|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد87/12/26: اعلام رسمي نسل كشي مردم كرد از سوي پارلمان عراق
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4304
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1913 26/12/87 > صفحه 8 (گزارش اجتماعي) > متن
 
      


اعلام رسمي نسل كشي مردم كرد از سوي پارلمان عراق
گفت وگوي اعتماد با وزير انفال و شهداي حكومت كردستان عراق

نويسنده: سليمان محمدي

سازمان ملل، امريكا و اروپا به خاطر سكوت شان بايد از كردها عذرخواهي كنند
    
    «به نام خداوند بخشنده مهربان. شماره 1601: تاريخ 10/12/1989: محرمانه- فوري... بعد از اطلاع و دستور مستقيم از فرماندهي سياسي، پس از انجام دادن هر دو مرحله اول و دوم انفال و دستگيري چندين گروه جداگانه كردها، تعدادي دختر در سنين 14 تا 29 سال در بين آنها وجود دارند كه طبق دستور اسامي زير براي بازي هاي شبانه، تئاتر و... روانه مصر عربي شدند...»* فاجعه به همين جا ختم نشد. اين چند دختر تنها بخشي از 182 هزار كردي بودند كه در طول 100 روز به فرمان صدام حسين كشته و زنده به گور شدند و شهرها و روستاهاشان با نام عمليات انفال با خاك يكسان شد. نسل كشي كه بايكوت امپرياليسم رسانه يي غرب، بزرگ ترين مشوق و مجري آن بود. انفال 21 ساله شد: پارلمان دولت جديد عراق آن را پذيرفت و متعهد شد خسارات آن را بپردازد اما غرب هنوز هم چشم خود را روي آن بسته است. چشم بستني كه «چنار سعد عبدالله» وزير جوان انفال و شهداي كردستان عراق معتقد است، امريكا، اروپا و سازمان ملل بايد به خاطر آن از مردم كرد عذرخواهي كنند. ژنوسايدي كه رژيم بعث تنها به مرگ هدفش راضي نشد و طبق شواهد موجود حتي تمام چاه هاي آب كردستان را با سنگ پر و روي آنها را آسفالت كرد: باغ ها را يا شيميايي كرد يا سوزاند و روستاها را ويران كرد. با اين حال حكومت منطقه يي كردستان عراق بعد از استقلال اين بخش و تا زمان استقرار حكومت فعلي عراق به تنهايي براي بازسازي اين خسارت ها تلاش كرد. هرچند به گفته چنار سعد در تمام اين سال ها همه تلاش كردستان براي بقايش بوده و تازه اين توان را پيدا كرده اند كه براي توسعه دوباره تلاش كنند.وزير انفال كردستان با اشاره به اينكه اعتماد زيادي به ارتباط هاي فعلي شان در سطح بين المللي ندارد، از قدرت هاي حامي صدام و آنها كه اكنون منادي آزادي عراق شده اند گله و تاكيد مي كند اكنون تكيه كردها بيشتر از هر جايي بر خودشان است و اين آمادگي را دارند كه اگر در آينده مصلحت كشوري اقتضا كرد كه برخوردش را با آنها تغيير دهد، دچار مشكل نشوند.
    
    
    
    - از سال هاي دهه 90 كردستان بگوييد، عمليات انفال چگونه رقم خورد؟
    
    بعد از اينكه در سال 1974 جنبش مردم كرد وسعت و گستردگي زيادي پيدا كرد، رژيم بعث در پي گرفتن انتقام از مردم و آزاديخواهان كردستان بود. اين گونه شد كه از سال 75 ميلادي با كوچاندن اجباري مردم كرد به مكان هاي دور افتاده عراق و پراكنده كردن آنها اين عمليات را آغاز كرد. بعد از آن دستگيري، سرنگوني و اعدام برخي ديگر از مردم كردستان را آغاز كرد. اما پروسه انفال به شكل آشكار و پر رنگ كه خود حكومت بعث هم از آن نام برد، از سال 1988 آغاز شد.
    
