|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد87/10/9: نگاهي به اجراي قطعه كليدر محمدرضا درويشي از رماني پرشكوه تا قطعه يي پراندوه و كسالت بار
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4274
شنبه 15 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1855 9/10/87 > صفحه 16 (صفحه آخر) > متن
 
      


نگاهي به اجراي قطعه كليدر محمدرضا درويشي از رماني پرشكوه تا قطعه يي پراندوه و كسالت بار


نويسنده: سيد ابوالحسن مختاباد

اول: در يك كلمه مي توان گفت، سوييت براي اركستر زهي محمد رضا درويشي كه به سفارش انتشارات فرهنگ معاصر براي رمان معروف كليدر ساخته شد، نتوانست انتظارات را برآورده سازد و آ ن قوت و قدرتي را ندارد كه شنوندگان انتظارش را مي كشيدند.
    اثر درويشي ملال آور و خسته كننده و بدون فراز و فرودي خاص و حتي در برخي نقاط تحت تاثير ني نواي حسين عليزاده است.
    رمان كليدر به رغم طولاني بودن و حتي به اعتقاد برخي از اهل ادب خسته كنندگي اش (البته از نظر من رماني جذاب است و نه خسته كننده) اثري پرشكوه و بزرگ است و انتظار طبيعي از موسيقي كه بر اساس چنين نامي ساخته شده هم همين است كه، اين موسيقي بتواند بازتابي از رمان باشد، اما ساخته محمد رضا درويشي چه در پرداخت ملودي و چه در فرمي كه براي اين كار انتخاب كرده است (سوييت براي اركستر زهي) نتوانسته چنين فضايي را فراهم كند تا شنونده يي كه رمان پرشكوه كليدر را خوانده در خود همان حس را از شنيدن اين اثر به دست آورد كه از خواندن رمان.
    
