|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم87/11/3: اسلام، زرتشت و فرهنگ ايراني
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5244
سه شنبه 15 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 2482 3/11/87 > صفحه 11 (انديشه) > متن
 
      


اسلام، زرتشت و فرهنگ ايراني
از نگاه شهيد سيدمرتضي آويني و استاد شهيد مرتضي مطهري

نويسنده: آزاد جعفري


    براي بسياري اين پرسش مطرح است كه رابطه ايران با 2 مذهب اسلام و زرتشت چگونه است. آن فرهنگ اصيل ايراني كه مايه مباهات ما و دوستداران اين مرز و بوم است آيا متاثر از دين اسلام است يا زرتشت؟ زبان شيرين فارسي و شيوه تكلم مردم ايران، مديون كداميك از اين دو فرهنگ است؟ اين موضوع را از ديدگاه شهيد سيدمرتضي آويني در مقاله «رستاخيز جسم و رستاخيز جان» كه در بخش پاياني دربردارنده گزيده اي از سخنان استاد شهيد مرتضي مطهري در اين باره نيز است، به بحث مي نشينيم.
    پيش از هر چيز مخاطب گرامي را دعوت مي كنيم به مطالعه مستقل و جداگانه مقاله ارزشمند و مفيد شهيد سيدمرتضي آويني كه در كتاب «رستاخيز جان» از مجموعه آثار شهيد آويني توسط انتشارات ساقي به چاپ رسيده است. رستاخيز جسم و رستاخيز جان اختصاص به موضوع رابطه فرهنگ ايراني با اسلام و زرتشت دارد و عمده آنچه ما در اينجا مطرح مي كنيم تكرار تاملات شهيد آويني و افزوده هايي نه در تاييد كه نيازي به تاييد ما ندارد بلكه در توصيف و معرفي آن انديشه ها بسته به بضاعت نگارنده است.
    مقاله مذكور با گزارش يا بهتر است بگوييم شرح حالي كه بهترين پيش درآمد ممكن براي نوشته اي در انتقاد به زرتشت گرايي ناآگاهانه ايران دوستان است، آغاز مي شود. شهيد آويني از ملاقاتش با گزارشگر تاجيك هفته نامه «ادبيات و هنر» مي گويد كه گفته بوده: «فردوسي رمز آزادي است.» همين نقل قول، آغاز بحث مقاله مذكور درباره فرهنگ ايراني است و سخن در اين باب كه «چرا بايد ايران را با دين زرتشتي و حكومت شاهنشاهي ملازم گرفت؟» شهيد سيدمرتضي در وصف اين خبرنگار و رابطه اي كه بينشان شكل گرفته مي نويسد: «عالم پور چهره اي بسيار مهربان و صادق داشت، مثل كسي كه هرگز دروغ نگفته باشد. ريش هايش را رها كرده بود تا آنجا كه مي خواهند رشد كنند. موهاي سرش هم بلند بود. لب هايي كوچك و جمع و جور و هميشه خندان داشت. كلاهي پشمي و بسيار بزرگ از آن كلاه ها كه همه مردان در تاجيكستان بر سر دارند بر سر داشت و كراواتي سرخ گلدار هم بسته بود. آنقدر با صداقت گفته بود كه فردوسي رمز آزادي است كه نتوانسته بودم مخالفت كنم و گذاشتم سكوت و لبخند شرم آگين مرا به معناي موافقت بگيرد.»
    گفتيم بهترين پيش درآمد، چون مهم است اين كه بحث و جدل معنايي و مفهومي را با جدال بيروني اشتباه نگيريم. شهيد مهربان ما اگرچه مقاله اي سراسر در مخالفت با تلقي مردم آن زمان تاجيكستان از فرهنگ ايراني مي نويسد، اما به معناي آن نيست كه تحت تاثير صفاي آن خبرنگار دوست داشتني قرار نگيرد و در مقابلش لبخند شرم آگيني از روي احترام بر لب نياورد.
    نگارنده بحث را با اين پرسش آغاز مي كند: «حكيم ابوالقاسم فردوسي چگونه مي تواند رمز آزادي باشد؟ او تنها به آن اعتبار كه زبان فارسي و اسطوره هاي ايراني را از گزند تطاول ايام محفوظ داشته رمز آزادي است، اما زبان فارسي كمال خويش را در قرن هاي بعد و در اشعار بزرگان بي بديلي چون حافظ شيراز يافته است و از سوي ديگر، آيا به راستي شاهنامه فردوسي، ما را از ديگر ماثورات فرهنگيمان بي نياز مي كند؟.(1)
    و سپس پاسخ مي دهد: «در عظمت سزاوار تقديس شاهنامه ترديدي نيست، اما سخني چنين مبالغه آميز در حق فردوسي معلوم مي دارد كه صاحب سخن، بي خبر از تاريخ ايران، فريب همان دروغي را خورده كه مرد اهل تتبعي چون مجتبي مينوي را نيز فريفته است. مجتبي مينوي در كتابي به نام «فردوسي و شعر او» مي نويسد: فردوسي از براي اين فارسي كتاب بزرگي ساخت كه آن را از براي ايران مي توان هم رتبه قرآن دانست از براي عرب.(2)
    خود او در همين كتاب درباره زبان فارسي نوشته است: اگرچه خود آن فارسي هم هميشه به يك شكل نمانده: فرس قديم، اوستايي، پهلوي اشكاني، پارسي ساساني، فارسي جديد با تاريخ هزار و دويست ساله آن كه تحولات گوناگون به خود ديده است.»
    مسلماني دين اعراب و اسلام دين عرب زبان ها نيست؛ همچنين زبان فارسي نيز منحصر در فرس قديم، اوستايي، پهلوي اشكاني و پارسي ساساني نيست. به قلم سيد شهيد: «اسلام حقيقتي است فراتر از آن كه متعلق به يك زبان يا يك قوم باشد و حساب اقوام را نيز بايد از حساب اديان جدا كرد. چرا بايد ايران را با دين زرتشتي و حكومت شاهنشاهي ملازم گرفت؟ زبان فعلي ما تربيت يافته دامان عرفان است و همه شيريني و زيباييش مولود همين پيوند تاريخي است. سير تكامل زبان فارسي كنوني در اشعاري كه از قرن سوم (دوران صفاريان) تا قرن هشتم (شعراي سبك عراقي) سروده اند، قابل تعقيب است.