    - عمليات به صورت برنامه ريزي شده و سيستماتيك از كجا آغاز شد؟
    
    اين عمليات در ابتداي سال 88 از مرز گرميان (يكي از مناطق كردستان در عراق) آغاز شد و مناطق كركوك، كفري، كلار، چمچمال، دوكان، سه دار، كوي و... را طي كرد تا به منطقه بادينان رسيد. اما انفال هشت مرحله بود. مرحله اول از اين مرز كه گفتم آغاز شد و مرحله هشتم هم در منطقه بادينان خاتمه پيدا كرد. اين عمليات به صورت كاملاً آشكار انجام شد و حكومت به صورت رسمي نام انفال را روي آن گذاشت كه نتيجه آن كشتار 182هزار كودك و زن و مرد كرد در 100 روز بود. اما نبايد فراموش كنيم حكومت بعث قبل از آن هم كشتار دسته جمعي مردم كرد را آغاز كرده بود. همان طوركه گفتم ژنوسايد از همان سال هاي 75 با دستگيري و اخراج كردها از محل زندگي شان آغاز شد. اما در سال هاي 79 ، 80 و 81 مرحله ديگري از موج اين كشتار دسته جمعي انجام شد كه آن هم كوچ دادن اجباري و دستگيري و دربه در كردن كردهاي فيلي در بغداد بود. تابعيت و شناسنامه هاي آنها گرفته شد و آنها حتي ديگر تبعه عراق هم محسوب نمي شدند. كردهاي فيلي از اقوام ثروتمند كرد بودند كه در مناطقي از بغداد و موصل ساكن شده بودند. حكومت صدام ثروت و سامان آنها را مصادره كرد، جوانان آنها را دستگير و بيشتر جوانان و مردان آنها را اعدام كرد و خانواده هاي باز مانده را هم در مرزهاي ايران رها كرد. الان هم بسياري از آنها در كرج و تهران و ساير شهرهاي ايران ساكنند، بسياري هم به كشورهاي ديگر مهاجرت كردند. به اين شكل در سال هاي اواخر دهه 80، كشتار دسته جمعي كردهاي فيلي آغاز شد. رژيم بعث بعد از سال 1987 مناطق شيخ وسان و باليسان را به بهانه ورود پيشمرگه هاي كرد به اين منطقه شيميايي كرد. اينها همه زمينه سازي هايي براي آغاز عمليات انفال بود. به اين صورت در سال 1988با دستگيري مردم كرد، كوچ اجباري آنها، تخليه روستاها، ويران كردن و با خاك يكسان كردن روستا ها، درست كردن اردوگاه هاي كار اجباري در كلار و چمچمال مراحل اوليه عمليات انفال آغاز شد.
    
    - عمليات نسل كشي انفال چگونه و با چه هدفي اجرايي شد؟
    
    در ابتدا روستاها تخليه و ويران و ساكنان آنها در اردوگاه ها جمع مي شدند و در مرحله دوم تصفيه ها در اردوگاه ها آغاز مي شد. زنان و كودكان از مردان و جوانان جدا و به مكان هاي نامعلومي برده مي شدند. انفال اين گونه و به صورت كاملاً برنامه ريزي شده آغاز شد. اكنون هم اسناد رسمي درباره عمليات انفال وجود دارد كه رژيم بعث اعلام مي كند اين مردم به دليل اينكه خائن هستند، بايد از بين بروند. بهانه هاي مختلفي هم براي اين مساله وجود داشت. به طور مثال صدام به بهانه وجود پاسدار هاي ايراني در شهر حلبچه به شيميايي كردن اين شهر مشروعيت داد. در حالي كه اين مسائل بي اساس است و تنها دليلي بود براي مشروعيت بخشيدن به جنايات رژيم بعث.
    
