|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان88/2/13: تکاپو براي تطهير چهره سلطنت طلب ها
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 22127
دو شنبه 29 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 19351 13/2/88 > صفحه 12 (سياسي) > متن
 
 


تکاپو براي تطهير چهره سلطنت طلب ها


نويسنده: علی شیرازی

در شماره قبل بخش نخست مقاله «تکاپو برای تطهیر چهره سلطنت طلب ها» درج شد.
    نویسنده در بخش نخست با اشاره به مصاحبه روزنامه اعتماد با «محمد جواد مظفر» (مورخ 2/2/1388) نسبت به تطهیر عناصر فاسد و سلطنت طلب در مطبوعات هشدار می دهد و با آوردن چندین فراز از بیانات مقام معظم رهبری نسبت به ترویج آراء و اندیشه های منحرف افرادی چون رامین جهانبگلو و حسین نصر در فضای فکری و فرهنگی کشور اعلام خطر می کند.
    در ادامه بخش پایانی این مقاله تقدیم می شود.
    سیدحسین نصر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از کشور فرار کرد و در آمریکا در یک خانه سنتی که خودش بنا کرده و با نهادهای جهان آئینی دلخواهش زینت داده (11) زندگی می کند و با اتومبیل گران قیمت و فاخری که دارد، دستورات سازمان سیا را برای تغییر جمهوری اسلامی ایران پی می گیرد!
    وی فعالیت های رامین جهانبگلو را با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا پیوند زد، (12) و در سال 1376 با حمایت جدی اش رامین را به دوره تخصصی مطالعات ایران شناسی به دانشگاه های هاروارد و جورج واشنگتن فرستاد تا انقلاب مخملین را در درون ایران پیگیری و هدایت نماید.
    جهانبگلو در نیمه دهه 60 به دعوت نصر، فعالیت های خود را زیر چتر سلطنت طلبان ورشکسته آغاز کرد و به شکلی غیررسمی به بنیاد مطالعات ایران- یک نهاد غیرانتفاعی به مدیریت اشرف پهلوی و یکی از طرح های سازمان سیا برای ایجاد یک شبکه گسترده جاسوسی و از نخستین مجریان پروژه سقوط ایدئولوژیک در جامعه ایران (13)- رفت و در فصلنامه ایران نامه- ارگان بنیاد مطالعات ایران- مشغول به کار شد.
    نصر نیز که خود در گروه مؤلفین مجله بنیاد مطالعات ایران است، به همراهی یارشاطر به نوشتن «ایرانیکا» مشغول می شود. (14) احسان یارشاطر از استادان بهایی دانشگاه تهران و از دوستان نزدیک اسدالله علم بود و تا پایان حیات رژیم پهلوی، ریاست بنگاه ترجمه و نشر کتاب را بر عهده داشت. (15) او در دایره المعارف «ایرانیکا»- به همراه سید حسین نصر به تحریف مسائل تاریخی و فرهنگی ایران می پردازد. این کتاب به طور مفصل از میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) سرکرده فرقه ضاله بهائیت تجلیل کرده است.
    انتشارات امیر کبیر در سال 1383 سه مجلد از این دایره المعارف را ترجمه و منتشر می کند. چه اینکه کتاب های رجبعلی اعتمادی، سردبیر مجله جوانان در دوران شاه نیز بعد از سال های دوم خرداد 1376، با نام مستعار مجوز نشر دریافت می کند. (16) مهرانگیز کار، نویسنده سرمقاله های روزنامه رستاخیز نیز به ایران می آید و در روزنامه زنجیره ای و ماهنامه زنان قلم می زند. (17)
    کتاب های جهانبگلو و سیدحسین نصر هم به صورت مکرر چاپ و توزیع می گردد!!
    خانه مادر جهانبگلو (خجسته کیا)، پاتوق جمعی از هنرمندان بهایی و کارگزاران فرهنگی عصر استبداد پهلوی دوم بود. (18) وی در دفتر فرح پهلوی، بام تا شام برای برگزاری جشن هنر شیراز، طرح و ایده می داد.