    فارسي تاجيك ها بيشتر فارسي اهل مشرق است: سيستان و خراسان و ماوراءالنهر. تفكر روشنفكران تاجيكستان نيز از لحاظ تاريخي بيشتر متمايل به قرن پنجم است. آنها شاهان را مذموم نمي دارند و از لحاظ تفكر عرفاني به مردم پاكستان كه آنان نيز سني حنفي هستند نزديك ترند... حزبي نيمه مخفي نيز با نام كوروش كبير تاسيس كرده اند كه غايتش وصول به ايران بزرگ باستاني است، يعني همان پان ايرانيسم.»
    مناسبت اصلي مقاله رستاخيز جسم و رستاخيز جان، عيد نوروز است و از اينجا بحث به اين آيين باستاني ايراني مي رسد: «نوروز عيدي ايراني است نه زرتشتي. جشن هاي مذهبي زرتشتيان گاهنبار نام دارد و عيد نوروز جمشيدي درست پس از ششمين و آخرين گاهنبار قرار گرفته است... در عيد نوروز زرتشتيان نيز سفره مي اندازند، اما رسم هفت سين فقط مختص به ايرانيان است و منشا آن نامعلوم. سفره عيد زرتشتيان آيينه و گلاب پاش دارد، نقل سفيد و ظرفي آب كه در آن چند سكه انداخته اند و برگ آويشن و ميوه اي چون انار يا نارنج يا سيب، يك مجمر آتش و كتاب اوستا، گلداني پرگل، شمع هايي روشن چيده در اطراف سفره و ظرف هايي از نان، سبزي، آجيل... و خوراك هاي پخته. آنان روز اول عيد پيش از طلوع آفتاب بر پشت بام ها آتش مي افروزند و عود و صندل مي سوزانند. خانه تكاني و سبز كردن حبوبات نيز از رسومي است كه اختصاص به زرتشتيان ندارد. در روايتي كه معلي بن خنيس از امام صادق ع نقل كرده، آمده است: نوروز، روزي است كه در آن خداوند از بندگان خويش ميثاق ستانده است كه او را عبادت كنند و شرك نورزند... و آن نخستين روز طلوع خورشيد است... عجم آن را حفظ كرده است و شما ضايعش كرده ايد... و چون نوروز آيد غسل كن، نظيف ترين لباس هايت را در بر كن و خود را به خوشبوترين عطرهايت معطر كن و آن روز را روزه دار... (3) »
    با اين همه، فرهنگ زرتشتي مناسب ترين فرهنگي است كه مي توانسته پذيرنده اسلام باشد. شهيد آويني پس از بحث نوروز در اين باره مي نويسد: «سپنتا مينو و انگره مينو ارواح پاك و ناپاك هر دو مخلوق اهورامزدا هستند كه دادار يگانه است. اين دو همانند فطرت الهي كه انسان را به سوي نيكي مي كشاند و نفس اماره كه او را به بدي امر مي كند دو قوه متقابلي هستند كه نظم جهان و تمشيت امور بر اساس تقابل اين دو برقرار گشته است و اين نه تنها امري خلاف اراده ازلي اهورامزدا نيست بلكه عين مشيت اوست. اگر اين تضاد و تقابل نبود جهان به وجود نمي آمد، چنانچه اگر سپيدي و سياهي و روز و شب و خير و شر نمي بود، خلقت عالم انجام نمي گرفت و به عبارت بهتر، آفرينش جهان ملازم با وجود اين دو قوه متقابل است. لفظ اهريمن صورت تحول يافته انگره مينوست، اما سپنتا مينو همان يزدان يا اهورامزدا نيست. سپنتا مينو روحي است كه در تقابل با اهريمن، موجودات را به جانب پاكي و نيكي مي كشاند؛ بنابراين مبناي دين زرتشت بر ثنويت قرار ندارد.
    اين فرهنگ، مناسب ترين خاكي است كه درخت اسلام در آن پاگرفته و ريشه دوانده است. اسلام لامكان است و همان سان كه لازمان است و اگرچه از شبه جزيره عربستان سر برآورده است، اما ريشه در خاك فرهنگ بومي آن خطه ندارد. پيامبر امي است تا يقين كنند آنچه به زبان مي آورد از فرهنگ مكتوب قرون و ادوار و امم گذشته نگرفته است... اسلام نخل نيست كه فقط در گرمسير برويد، طوباست كه هر خاكي مستعد پرورش آن است.»
    بحث ديگر آن است كه آيا اسلام، ايران را تسخير نموده يا ايرانيان به اختيار خود اسلام را از ميان اديان متفاوت و متعددي كه در ايران رواج داشته (زرتشتي، مسيحي، صابئي و حتي بودايي) انتخاب كرده اند. نگارنده مقاله در اينجا به كتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» اثر استاد شهيد مرتضي مطهري ارجاع مي دهد: «شواهد تاريخي بسياري وجود دارد كه پس از شكست ايران در جنگ با سپاه اسلام، مردم ايران به اختيار خويش و بتدريج اسلام آورده اند. مردم طبرستان تا قرن سوم هجري هنوز دين اسلام را نمي شناختند و با حكومت خلفا مبارزه مي كردند. مردم كرمان درتمام دوران خلافت اموي ها زرتشتي ماندند و استخري اصطخري در كتاب «المسالك و الممالك» نوشته كه در زمان او هنوز در فارس كثرت با زرتشتيان بوده است. مقدسي، صاحب كتاب «احسن التقاسيم» اذعان دارد در آن روزگار در جشن هاي خاص زرتشتيان هنوز بازارها را آذين مي بسته اند و در عيدهاي نوروز و مهرگان ديگر مردمان شهر نيز به آنان مي پيوسته اند.( »4) از اين گذشته «پيش از ظهور اسلام، در ايران دوران ساسانيان نيز اگرچه مزديسناي زرتشتي كه به آن بهدين مي گفتند از جانب حكومت كه منتسب به موبدان و متوليان آتشكده ها بود رسميت يافت، اما نه تنها همه مردم ايران زرتشتي نبوده اند، بلكه مسيحيت از آنچنان نفوذ و اعتباري برخوردار بود كه اگر اسلام در ايران پا نمي گرفت، به اعتراف همه مورخان، اين مسيحيت بود كه ايران را تسخير مي كرد. گذشته از زروانيان و كيومرثيان كه از فرقه هاي زرتشتي مخالف مزديسنا هستند، يهوديان و نصارا، مانويان و مزدكيان و بوداييان در سراسر ايران بسيار بودند تا آنجا كه در بسياري از مناطق، اكثريت با زرتشتيان نبوده است. زرتشتيان و مسيحيان و يهوديان به اختيار خويش تسليم اسلام شدند و چه بسا از سر رغبت به سپاهيان اسلام پيوستند...»
    