    - ولي مناطق كردنشيني مانند كركوك كه در قلب جغرافياي عراق قرار دارند، انفال شدند. براي كشتار در آنجا چه دلايلي ذكر مي شد؟
    
    بله، كركوك منطقه كردنشيني است كه در وسط خاك عراق قرار دارد و هيچ نيروي خارجي نمي توانست به آنجا برسد. تفاوتي نمي كرد، تنها مساله كرد بودن ساكنان آن بود. خلاصه انفال اين گونه آغاز شد و طي آن مردم گروه گروه به قسمت هاي جنوبي عراق برده مي شدند و به صورت بسيار شنيع و غيرانساني با آنها برخورد مي شد. چندين زندان بزرگ براي مردم كرد ساخته شده بود. زندان «نوگره سلمان» يكي از آنها بود كه مردم در آن جمع مي شدند: مردمي كه بايد داستان آنها را شنيد، تراژدي هايي كه تن هر انساني را به لرزه در مي آورد. براي مثال مردم زيادي روزانه در اين اردوگاه ها و زندان ها از گرسنگي جان مي دادند. در اين شرايط اجساد در صحرا دفن مي شدند. يكي از تراژدي هايي كه اسناد آن موجود است، منظره مادري است كه سگ فرزند جان داده اش را مقابل او مي خورد. مسائل غيرانساني از اين دست بسيار فراوان است. به كرات ديده شده در اردوگاه ها بعثي ها زنان و دختران جوان را جدا و به آنها دست درازي كرده اند. حتي اخباري مبني بر فروش زنان و دختران كرد به برخي كشورهاي ديگر هم وجود دارد. در يك نگاه كلي تنها اين مصائبي است كه از عمليات انفال ناشي شده است، اما الان هم هزينه هاي اين كشتار و ژنوسايد را مي دهيم و دردهاي زيادي از وجود آن مي كشيم.
    
    - انفال نام يكي از سوره هاي قرآن است، دليل اين نامگذاري از سوي رژيم بعث چيست؟
    
    بي شك جامعه عراق و منطقه اطراف آن هم مسلمان هستند و دين نزد آنها امر مقدسي است. وقتي شما يك نشانه اسلامي را با هدف انجام يك امر مشخص به كار ببريد، به آن مساله مشروعيت مي دهيد، يعني بين مردم مقبوليتي براي آن ايجاد مي كنيد. طبيعتاً صدام حسين هم نام يكي از سوره هاي قرآن را به كار برد تا به اين حركت غيرانساني خودش مشروعيت ببخشد. انفال مربوط به زماني است كه ارتش مسلمانان منطقه يي را تصرف مي كردند و وسايلي از آن به دست مي آمد: به صورت غنيمت به آن ارتش داده مي شد. صدام حسين هم در اين عمليات اين دستور را داد و به ارتش اعلام مي كرد ثروت و سامان براي شما و سر براي من، به همين خاطر از نام سوره انفال استفاده كرد. اما انفال در زمان و با هدف مشخصي گفته و در برابر كافر يا بي دين به كار برده شده. از اين منظر هم كه نگاه كنيم مردم كردستان مسلمان بودند و حكومت بعث هم به هيچ عنوان نمي توانست اين نام را در برابر يك ملت مسلمان به كار ببرد. اما صدام براي مشروعيت دادن به جنايات خودش در جوامع اسلامي، مردم كرد را كافر اعلام كرد كه طبق شرع بايد از بين بروند، به همين دليل هم اين پروسه به صورت رسمي از طرف حكومت صدام «عمليات انفال» ناميده شد.
    
    - موضع مردم عرب زبان عراق نسبت به اين كشتار چه بود؟
    
    بي شك نمي توانيم بگوييم همه مردم عرب با اين جنايت همراه بودند. بالعكس، در همان ارتش عراق هم كساني بودند كه به دليل سركشي از اجراي فرمان هاي صدام حسين درباره كشتار مردم كرد، همراه با مردم كرد كشته شده اند. يكي از نمونه هاي زنده، پيدا كردن يك گور دسته جمعي مردم كرد در نجف است كه مربوط به عمليات انفال است. شهيدان اين گور دسته جمعي همگي مرد هستند كه يكي از آنها يك مامور نظامي است. طبق گفته شاهدان زنده عمليات انفال، هر سرباز موظف بود يك يا چند نفر را بكشد و هر كس از اين دستور سرپيچي مي كرد، خودش كشته مي شد. بنابراين من فكر مي كنم در سطح كلي، اكثريت مردم با اين جنايات موافق نبودند، اما در سطح سياسي، عرب چشم بر اين قضيه پوشيد و در مقابل آن سكوت كرد. الان هم بسياري از دولت هاي عربي نمي پذيرند روزي رژيم بعث تا اين اندازه درنده بوده و ملتي را با اين شكل سركوب كرده و از بين برده است. اين مساله بسيار ناخوشايند است، چون مصداق اين است كه اگر اين افراد بار ديگر به قدرت برسند، نسل كشي مي كنند، حال در حق ما مردم كرد يا ملت هاي ديگر. در مجموع اين يك تفكر ديكتاتوري و شوونيستي است كه اين جنايات را نمي پذيرد يا آن را تاييد مي كند.
    
