 
|
كرشمه هاي انتخابات
نويسنده: مسيح علي نژاد
ميداني كه در آن كشتي گيران، پشت رقيب را به زمين مي خواباندند هرگز از ياد اهالي روستا نرفته است. در همين سال هاي نه چندان دور به اسم تفريحات سالم و به خيال برپايي شور و نشاط، هرساله در يكي از روستاها، ميدان بساط كشتي برقرار بود و خرد و بزرگ روستاهاي اطراف يك جا گرد هم مي آمدند و دايره هاي بزرگ مي ساختند تا پهلوانان و قهرمانان سينه سپر سازند براي هم و عاقبت جشن پيروزي او كه مردانه رقيبي را به خاك خواباند برقرار باشد. اينها همه يك روي سكه بود و روي ديگر آن هراسي كه در دل مشوقان ايجاد مي شد. آنان كه بايد به گاه پاي كوبيدن و بزم برپا كردن گوشه چشمي هم به بازوي تنومند پهلوان ده بالاو حامي تنومندتر او مي انداختند و آن گاه اگر جسارت و جربزه اي باقي بود هورا و هواري هم براي قهرمان دلخواه خويش مي كشيدند. گاهي پيش مي آمد كه تن و طينت تنومندي كه باقي پرزورها و جوان هاي بي باك ده نيز هوادار او بودند به دل نمي نشست و ضعيف تر ها را توان ابراز مهر صادقانه براي قهرمان دلخواه خود باقي مي ماند از هراس اينكه مبادا مورد بي مهري جوان هاي بي باك و بي پرواي محل قرار گيرند. ميدان انتخابات رياست جمهوري دهم آن گاه كه قدرتمندي وارد گود مي شود و بازو و قدرت سياسي خود را نشان مي دهد و جانب يك نامزد را مي گيرد، كم از ميدان كشتي آن روزهاي ده بالاندارد. اهالي سياست بي شك مي دانند كه حساب توده مردم از نزاع هاي سياسي جدا است و حتي اگر هزار بار بازي به نفع مردم در ميدان سياست رقم بخورد، تنها يك بار خطاي بي حساب كافي است تا سال ها براي جلب اعتماد ملتي، جماعتي به زحمت مضاعف افتند. زنگ رقابت هاي انتخاباتي به صدا درآمد و باز به جاي شورآفريني، ناگهان هراسي ريشه دواند در دل آنان كه گوشه و كنار ايستاده اند و هيبت بازيگران را برانداز مي كنند. شايد آنان كه نزديك تر به بازيگران سياسي ايستاده اند، مجادلات پيش و پس از انتخابات برايشان چندان مهم نباشد اما براي مردمي كه دورتر از اين حلقه ايستاده اند، هر حركت كوچك، هزار شوق يا هزار هراس را سبب ساز مي شود. براي همين است كه اگر ناگهان هيبت و هيمنه يك جريان قدرتمند سياسي و نه حزبي بر روند يك انتخابات سايه افكند شايد جريان ها و گروهاي سياسي از پس كنار زدن اين سايه برآيند و در نهايت روزنه اي براي برگزاري يك انتخابات سالم بگشايند اما آنچه باقي مي ماند بي اعتمادي و هراس ايجاد شده در دل توده مردم است كه براي حل اين بحران زحمت بسيار بايد بكشند و تدبير بي شمار بايد انديشه كنند. اساسا در كشورهايي كه هنوز در توده مردم نشاني از اطمينان و اعتماد قابل قبول به روند برگزاري انتخابات نيست و هر روز از مجلس و محفل سياسي نسبت به سلامت انتخابات تذكر داده مي شود، بي شك حضور و حمايت صريح نظاميان در انتخابات هيمه و هيزم هر آتشي را تر مي سازد و به جاي داغ كردن تنور انتخابات آب سردي مي پاشد بر آتش مشاركت. براي همين است كه در بزنگاه هاي انتخاباتي، كساني كه مدافع و خواستار اصلاح در روند مديريتي كشور هستند هميشه ديرتر تصميم به حضور و همراهي نامزدهاي اصلاحگر خود مي گيرند. مهم ترين دليل آن نيز همين حمايت بي پرواي جريان هاي پرقدرت سياسي (نيروهاي نظامي) از نامزدهاي خاص است و ناخواسته اين هراس را در دل افكار عمومي به وجود مي آورد كه جريان قدرتمندتر هميشه پيروز ميدان است و مشاركت آنان بي اثر خواهد بود. بر اين اساس هر بار پس از رواج بي انگيزگي و نااميدي، اصلاح طلبان براي خنثي ساختن اين حربه دچار مشكلات فراوان مي شوند. وقتي يك مقام ارشد نظامي صريح و سريع از احمدي نژاد در ميدان انتخابات رياست جمهوري حمايت مي كند آنگاه بايد ديد براي جريان اصلاح طلب چه تدبيري باقي مي ماند تا مردم خويش را با دلگرمي بي هراس به ميدان فراخواند.
روزنامه اعتماد ملي، شماره 850 به تاريخ 13/11/87، صفحه 16 (صفحه آخر)
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 534 بار
|