|
وقتي حداد در لندن از وحدت مي گويد؟
نويسنده: مسيح علي نژاد
در عرصه سياست، رسم است كه سياستمداري، فصلي از سياست به نام و كامش رقم مي خورد و در آن فصل در بطن و متن سياست و جامعه و رسانه همواره حضور دارد. اما رسمي جديدتر بر عرصه سياسي ايران حاكم شد كه حاكمان و تصميم سازان اين عرصه، چه آنگاه كه در مجلس و دولت و نخست وزيري بودند و چه آنگاه كه در حوزه هاي ديگر قدرت، نام شان به واسطه تصميمات و تحركات سياسي و اجرايي شان سر زبان ها بود، ناگهان پرده نشين و حاشيه گو مي شوند چنانكه گويي آن همه تب و تاب خدمت رساني به مردم، ابزارش تنها در اختيار داشتن يك صندلي بود و آنگاه كه صندلي سياست از كف رفت بايد در حاشيه نشست و به جاي ارائه ايده هاي ناب يا مشاركت پررنگ سياسي و اجتماعي و فرهنگي، نظاره گر ساكت ميدان بود و گاه هم سخنراني هاي كلي در وصف ارزش هاي از دست رفته تنطيم كرد. بي شك هدف از در ميدان بودن تنها به معناي قرار گرفتن در راس خبرها به واسطه ايجاد جنجال هاي خبري بي اثر نيست و چه بسا در همين سال ها بسيار ديده ايم سياستمداران سابق را كه كناره گيري از قدرت آنها را منزوي نساخت و با فعاليت هاي حزبي و رسانه اي و اطلاع رساني و حضور در بطن جامعه و چه بسا عرصه هاي بين المللي باز هم سياست ورزي كرده اند. اين مقدمه بلند شايد گريز بدي نباشد به محو شدن ناگهاني كساني كه از قضا از قدرت كناره نگرفته اند اما مدل صندلي و سياست ورزي شان در قدرت تغيير كرده است. شايد بتوان براي كساني كه ناگهان بنا به هر دليلي از سياست كنار رفته يا كنار گذارده مي شوند، يك توجيه و توضيح منطقي را يافت كه حذف از قدرت، آن سياستمدار را سايه نشين كرده است اما براي آنان كه در يك قوه يا نهاد اجرايي از يك صندلي بزرگ تر به سمت يك صندلي ديگر سوق داده مي شوند آنگاه چه توجيه و جوابي براي كمرنگ شدن حضور و مشاركت سياسي و اجتماعي و گاه سكوت هاي طولاني شان در برابر حوادث و رخدادهاي مهم باقي مي ماند؟ حدادعادل ازجمله آنان است. ازجمله كساني كه تا ديروز دست كم روزي نبود كه خبري و نظري از او در صدر و ذيل اخبار ايران و جهان ننشيند اما اين روزها خبري از او نيست و اگر هست، چنان حاشيه اي و كمرنگ مي نمايد كه به چشم جامعه اي كه حداد آنها را وعده به ايجاد تحول در رفاه و معيشت شان داده بود، نمي آيد. حداد جزو دسته نخست نيست كه حذف از عرصه سياسي، سايه نشين و حاشيه نشينش كرده باشد، حداد تنها از صندلي رياست مجلس به يك صندلي معمولي در همان ساختمان نقل مكان كرد كه در همين سطور به اخلاقي بودن رفتار او در پذيرش اين شكست سياسي مدح شد اما اينك كه در هيچ زمينه مهمي از سياست و فرهنگ و جامعه، ايده نابي از او به گوش نمي رسد، شايد فصل نقد نباشد اما فصل مدح هم نيست كه سياست عرصه هنرنمايي مردان رانده از ميدان نيز هست تا چه رسد به آنان كه در ميدان ايستاده اند اما به جاي صندلي رياست در كياست يك سياستمدار كهنه كار و معمولي ايستاده اند. به هر تقدير اگرچه ياران ديروز حداد در مجلس اصولگرا، با ديدن چهره تازه نفس علي لاريجاني به بهارستان، راي و روي از او برگرداندند تا صندلي رياست از او بگيرند و