    - اشاره كرديد از سال هاي دهه 80 كشتار و سركوب مردم كرد آغاز شد، موضع جامعه جهاني نسبت به اين فجايع چه بود، آيا خبري به دولت هاي اروپايي و امريكا نمي رسيد، يا اين كشورها در برابر آن سكوت كردند؟
    
    در اوايل و تا سال 1991 اين جنايت ها انجام مي شد و هيچ سازمان بين المللي حاضر نبود حرف كردها را بشنود. بدبختي ما كردها اين بود كه نابود مي شديم، اما كسي نبود ما را ببيند، اگر هم مي ديدند به خاطر مصالح سياسي نسبت به اين مسائل چشم پوشي مي كردند چون مسائل سياسي اقتضا مي كرد به گونه يي برخورد كنند كه اصلاً چنين مساله يي روي نداده است. من هميشه در ديدارهايم با ژورناليست ها و شخصيت هاي خارجي كه به كردستان مي آيند، اين گلايه را مطرح مي كنم. مي گويم آنها اكنون به كردستان مي آيند و بازديد هم مي كنند، اما آن زمان كه ما در حلبچه و انفال كشته مي شديم و در زندان ها اعدام مي شديم كجا بودند؟ چرا حرفي نمي زدند، اين سكوت براي آنها مايه شرمندگي است. آنها اكنون اعتراف مي كنند بله اين يك مساله سياسي بوده و ما نمي توانستيم حرفي بزنيم. من آنها را گناهكار مي دانم، چون دنيا و اروپا و امريكا همه اين جنايت ها را مي ديدند و به حكومت بعث اسلحه مي دادند، اما هيچ گاه از پايمال شدن حقوق بشر در عراق سخن نگفتند. بنابراين ما نسبت به اين مساله معترض بوديم و هستيم. براي همين است كه الان نه تنها مي خواهيم حكومت عراق كه وارث حكومت قبلي است، از كردها كه به اين شكل مورد ژنوسايد قرار گرفته اند عذر خواهي كند، بلكه اين انتظار را هم داريم كه سازمان ملل و كشورهاي اروپايي و امريكا از ما كردها عذرخواهي كنند چون آنها سكوت كردند. بحث كشتن يك نفر و دو نفر نبود، رژيم بعث هزاران نفر را قتل عام كرد، بنابراين آنها هم بايد از مردم كردستان طلب بخشش كنند.
    
    - اما در حال حاضر همين دولت ها منادي آزادي و دموكراسي در عراق و كردستان هستند، آيا مردم كرد مي توانند به آنها اعتماد كنند يا دوباره اين احتمال را مي دهند كه از پشت به آنها خنجر بزنند؟
    
    ببينيد من فكر مي كنم اين كشورها درباره اينكه در درون خود سيستم دموكراتي دارند، چالشي ندارند. فرهنگ شان هم اين مساله را پذيرفته است. اما بحث اينكه مصلحت شان اين است كه امروز با ما باشند و فردا پشت به ما، اين مساله ديگري است. در سياست هميشه مصلحت هاست كه رابطه كشورها را تعيين مي كند، اين يك بازي سياسي است. اما ما مردم كرد نبايد به اندازه يي كه به خودمان متكي هستيم به دور و برمان متكي باشيم و اعتماد داشته باشيم. پس در اين حالت زياد مهم نيست دولت ديگري چگونه با ما برخورد مي كند، مهم اين است كه ما چگونه خودمان را آماده مي كنيم. اين آمادگي هم بايد به گونه يي باشد كه اگر در آينده مصلحت كشوري اقتضا كرد كه برخوردش را با ما تغيير دهد، دچار مشكل نشويم. پس اعتماد زيادي به اين ارتباط ها نيست. اگر امروز روابط خوبي داريم، از آن استفاده مي كنيم و اگر در آينده هم اين روابط دچار مشكل شد، نبايد كردستان دچار مشكل شود.
    
