ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه رسالت87/9/6: بررسي عناصر كانوني شعر دفاع مقدس
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6921
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1388



تبليغات




 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6584 6/9/87 > صفحه 19 (شعرو ادب) > متن
 
      


بررسي عناصر كانوني شعر دفاع مقدس


نويسنده: عليرضا عمراني

دفاع مقدس به عنوان يك پديده عمومي و اتفاق اجتماعي نگاه همه شاعران و هنرمندان مردمي را به سمت وسوي خودكشاند . ادبيات مقاومت در طول هشت سال دفاع مقدس ذهنيت غالب هنرمندان متعهد را دگرگون ساخت و در اين راه شكلي عيني به رفتارهاي ذهني و زباني شاعران بخشيد . اين شاعران با قلم خود جلوه هاي گوناگون اين حماسه بزرگ را ترسيم كردند. برخي از آنان خود از نزديك جبهه را درك كرده بودند و عده اي از آنان حتي تا به امروز نيز نقش هاي اين رنج مقدس را بر تن خويش به يادگار دارند. ادبيات پايداري ما چه دردوران هشت سال دفاع مقدس كه سيال و جاري وخيزنده بود و چه امروز كه در لحظه هاي درنگ ناب و فرصت هاي سبز به تفكر دروني واحياي خود مي پردازد همواره نقش اثرگذاري در تغيير و تحول باورها و نيز زمينه سازي هاي فرهنگي و اجتماعي داشته است به گونه اي كه برخي از اشعار و ترانه ها و گزاره هاي اين دوره فراتر از مكان و زمان با پرهيز از شعارگرايي و حرف هاي سياسي دمده به انواع ادبي ناب و ماندگاري تبديل شده اند . رويكرد دوباره شاعران ما به بيان حوادث دوره جنگ نشانگر حضور آنان در يك دوره «حسرت گرايي » دردناك اما اثرگذار و با ارزش است. اين حسرت گرايي كه خود سبب ساز خلق آثار ديگر نيز شده است ضمن فراخواني مخاطبان به مرور لحظه ها و تب و تاب هاي هشت سال دفاع مقدس در آنان تعهدي را مي پروراند كه تفكري ناب رادر نسل هاي جنگ نديده به وجود مي آورد و علاوه بر اينكه احساس آنان را به خيزش وا مي دارد روحيه زيباپرستي را هم در آنان تقويت مي نمايد .
    در عرصه شعر نام هاي فراواني با مقوله « دفاع مقدس » و «ادبيات پايداري » گره خورده است كه آثار اين شاعران طرحي نو در عرصه ادبيات بعد از انقلاب انداخته است . آنان با كشف افق هاي تازه شعر را به سمت سرزمين ناب نور و روشني هدايتگر شدند . پيروزي ملت مسلمان ما در بهمن ماه سال 57 و اندكي پس از آن يعني آ غاز دفاع مقدس از نظر فكري و ايدئولوژيكي با رويكردي امروزين به مقوله دين و مولفه هاي انساني آن مانند :آزادي،ايثار، وطن دوستي، ايمان واستبداد ستيزي و ... شكل عيني به خود گرفت. شاعران ما هم با تكيه بر چنان فرهنگي غني و شعبه هاي مرتبط با آ ن همچون عاشورا، امامت، شهادت انتظار و... شعر دفاع مقدس را شكل دادند . آنان همه مفاهيم انساني را اعم از آزادي، از خودگذشتگي، آ رمانگرايي و... رادر زمينه هاي ديني و مذهبي رشد دادند و از اين طريق شور خاصي به اشعار خود دادند. و اين شايد برجسته ساختن كاركردهاي اجتماعي ايدئولوژي بود كه البته به اعتقاد من پيش از آن در وادي نطق و خطابه و نثر، شخصيتي چون «دكتر علي شريعتي » به خوبي آن را انجام داده بود. همچنان كه امروزه اين شور شاعرانه در نثر شريعتي بخصوص در آثاري همچون «كوير» و «فاطمه، فاطمه است » و «ثار» و... مي بينيم . به طور كل رويكرد شاعران ما يك رويكرد آگاهانه مبتني بر نگرشي زيباشناسانه بود كه شعر بعد از انقلاب را پروبالي گسترده تر داد. شاعران ما يعني آن كساني كه خود، جنگ را مستقيم و بي واسطه لمس كردند . تنها جنگ و دفاع را نظاره گر نبودند و در شعرهاي خود نيز دفاع را به صرف دفاع و مبارزه را به صرف مبارزه توصيف نكردند بلكه آنها در وراي اين اتفاق افق سرشارتر و اثرگذارتر و نيروي توانمندتر ديگري را مي ديدند كه عبارت بود از دين وايمان و جلوه هاي گوناگون آن و نيز پيوندي كه ميان آنها و مفاهيم جامعه شناسانه برقرار شده بود و اكنون وقت آن فرا رسيده بود كه در تعريفي تازه تر شكلي ديگر به خود بگيرد و اثرات خود را بر روابط پيرامون بگذارد.
