|
ديروز، امروز، فردا
از نسل بعد
نويسنده: صبا قاسمي
يك ستون كوتاه و جمع و جور كنار صفحه 8 پنجشنبه هاي اعتماد را به عنوان اولين شروع نسل ما ثبت كنيد. نسلي كه قرار است حرف هايش را از همين امروز و با همين نوشته ها شروع كند. نسلي كه مي خواهد بنويسد تا جواب بگيرد براي نادانسته هايش، نقد شود براي اشتباهاتش و ثابت كند آمده تا بماند. اگر خوب شروع نكرده، اگر در انشايش هنوز ايرادي هست، اگر بايد چيزي را بداند، اگر... بگوييد. ما مي شنويم و مي خوانيم. سال هاست اين وظيفه نسل مان است و هنوز هم خواهد بود تا وقتي كسي بگويد. ممنون. ممنون از اينكه اينجا را، به قول خودتان همين يك ستون براي يك نسل را مي خوانيد. خوشحالم از اينكه صندوق پستي مجازي ام پر است از نامه هاي مجازي و از اينكه قبل از صحبت مي پرسيد از نقد ناراحت مي شوم يا نه. خوشحالم كه هم نسلاني دارم و از نسل هاي ديگر هم كساني. چهارشنبه قبل كه گذشت طبق تاريخ، بر حسب زيرنويس كمرنگ تقويم، روز ما بود: ما اينجا يعني نوجوان، نسل چهارمي، تازه وارد و خيلي صفت ها و ويژگي هاي ديگر كه در ميان همه شان اين نوجواني صفتي دست نيافتني است و تنها اندك زماني نصيب هركس، هر نسل مي شود و يك امروز را مهمان ماست، چند سالي هم مي ماند، بعد هم مي رود تا نصيب نسل ديگري شود: از ما مي گذرد، درست مثل همين ديروز كه گذشت و ما مانديم و امروز: ما مانديم و فردا... چهارشنبه قبل كه گذشت را اگر توي تقويم جست وجو كنيم روز ما بوده، به نام ما، اما اين نام گذاري ها هم بهانه اند، بهانه هايي مثل خود ديروز. ديروز كه گذشت تنها بهانه آمدن امروز بود. همين. از زمان نوشتم، از گذر سريع لحظه ها، از ديروز، از فردا و يادم آمد بنويسم كه روزها دارد كوتاه تر مي شود و كارها، درس ها، امتحان ها، انديشه ها و... بيشتر. اگر بخواهيم غر بزنيم، خورشيد و ماه هم دارند برخلاف مسير ما مي روند: حتي ثانيه شمار و دقيقه شمار هم تاب سنگيني زمان را، تحمل گذر لحظه ها را نياورده اند و خم شده اند و مي چرخند و مي گذرند و مي روند و باز هم ما از زمان جا مي مانيم. از لحظه ها عقب مي مانيم و چقدر بد است كه شب شود و ما در ميانه جاده باشيم.هم نسلي حواست باشد: شب نزديك است و لحظه ها عجول و مقصد دور و جاده بي انتها... راستي روزت مبارك. ديروز، امروز، فردا / از نسل بعد صبا قاسمي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 207 بار
|