    - الان كه بنا بر مصلحت اين روابط خوب است، براي شناساندن انفال به دنيا، چه استفاده يي از آن كرده ايد؟
    
    ما در ابتداي اين راه هستيم و نمي توانم بگويم زياد جلو رفته ايم. چون حكومت كردستان، تجربه جديدي است و اين تجربه در محيطي درست شده كه سرشار از مشكلات اجتماعي، اقتصادي و... است. بنابراين بيشتر تلاش ها تا الان حول اين بوده كه به هر طريق ممكن اين كيان حفظ شود. به عبارتي همه تلاش ها براي ماندن بوده است. خب وقتي تمام تلاش ها براي بقاست، انرژي زيادي براي توسعه باقي نمي ماند. لذا الان كه ما احساس مي كنيم قانوني هست كه از ما حمايت مي كند و ساز و كار پذيرفته يي وجود دارد كه اين دستاورد را حفظ كند، برنامه هايمان را براي شناساندن فاجعه انفال به جامعه جهاني آغاز كرده ايم. طبيعتاً بايد در اين راه از اين روابط هم استفاده كنيم، از ارتباط مان با كشورهاي اروپايي، امريكا و... البته اين كشورها هم تا حدي پا پيش مي گذارند و همكاري مي كنند و در بيشتر مواقع بنا بر مصالح شان در اين باره سكوت مي كنند. در حالي كه نمونه هولوكاست را در غرب داريم كه بيش از نيم سده است كه به صورت مستمر روي آن كار مي كنند تا حق شان را بگيرند. ما هم معتقديم اين تلاش ها پروسه يي است كه بايد تداوم داشته باشد. يكي از موفقيت هايي هم كه در اين باره به دست آورديم، اين بود كه پارلمان عراق به صورت رسمي اعلام كرد جنايت انفال، ژنوسايد مستقيم مردم كرد بود. اين موفقيت بزرگي براي ما بود، چرا كه مي توانيم با پشتوانه آن در سطح بين المللي هم اين اعتراف را بگيريم. وقتي حكومت عراق بپذيرد جنايت ژنوسايد در اين كشور انجام شده، ديگر كسي نمي تواند ادعا كند اين گونه نيست، چون اين كار در كشورش انجام شده و خودش هم مي پذيرد. لذا ما تلاش هايمان تداوم دارد و در حال ارتباط با مراجع بين المللي حقوق بشري و دانشگاهي اروپا هم هستيم كه اين جنايت را هر چه بهتر بشناسانيم.
    
    -ارتباط تان با سازمان جهاني ژنوسايد در چه حدي است؟
    
    ارتباط با اين سازمان بين المللي هم تقريباً به صورت مستمر وجود دارد و پروفسور گري گور رئيس اين سازمان در سال 2008 دو بار به كردستان سفر كرده است. بنا است با همكاري يكديگر به زودي يك كنفرانس بين المللي در اروپا برگزار كنيم. در مجموع اين سازمان تلاش هاي زيادي براي معرفي جنايت انفال به عنوان ژنوسايد به جهانيان دارد.
    