    پسر این خانم با دایی اش، سیدحسین نصر گفت وگو می کند و نتیجه آن کتابی به نام «در جست وجوی امر قدسی» می شود.
    این کتاب در تیرماه 1385 از سوی نشر نی وارد بازار می شود. در این کتاب می خوانیم: «در جایی نصر به یاد می آورد که روزی فرح او را به نزد خود فرا می خواند و از او می خواهد نام جایگزینی برای «خیابان فرح» تهران پیشنهاد نماید. نصر پس از اندکی تامل نام «سهروردی» را پیشنهاد می کند. چندی بعد که تهران توسعه می یابد، دو خیابان در شمال شهر راه اندازی می شود که باز برای نامگذاری به نصر مراجعه می کنند. او این بار هم نام دو فیلسوف بزرگ اسلامی یعنی «ملاصدرا» و «میرداماد» را پیشنهاد می کند.»
    حسین فراستخواه در تاریخ 1/5/1385 در روزنامه شرق، همین حرف را تکرار می کند. بعد از گذشت بیش از دو سال و نیم، محمد جواد مظفر از دریچه ای دیگر همین حرف ها را می زند و سخن از تلاش های فرهنگی فرح پهلوی دارد.
    ریشه این زشت زدایی در دست خود نصر است؛ و او کسی جز رئیس دفتر فرح پهلوی نیست. پس باید از فرح تمجید و تعریف کند، جهانبگلو را برای احیای این پروژه به ایران بفرستد و با کمک بنیاد مطالعات ایران، عناصر فرهنگی رژیم پهلوی را سروسامان دهد تا در خارج و داخل، انقلاب مخملین را پی بگیرند و راه اسلام زدایی را هموار نمایند.
    دقیقاً به همین علت «سید حسین نصر» از سوی روزنامه اعتماد در تاریخ 7 دی ماه 1387 به عنوان یک پروفسور اسلام شناس معرفی می گردد. این پروژه سابقه ای دیرینه دارد. هفته نامه فردوسی نیز حسین مهری، همکار سابق دفتر فرح را به عنوان اسلام شناس معرفی می کند. (19) همین هفته نامه در تاریخ 5/4/1358رحمت الله مقدم مراغه ای- عامل شناخته شده سیا- را چهره ای مبارز می داند. نشریه تهران مصور در مورخه 14/2/1358، عبدالکریم لاهیجی- عضو شورای ملی مقاومت وابسته به منافقین و مرتبط با سازمان سیا- را یک حقوقدان سرشناس و مبارز معرفی کرده و می نویسد: وی اکنون به پاسداری انقلاب مشغول است و سعی دارد انقلاب را از مسیر اصلی منحرف نکنند.»!! (20)
    جهانبگلو نیز از سوی رسانه های مدعی اصلاح طلبی، همکلام با آژانس های خبری آمریکا و انگلیس، اندیشمند و فیلسوف معرفی شد (21) و در اردیبهشت ماه 1384 آگنش هلر- عجوزه صهیونیست و معمار ساختار حکومتی لیبرال دموکراسی در مجارستان-که به دعوت رامین جهانبگلو به ایران آمده بود، از سوی خانه هنرمندان ایران به عنوان فیلسوف بزرگ قرن معرفی گردید!!! (22)
    جریان لیبرال وابسته گرا به طور سنتی در مراکز مطبوعاتی دارای سوابق و عقبه است و خصوصا پس از طردشدن از جانب مردم و انقلاب، طیف وابسته گرایی که در داخل کشور باقی مانده بود، فعالیت خود را معطوف به مطبوعات و دانشگاهها کرد و بعد از پایان دفاع مقدس این طیف اهداف خود را از طریق ایجاد نشریات گوناگون دنبال نمود و اندک اندک نشریات، روزنامه ها، هفته نامه ها و ماهنامه ها راه اندازی کرد و از همین پایگاه دیدگاههای خود را در حد وسیع برای تاثیرگذاری بر جامعه و فضای سیاسی کشور تبیین و پروژه بحران سازی را برای نفی ارزشها و جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد.