تقديم لاريجاني كنند اما به سرنوشت برخي از نمايندگاني كه او بر آنان در همان مجلس رياست مي كرد گرفتار نيامد و كسي صندلي قدرت را از او نگرفت و مهر عدم صلاحيت بر پيشاني اش ننشاند لذا از اين پس اين خود او است كه بايد مراقب باشد بي ايده ناب و بي مشاركت فعال در اين عرصه ممكن است اين مهر ناگزير از طرف حاميان او در بدنه جامعه بر عملكردش ثبت شود. دليل نوشتن اين ستون هم هرگز محكم نمي شد اگر حداد پس از اين همه بي خبري، ناگهان در ماه هاي پاياني سال به سوي لندن پرواز نمي كرد. حداد در كانون توحيد لندن نشست و در ميان ايرانيان مقيم لندن از ضرورت وحدت سخن گفت و هفته وحدت را در حالي پاس داشت و با قاطعيت از رفتار تصميم گيران اين سال ها در ايجاد آرامش براي برقراري وحدت قوميت هاي بومي و مذهبي و دفاع كرد كه گويي هيچ اتفاقي اين روزها براي دراويش گنابادي رخ نداده است و وحدت ميان حوزه و دانشگاه را هم با آرامشي فزون تر به جلسه اي ديگر سپرد بي آنكه يادش باشد دانشجوياني در همين روزهاي پاياني سال و نزديك به ايام عيد كه او به لندن آمده است، در بازداشت به سر مي برند. حداد، عادلانه گفت هرجا كه <اختلاف> باشد آنگاه دعوت به اتحاد شكل مي گيرد اما برگه هاي پرسش بسياري در همان جمع ميان دستان او و مجري برنامه گم شد و او كه در همين سخنراني كوتاهش به ارزش وحدت با حماس و فلسطين و افغانستان و مزاياي وحدت در جهان اسلام و دعوت اروپا به سوي اين ارزش ها اشاره كرد، كوتاه نظري هم به دوران سياست ورزي خودش و باقي اصولگرايان در ايران بيندازد و پاسخ دهد كه به راستي وقتي در ايران پاي <اختلاف> نظر و اختلاف ديدگاه سياسي به ميان مي آيد آيا باز هم سياستمداران اصولگرا به وحدت توصيه مي كنند؟ يا آنجا از ايده حذف دفاع مي كنند؟ در برهه هاي مختلف چه در دانشگاه كه به ستاره دار شدن دانشجو منجر شد چه در حوزه مطبوعات كه به توقيف آنان منتهي شد و چه در انتخابات هاي مكرر كه به رد صلاحيت هاي چشمگير ختم شد، آيا حداد و مجلس تحت رياستش وجود اين <اختلاف ديدگاه> را هم ارج مي نهادند و آن را روزنه اي براي دست يازيدن به وحدت در در عرصه كلان تر مي دانستند يا آنكه در برابر <حذف مخالف> او نيز به جاي تشويق مردم به پذيرش تضارب آرا و تحمل عقيده مخالف، تريبون را در مجلسي كه كروبي رياست آن را عهده دار بود در اختيار مي گرفت تا بگويد ملت چند روز ديگر اين مجلس را تحمل كند مجلس اصولگرايان با آرامش از راه خواهد رسيد. مجلس اصولگرا هم از راه رسيد و دولت اصولگرا هم به آن پيوست و از آرامش در حوزه اقتصاد و معيشت و عرصه هاي بين المللي خبري نشد و درست لحظه اي كه او از وحدت مي باليد مجلسي كه او نماينده آن است از رئيس جمهور نامه اخطار گرفت اما حداد همچنان با آرامش از ارزش هاي وحدت در همه جاي دنيا سخن گفت تا شايد در پرواز لندن-تهران اگر در كنار خانواده فرصت بازبيني كاغذهاي پرسش مچاله شده حاضران دست داد مجال مرور ارزش هاي وحدت در ايران هم براي ايشان حاصل شود.
روزنامه اعتماد ملي، شماره 881 به تاريخ 26/12/87، صفحه 12 (آخرين اخبار)
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 2913 بار
|