    اگر با دقت به اشعار شاعران دفاع مقدس نگاه كنيم حضور گرم چهار عنصر به عنوان اركان اصلي از جهت شكل دهي نگرش شاعران ما مي بينيم . يعني از جهت محوريت فكري و مفهومي سايه روشن اين چهار عنصر بر كليت كار آنان ديده مي شود .
    چهار عنصري كه شاعران ما با مدد فكري از آنان و رويكرد شاعرانه به آنها موضع گيري خود را در برابر حوادث و اتفاقات جنگ نشان مي دهند. در ادامه اين مطلب به اختصار به بررسي نقش اين عناصر در شعر شاعران دفاع مقدس مي پردازيم و نمونه هايي از حضور سر شار اين عناصر را نشان مي دهيم : الف- عاشورا: عاشورا مكتبي است كه انسان ها را از جهت جهان بيني به اوج و كمال مي رساند. اگر با دقت به زندگاني شهداي بزرگ نگاه كنيم بينش عميق واحساس كمال گرايي آنان را متاثر از مكتب عاشورا مي بينيم. نمونه متعالي و ارزشمند چنين نگاهي را در نوشته ها و فيلم هاي شهيد « سيدمرتضي آ ويني» مي توان ديد و شكوه وتبلور چنين احساس آرماني و انساني است كه در كنار نگاه نشانه شناسيك اين هنرمند بزرگ «سينماي آويني » را مشخص و ماندگار معرفي كرده است .
    پس در چنين مكتبي باليدن و رشد يافتن، انسان را از نظر فكري و روحي تعالي مي دهد و افق هاي بيشتر و گسترده اي را فرا روي وي نمايان مي سازد . شاعران ما با مراجعه به متن چنين حماسه اي است كه ضمن الگوسازي از قهرمانان اين عرصه به فرهنگسازي راستين انساني روي مي آورند:
    در حلقه عاشقان فرزانه و مست
    مي گشت به سوي كربلادست به دست
    ناگاه زخيل ناكسان دستي پست
    هفتاد و دو پيمانه به يك سنگ شكست!
    (محمد جمالي- از مجموعه شعر رباعي امروز )
    فضاي شاعرانه اين رباعي اهميت و نقش بزرگ شخصيت حضرت علي اصغر(ع) را در حماسه كربلانشان مي دهد .
    اين گونه است كه حوادثي چنين در پس تعهدي انساني واحساسي شاعرانه در صفحه تاريخ خلق شده و دستمايه حركت ها و جنبش هاي فردي واجتماعي عليه زشتي ها و زورگويي ها و ... مي شود .
    شاعر امروز ما به بركت چنين بينشي است كه روايت هاي خود را از جهان فداكاري ها و شهادت ها به تصوير مي كشد :
    سري به نيزه اي منزل به منزل
    به همراهش هزاران كاروان دل
    چگونه پا ز گل بردارد اشتر
    كه با خود باري از سر دارد اشتر
    نواي ني نواي بينوايي است
    هواي ناله هايش ني نوايي است
    اگر «ني » پرده اي ديگر بخواند
    نيستان را به آتش مي كشاند
    (قيصر امين پور- از مجموعه شعر آينه هاي ناگهان )
    شاعر ما ضمن دعوت مخاطب به درك بار معنايي « ني » و جايگاه عرفاني آن با رجوع به حماسه عاشورا ضمن بيرون كشيدن اين عنصر نمادين از متن فلسفي و عرفاني اش آن را در روايتي عاشورايي به حركت در مي آورد و ضمن گسترش دادن بار معنايي «ني » هم پيوند با عناصر روايتگر عاشورايي آن را به نشانه تازه ديگري تبديل مي نمايد . شاعران دفاع مقدس ما در نوع روايت همواره شهيدان جنگ را در متن حماسه عاشورا روايت مي كنند و اين پيوند و هم حسي مخاطب را وا مي دارد تا ضمن دقت در كاركردهاي استعاره اي و نمادين واژه ها متن حماسي دفاع مقدس را به خون شهيدان كربلاآذين بندي شده ببيند:
    او روز شهود خويش را مي دانست
    گودال فرود خويش را مي دانست
