|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران87/9/5: نويسنده رها، مترجم خلاق
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6571
پنجشنبه بيست و ششم مرداد ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 4084 5/9/87 > صفحه 16 (فرهنگ و هنر) > متن
 
 


نويسنده رها، مترجم خلاق
گفت و گو با پرويز شهدي، مترجم

نويسنده: ساير محمدي

پرويز شهدي از مترجمان فعال كشور است. او اخيرا دزيره نوشته آن ماري سلينكو را دوباره ترجمه كرده. يكشنبه بخش اول گفت و گوي ما را با اين مترجم خوانديد. امروز بخش پاياني آن را از نظر مي گذرانيد.
    آقاي شهدي «دزيره» هم از جمله رمان هايي بود كه چند ترجمه از آن در دهه پنجاه منتشر شد و برخي از اين ترجمه ها هنوز هم تجديد چاپ مي شوند.
    اتفاقاً ترجمه مجدد «دزيره» را هم بنا به پيشنهاد ناشر انجام دادم چون يكي - دو ترجمه از «دزيره» در سال هاي قبل از انقلاب منتشر شده بود. واقعيت اين است كه دزيره را در گذشته بسيار دور خوانده بودم اما پي به اهميت و ارزش آن نبرده و هنگامي كه آن را به دقت خواندم، پي بردم چه اثر درخشاني است و چه روايت جذاب و دست اولي دارد كه خواننده را مسحور مي كند. هيچ كس به اندازه آن ماري سلينكو نتوانسته شخصيت دروني و بيروني ناپلئون را آنقدر خوب و دقيق و واقعي ترسيم كند.
    اين رمان صرفاً زندگي ناپلئون را روايت مي كند يا در حاشيه آن مسائل ديگر را هم دربرمي گيرد
    آنچه اين رمان را جذاب و ماندگار كرده و پس از نيم قرن هنوز آن را در رديف پرخواننده ترين كتاب ها قرار مي دهد، قطعاً داستان زندگي دزيره كلاري، دختر يك حريرفروش در مارسي نيست كه به مقام ملكه سوئد و نروژ رسيد و مربوط به اين واقعيت تاريخي هم نمي شود كه خاندان سلطنتي فعلي سوئد فرزندان يا در واقع نوه و نتيجه هاي برنادت، گروهبان ساده ارتش هستند كه در اين رمان به تصوير كشيده مي شود. البته داستان زندگي او و خانواده اش خالي از لطف و گيرايي نيست، اما آنچه كه به اين رمان ارزش و اهميت مي دهد، زندگينامه ناپلئون يكي از سرشناس ترين و بزرگترين چهره هاي تاريخ نه تنها فرانسه بلكه همه جهان است. آنچه به اين كتاب ارزشي سواي ارزش تجاري مي دهد، شرح حال ساده و بويژه شرح خصوصيات اخلاقي، روحي، جسمي و بلندپروازي هاي ناپلئون است كه با دقت و ظرافت كم نظيري، بدون ادعاي تاريخ نگاري در اين كتاب آمده است. آن ماري سلينكو، ناپلئون بناپارت را، بدون پيرايه هاي حماسي و قهرماني كه فرانسوي ها دوست دارند به او ببندند و آن همه جنگ و كشتار بيهوده اش را ناديده بينگارند و بدون اغراق آنگونه كه تاريخ نويس ها روايت مي كنند، به عنوان يك شخصيت تاريخي با همه نقطه ضعف ها، بي رحمي ها، جاه طلبي ها، آن گونه كه واقعاً بوده نه آن طور كه زندگينامه نويس ها سعي كرده اند از او اسطوره اي بي همتا بسازند، نشان مي دهد. به نظر من اگر كسي مي خواهد به شخصيت واقعي ناپلئون و خانواده اش پي ببرد، اين كتاب جوابگوي اين انتظار او مي تواند باشد. به همين خاطر خيلي علاقه مند شدم اين رمان را مجدداً ترجمه كنم.
    فكر نمي كنيد ترجمه هر اثري از زبان اصلي بهتر باشد و ترجمه از يك زبان واسطه به كيفيت اثر لطمه وارد كند چون امروز در ايران مترجمان خوبي هستند كه مي توانند آثاري را مستقيماً از زبان آلماني، اسپانيايي، انگليسي يا روسي به فارسي برگردانند.
    درست است. من هم اين عقيده را دارم و به همين جهت سعي مي كنم آثاري را كه به زبان فرانسوي نوشته شده اند، ترجمه كنم. اما اين مسئله هم هست، مثلاً رمان «شرق بهشت» كتابي است مهم و شاخص كه جايش در بين آثاري كه به فارسي ترجمه شده اند، خالي است.
    «شرق بهشت» رماني فوق العاده معتبر و عميق است كه نه تنها در ميان آثار جان اشتاين بك بلكه در ميان آثار ديگر نويسندگان هم عصرش مانند همينگوي هم منحصر به فرد و استثناست. اين رمان در عين سادگي به قدري عميق است و به قدري مسائل بنيادين انساني عصر حاضر را مطرح كرده كه هر مخاطب و منتقدي را حيرت زده مي كند. وقتي كسي درصدد ترجمه مجدد چنين اثري برنمي آيد و مترجمان آثار انگليسي هم زير بار ترجمه اش نمي روند بنابراين من ترجيح مي دهم كتاب هاي شاخص و معتبري مثل «شرق بهشت» از يك زبان ديگر - غير از زبان اصلي اين اثر - ترجمه شود، تا اينكه هرگز ترجمه نشود. چون ترجمه چنين آثاري از هر زباني سبب آشنايي نسل امروز با رمان هاي بزرگ و كلاسيك جنگ خواهد شد. رمان هايي مثل «جنگ و صلح»، «برادران كارامازوف» و «شرق بهشت» رمان هايي زوال ناپذيرند و فراموش شدني نيستند.