    - بديهي است جنايت انفال غير از آسيب ها و هزينه هاي معنوي هزينه هاي مادي جدي هم به كردستان وارد كرده است، حكومت نوپاي كردستان چگونه با اين هزينه ها دست و پنجه نرم مي كند؟
    
    ببينيد خساراتي كه در انفال و كشتار هاي دسته جمعي به كردستان تحميل شده، آنقدر زياد است كه ممكن نيست با گذشت چند سده بتوانيم آن را جبران كنيم. چرا كه انفال باعث برهم ريختن زيربناي اقتصادي كردستان شد. حكومت بعث در جنايت انفال روستاهاي كردستان را ويران كرد. آن هم در دوره يي كه مهم ترين پشتوانه اقتصادي كردستان كشاورزي و دامپروري بود. كشاورزي و دامداري هم در روستاهاي كردستان انجام مي شد. زماني كه صدام روستاها را نابود كرد، همه اين كشاورزان و دامداران را به حقوق بگيران فرمانبر تبديل كرد و آنها را در شهرها و اردوگاه هاي اجباري اسكان داد. اين مساله باعث شد جامعه كردستان از يك جامعه توليدكننده به يك جامعه مصرف كننده تبديل شود. يعني زيربناي اقتصادي كردستان را نابود كرد. بنابراين الان اين زيربنا دوباره بايد احيا شود. هرچند كه الان روستاها هم در حال آباد شدن است، اما اين پروسه مدت ها طول مي كشد چون به سرمايه هاي عظيم نياز دارد.
    
    - آسيب هاي فرهنگي انفال به جامعه كردستان چه بود؟
    
    مساله جدي تر بر هم ريختن فرهنگ اين مردم بود. كردها معمولاً مردمي ميهمان دار و چشم و دل سير هستند، از طرفي ديگر از نظر روابط بين زن و مرد و احترام متقابل آنها، جامعه كردستان جامعه يي آزاد است. اما صدام اين جامعه را آلوده كرد، فقير كرد، بي سواد كرد و با كوچ دادن روستايي ها به شهر، ارتباط منفي بين آنها با شهرنشينان ايجاد كرد. بيشتر شهرهاي كردستان روستايي شد، چون ديگر روستايي باقي نمانده بود. حل اين مسائل نيازمند هزينه هاي بسيار بالايي است. درست كردن شخصيت هاي از بين رفته به برنامه هاي بلند مدت آموزشي و فرهنگي نياز دارد. ايجاد روستاها و رونق بخشيدن و رساندن خدمات به آنها پروسه بسيار طولاني است، بعث به هيچ چيز رحم نكرد، حتي تمام چاه هاي آب را با سنگ پر كرد و روي آنها را آسفالت كرد. باغ ها را يا شيميايي كرد يا سوزاند. رساندن اين اوضاع به حالت عادي نيازمند طرح و نقشه هاي بلند مدت استراتژيك است كه هزينه هاي سنگيني مي خواهد. حكومت كردستان هم با بودجه يي كه در اختيار دارد، براي برطرف كردن اين مشكلات تلاش مي كند، اما با اين بودجه ممكن نيست. در حال حاضر بودجه ما از بغداد تامين مي شود كه 17 درصد كل بودجه عراق است. قبل از آن هم تمام اتكاي ما بر بازرگاني موجود در كردستان و حق گمرك بود. به عبارتي از سال 2003 وضعيت اقتصادي ما كمي بهبود پيدا كرد و توانستيم به پروژه هاي رفاهي رسيدگي كنيم. بنابراين خسارات انفال با اين بودجه ها جبران نمي شود، پس حكومت عراق بايد خساراتي را كه به مردم كردستان تحميل شده جبران كند. در حال حاضر هم يك گزارش آماري آماده شده كه آمار تمام خسارت ها در آن موجود است و اميدواريم دولت عراق هزينه جبران آن را تامين كند.
    
    - تنها اميدواريد يا حكومت عراق موظف است اين خسارات را جبران كند؟
    
    بايد جبران كند، اما دير و زود دارد كه ما اميدواريم هرچه زودتر اين كار را بكند.
    
    - اگر حاضر به پرداخت اين خسارات نباشد حاضريد از حكومت عراق شكايت كنيد؟
    
    بي شك، چون اگر اين كار را نكند قانون را زير پا گذاشته است، چرا كه قانون اين حق را به ما مي دهد.
    
