|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران87/10/10: پيروزي تمام عيار براي غزل خوان
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6998
پنج شنبه 25 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 4111 10/10/87 > صفحه 16 (فرهنگ و هنر) > متن
 
      


پيروزي تمام عيار براي غزل خوان
نگاهي به مجموعه غزل «زخمه» از مريم آذرماني

نويسنده: يزدان مهر

يك
    «هستم كه مي نويسم بودن به جز زبان نيست
    هركس نمي نويسد انگار درجهان نيست
    من آمدم به دنيا، دنيا به من نيامد
    من در ميان اويم، اويي در اين ميان نيست
    آتش زدم به بودن تا گر بگيرم از تن
    حرفي ست مانده در من، مي سوزد و دهان نيست
    لكنت گرفته شايد، پس من چگونه بايد
    بنويسمش به كاغذ، شعري كه در زبان نيست»
    مريم آذرماني [يا چنان كه از كتاب هاي پيشين اش مي شناسيم: مريم جعفري] متولد ۱۳۵۶ است و با همان دو كتاب نخستين [سمفوني روايت قفل شده و پيانو] ثابت كرده است كه غزلش نه از جنس غزل «پسا مشروطه» است كه بزرگانش رهي و پژمان و غيره اند و نه از جنس غزل «پسا نيما» كه شهريار و فيروزكوهي و ابتهاج و عماد و اخوان را مي شناسيم از ميانه ايشان؛ كه مشهورترند و نه از جنس «غزل نو» كه منزوي و بهمني و پدرام و رجب زاده از چهره هاي مشخص آن اند و نه از جنس غزل «دشت ارژن» و نه از جنس «غزل دهه شصت حوزه هنري» كه امين پور و حسيني و باقري و محمودي و قزوه و كاكايي از آن ميان مشهورترند و نه از جنس غزل قائم به ذاتي چون غزل «معلم» و نه از جنس غزل «فرم» و نه و نه؛ اما در واقع، همه اين ها هم هست. به گونه اي اشتراك ساختاري اين آثار است در متني واحد و از اين رو، آثار مريم جعفري آذرماني، در شعر دو دهه اخير، يك «اتفاق» است؛ اتفاقي هيجان انگيز كه مخصوصاً پس از آخرين اتفاق از اين دست يعني انتشار «مرد بي مورده» [سعيد ميرزايي] در دهه هفتاد، تا كنون تكرار نشده در حوزه غزل. تفاوت غزل «آذرماني» با غزل «ميرزايي» [كه بعدها با همان قوت آن كتاب ادامه نيافت و گرچه پيروان بسيار يافت اما از آن ميان، حتي يك تن هم به پايه و مايه او نرسيدند] در اين است كه غزل «ميرزايي» همه آن آثاري كه از آنها ياد نشد، نيست، چيز ديگري است و جنسي ديگر و چندان ريشه در گذشته يك قرني غزل پس از مشروطه ندارد اما غزل «آذرماني» هم هست و هم نيست. «نيست» به اين دليل كه «فضاسازي» ، «رنگ آميزي»، «مضمون سازي»، كاربرد واژگان روزمره و روايات روزمره در آن آثار، شكل ديگري دارد و «هست» به اين دليل كه مي توان در جاي جاي اين غزل، به ريشه ها بازگشت و گرماي غزل «پسا مشروطه» را با هوشمندي غزل «پسما نيما» آميخته ديد و «به روز شدن» غزل نو را رد پا جست و كاربرد نشانه شناسي آييني را - به شكل جديدش- كه مختص غزل حوزه هنري است در جاي جاي شعر آذرماني درك كرد و تعمق «نيمه فلسفي- نيمه عرفاني» غزل معلم را دريافت و سادگي و راحتي غزل «دشت ارژن» را آميخته با كاربرد اوزان جديد، رد گرفت و نزديكي به منطق نثر غزل «فرم» را به عينه ديد.
    «به شما مي نويسم اينها را ‎/ آي مردم، مخاطبان منيد
    جوهر از خون چكيده است‎/ اين بار، حرف زخم است مرهمي بزنيد
    عنكبوتي است پشت هر غزلم ‎/ تار را مي تند قلم به قلم
    كه به چنگش گرفته در بغلم‎/ دور دردم كمي دوا بتنيد
    گفته ام از نبودن از بودن ‎/ از سرودن، مدام فرسودن
    شعر يعني به مرگ افزودن‎/كه شما زنده هاي اين كفنيد
    شرح حال شماست دفتر من‎/ اي درختان ريشه در سر من
    مي نويسم اگرچه مي دانم كه ‎/ به هر شعر تازه مي شكنيد
    اين غزل مثل هر غزل‎/ ساده است شاعرش تا هميشه ‎/ آماده ست
    گرچه از اوج خويش ‎/افتاده ست مريم جعفري ست كف بزنيد»
    شايد بيت پاياني، تنها يك خودستايي شاعرانه به نظر برسد اما نوعي احياي آوردن نام شاعر است در بيت پاياني غزل كه دهه هاست از غزل معاصر حذف شده است، مضاف بر اين كه، مسبوق به سابقه است در اكثر غزليات هزار سال اخير تا پيش از دهه پنجاه.
    دو
    «خواب مانده ام كه مانده ام خواب ديده ام كه ديده ام
    قهرمان پشت صحنه ام پرده را خودم كشيده ام
    هرچقدر تند مي دوم روي خط اولم هنوز
    بيست و هشت سال مي شود روي غلتكي دويده ام
