اصلارعايت نكرده است.
    درسكانسي كه ايوري با رابرت گري اسميت به بايگاني مي رود تا چيز هايي را درباره كاتلين جونز بگويد، لحن حرف زدن او در ابتداي ورود به بايگاني و پس از آن تفاوت دارد، اما زنده دل اين تفاوت را رعايت نكرده است. صداي ايوري ابتدا كمي آرام است، گويي حال حرف زدن ندارد، اما بعد كه پشت ميز با رابرت حرف مي زند، صدايش رساتر مي شود. زنده دل تمام ديالوگ ها را يك جور گفته است. پس از سكانس ملاقات تاسكي و كن نارلو با پليس ريورسايد؛ تاسكي، ايوري را در حياط اداره پليس مي بيند، ايوري در حالي كه سيگار زير لب دارد، آرام مي گويد: «من دنبال دردسر نيستم» اما بعد در ادامه صحبت هايش با تاسكي، صدايش بلندتر و واضح تر مي شود. زنده دل باز هم بدون رعايت لحن حرف زدن ايوري، تمامي ديالوگ هاي وي را يك جور و يكنواخت بيان كرده است.
    البته دوبلورها اگر فيلم را قبلانديده باشند، هنگام دوبله دست كم 2 بار صداي اصلي را مي شنوند؛ يك بار هنگام تمرين و يك بار هنگام ضبط. بار دوم صدا را از طريق گوشي مي شنوند و تمام جزئيات آن برايشان معلوم مي شود، با اين اوصاف مشخص نيست؛ چرا تعدادي از دوبلورهاي زودياك لحن حرف نقش هايشان را رعايت نكرده و علاوه بر اين موضوع، بلندتر از بازيگران حرف زده اند. گويندگي در نقش ها را اين افراد به عهده داشته اند: رضا آفتابي (بازرس آرمسترانگ)؛ صداي وي كاملامناسب چهره و شخصيت آرمسترانگ است و از صداي اصلي وي نيز دور نيست. آفتابي كه حس ها را درست ادا كرده از جمله انتخاب هاي خوب مدير دوبلاژ محسوب مي شود. شهروز ملك آرايي (سردبير روزنامه و 3 نقش ديگر) : به طور كلي صداي ملك آرايي مناسب نقش آدم هاي متشخصي چون سردبير روزنامه و مجله نيست. در اين فيلم صداي او مناسب چهره بازيگر نقش سردبير نيز نيست و به صداي اصلي وي نيز شباهتي ندارد، 2 نقش ديگر او را كارآموزان دوبله نيز مي توانستند بگويند و مشخص نيست مدير دوبلاژ بر چه اساسي چنين نقش هاي كوتاه و بي خاصيتي را به اين دوبلور با سابقه داده است. ضمن اين كه ملك آرايي در نقش هاي سوم و چهارم خود لحن حرف زدن بازيگر را رعايت نكرده است.
    امير عطرچي (آل هايمن و دست كم 4 نقش ديگر) مشخص نيست چرا با وجود دوبلورهايي كه صداي شناخته شده اي ندارند و مي توانند براحتي صدايشان را تغيير دهند، از عطرچي براي چند نقش استفاده شده است. وي دوبلور امپراتور در سريال پربيننده «جواهري در قصر» بوده و صدايش كه چندان قابل انعطاف و تغيير هم نيست، شناخته شده و چند نقش گويي اش در زودياك بشدت آزار دهنده است. ضمن اين كه وي در بعضي صحنه ها لحن ها را رعايت نكرده و حتي در يك صحنه اسم جك مولاناكس را مولاناكاكس تلفظ كرده است. مناسب ترين نقش براي او، آل هايمن، عضو تحريريه روزنامه است.