    البته بخشي از ماجرا به جدا كردن و تكه پاره كردن كليت كار بازمي گردد. به تعبير دقيق تر موسيقي درويشي موسيقي توصيفي - تصويري است كه در قالب هشت قسمت، با كلام دولت آبادي (در اصل اثر) همراه شده و طبيعي است كه شنونده يي كه دكلمه نويسنده و اصولاً متني را در ذهن ندارد، در ذهن خود نتواند تصويرسازي درستي از اين موسيقي به دست آورد. هرچند درويشي در بروشور نام هشت بخش را آورده باشد. اينكه در شب نخست اجرا نه دولت آبادي در اجرا حضور داشت و نه تهيه كننده اصلي اثر، خود از برخي ماجراها حكايت مي كند و نشان مي دهد دست اندركاران اين اجرا توفيقي در اجراي كامل اين قطعه به دست نياوردند و خواستند تنها بخش موسيقايي اين كار را اجرا كنند و در نهايت به شكلي پخته خوارانه غذايي را كه ديگري برايش انرژي و هزينه كرده است به خورد تماشاگران بدهند و طبيعي است كه در اين ميانه وقتي آشپز اصلي ماجرا غايب باشد، آش يا شور مي شود يا بي نمك.
    با چنين پيش فرض و اطلاعي طبيعي است شنونده قطعه يي ملال آور را بشنود كه نشاني از شكوه كليدر را درخود ندارد: شكوهي كه همانند يك زندگي است و در اين زندگي شادي و غم با هم آميختگي دارند و گل محمد، خان عمو، بيگ محمد، مارال، زيور و... همه قهرماناني اند كه در كتاب 10 جلدي دولت آبادي خواننده با خنده آنها مي خندد و با گريه آنها به گريه مي افتد و در تب وتاب مبارزه و حماسه سازي هاي آنها به پيش مي رود. درويشي در بروشور كنسرت توضيح داده اين اثر«اگر چه بر اساس يك سفارش تصنيف شده، ولي روايت شخصي آهنگساز از داستان تاثيرگذار كليدر است» و در ادامه توضيح مي دهد كه «كليدر روايت قهرماني هاي گل محمد نيست. خاموشي راوي بي زمان و مكاني است كه مي بيند، زخم مي خورد و مي ميرد.»
    اين توضيح كوتاه ماجرا را پيچيده تر كرده است، چرا كه به نظر مي رسد آهنگساز تنها بخش اندوهبار رمان ده جلدي كليدر را ديده است. اين البته حق آهنگساز است كه چنين برداشتي داشته باشد اما به نظر مي رسد به دليل نبود اطلاعات دقيق در بروشور آلبوم درباره چگونگي ساخت اين كار و چگونگي رسيدن به چنين فضايي طبيعي است كه شنونده راي به ناقص بودن كار بدهد و اين البته هم جفا بر آهنگساز است و هم جفا بر سفارش دهنده اثر.
    آن گونه كه نگارنده كسب اطلاع كرده است، براي ساخت اين اثر كه سفارش و اصولاً ذهنيت ساخت آن را بايد محصول ذهن ناشري اثر آفرين و پخته كار به نام داود موسايي( مدير انتشارات فرهنگ معاصر) دانست، ابتدا بخش هايي از ده جلد رمان كليدر توسط آقاي دولت آبادي انتخاب و در نهايت اين بخش ها از آن رمان به انتخاب انتشارات فرهنگ معاصر و آقاي دولت آبادي به آقاي درويشي داده مي شود تا وي بر اساس ايده يي كه از اين بخش ها مي گيرد دست به تصنيف اثر بزند.
    از قرار كل اين بسته قرار بود همراه با بيستمين چاپ رمان كليدر و در يك اتفاق فرهنگي رونمايي شود كه به دليل انتشار خبر و البته بقيه ماجرا عملاً تازگي و طراوت اين حركت كه ناشر ايده پرداز، تامين كننده اصلي هزينه هاي آن بود، ستانده و سوخته شد.
    دوم: اجراي كنسرتو ني و اركستر زهي قطعه معروف «ني نوا» (كه اتفاقاً كار آقاي درويشي هم در همين مايه (دستگاه نوا) ساخته شد)درست ساعتي بعد از اجراي قطعه كليدر و با همان اركستر و رهبر خود پرسشي بزرگ را در ذهن من شنونده نشاند. شايد اگر محمد رضا درويشي با موسيقي نواحي ايران آشنا نبود، و البته موسيقي سنتي ما را هم نمي شناخت، نيازي به طرح اين پرسش نبود. اما نگارنده مي داند كه درويشي وجب به وجب نواحي ايران را گشته و كوهي از ملودي و آهنگ از گوشه گوشه اين سرزمين پر آهنگ و ملودي در گنجينه ذهنش دارد. به خصوص منطقه خراسان و نيشابور كه داستان كليدر هم در آن رخ مي دهد. حتي در فرازهايي از كليدر يكي از قهرمانان داستان (به گمانم بيگ محمد) نوازندگي هم مي كند. (به گمانم چگور)
    حال با توجه به اينكه قطعه ني نوا هم براي اركستر و ساز ني ساخته شده بود، آيا بهتر نبود آقاي درويشي هم سازي (يا چند ساز) ايراني يا از منطقه خراسان را در كنار اركستر مي نشاند تا اين گونه هويتي تصويري از موسيقي اين منطقه در قالب اين كار تبلور مي يافت.
    البته آقاي درويشي در نشست مطبوعاتي اين اجرا در پاسخ به اين پرسش كه در كليدر شخصيت هاي مطرحي چون گل محمد، مارال و... وجود دارند و هر كدام از اينها مي توانستند در قالب يك ساز روايت شوند و همين كار را آقاي عليزاده در ني نوا انجام داد كه ساز ني را در كنار اركستر زهي معرفي كرد، اما در موسيقي كليدر آن گونه كه شما گفته ايد چنين فضايي وجود ندارد و چرا، گفت: «اين نظر من بود و من كليدر را اين گونه فهميدم و اين گونه برايش موسيقي نوشتم، شايد فرد ديگري اين اثر را جور ديگري ببيند.»
    اين پاسخ البته محترم است اما اينكه تا چه اندازه اعتبار دارد بايد منتظر ماند و واكنش ها به اين اجرا را شنيد و ديد و سپس درباره آن به ارزيابي نشست. آنچه نگارنده از برخي فحول و بزرگاني كه كار را در نخستين اجرا شنيده اند برداشت كرده، اثر را همان گونه ديده اند و شنيده كه در ابتداي اين نوشته آمد.
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1855 به تاريخ 9/10/87، صفحه 16 (صفحه آخر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 574 بار
    



آثار ديگري از "سيد ابوالحسن مختاباد"

  خاموشي «ارزمون شكارچيان»، خنياگر مازني
سيد ابوالحسن مختاباد، شرق 3/6/97
مشاهده متن    
  ناآرامي هاي اخير و صدا و سيما
سيد ابوالحسن مختاباد، اعتماد 24/10/96
مشاهده متن    
  محسن هاشمي رفسنجاني و تعامل با اهالي رسانه
سيد ابوالحسن مختاباد *، اعتماد 13/7/96
مشاهده متن    
  قرة العين من آن ميوه دل يادش باد / مراسم تدفين مريم ميرزاخاني در آرامگاه لس گتوس كاليفرنيا
سيد ابوالحسن مختاباد، شرق 31/4/96
مشاهده متن    
  آقاي مديرعامل، ما دنبال اجراي قانون و اساسنامه ايم، نه اخلاق
سيد ابوالحسن مختاباد*، شرق 9/2/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه نقد كتاب قرآن و حديث
متن مطالب شماره 12، زمستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است