|
گفتمان اصحاب فرهنگ براي بهسازي كالبدهاي شهري
نگاهي به سخنراني سيدمحمد خاتمي در نشست شهر و گفت و گو
نويسنده: محمد صادقي
موسسه بين المللي گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها در ادامه فعاليت هاي علمي و فرهنگي خود، نشست «شهر و گفت وگو: گسترش گفت وگو با ايجاد، حفظ و احياي محله» را از تاريخ 23 تا 25 آذرماه سال جاري و با حضور استادان و صاحب نظران برجسته معماري، شهرسازي، جامعه شناسي و هنر برگزار كرد.در اين همايش افرادي همچون دكتر هادي خانيكي، دكتر ناصر گلزاري، احمد مسجدجامعي، مهندس سيدمحمد بهشتي و حجت الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي، قضاوت خود را درباره فضاي شهري ارائه دادند. حفظ و احياي محله سيد محمد خاتمي در نشست« شهر و گفت وگو: گسترش گفت وگو با ايجاد، حفظ و احياي محله» با تاكيد براينكه روح جامعه «عدل» است، گفت: عدل يكي از چهار فضيلت شهر مطلوب افلاطوني است كه در كنار حكمت، شجاعت و خويشتنداري اهميت دارد و عدالت در اين ميانه از همه اهميت بيشتري دارد. وي با اعلام اينكه سخن بر سر آن نيست كه بايد براي احياي آن محله ها يا آن سنت ها به گذشته بازگشت و در گذشته زيست، گفت: سخن اصلي آن است كه آن گونه معماري و شهرسازي پاسخ شايسته و درخور به نياز زمانه خود بودند، اما آيا اكنون تناسبي ميان اين فضاهاي كالبدي و شهري با نيازها و ضرورت هاي اين زمانه هست؟ بازگشت به هر سنتي نه مقدور است و نه مطلوب، اما آيا گسيختگي از هويت و فرهنگ و تاريخ هم منجر به مدرن شدن و پاسخگويي به نيازهاي انسان و جامعه مدرن مي شود؟ خاتمي با يادآوري اينكه گفت وگوي فرهنگ ها معطوف به دو حوزه نظر و عمل است، گفت: حوزه نظر گفت وگوي فرهنگ ها مفهومي برآمده از كوششي مستمر براي نزديك شدن به حقيقت و دست يافتن به تفاهم است كه طرفين آن نه موضوع شناخت كه طرف مكالمه و شريك مبحث اند. در بخشي از سخنراني محمد خاتمي آمده است: سال ها پيش كه فرصت دوري نسبي از كار سياسي اجازه داد تا با نگاهي فلسفي به انديشه سياسي غرب به اجمال بپردازم، عنوان از دنياي «شهر» تا شهر «دنيا» را براي آن نگاه مناسب ديدم. علت آن بود كه اوج گيري فلسفه را در يونان همزمان با دوران پيدايش بسط و رونق نوعي زندگي سياسي مي دانند كه با «پوليس» كه در ديگر زبان هاي اروپايي به سيته و سيتي و در فارسي به شهر ترجمه شد متقارن است. «شهر» يونان جنبه معنوي و سياسي داشت و مظهر هويت انسان هايي است كه در آن زندگي مي كنند. اصالت با شهر است و فرد جزيي است در درون شهر و به يك معني انسانيت انسان در متن شهر تحقق يا فضيلت مي يابد. «شهر» داراي هويت اصلي است و بدون در نظر گرفتن آن، زندگي خوب بي معني است. فيلسوفان قديم در معرفي شهر مي گفتند كه بايد « كافي بالذات» باشد. يعني كمال جامعه در اين است كه بتواند خود را اداره كند. به گفته ارسطو شهر خود كافي است و ايستاده برپاي خويش. شهر در نظر افلاطون امري است طبيعي نه مصنوعي و انسان طبعاً به زندگي در شهر گرايش دارد و كشش تكويني و طبيعي او را به سوي زندگي جمعي مي راند. علت تشكيل شهر از نظر او نيازهاي طبيعي انسان است كه در درجه اول جنبه مادي و اقتصادي دارد اما پس از آنكه جامعه تشكيل شد فراتر از اقتصاد و ماديت مي رود. جامعه براي انسان است و انسان داراي حيثيتي فرامادي است لذا جامعه انساني هم نمي تواند صرفاً داراي خصوصيت هاي مادي باشد.