    محمدرضا مومني (دست كم 4 نقش از جمله دونالدچني) ، شايان شام بياتي (3 نقش از جمله مل نيكلاي) ، ميثم نيك نام (2 نقش و نوشته هاي انتهاي فيلم) ، مجيد صيادي، امير منوچهري، شهراد بانكي (هر كدام دست كم 3 نقش) ، مهناز آباديان (3 نقش از جمله كاترين) ، شراره حضرتي (2 نقش) ، بيژن علي محمدي)، آرتور لي آلن و تمام كساني كه زودياك ناميده مي شوند) ، مجتبي شمس (جان آلن) ، امير حكيمي (باب وان) ، ابراهيم شفيعي (شروود موريل) ، مجتبي فتح الهي (جورج) و حسين خداداد بيگي (جك مولاناكس) . بين اين دوبلورها، به گويندگي حضرتي و علي محمدي نيز اشاره مي كنيم.
    شراره حضرتي 2 نقش كوتاه را گفته است. صداي وي براي نقش زني كه ادعا مي كند زودياك را ديده اصلامناسب نيست. زيرا از وي جوان تر است.حضرتي لحن حرف زدن بازيگر را اصلارعايت نكرده و بسيار بلندتر از وي صحبت كرده است. صداي او براي خدمتكار ملوين بلاي مناسب است، اما اين نقش را يك كارآموز دوبله هم مي تواند بگويد و نيازي به استفاده از يك دوبلور حرفه اي نبوده است. حضرتي در سريال «جواهري در قصر» كه شكوفنده دوبله كرده، نقش خيلي خوبي گفته ومشخص نيست چرا شكوفنده، او و تعدادي ديگر از دوبلورهاي اين سريال را اينقدر تنزل داده كه در زودياك زني گو و مردي گو شوند.بيژن علي محمدي هم به جاي تمام كساني كه در فيلم، زودياك ناميده مي شوند و چهره هيچ كدام ديده نمي شود. او حالت نفس نفس زدن قاتل زوج كنار درياچه را هنگامي كه قتل را گزارش مي كند، به طور كامل رعايت نكرده است. در قسمتي از سكانسي كه تاسكي و آرمسترانگ با آرتور صحبت مي كنند هم او برعكس بازيگر حرف زده است.
    درباره چند نقش گويي دوبلورها ذكر يك نكته ضروري است، چند نقش گويي در دوبله كاري بسيار رايج است و تقريبا تمامي مديران دوبلاژ هم به دليل كمبود گوينده و هم براي كمتر شدن هزينه دوبله، از تعدادي از دوبلورها بخصوص جوان ها و تازه واردها مي خواهند كه هر كدام چند نقش بگويند. به اعتقاد نگارنده، اين كار را فقط بايد دوبلورهايي انجام بدهند كه صدايي قابل انعطاف اما شناخته نشده دارند و فاصله نقش هايي هم كه مي گويند نبايد كم باشد. ميان دوبلورهاي جوان كساني هستند كه صدايشان شناخته شده است و توانايي هايشان را هم ثابت كرده اند. از كساني مثل امير عطرچي، شايان شام بياتي، رضا آفتابي، ميثم نيك نام، كتايون اعظمي، شراره حضرتي، مهرخ افضلي و امثال آنها به دليل صداي شاخص كه دارند فقط بايد در يك نقش خوب و مناسب استفاده كرد. بهتر است مديران دوبلاژ با برنامه ريزي مناسب، دست كم فيلم هاي شبكه نمايش خانگي را زماني دوبله كنند كه با كمبود گوينده مواجه نشوند. از طرفي بايد قانون منع استفاده از كارآموزان دوبله در فيلم هاي خارج از سازمان صدا و سيما تغيير كند تا دست مديران دوبلاژ بازتر شود.