    چون شاعر چيره اي از آغاز سخن
    پايان سرود خويش را مي دانست
    (سيد حسن حسيني- از مجموعه شعر رباعي امروز )
    ب - شهادت : شهادت و مقوله هاي هم پيوند با آن در ادبيات دفاع مقدس مركزيت موضوعي دارد. از آنجا كه ذات دفاع مقدس و مقاومت با ايثار و از خودگذشتگي ارتباطي ناگسستني دارد مي توان شهادت را كانوني ترين عنصر آن دانست كه همه شاعران دفاع مقدس ضمن پرداختن به موضوعات ديگر در نهايت گريزي شاعرانه و منطقي به آ ن زده اند. هرجا كه شهادت خود را رخنمون مي سازد در واقع عناصر ديگر نيز گردا گرد آن جلوه شاعرانه خود را نشان مي دهند يعني در واقع شهادت ، فرهنگ كامل و جامعي است كه در آن تمام واژگان انساني و آرماني و سعادت بخش و كمال رسان در آن ديده مي شود و شاعران دفاع مقدس از اين پنجره جهان را معنا مي سازند و بدون آن تعالي وحيات آدمي را ناتمام مي دانند. همچنان كه در جبهه نيز در پي درك چنين انديشه اي نوجوانان و جوانان و پيرمردان با شوقي باورنكردني در پوشيدن اين رداي زيبا از ديگران سبقت مي گرفتند چرا كه به شهادت رسيدن يعني درك كامل رسالت پيامبروائمه(ع) يعني عينيت دادن به همه باورهايي كه يك شيعه راستين به آنها پايبند است و شاعران ما در مجال هاي تنگي چون رباعي و دوبيتي و نيز در فضاهاي ديگري مثل غزل و مثنوي و نيمايي و سپيد با جزيي نگري و پيش چشم كشاندن حوادث رخ داده در بطن حماسه هاي داخل شهر و نيز جبهه، اين موضوع را با شكوه بيان نمودند .
    مهمان ضيافت خطر هيچ نداشت
    هنگام كه مي رفت سفر هيچ نداشت
    گمنام ترين شهيد را آوردند
    جز پاره اي از عشق دگر هيچ نداشت
    ( وحيد اميري- از مجموعه شعر الفباي باران )
    ...اما من
    دل به شما سپرده ام
     به آفتابي كه از خاكتان بر گرفت و به صولت صدايي صاف
    كه پيشاني شما را
    در جبهه ها
    طواف كرد
    دل به شما سپرده ام
    (سيد حسن حسيني- از مجموعه شعر گنجشك و جبرئيل )
    ... و نوجوانان
    دور از حصار تجزيه و تحليل
     يك شبه مرد جوان شدند
    پهلوان شدند
    در جبهه
     رزمندگان
    دنبال مقصد ثارالله
    همواره
    مجموعه شهادت را
    مانند نعمتي
     از هم ربوده اند
    (طاهره صفارزاده- از مجموعه شعر ديدار صبح )
    او را چنان كه خواست
    با آن لباس سبز بكاريد
    با آن لباس «لا» غسل و كفن ندارد اين سبز سرخ ما
    او را چنان كه خواست
    با آن لباس سبز بكاريد
    تا چون هميشه سبز بماند
    تاچون هميشه سبز بخواند ...
    ( قيصر امين پور- از مجموعه شعر تنفس صبح )
    قيصر امين پور و سلمان هراتي دو شاعري اند كه موفق تر از ديگر شاعران دفاع مقدس در ثبت لحظه هاي جنگ با همه واقع نمايي ها و حوادث سبز و سرخ آن توانسته اند از شعارگرايي بپرهيزند . اينان در شعرهاي خود در عين حال كه با نگاه جزئي خود تب و تاب لحظه هاي انساني دفاع را پيش چشم ما مي كشانند شعر خود را چنان شاعرانه بيان كرده اند كه ميان مخاطب و شعر خود هم حسي فراواني ايجاد مي كنند. ما حضور گرم لحن آنان رادر شعرهايشان مي بينيم كه سبب مي شود روايت آنان تداوم بيشتري بيابد و مخاطب خود را در متن جنگ احساس نمايد .
    اينجا
    گاهي سر بريده مردي را
    تنها
    بايد ز بام دور بياريم
    تا در ميان گور بخوابانيم
    يا سنگ و خاك و آهن خونين را
    وقتي به چنگ و ناخن خود مي كنيم
    در زير خاك گل شده مي بينيم
    زن روي چرخ كوچك خياطي
    خاموش مانده است ...
    (قيصر امين پور - از مجموعه شعر تنفس صبح )
    ... حضور اين كاروان
    چه شكوهي به خيابان داده است
    اينان با رفتاري پرنده وار
    و با حرارتي از تنفس صبح