    متن اصلي ام كه مرده ام زندگي ضميمه ام شده
    بس كه مرگ را ورق زدم تا ضميمه ام رسيده ام
    روز من هزار و يك شب است لحظه لحظه در روايتم
    در روايتي كه لحظه اي ست قصه هاي بد شنيده ام
    چون كه حرفهام كهنه است روي پوست مي نويسمش
    روي پوستي كه سال هاست از پس سرم بريده ام»
    «زخمه» را مي توان يك جهش بلند در سير كاري شاعر دانست و البته با توجه به تجربياتي كه از اين دست جهش ها دارم، ممكن است يك «پايان» باشد ‎/ متاسفانه هر جهشي، ترغيب ها و تشويق هاي بسيار را به همراه دارد كه شاعران جوان را مقهور خود مي كند و هرچه به اين ترغيب ها و تشويق ها، همگاني تر و مورد تاييد بزرگان اهل تميز باشد، آينده آنان ، ويران تر! باور كنيد كه اين تفكر، سياه انديشي نيست و حاصل نگاه منصفانه به زندگي ادبي بيش از ۵۰ شاعر «فوق مستعد» از نيما به اين سوست. مريم جعفري آذرماني، اكنون در سي و يك سالگي خود، تاييدي همگاني را از سوي پيشكسوتان به همراه دارد و بزرگترين حامي معنوي شعر او «محمدعلي بهمني»ست كه قدر شعر و جايگاه ادبي اش در شعر چهار دهه اخير ايران، محتاج توضيح نيست. آنچه «بهمني» را - بيش از آن كه از شعر «ميرزايي» به دفاع برخاست- جذب شعر آذرماني مي كند، به گمانم همان ردپاي ريشه هاست و اين كه غزل جعفري آذرماني، به چارچوب هاي غزل هزارساله وفادار است و مخصوصاً «قافيه» را از آن نقش محوري در استحكام مضمون و روايت ساقط نكرده است. [پديده اي كه امروزه به هر سايت و وبلاگي كه اختصاص به غزل جوان دارد سري بزنيد شاهد آن خواهيد بود به گونه اي كه اگر چينش مصراع ها را عوض كنيم، اكثر، به دشواري و اغلب ، به ناممكني، قافيه را مي توان جست يعني فرقي ميان «قافيه» با باقي كلمات نيست يعني اين آثار، در يك جمله : «غزل نيستند» شعرهايي نيمايي اند كه به جاي كوتاهي و بلندي مصراع ها، به تساوي مصراع ها رسيده اند و خب! چه نيازي ست به اين همه زحمت شعر نيمايي بگوييد و خلاص!] غزل هاي تازه مريم جعفري كه با «زخمه» منتشر شده اند حاوي ويژگي ديگري نيز هستند نسبت به غزل هاي كتاب قبلي اش«پيانو» و آن هم اين است كه نوعي رهايي از «مضمون»[در عين «مضمون سازي»] كه خاص شاعران سبك عراقي ست به «فرهيختگي بيشتر فضايي» و «معنايي» شعر او كمك كرده است. اين شيوه را در شعر بهمني و منزوي هم مي توان سراغ گرفت؛ يعني به گونه اي بي خيالانه و غيرعمد به سراغ يك «مضمون» رفتن كه انگار آن «مضمون» كلامي عادي ست كه از ازل در زبان شاعر كاربرد داشته.
    «هركس كه رسيده است تا سطحش، سطحي ست كه از خودش فراتر نيست
    بايد فقط از غرور بنويسد از آينه اي كه در برابر نيست
    هرچند غزل به خون من آميخت تيغي به رگم كشيد و جوهر ريخت
    هرچند كه سر به گردنم آويخت در سطح به جز قلم، سري، سر نيست
    خوب از همه مي رسيد و بد از هيچ، خوب است و به بد كشيده مد از هيچ
    تا چند صدا در آورد از هيچ، در حلق جنون، صداي ديگر نيست
    تاريك نوشته ام نمي داند روشن بنويسمش نمي خواند
    خواننده من به نور حساس است چشمش كه شبيه چشم من ، تر نيست
    تا شعر نخوانده روبه بالايم تا كف بزنند رو به پائين ام
    تشويق مخاطبان چه تكراري است هر چند سرودنم مكرر نيست
    دستم به جنون كليد را چرخاند پايم به لگد، دهان در را بست
    حالاشب شعر من خصوصي شد ديوار چهار گوش من ، كر نيست»
    و خب.‎/‎/ بايد منتظر آثار بعدي ماند كه پيش تر خواهند رفت يا پاي پس خواهند كشيد
    


 روزنامه ايران، شماره 4111 به تاريخ 10/10/87، صفحه 16 (فرهنگ و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 320 بار
    



آثار ديگري از "يزدان مهر"

  هم سيد بود هم حسن بود هم حسين
يزدان مهر، ايران 2/9/92
مشاهده متن    
  غزلي كه از مرز زمان گذشت
يزدان مهر، ايران 11/8/92
مشاهده متن    
  درس رياضيات با قيصر! / يك شعر يك خاطره
يزدان مهر، ايران 4/8/92
مشاهده متن    
  متكي به فلاخن جهان نگري
يزدان مهر، ايران 19/1/89
مشاهده متن    
  نسخه ايراني هملت
يزدان مهر، ايران 22/12/88
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله آموزه هاي قرآني
متن مطالب شماره 28 (پياپي 53)، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است