    - از دولت هاي ديگر كه در اين نسل كشي با صدام همراه بوده اند چطور، طلب خسارت نكرده ايد؟
    
    اين يك مساله ديگري است. مجموعه يي از شركت ها و افرادي مثل «فان آن رات» تاجر هلندي كه سلاح شيميايي به صدام فروخته بود، وجود دارند. مثلاً دادگاه اين فرد را به پرداخت خسارت محكوم كرد اما چون ديگر سرمايه يي نداشت، دادگاه تنها مدت محكوميتش به زندان را اضافه كرد. در حال حاضر ما هم تلاش مي كنيم و حكومت عراق هم متعهد شده است كه توسط افراد متخصص شكايت و طلب خسارت از اين شركت ها را پيگيري كند اما اين روند طولاني است.
    
    - در مقام وزارت انفال چه كارهايي براي بازماندگان اين عمليات انجام داده ايد؟
    
    ما در اين وزارت قسمت هاي مختلفي داريم كه هر كدام از آنها به بخش هايي از زندگي روزمره بازماندگان مربوط است. مثلاً بخش سلامت، آموزش و پرورش، مسائل اجتماعي و بخش هاي مختلف ديگر كه به بازماندگان خدمات رساني مي كنند. خدمات مختلفي براي آموزش و ازدواج فرزندان شهدا و انفال شدگان داريم، تمام خانواده هاي شهدا و انفال شدگان يك قطعه زمين مسكوني از حكومت كردستان دريافت مي كنند و با توجه به نياز آنها و توان حكومت، منازل مسكوني براي آنها ساخته مي شود. همه اين خانواده ها حقوق ماهانه دريافت مي كنند و در تك تك مراحل زندگي از تحصيل گرفته تا ازدواج و استخدام مورد حمايت حكومت قرار مي گيرند. حتي اخيراً بورس هاي تحصيلي خارج از كشور هم براي فرزندان انفال شدگان و شهيدان فراهم شده است و موارد بسيار ديگري از اين دست.
    
    - براي حفظ آثار و اسناد اين جنايت بشري و شناساندن آن به نسل هاي ديگري چه فعاليت هايي داشته ايد؟
    
    در اين زمينه هم رضايت كافي از خودمان نداريم چون فعاليت ها نو است. تلاش كرده ايم و يكي از برنامه هايمان اين است كه سال 2009 مركزي تاسيس كنيم كه تمام اسناد، مدارك و اسبابي كه از اين جنايت باقي مانده اند و نشانگر اين هستند كه اين جنايت روي داده است در اين مركز جمع آوري كنيم و در نهايت اين مركز را به پژوهشگاه انفال تبديل كنيم. البته همان طور كه مطلع هستيد هنوز هم تعداد زيادي از اجساد شهداي حلبچه در بهشت زهراي شهر تهران دفن شده اند. طبيعتاً اسناد و مداركي در اين باره در ايران وجود دارد كه با توجه به طرح مساله حلبچه در دادگاه هاي بين المللي و داخلي از دولت ايران خواستاريم كه در غني كردن اسناد و مدارك در اين باره كمك هاي لازم را به ما بكند. همچنين باعث خوشحالي است اگر ترتيبات تحويل مقداري وسايل و اشياي متعلق به اين شهيدان كه در همان سال ها به ايران اعزام و در اين كشور شهيد شدند، به كردستان فراهم شود.
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1913 به تاريخ 26/12/87، صفحه 8 (گزارش اجتماعي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1362 بار
    



آثار ديگري از "سليمان محمدي"

  مسجد جامعي گزينه جدي رياست شوراي شهر / گزارش اختصاصي « اعتماد» از گزينه هاي شوراي شهر و شهرداري تهران
سليمان محمدي، اعتماد 21/5/92
مشاهده متن    
  چرا سردشت روي خط خبر نيست
سليمان محمدي، اعتماد 8/4/91
مشاهده متن    
  باوجود تاكيد شهردار بر اهميت درختان / اولين بارش برف 670 اصله درخت را نابود كرد
سليمان محمدي، شرق 23/8/90
مشاهده متن    
  در كام نهنگان رو گر مي طلبي كامي
سليمان محمدي، شرق 4/11/89
مشاهده متن    
  رئيس شوراي عالي استان ها: انتخاب شهرداران از سوي دولت، تداعي تحجر است
سليمان محمدي، شرق 22/8/89
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه برزگر
متن مطالب شماره 1140، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است