    مرا مي آموزند
    دست كم درختي باشم
    در خدمت پرندگان ...!
    (سلمان هراتي -از مجموعه شعر دري به خانه خورشيد )
    اين نكته را بيان كردم تا بگويم كه گاه برخي شاعران دفاع مقدس ما در بيان حوادث جنگ به شعارگرايي روي آورده بودند. و اين امر سبب شده بود كه متاسفانه شعر آنان در همه ورطه تركيبات ذهني و نيز گزاره هاي سطحي باقي بماند و نتواند احساس مخاطب را تصرف نموده و انديشه آنان را درگير تصاوير خلق شده خود سازد .نمونه اعلاي اين شعارگرايي را ما گاه در شعر شاعراني همچون حميد سبزه واري، نصرالله مرداني و محمد علي مرداني و... مي بينيم . اين شعارگرايي گاه به اين شكل صورت مي گيرد كه شاعر كمتر شاعرانگي شعر خود را در « تخيل» جستجو كرده و به سمت برجسته ساختن عناصري چون «زبان » مي رود و گاه نيز با تاكيد فراوان بر يك عنصر تخيلي چون «تشبيهات اضافي » بر ذهنيت گرايي مفرط تاكيد ورزيده و با دست رد زدن بر ديگر عناصر شاعرانگي متن خود را از گزاره هاي شعارگونه سرشار مي سازد :
    با ما ستيزه هر كه كند دشمن خداست
    ما ارتش دلاور اسلام و امتيم
     شمشير ما طليعه الله اكبر است
    ما خون روشنايي و روح حقيقتيم
    ما لشكر عظيم اماميم و روز رزم
    بر عرش پر صلابت خون در عبادتيم
    ما وارث تمام رسولان راستين
    ما مظهر شهادت و ايمان و همتيم
    (نصرالله مرداني -از مجموعه شعر قيام نور )
    ج - امامت و رهبري :
    بخشي از ادبيات دفاع مقدس ما را وصف هاي آرماني و ديني تشكيل داده كه در قالب شخصيت هاي ديني، چهره سبز و قابل پرستش خود را جلوه گر ساخته است . حضور گرم و تپنده شخصيتهايي چون حضرت علي (ع) ،حضرت امام حسين (ع) ، حضرت قائم(عج) و نيز امام خميني (ره) كه هر يك در سطحي متعالي و برتر نشانه اسطوره مفاهيمي چون عدالت، از خودگذشتگي و نجات و رهبري و ... مي باشند. رونق زيبايي به شعرهاي دفاع مقدس داده است . در اين ميانه البته شخصيت زنده و تاريخي امام خميني (ره ) پر رنگ تر به چشم مي آيد. هر چند كه در مواردي ديگر متناسب با موقعيت هاي تاريخي مانند ايام محرم، شب هاي قدر و اعياد شعبانيه و ... به توصيف شخصيت هاي والاي امامت پرداخته شده است. شخصيت گيرا و عرفاني و ديدار مهرورزانه و پدرانه او با رزمندگان اسلام و باور راستين او نسبت به ارزش هاي انساني و الهي ويژگي هايي بود كه شاعران دفاع مقدس ما را به سمت خود مي كشاند و در اين ميانه خيل عظيمي از شاعران ما از ابعاد گوناگون ،ارادت خالصانه خود را به وي نشان مي دادند كه ماناترين اين تصاوير را در شعر شاعراني چون قيصر امين پور، سيد حسن حسيني، فاطمه راكعي و سهيل محمودي و عليرضا قزوه و ... مي توان ديد :
     لبخند تو خلاصه خوبي هاست
    لختي بخند خنده گل زيباست
    رنگين كمان عشق اهورايي
    از پشت شيشه دل تو پيداست
    با ما بدون فاصله صحبت كن
    اي آنكه ارتفاع تو دور از ماست ...
    (قيصر امين پور - از مجموعه شعر تنفس صبح )
    ... حضور روشنت آيينه شكيبايي است
    هميشه مي شود از خويش با تو صحبت كرد
     دل از تلاوت وحي كلام تو پنداشت
     كه جبرئيل دمي بيش با تو صحبت كرد
    (سهيل محمودي- از مجموعه شعر فصلي از عاشقانه ها )
    بي ترديد نقش امام خميني (ره) در هدايتگري و روشنگري اذهان در قبال فتنه هاي منافقين و دسيسه هاي دشمنان قابل تقدير و ستايش است و همين حضور سترگ او بود كه نوجوانان و جوانان را مشتاقانه شيفته شهادت مي ساخت و شاعران دفاع مقدس را وا مي داشت تا شعرهاي خود را به وصف جذبه هاي عرفاني و نوراني وي متبرك نمايند و جاودانه سازند .
    د - انتظار :