    حرفهای محمدجواد مظفر چیز نویی نیست. حرکتی در امتداد همه آن تلاشها برای زدودن زشتی ها از چهره نصر، قطبی و فرح پهلوی است؛ اما مگر شدنی است؟ احمدعلی انصاری در صفحه 78 کتاب «من و خاندان پهلوی» می نویسد: مهمان های پرلهو و لعب دربار بیشتر به افسانه ها و داستانهای هزار و یک شب شباهت داشت. شب که فرا می رسید زندگی شبانه و خصوصی آنها شروع می شد... به طور معمول هفته ای سه شب مهمانی خصوصی دربار برگزار می شد. در این مهمانی حلقه دوستان شاه و فرح شرکت می کردند. در این مجالس خوانندگانی مانند ستار، کوروش سرهنگ زاده، گوگوش و هایده دعوت می شدند.
    فریده دیبا در کتاب خاطرات خود می آورد: «فرح به دلیل تاثیر از فرهنگ فرانسوی از خوانندگانی نظیر «ژوداسن» دعوت می کرد تا به تهران بیایند. گاهی اوقات در این مهمانی ها اعمال جنون آمیز مرتکب می شدند. برای نمونه یک زن آبرومند حاضر می شد در برابر شرط بندی های کلان به تمام، در برابر حاضران لخت شود و به اصطلاح غربی ها استریپ تیز کند!! در این مهمانی ها سرو مشروبات الکلی بسیار عادی بود!
    فرح به آزادی زنان از دیدگاه ویژه ای نگاه می کرد و قائل بود که تا زمانی که زنان آزادی جنسی نداشته باشند، هیچ نوع آزادی واقعی نخواهند داشت. او زن شوهردار را به گرفتن دوستان مرد تشویق می کرد.
    با اشاره فرح بود که مجید دوامی- سردبیر مجله زن روز- بحث تجربه جنسی قبل از ازدواج را پیش کشید و با چاپ مطالبی در مورد ارتباط جنسی زنان شوهردار، وقاحت روابط نامشروع را از میان برد و موج آزادی جنسی زنان را در جامعه به راه انداخت؛ البته خود فرح پیش قدم در این راه بود. (23)
    تاج الملوک در کتاب خاطراتش می نویسد: «من چند بار به محمدرضا گفتم که مادرجان خوب نیست که خدمه و کارکنان دربار، همسر پادشاه مملکت را توی بغل این و آن ببینند.» (24)
    یکی از اقدامات فرح، برگزاری جشن هنر شیراز و شرکت هنرپیشه های خارجی به خصوص فرانسوی در این جشن بود. (25)
    هدف از برگزاری جشن هنر شیراز، استحاله فرهنگ اسلامی مردم و باز کردن راه نفوذ فرهنگ منحط غرب به داخل کشور بود.
    براساس اسناد ساواک و مرکز بررسی اسناد تاریخی، اگرچه برنامه های اجرا شده در جشن هنر تا سال 1355 مستهجن و خلاف اخلاق عمومی بود، اما اوج ابتذال در سال 1356و در ماه مبارک رمضان صورت گرفت؛ ننگی که قلم از نوشتن آن شرم دارد!!
    آنتونی پارسونز- سفیر وقت انگلیس- در کتاب «غرور و سقوط» می نویسد: «موضوع را با شاه در میان گذاشته و به او گفتم اگر چنین نمایشی به طور مثال در شهر منچستر انگلیس اجرا می شد کارگردان و هنرپیشگان آن جان سالم به در نمی بردند، شاه مدتی خندید و چیزی نگفت»!!!
    رضا قطبی با این خانم- فرح دیبا- بزرگ شده بود. با او در فرانسه درس می خواند. هر دو تفکر کمونیستی داشتند. در دوران فرح، و با حمایت دفتر او تفکرات کمونیستی و آته ئیستی رواج داده می شد و روشنفکران مارکسیست مانند فیروز شیروانلو جذب دفتر فرح می شدند یا در نهادهایی چون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تحت حمایت او قرار می گرفتند.(26)
    پس از ازدواج فرح با شاه، قطبی خیلی زود به حلقه یاران دربار فرح- که همگی از دوستان دوران تحصیلی اش در پاریس بودند- پیوست. وی مدتی در دانشگاه آریامهر به تدریس مشغول شد و آنگاه به وزارت اطلاعات راه یافت و طرحی برای تاسیس یک تلویزیون ملی ارائه داد. او از مشاوران فرهنگی فرح بود و پس از تاسیس تلویزیون ملی، به مدیر کلی این نهاد منصوب شد.
