|
خورشيد در آن روز غروبي غم انگيز داشت
به ياد سروان شهيد رضا دهمرده
شهيد رضا دهمرده در شهرستان زاهدان در سال 1345 در خانواده اي ديندار پا به عرصه گيتي نهاد. دوران كودكي و نوجواني خود را در حالي طي نمود كه شراره هاي انقلاب به شعله تبديل مي شد تا پايه هاي ظلم و جور را در نوردد و به خاكستر بدل سازد. نظم پذيريش موجب شد تا وي عليرغم وجود تمام مشكلات به تحصيلات خود ادامه دهد و از اين رو پس از اخذ ديپلم به استخدام ژاندارمري درآمد و سپس در دانشكده افسري در رشته علوم پايه انتظامي پذيرفته شد و به اخذ ليسانس نائل آمد. عشق و علاقه زائدالوصف وي به ميهن اسلامي و مردم مسلمان موجب شد تا سوختن و ساختن را تاب نياورد و به همين جهت با شهامت به مبارزه با سوداگران مرگ پرداخت و آن قدر در اين راه مصمم، ثابت قدم، قاطع و شجاع بود كه آوازه نامش رعشه بر اندام تبه كاران و سياه انديشان مي انداخت. فرماندهي مدبرانه تؤام با هوش و ذكاوت وي سبب شده بود اكيپي كه وي سرپرستي مي كرد به اكيپي تبديل شود كه در كليه عمليات هاي مهم هم اميد باشد و هم نويد. ساعتي مانده به بامداد يكي از روزهاي پاياني سال 1379 خبري مبني بر عبور كاروان مواد مخدر از منطقه چاه شور ايرانشهر واصل مي شود، رويارويي با اين كاروان مرگ را به كسي سپردند كه از پس عمليات گذشته به خوبي برآمده بود و او كسي نبود جز جناب سروان دهمرده، همو كه در آخرين عمليات خود كه دو هفته پيش از اين صورت گرفت موفق شد از ورود 4000 كيلوگرم ترياك به داخل كشور جلوگيري نمايد. بنابراين گروهي مجهز از گردان 122 سيدالشهداء همان گرداني را كه جناب سروان دهمرده فرماندهي آن را برعهده داشت به سرپرستي خود وي به منطقه اعزام شدند و سريعاً به شناسايي منطقه پرداختند. باري، بدخواهي بدخواهان، كينه كينه جويان و... دست به دست هم داد تا در ساعت 9 بامداد در 120 كيلومتري ايرانشهر جناب سروان رضا دهمرده در حين ماموريت شهد شهادت نوشد به ديار حق بشتابد. خورشيد در هفدهم اسفند ماه 79 غروبي غم انگيز داشت. امور ايثارگران ناجا
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 23 بار
|