شهر عادل چون انسان عادل بايد و مي تواند بر خود حكومت كند و اين البته تابع انضباط و نظم است كه در باطن و در زواياي پنهان صلح و صفا ايجاد مي كند و در آشكارا و در ميان طبقات شهر هماهنگي. عدل حكم هارموني در يك اركستر را دارد، به تعبير ديگر نسبت عدل با ساير اجزاي شهر نسبت معمار با ساير كاركناني است كه در امر ساختمان دخالت دارند. چنين شهري به نظر افلاطون آنگاه زيبا مي شود كه خرد بر آن حاكم باشد و خرد نزد فيلسوفان است. اين شهر فلسفي اگر چه با مفهوم شهر به ويژه در ساخت معمارانه و جامعه شناسانه امروز آن تفاوت هاي روشن دارد اما ناظر به جوهر و سرشت مشتركي نيز هست: شهر تنها تراكم جمعيت ها نيست، خود بايد جامعه باشد. شهر در آنجا است كه جامعه باشد. و در آنجا تعلق و دلبستگي به وجود مي آيد، آشنايي صورت مي پذيرد و نوعي حيات جمعي به وجود مي آيد و كالبد آن روح پيدا مي كند. شهري كه حيات دارد، تنها معبر نيست، محل زندگي است، فضاهاي آشنايي و تامل در آن بسيار و معني دار است. چنين شهري هم محل و هم موضوع گفت وگو است و نه تنها افراد كه حتي فرهنگ ها مي توانند در آن گفت وگو كنند، «محله» بسازند و به اعتبار فرهنگ و حيات انعكاس يافته در محله با همديگر زندگي كنند. ارتباطات ميان فرهنگي به وجود آورند و متناسب با فرهنگ پويا و زاياي خود داراي ساخت شهري شايسته و بايسته شوند. گفت وگو در جهان واقعي از دل اجتماع هاي آشنا درمي آيد و اجتماع بستر و زمينه مناسب مي خواهد. بسياري از شهرها و مناطق جديد آنها از آنجا كه با تغييرات پرشتاب و با جابه جايي هاي بسيار همراه هستند و از مكان ها و امكان هاي گفت وگويي براي شهروندان برخوردار نيستند، نه تنها از گفت وگو و داد و ستدهاي فرهنگي به دور هستند، بلكه با شكنندگي ها و آسيب پذيري هاي شهري و توسعه يي نيز رو به رو مي شوند.خوشبختانه فضاهاي معماري كهن ايراني و اسلامي نمونه هاي هنرمندانه و حيات بخش فراواني دارد: از سازگاري بناها و كالبد هاي زندگي با آن گونه نيازهاي انساني و اجتماعي كه فيلسوفان و جامعه شناسان براي حيات شهروندي و شهروندان قائل بودند. زندگي در محله هاي قديم شهرهاي ما از درون خانه تا محل كسب و كار و اجتماع هاي گوناگون محلي و شهري زمينه ها و پايه هاي گفت و گويي داشت و در اين گفت وگوها نه تنها ادراك ها و احساس ها بلكه نمادها و نشانه ها نيز شريك مي شدند. به گفته خاتمي امروز سخن سر آن نيست كه بايد براي احياي آن محله ها يا آن سنت ها به گذشته بازگشت و كامل در گذشته زيست، سخن اصلي آن است كه آن گونه معماري و شهر سازي پاسخ شايسته و درخور به نياز زمانه خود بودند، اما آيا اكنون تناسبي ميان اين فضاهاي كالبدي و شهري با نيازها و ضرورت هاي اين زمانه هست؟ بازگشت به هر سنتي نه مقدور است و نه مطلوب، اما آيا گسيختگي از هويت و فرهنگ و تاريخ هم منجر به مدرن شدن و پاسخگويي به نيازهاي انسان و جامعه مدرن مي شود؟ من بارها گفته ام نقد سنت و نه نفي آن در كنار نقد مدرنيته و نه نفي آن راهبرد مناسب براي عرصه هاي مختلف فرهنگي ، اجتماعي و سياسي ماست. مي توانيم اين راهبرد را در صورتي ديگر بيان كنيم و آن گفت وگوي ميان سنت و مدرنيته در حوزه هاي گوناگون زندگي امروز است. از گفت وگوي ميان جهان، زيست هاي نو و كهن، خلاقيت و نوآوري و روايت هاي جديد و تاثير گذار براي بهبود كيفيت زندگي انسان و جامعه كنوني در مي آيد و اين ملموس ترين اثر و نتيجه گفت وگوي ميان فرهنگ ها و تمدن هاست كه من در عرصه هاي مختلف بر آن اصرار داشته و دارم. گفت وگوي فرهنگ ها معطوف به دو حوزه نظر و عمل است، حوزه نظر گفت وگوي فرهنگ ها مفهومي برآمده از كوششي مستمر براي نزديك شدن به حقيقت و دست يافتن به تفاهم است كه طرفين آن نه موضوع شناخت كه طرف مكالمه و شريك مبحث اند. گفت وگو به معناي شناخت دقيق جغرافياي فرهنگي جهان و داشتن نگاه نقادانه به «خود» و «ديگري»، اهتمام به ميراث گذشته و در عين حال جديت در كسب تجربه هاي تازه است و گفت وگو بر سر الزام ها و نيازهايي است كه گاه در متن زندگي امروز و فرداي بشر است « اما در حوزه عملي گفت وگوي فرهنگ ها ناظر به راهبردها و برنامه هاي عملي و اجرايي براي حل مسائل زندگي در جهان چندفرهنگي است. اين گونه رويكرد به گفت و گوي فرهنگ ها مي تواند هر حوزه يي از حوزه هاي زندگي روزمره شهروندان و جامعه امروز را دربربگيرد و ظرفيت هاي جديدي بر اساس پيش فرض هاي گفت وگويي فراروي مشكلات گوناگون حيات مادي بشر بگشايد. تجربه مجمع جهاني اقتصاد در داووس سوئيس و تشكيل گروه C-100 از سوي پروفسور شوآب براي پرداختن به مسائل مهم و مبتلابه اقتصادي و اجتماعي جهان از منظر گفت وگوي فرهنگ ها و تشكيل نهادهاي مختلف در سطوح ملي، منطقه يي و بين المللي براي كاهش و رفع بحران ها و منازعات مذهبي، قومي، نژادي، سياسي و اجتماعي نمونه هايي از كاربردي شدن ايده گفت وگوي فرهنگ هاست. به اين ترتيب گفت وگوي فرهنگ ها از اين زاويه رهيافتي واقع گراست كه اگرچه جوهر و سرشت آن فرهنگي است اما به اعتبار نقش اساسي و قدرت فرهنگ محدود به عرصه فرهنگ نمي ماند و به وضوح و وفور آثار خود را در اقتصاد، سياست، اجتماع، علم و هنر نشان مي دهد. اين نوع نگاه نه تنها افق هاي دور را در هر حوزه به زمينه هاي زندگي روزمره نزديك مي كند، بلكه امكان گفت وگو ميان ساحت هاي مختلف جامعه و جهان ما را هم به وجود مي آورد. در اين گفت وگوي فرهنگ ها مي توان از مناظر مختلف فلسفي، اجتماعي، علمي، هنري و تجربي به پديده هاي واحد نگاه و بر اساس آن گفت وگو كرد. «شهر» و «گفت وگو» خود مقوله يي از اين دست است كه در آن بتوانند اصحاب انديشه و هنر و تجربه«شهرجديد» و نسبت آن را با گفت وگوي موضوع گفت وگوي خويش قرار دهند. در اين گفت وگوي فرهنگي مي توان راه هايي براي بهتر شدن زندگي در شهر و كاهش رنج ها و دشواري هاي زندگي جديد پيدا كرد و آنها را به عنوان برنامه هايي براي اقدام در مسير بهسازي كالبد هاي شهري به كاربرد. اينكه براي مسائلي از اين دست چه بايد كرد و چه مي توان كرد كار شما انديشمندان و محققان و صاحب نظران عزيز و ارجمند است كه اميدوارم تلاقي انديشه ها و ديدگاه هاي شما سخن ها و راهبردهايي تازه را در اين مسير بيافريند. به آغاز و دوام و فرجام تلاش هايي از اين دست سخت اميدوارم چون بر اين باورم كه براي پيشبرد انديشه گفت وگوي فرهنگ ها بايد بزرگ فكر كرد و از كوچك آغاز. گفتمان اصحاب فرهنگ براي بهسازي كالبدهاي شهري / نگاهي به سخنراني سيدمحمد خاتمي در نشست شهر و گفت و گو محمد صادقي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 133 بار
|