|
طرح ها توانم زد، غم نان اگر بگذارد
به بهانه روز جهاني گردشگري
نويسنده: زهره نيلي
انجمن صنفي راهنمايان گردشگري استان تهران از 300 راهنما دعوت كرد در روزهاي اول و دوم اسفند، در بزرگ ترين شهر خشتي جهان گرد هم آيند و علاوه بر بازديد از آثار تاريخي شهر يزد، خرانق و ميبد، روز جهاني راهنمايان گردشگري(21 فوريه) را در كنار ديگر كشورها جشن بگيرند و زمينه هاي لازم براي همكاري و همفكري بيشتر با يكديگر را فراهم آورند. محمدشريف ملك زاده معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري از گنجاندن روز رسمي راهنمايان گردشگري در تقويم ملي ايرانيان و راه اندازي نخستين شركت سهامي راهنمايان گردشگري سخن مي گويد. شركتي كه مي تواند راهنمايان را به آژانس هاي مسافرتي معرفي كند و در 30 استان ايران نمايندگي داشته باشد. او همچنين به بيمه راهنمايان گردشگري با كمك بخش خصوصي و جامعه تورگردان ها اشاره و ابراز اميدواري مي كند سوم اسفندماه امسال (روز جهاني راهنمايان گردشگري )، سرآغازي نو براي تغييراتي خوش و بنيادين در حوزه گردشگري باشد. ملك زاده با اشاره به حمايت هاي مالي و معنوي معاونت گردشگري از انجمن صنفي راهنمايان گردشگري براي برگزاري جشني در يزد مي گويد: سازمان ميراث فرهنگي همواره از بخش خصوصي پشتيباني كرده و تلاش هاي اين بخش را پاس داشته است. و اين در حالي است كه آرش نورآقايي از اعضاي هيات مديره انجمن صنفي راهنمايان گردشگري استان تهران تنها به حمايت هاي معنوي سازمان در سطحي بسيار محدود خبر مي دهد و مي گويد: سال گذشته «خانه فرآوران ايران» با همكاري جامعه تورگردانان مراسمي را در موزه ملي برگزار كردند. مراسمي كه مي توانست بار ديگر و با شرايطي آسان تر در تهران برگزار شود اما چون سفر، همزاد و همراه هميشگي راهنماست بر آن شديم تا دومين جشن راهنمايان گردشگري را در يزد برگزار كنيم، به اين ترتيب هم سياست تمركززدايي را در پيش گرفته و هم رنج سفر را بر خود هموار كرده بوديم از اين رو از دوستاني كه در استان هاي تهران، يزد، اصفهان، فارس، كرمان، خوزستان، خراسان، آذربايجان غربي و شرقي و اردبيل بودند، دعوت كرديم به يزد بيايند و اين روز را جشن بگيرند. او از چگونگي شكل گيري انجمن صنفي راهنمايان گردشگري و تلاش راهنمايان براي اينكه خود و حرفه خود را به اثبات برسانند، سخن مي گويد. نورآقايي همچنين از وجود چهار هزار راهنماي گردشگري در سراسر ايران خبر مي دهد كه موفق به دريافت كارت از معاونت گردشگري شده اند اما هنوز نتوانسته اند جذب كار شوند و مي گويد: راهنمايان به دو گروه تقسيم مي شوند، راهنمايان فرهنگي و راهنمايان طبيعت گردي و بعضي هر دو دوره را مي گذرانند اما بسياري از آنها نمي توانند جذب آژانس هاي مسافرتي شوند چون تعداد مراكز فعال در اين زمينه چندان زياد نيست و خيلي از آژانس هاي مسافرتي به مراكز فروش بليت تبديل شده اند و معاونت گردشگري بايد تدبيري بينديشد و با همكاري انجمن صنفي راهنمايان گردشگري و جامعه تورگردانان، مشكلات مالي راهنمايان را برطرف كند اگرچه اين معاونت توان بيمه تمامي تورگردان ها را به خاطر مسائل مالي ندارد در صورتي كه انجمن، زير نظر وزارت كار از عهده اين كار برمي آيد. نورآقايي به ضعف اطلاع رساني در زمينه گردشگري اشاره مي كند و مي گويد: يكي از مشكلات عمده ما اين است كه اطلاعات درست و دقيقي را كه بر اساس جاذبه هاي گردشگري باشد، در اختيار مخاطب خود نمي گذاريم چرا كه هنوز نتوانسته ايم به تعريف روشني از جاذبه هاي گردشگري دست پيدا كنيم، فقط به اين دل خوش كرده ايم كه ايران را جزء 10 كشور دنيا به لحاظ آثار تاريخي و... بدانيم، بي خبر از اينكه بسياري از آثار تاريخي ما در شمار جاذبه هاي گردشگري