    قطبی همچنین مدیرعامل سازمان جشن هنر شیراز بود. برنامه ریزی برای جشن هنر شیراز بر عهده رضا قطبی بود و بخش هایی از این جشن در تلویزیون نیز به نمایش گذاشته می شد.
    اسکندر دارم می نویسد: «نشریات، سینما و رادیو تلویزیون مملکت به تریبون و ارگان فاحشه گری تبدیل شده بودند. تلویزیون فیلم های بی پروا و دارای صحنه های جنسی نمایش می داد»! (27)
    دفاع از این رجاله ها و مفسران و انسان های هرزه و غارتگران فرهنگ اسلام و ملت ایران به چه معناست؟!
    چه اتفاقی در حال افتادن است؟
    شجاع الدین شفا سرپرست امور فرهنگی دربار محمدرضا پهلوی گفته است: «اصولاً استراتژی جدید ما مبارزه فرهنگی با جمهوری اسلامی است. ما باید بینش و فرهنگ مردم را عوض کنیم تا جمهوری اسلامی ساقط شود.» (28)
    می خواهند ما را به دوران شاه بازگردانند. برای این برگشت به گذشته، باید چهره های فاسد تطهیر شوند. باید از رسوایی های نصر و جهانبگلو و قطبی و فرح و خاندان پهلوی به عنوان فضیلت های زندگی مدرن یاد گردد. باید یک تهاجم فرهنگی گسترده شکل بگیرد و در آن چهره های ضداسلام و قرآن، چهره های بهایی، چهره های فراماسونری، چهره های فاسد، اسلام شناس، دلسوز، مهربان و بی گناه معرفی گردند.
    کتاب ناگفته های عصر دو پهلوی در سال 1380 چاپ می شود. این کتاب اثر یک عنصر عصر پهلوی است. در صفحه 299 آن کتاب می خوانیم: «شهناز دختری بود که در محدوده مقررات درباری در یک چهار دیواری محدود بزرگ شده بود، نه تنها در آن روزها و سال های اولیه ازدواجش با اردشیر زاهدی مطلبی غیراخلاقی درباره اش در محافل درباری و غیردرباری گفته نمی شد، بلکه روش و رفتارش طوری بود که حتی بعد از طلاق و جدا شدن از اردشیر زاهدی نیز کسی در مورد لغزش یا فساد او چیزی به زبان یا قلم نیاورد.»
    امیر اسدالله علم در صفحه 123 کتابش می نویسد؛ «شهناز دختر بزرگ شاه هم که ازدواج های متعددی انجام داد در مسائل جنسی خیلی بی تکلف بود. علیرغم اینکه شاه از خسرو جهانبانی بدش می آمد، به شدت عاشق و شیفته او شده بود.»
    در صفحه 734 به بعد ناگفته های عصر دو پهلوی فرح انسانی دل رحم، مهربان، ساده زیست و معلم معرفی می گردد که در بسیاری از جاها مانع حکم اعدام انقلابیون می شود!
    در همین کتاب «قطبی»، انقلابی و مخالف شاه معرفی می گردد. مظفر هم گویا همین تفکر را می خواهد ترویج کند!!
    چشم هایمان را باز کنیم. چه حرکتی را ترسیم می کنند؟ وظیفه من و تو چیست؟ تدابیر مقام معظم رهبری را جدی بگیریم. یک شبیخون فرهنگی، یک قتل عام فرهنگی، یک غارت فرهنگی در حال شکل گرفتن مجدد است. برخی مطبوعات باز پایگاه دشمن شده اند. بعضی در مراکز فرهنگی نفوذ کرده اند.
    عده ای از بیرون، غافلان داخلی را حمایت می کنند. برنامه این است که ما را به دوران گذشته برگردانند. اگر بصیرت خود را بالاببریم، اگر جریان ها را پی بگیریم و اگر بیدار باشیم، این اتفاق نخواهد افتاد و طرح انقلاب مخملین نیز چونان سایر طرح های شکست خورده درهم می ریزد و چهره مهره های استعمار برملامی گردد.
    تنها در این صورت است که تکاپوی دگراندیشان برای تطهیر چهره سلطنت طلب ها و تفاله های رژیم شاه بی اثر می ماند و به کوری چشم تمامی ضدانقلاب و اپوزیسیون، جمهوری اسلامی ایران همچنان در جهان می درخشد.
    