    
    پا نوشت ها:
    1 - رستاخيز جان، سيدمرتضي آويني، تهران، نشر ساقي، چاپ اول: 1379، چاپ چهارم: 1386
    2 - فردوسي و شعر او، مجتبي مينوي، انجمن آثار ملي، تهران، 1346
    3 - بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، 109 ج، الوفاء، بيروت، سوم، 1403 ه . ق، ج 59، باب 22
    4 - خدمات متقابل اسلام و ايران، مرتضي مطهري، صدرا، تهران، بيست و چهارم، 1376
    


 روزنامه جام جم، شماره 2482 به تاريخ 3/11/87، صفحه 11 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 224 بار
    



آثار ديگري از "آزاد جعفري"

  ايمان رحيمانه
آزاد جعفري، جام جم 16/4/94
مشاهده متن    
  مَجاز، نه هركاري مُجاز / مجازي بودن بهانه اي براي مُجاز دانستن ناهنجاري ها نيست
آزاد جعفري، جام جم 30/3/94
مشاهده متن    
  آزادي از اسارت ثروت / مركب بظاهر رام ولي ناآرام اقتصاد تنها با قناعت مهارشدني است
آزاد جعفري، جام جم 25/3/94
مشاهده متن    
  خيلي آسان، خيلي پست / دروغگويي نه تنها از منظر عاقبت و نتيجه آن بلكه از منظر نفس، عملي منفور است
آزاد جعفري، جام جم 30/2/94
مشاهده متن    
  خشم در برابر خِرَد / خشم را مي توان نقطه مقابل خرد دانست و مظاهر گوناگون خشونت را نيز مظاهر مختلف حيوانيت پنهان در وجود انسان
آزاد جعفري، جام جم 16/2/94
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه دستاورد صنعت
متن مطالب شماره 28، دي و بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است