    مفهوم انتظار در ادبيات دفاع مقدس جايگاه ويژه اي دارد . انتظاري كه نقش مهمي در زمينه هاي ديگر نيز دارد . همچون انتظار پيروزي، انتظار شهادت، انتظار رهايي از اسارت و ... اما آنچه كه بيش از همه شاعران دفاع مقدس ما بر آن تكيه داشتند «انتظار ظهور »بود كه جلوه هاي گوناگون آن را در غزل ها و ديگر قالب هاي شعري خود آوردند . انتظاري توام با اميد كه در هر صورت و هر لحظه عبادتي بزرگ به شمار مي آمد. اين انتظار سبز رنگ بود و افق هاي تازه اي را پيش روي آنها مي گشود افق هايي كه دنياي حقير آ دم ها را وسعت مي داد وانگيزه و توان مبارزه و حماسه سازي را دو چندان مي ساخت .
    شاعران ما در كنار رزمندگان مفهوم انتظار را از جبهه و صحنه هاي مبارزه به متن جامعه آوردند و آن را با لحظات ساده نيز پيوندي عميق بخشيدند و لحظه هاي تهي از آ ن را بيهوده و عبث شمردند. همين برخورد زيبا با چنين مفهومي بود كه تا كنون هم علي رغم پايان يافتن دوره هشت ساله دفاع مقدس نقش و تاثير«انتظار » را در زندگي اجتماعي مردم پر رنگ و با شكوه ساخته است. چرا كه انتظار آغاز حركت به سمت نيكي ها و دعوت به مبارزه با هر چه ظلم و سياهي است ؛
    اينان كه در پاي بيستون به صف ايستاده اند
    راهيان عشقند
     و منتظرند كسي بيايد و تيشه ها را تقسيم كند
    تيشه ابزار سعي عاشقاني است
    كه سينه به سينه كوه مي روند
    كار تخريب حصار را
    تجربه مي كنند
    اينان مهياي ظهور بت شكنند
    (سلمان هراتي - از مجموعه شعر ماه و نخل )
    ... دست تو باز مي كند پنجره هاي بسته را
    هم تو سلام مي كني رهگذران خسته را
    دوباره پاك كردم و به روي رف گذاشتم
    آينه قديمي غبار غم نشسته را
    شب به سحر رسانده ام ديده به ره نشانده ام
    گوش به زنگ مانده ام جمعه عهد بسته را...
    (سهيل محمودي - از مجموعه شعر فصلي از عاشقانه ها...)
    چون تشنه به آب ناب دل مي بندم
    بر خنده ماهتاب دل مي بندم
    اي روشني تمام تا ظهر ظهور
    چون صبح به آفتاب دل مي بندم
    (سلمان هراتي- دري به خانه خورشيد )
    ... صبح بي تو رنگ بعدازظهر يك آدينه دارد
    بي تو حتي مهرباني حالتي از كينه دارد
    بي تو مي گويند تعطيل است كار عشقبازي
    عشق اما كي خبر از شنبه و آ دينه دارد
    جغد بر ويرانه مي خواند به انكار تو اما
    خاك اين ويرانه ها بويي از آن گنجينه دارد
    (قيصر امين پور - از مجموعه شعرتنفس صبح ) و ....
    نكته آخر اينكه شعر دفاع مقدس دامنه دار است و هنوز نيز مشام ما را نوازش مي دهد . به همين خاطر مجال پرداختن به تمام زواياي آن نيست و فراوان مي توان از آن گفت و نوشت . آنچه آمد نگاهي گذرا به چهارعنصر كانوني اين جريان بود كه سايه خود را بر ذهن و زبان شاعران افكنده است و ادبيات پايداري ما را پر رونق ساخته است . بحث درباره گوشه هاي ديگر شعر دفاع مقدس، بررسي فني ساختاري وسبكي و ... آن را به فرصت ها و مجال هاي ديگر وا مي گذاريم .
    
    بررسي عناصر كانوني شعر دفاع مقدس عليرضا عمراني
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 255 بار
      

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
آفتاب يزد
اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
ماهنامه دنياي تجارت
متن مطالب شماره 20-21، آذر و دي 1388را در magiran بخوانيد.

- غذاهای آذربایجان شرقی
- آیینها و سنن خاص مردم آذربایجان شرقی
- پدرخوانده
- رقص نورها در شب كره ای ها
و ...
سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1388-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!