    
    فيلمي پر از ديالوگ
    زودياك فيلمي پرديالوگ است. در دوبله اي كه زهره شكوفنده انجام داده، ديالوگ ها در مجموع داستان فيلم را مي رسانند و ابهام خاصي در آنها وجود ندارد، اما اشكالاتي هست كه با توجه به اهميت فيلم، اصلانمي توان آنها را ناديده گرفت و به اصالت فيلم لطمه زده است. به تعدادي از اين اشكالات اشاره مي كنيم:
    1- در چند جا نام فيلم «خطرناك ترين بازي» كه در سال 1969 اكران شد «خطرناك ترين شكار» گفته مي شود. 2- هرچند ديالوگ از كلمات مناسب استفاده نشده است. براي مثال در جمله «بايد ببينيم خون روي پارچه ها با نمونه ها همخوني داره يا نه.» به جاي واژه همخوني بهتر بود از مطابقت استفاده مي شد.تاسكي دست كم 2بار از واژه روزنامه چي ها استفاده مي كند كه واژه زيبايي نيست و به جاي آن بايد روزنامه نگارها يا گزارشگرها به كار مي رفت. هيچ كدام از اين 2 واژه، سينك جمله را به هم نمي زنند. در مقابل اين 2 انتخاب و كاربرد نامناسب كلمات، يك جايگزيني خوب نيز وجود دارد. هنگامي كه رابرت به محل كار تاسكي مي رود و وي را به ناهار دعوت مي كند، وي مي گويد:« »Why Not در دوبله به جاي «چراكه نه»، «با كمال ميل» قرار داده شده كه جايگزين بسيار خوبي است.3- در يكي از سكانس ها سردبير، پل ايوري را بازخواست مي كند كه چرا به دادگستري تقاضاي همكاري داده است. او به ايوري مي گويد كه كار كردن در روزنامه 3 شرط دارد. در دوبله شرط هاي اول و دوم بدون دليل منطقي تغيير كرده اند. 4- در صحنه اي كه رابرت و تاسكي در حال ناهار خوردن هستند، رابرت مي گويد: «او (پل ايوري) دقيقا دليل اومدن من به اينجاست.» در دوبله اين جمله كاملابرعكس بيان مي شود، «در واقع دليل اومدن من به اينجا اون نيست.» فرضي را بر اين مي گذاريم كه مترجم اين جمله را اشتباه ترجمه كرده باشد.
    5- اين اشتباه واقعا نابخشودني است. زودياك بعد از 4 سال دوباره نامه مي فرستد. در صحنه اي كه اين اشتباه روي داده، از تلويزيون مي شنويم كه او سكوتش را بعد از 51 (پنجاه و يك) ماه شكسته، اما در دوبله به جاي 51 ماه، 5 (پنج) ماه گفته مي شود! چگونه مدير دوبلاژ با توجه به داستان فيلم و ميان نويسي كه خود مي خواند و در آن به «4 سال بعد» اشاره مي كند، متوجه چنين اشتباه فاحشي نشده است؟زودياك ازجمله فيلم هاي خوب و مهمي است كه حتي يك كلمه هم در آن اهميت دارد. شايسته بود شكوفنده و دوبلورهاي آن در دوبله اش دقت بيشتري مي كردند. ارائه چنين دوبله پرايرادي از گروه دوبله زودياك بعيد بود. اميدواريم آنها و ساير دوبلورها و مدير دوبلاژ ها از اين به بعد با دقت و حوصله كار كنند و سوابق خوب خود را مخدوش نكنند.
    


 روزنامه جام جم، شماره 2413 به تاريخ 6/8/87، صفحه 9 (سينما)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 645 بار
    



آثار ديگري از "محمدرضا كلانتر"

  تاسف مي خورم كه نقش مختار دوبله نشد / گفت وگو با حميدرضا آشتياني پور دوبلور و مدير دوبلاژ سريال «مختارنامه»
محمدرضا كلانتر، اعتماد 6/5/90
مشاهده متن    
  جيمز باند جديد در شبكه نمايش خانگي
محمدرضا كلانتر، جام جم 19/1/88
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه دنياي لاستيك و تاير
متن مطالب شماره 32، آذر 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است