به حساب نمي آيند. براي نمونه به جرات مي توان گفت شوشتري كه مي خواهد به ثبت جهاني برسد، جاذبه يي براي گردشگر ندارد چون يك هتل ميهمان پذير خوب در اين شهر وجود ندارد، مسيرهاي دسترسي به آن چندان آسان نيست و... بنابراين حتي اگر سازه هاي آبي شوشتر به ثبت جهاني هم برسند نمي توان انتظار داشت كه سيل گردشگر به سوي اين شهر روانه شود، پس ما در نخستين قدم بايد منابع گردشگري را به جاذبه هاي گردشگري تبديل و مسيرهاي دسترسي به يك سايت تاريخي را به گردشگران معرفي كنيم و همچنين از شيوه هاي مدرن در اطلاع رساني بهره ببريم. اين راهنماي گردشگري وجود سايتي را كه اطلاعات مختلف در زمينه شهرها، آژانس ها و تورها در اختيار گردشگران قرار دهد، ضروري مي داند و مي گويد: ايده طراحي اين سايت از سال ها پيش در ذهن من بوده اما تاكنون امكان مالي آن فراهم نشده است. كدام گردشگر؟ كدام راهنماي گردشگري وقتي از محمدعلي اينانلو درباره راهنمايان تخصصي گردشگري سوال مي كني، با پرسش ديگري از سوي او روبه رو مي شوي: «كدام گردشگر؟ مگر صنعتي به نام گردشگري وجود دارد كه نيازمند وجود راهنما باشد؟» مسوولان سازمان ميراث فرهنگي پيوسته ادعا مي كنند ايران به لحاظ آثار تاريخي، جزء 10 كشور نخست دنيا و به لحاظ طبيعي، جزء پنج كشور بزرگ دنياست و چه و چه و چه اما چه كرده ايم؟ او با انتقاد از روش هاي تبليغاتي كه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در پيش گرفته، مي گويد: همه هنر سازمان ميراث فرهنگي در اين بخش به پخش تيزر خلاصه مي شود، كه گفته بهترين ابزار تبليغاتي براي كشوري چون ايران، روش نادرستي است كه سازمان در پيش گرفته: بهتر نيست در وهله نخست با اطلاع رساني درست و شفاف، تبليغات منفي عليه خود را خنثي كنيم، آنگاه به ساخت تيزر و انتشار بروشور بپردازيم؟ از سوي ديگر كه گفته در هزاره سوم، كه روزگار علمي نگاه كردن به تبليغات است مي توان اينچنين سنتي با همه چيز برخورد كرد؟ براي مثال دفتر آقاي برزين، براي جشن فندق اردبيل پوستري چاپ كرده بود كه در پس زمينه آن سبدي پر از فندق به چشم مي خورد...كسي كه اين پوستر را طراحي كرده نمي دانسته اين جشن،همانندجشن آب ،نه بر مبناي فروش فندق كه بر پايه باورهاي مردم استوار است، بنابراين بايد تفاوتي ميان پوستري كه سازمان طراحي مي كند با آنچه خشكبار تواضع سفارش مي دهد، وجود داشته باشد. اين طبيعت گرد از دريافت مجوز دوهزار آژانس گردشگري در 10 سال اخير خبر مي دهد و مي گويد: كمتر از 20 آژانس فعال در سراسر كشور وجود دارد و باقي سرگرم فروش بليت هستند، آن هم كاري است ديگر... من بارها به آقايان گفته ام براي راهنماياني كه برخوردار از دانش اين كار هستند، دوره هاي تخصصي بگذاريد اما كو گوش شنوا؟ اينانلو از وجود زاغ بور در ايران خبر مي دهد و مي گويد: اين پرنده كه به پرنده يك ميليون دلاري معروف است در يكي از روستاهاي ايران زندگي مي كند اما مردم آن را نمي شناسند چرا كه يك ريال از اين بابت در جيب شان نرفته است. او برگزاري جشن راهنمايان گردشگري به همت انجمن صنفي را اقدام مثبتي مي داند و مي گويد: به هر حال بايد اين روزها را گرامي بداريم. راهنمايان گردشگري بايد بتوانند حق خود را بستانند وقتي راهنمايان بدانند به كارشان اهميت داده و از حقوق شان دفاع مي شود با انگيزه و تلاش بيشتري كار مي كنند و مگر نبايد سازماني چون سازمان ميراث فرهنگي حق و حقوق راهنمايان را پاس دارد، روزي را به آنها اختصاص دهد، كارشان را به رسميت بشناسد، آنها را تحت پوشش بيمه تامين اجتماعي قرار دهد و... طرح ها توانم زد، غم نان اگر بگذارد / به بهانه روز جهاني گردشگري زهره نيلي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 41 بار
|