    آثاري از اين دست بارها تجديد چاپ و بارها خوانده مي شوند. نسل ها مي آيند و مي روند اما اين آثار پابرجا مي مانند و هر نسلي آنها را به عنوان شاهكارهاي ادبيات جهان مي خواند.
    برخي بر اين نظرند كه آثار بزرگ و شاهكارهاي ادبيات جهان به دليل پويايي زبان و تحولي كه زبان فارسي در اين مدت پيدا مي كند، بايد هر سي سال يك بار ترجمه شوند.
    درست مي گويند، براي اينكه زبان طي اين مدت خيلي عوض مي شود. خود من چند تا از اين آثار بزرگ را مجدداً ترجمه كردم. وقتي من اولين ترجمه هاي اين آثار را كه چهل - پنجاه سال از آن مي گذرد نگاه مي كنم، مي بينم بدون آنكه مترجم تقصيري داشته باشد، زبان اين آثار براي من غريب و كهنه است. مترجم در آن زمان از زباني بهره گرفته كه زبان روز بوده، زبان اهل ادب و زبان متين و معيار مردم بوده ولي آن زبان امروز كاربردي ندارد و كهنه شده است. امروز اگر كسي به آن زبان و با آن واژگان حرف بزند، مورد استهزا قرار مي گيرد. شما اگر زباني كه عبدالله توكل در ترجمه آثار به كار گرفته، مرور كنيد يا زبان آثاري را كه رضا سيدحسيني در كارهاي اوليه اش مورد استفاده قرار داده، نگاه كنيد از منظر فارسي زبانان امروز و علاقه مندان به مطالعه آثار ادبي اصلاً پذيرفته نيست. شايد كسي باور نكند كه اين زبان و اين ترجمه كار اين مترجمان باشد. چون زبان فارسي امروز در مقايسه با زبان فارسي چهل سال قبل متحول و دگرگون شده است. طبيعي هم هست. به هر حال آثاري كه در گذشته هاي دور ترجمه شده اند و امروز ناياب هم هستند، ترجمه مجدد آنها يك ضرورت است. اگر كسي پيدا شود كه چنين آثاري را از زبان اصلي ترجمه كند چه بهتر، اما اگر چنين مترجمي پيدا نشد، از هر زباني كه ترجمه شود، مغتنم است.
    ترجمه از ديدگاه برخي، يك عمل مكانيكي و يك فن است اما برخي هم آن را يك هنر مي دانند كه نياز به خلاقيت دارد. شما چه نظري داريد
    به نظر من تلفيقي از اين دو ديدگاه مي تواند درست باشد يعني ترجمه يك عمل مكانيكي و فني است كه بايد با هنر و خلاقيت توام باشد.
    ترجمه فن است به اين دليل كه بايد از اصول و اسلوب و تكنيك هايي بهره گرفت و اگر مترجمي با اين اصول و تكنيك ها آشنا نباشد نمي تواند ترجمه درخوري عرضه كند. اما چرا ترجمه يك هنر است براي اينكه در برگرداندن يك اثر، انتخاب واژگان، به كارگيري اسلوب ويژه اي از زبان، رعايت سبك و سياق متن و انتقال آن به زبان ديگر در ارتقاي آن اثر بسيار تعيين كننده است. حتي گاهي ترجمه يك اثر فراتر، قوي تر و بهتر از كار درمي آيد. چنان كه ترجمه رباعيات خيام در زبان انگليسي يك شاهكار است. اين را هم بگويم كه اگر مترجم مي خواهد در انتقال فرهنگ و ادبيات يك سرزمين به سرزمين ديگر نقش فعال و تاثيرگذاري داشته باشد، لازم است خيلي كار كند. حتي كارش دشوارتر از كار نويسنده است. نويسنده انديشه اي در سر دارد كه مي خواهد آن را از طريق داستان و رمان ارائه كند و قلم در دستش آزاد است و هرگونه كه مي خواهد آن را به جولان درمي آورد اما مترجم محدوديت هايي از پيش تعيين شده دارد و بايد در چارچوب معيني حركت كند، وظايف، مسئوليت ها و تعهداتي نسبت به اثر دارد كه نبايد فراتر از آن برود. تسلط مترجم به زبان مبدا و مقصد مسئله ديگري است. البته آشنايي با رموز ترجمه و ريزه كاري هاي آن هم يك مؤلفه تعيين كننده است. وقتي همه اينها در يك مترجم جمع و با نبوغ و خلاقيت مترجم همراه شود منجر به سبك ويژه اي مي شود كه مخصوص همان مترجم است. شايد يكي از اولين ترجمه هايي كه خواندم «وداع با اسلحه» بود كه نجف دريابندري منتشر كرد. هنوز كه هنوز است اين ترجمه براي من يك معيار است و با اينكه پنجاه سال از ترجمه اش مي گذرد، هيچ كس جرات نكرده به سراغ ترجمه مجدد آن برود. اگر هم كسي مي رفت كاري عبث بود. چون ترجمه او فوق العاده است و هنوز زبان آن كهنه نشده است. همان طور كه بين دو نويسنده از نظر قدرت، استعداد و خلاقيت وجه امتيازي هست، بين دو مترجم هم اين وجه تمايز وجود دارد كه همان سبك كار است. چه بسا ترجمه يك اثر از خود اثر برتر و والاتر باشد. مثلاً ترجمه اي كه بسياري از منتقدان معتقدند شارل بودلر از آثار ادگار آلن پو به دست داده از متن اصلي فراتر رفته است و اين به هنر مترجم برمي گردد.
    