    
    پانوشت ها:
    11- آیینه اندیشه، ش6، آبان 1385، ص .84
    12- شوالیه های ناتوی فرهنگی، ص .43
    13- پس از سقوط، صص 273-275
    14- روزنامه جمهوری اسلامی، 21/5/.1385
    15- نیمه پنهان، ج 31، ص .102
    16- همان، ص .82
    17- نیمه پنهان، ج 17، ص .122
    18- شوالیه های ناتوی فرهنگی، ص .45
    19- نیمه پنهان، ج 17، ص .139
    20- همان، ص 52
    21- شوالیه های ناتوی فرهنگی، ص .24
    22- اولین ماموریت جهانبگلو در ایران، انتشار کتاب موج چهارم بود تا ننگ ها و خیانت های جاسوسان انگلیسی و آمریکایی تطهیر شود و از رسوایی های روشنفکران معاصر، به عنوان فضیلت های زندگی مدرن یاد گردد. در این کتاب میرزاملکم خان ارضی که پایه گذار شبکه صهیونیستی فراماسونری در ایران است، نمونه ناب روشنفکران نسل اول لقب گرفته، از محمدعلی فروغی که چهار دوره در منصب نخست وزیر حکومت پهلوی اول و دوم حضور داشته به عنوان آزادیخواهی مدرن از نسل دوم روشنفکران، تجلیل گشته و صادق هدایت، نماد سادیسم، تنها چهره روشنفکر مدرن ایران در صدسال گذشته خوانده شده است!!
    23- پنجاه سال پهلوی، خدمات و مفاسر، صص 189 و 190
    24- خاطرات تاج الملوک پهلوی، ص .463
    25- ناگفته های عصر پهلوی، ص 732
    26- ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 1، ص .213
    27- خاطرات من و فرح پهلوی، ج 1، ص .484
    28- هویت، ص.19
    
    تکاپو براي تطهير چهره سلطنت طلب ها علی شیرازی
    


 روزنامه كيهان، شماره 19351 به تاريخ 13/2/88، صفحه 12 (سياسي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 535 بار



آثار ديگري از "علی شیرازی"

  انديشه سياسي امام و خطر تحريف
علی شیرازی، كيهان 27/2/88
مشاهده متن    
  تکاپوي دگرانديشان براي تطهير چهره سلطنت طلب ها
علی شیرازی، كيهان 9/2/88
مشاهده متن    
  هتاکي مجدد به مقدسات ؛ با کدامين هدف ؟
علی شیرازی، كيهان 14/12/87
  دستاوردهاي انقلاب اسلامي
علی شیرازی، كيهان 27/11/87
  دستاوردهاي انقلاب اسلامي
علی شیرازی، كيهان 20/11/87
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله پژوهش نفت
متن مطالب شماره 102، 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است