|
گفت و گو با سيد حسين نصر
نويسنده: محمد صادقي
از هنگامي كه ايرانيان با انديشه هاي نو و فرهنگ و تمدن نوين غرب آشنا شده اند تاكنون، ميل ورود به دنياي نو در آثار، گفتار و نوشته هاي انديشمندان و روشنفكران ايراني به خوبي ديده مي شود، هر چند در اين مسير با فراز و نشيب هاي زيادي روبه رو بوده اند و البته هر چه پيش رفته اند به درك و فهم عميق تري از تجدد دست يافته اند. انبوه ترجمه آثار فكري دنياي جديد در چند دهه اخير نشانه آشكاري است كه تاثير خود را در فضاي انديشه (در ايران) گذاشته و خود نكته يي است كه جاي انديشيدن دارد... پروفسور سيدحسين نصر استاد ممتاز فلسفه و مطالعات اسلامي دانشگاه جرج واشنگتن امريكاست و نه تنها در ايران كه در جهان چهره يي شناخته شده و معتبر به شمار مي آيد. نصر مطالعات و پژوهش هاي گسترده يي در زمينه هاي فرهنگ و تمدن ايراني - اسلامي، فلسفي و اسلام شناسي داشته و دارد و از مهم ترين و برجسته ترين انديشمندان سنتي در جهان امروز است. از شاگردان وي مي توان به پروفسور ويليام چيتيك، دكتر ساچيكو موراتا و... اشاره كرد. نصر دانش آموخته دانشگاه هاي ام آي تي و هاروارد بوده و مدتي هم براي افزودن بر دانش اسلامي و فلسفي خويش از علامه محمدحسين طباطبايي بهره برده است. در شمار فعاليت هاي علمي و محققانه وي كتاب هايي مانند جوان مسلمان و دنياي متجدد، معرفت و امر قدسي، اسلام و تنگناهاي انسان متجدد، هنر مقدس در فرهنگ ايراني، هنر اسلامي و معنويت، سه حكيم مسلمان و... به چشم مي خورد و آنچه در اينجا از اهميت بيشتري برخوردار است، ترجمه كتاب ها و نوشته هاي او به زبان هاي مختلف دنيا همچون انگليسي، فرانسوي، ايتاليايي، اسپانيايي، ژاپني، عربي، اندونزيايي، مالزيايي، آلبانيايي، اردو، هلندي و بنگالي است و به اين ترتيب اهالي فرهنگ و انديشه در سراسر گيتي با انديشه هاي وي آشنا هستند. اما اگر نگاهي به آرا و انديشه هاي نصر داشته باشيم بي ترديد او در زمره سنت گرايان و افرادي چون گنون، فريد هوف شووان و... قرار مي گيرد و انديشه هايش نسبتي با انديشه هاي جديد ندارد. وي دنياي نو و جهان مدرن را خالي از معنويت مي داند و بازگشت به سنت و ارزش هاي معنوي دنياي قديم را راه حلي مناسب براي خروج از نابساماني ها و بحران هاي كنوني مي پندارد، كه البته اين ادعا با ترديدهاي جدي مواجه است و جاي پرسش فراوان دارد. نصر نسبت به دنياي نو رويكردي انتقادي دارد و با دگرگوني هاي فكري و فرهنگي و علم گرايي در دنياي نو موافقتي ندارد، آن را به چالش مي كشد و اگر دقت كنيم سال ها است درباره فروپاشي اين فرهنگ و تمدن نوين هشدار مي دهد. براي نمونه در همين گفت وگو نيز وي وضعيت كنوني اقتصاد جهان را به پرسش مي گيرد و چنين مي گويد: «نمونه يي بارز از اين واقعيت وضع فعلي اقتصاد جهان است. اقتصاد به معناي جديد آن از اخلاق جداست و نتيجه اش نمي تواند جز رسيدن به يك بحران عظيم چيزي ديگر باشد. اكنون كه اين بحران فرا رسيده است تمام كوشش براي اين است كه اين بحران مبتني بر همان فلسفه اقتصادي كه باعث اين بحران شده است، حل شود. كمتر كسي به فكر اين است كه يك فلسفه اقتصادي جديد (كه در عين حال قديمي است) تدوين كند كه در آن پرداختن به عوامل اقتصادي هميشه با توجه به عوامل اخلاقي توام است و در آن صفات رذيله نفس بشر مانند طمع فراموش نمي شود.» به هر ترتيب، نصر كوشش هاي فراواني براي استقرار معنويت در دنياي كنوني داشته است و نسبت به مسائل بشر امروز و جهان بي تفاوت نبوده چنان كه پس از طرح نظريه برخورد تمدن ها به اين نظريه واكنش نشان داد و با برگزاري سمينارهاي بين المللي گام هاي موثري براي گسترش تفاهم ميان فرهنگ ها و تمدن ها (به ويژه اسلامي- كنفوسيوسي) برداشت و از اعتبار علمي و جهاني خويش براي اين موضوع مهم و اساسي بهره گرفت: اقدامي كه ستايش هر انسان خردمندي را برمي انگيزاند. گفت و گو با سيد حسين نصر محمد صادقي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 358 بار
|