    نويسنده رها، مترجم خلاق / گفت و گو با پرويز شهدي، مترجم ساير محمدي
    


 روزنامه ايران، شماره 4084 به تاريخ 5/9/87، صفحه 16 (فرهنگ و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 740 بار



آثار ديگري از "ساير محمدي"

  گفت و گو با محمد بلوري نويسنده و روزنامه نگار: روزنامه نگاران ايراني رمان نويسي را جدي نگرفتند
ساير محمدي، ايران 17/5/96
مشاهده متن    
  كشف اسرار شاهنامه با كليد نگارگري
ساير محمدي، ايران 3/5/96
مشاهده متن    
  گفت و گو با اميرعلي نجوميان؛ نويسنده، نظريه پرداز و مترجم ادبيات انگليسي: دچار زوال نظريه پردازي شده ايم
ساير محمدي، ايران 27/4/96
مشاهده متن    
  دموكراسي، مقدس نيست اما بهترين انتخاب است / گفت و گو با سيد عليرضا بهشتي شيرازي، مترجم
ساير محمدي، ايران 20/4/96
مشاهده متن    
  «مكتب وقوع» و علل مهاجرت شاعران به هند / گفت و گو با دكتر محمود فتوحي، مولف «صد سال عشق مجازي»
ساير محمدي، ايران 13/4/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مهندسي و مديريت آبخيز
متن مطالب شماره 3 (پياپي 903)، 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است