|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران88/2/13: افشاگري هاي «جمال پاشا»
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7002
سه شنبه 30 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 4200 13/2/88 > صفحه 15 (تاريخ) > متن
 
      


افشاگري هاي «جمال پاشا»
جمال پاشا شريف حسين را خائن ناميد و اورا به مرگ تهديد كرد


در گزارش هاي پيشين پيرامون شكل گيري شورش اعراب يا «انقلاب عربي» گزارش هاي مبسوطي از نظر خوانندگان گرامي گذشت. اينك بار ديگر به سرزمين هاي عرب نشين و عرب زبان امپراتوري عثماني بازمي گرديم تا ببينيم در سال 1917 در خاورميانه عربي چه مي گذرد.
    در يكي از گزارش هاي گذشته نوشته بوديم كه «جمال پاشا»، فرمانده نيروي دريايي عثماني و فرمانرواي شامات (سوريه و لبنان) در آغاز شورش اعراب، تلاش فراوان كرد كه «شريف حسين»، فرمانرواي حجاز كه منصوب دولت عثماني بود، دست از جدايي خواهي بردارد و در ازاي آن، دولت عثماني نيز نوعي خودمختاري براي اعراب ساكن قلمرو او قائل شود. ليكن «شريف حسين» مي خواست هم از عثماني ها باجگيري كند و هم انگليسي ها را بدوشد و سرانجام پيش از موعد و قبل از آن كه آمادگي كامل براي عمليات نظامي داشته باشد، «شورش اعراب» را اعلام كرد. دولت انگلستان نيز صاحب منصب ماجراجويي به نام «لورنس» را به كمك او فرستاد. «جمال پاشا» كه از اركان قدرتمند امپراتوري عثماني بود، در 23 ژانويه 1917 در سخنان خود، بي پرده به «شريف حسين» حمله كرد و گفت: متاسفانه جريان جهاد (عليه متفقين) به وسيله فردي كه در قلب سرزمين مقدس اسلام با قدرت هاي مسيحي متحد شده، با مانع مواجه گشته است. هدف اين قدرت ها، غارت جهان اسلام و به چنگ آوردن پايتخت آن «قسطنطنيه» است. آن فرد كه خجالت نمي كشد و خود را از اعقاب پيامبر اسلام(ص) مي داند! امپراتوري عثماني را واداشته است تا عليه او نيرو اعزام كند. در حالي كه اين نيروها مي بايستي بريتانيا را در كانال سوئز مغلوب كنند و قاهره را به تصرف درآورند. اقدامات آن خائن اگرچه به نفع بريتانيا بوده است اما مانع پيروزي نهايي اسلام و يا باعث متوقف كردن سربازان ما نخواهد شد. سربازان قهرمان عثماني از قسطنطنيه دفاع كردند و با عبور از كانال سوئز، نيروهاي بريتانيايي را قلع و قمع كرده و سر آن شخص «شريف حسين» را در مكه از بدنش جدا خواهند كرد...
    
    افشاگري هاي جمال پاشا
    جمال پاشا در چهارم ماه دسامبر 1917 با اشاره به قرارداد محرمانه «سايكس – پيكو» كه به تازگي لو رفته بود و توافقات پنهاني شريف حسين با انگلستان، طي اعلاميه اي اظهار داشت:
    «براي من تالم آور است كه مي بينم بريتانيا چگونه شريف حسين را بازي داده است. مفاد يك توافق محرمانه و سري به تازگي در «پتروگراد» منتشر شد و برخي اطلاعات رسيده از تازه واردان، حقايق را روشن ساخته است. حقيقت امر اين است كه در اوايل 1916 بريتانياي كبير، فرانسه، روسيه و ايتاليا مخفيانه با هم تماس گرفتند و استقرار و تاسيس يك كشور عربي متشكل از تمام استان هاي عربي امپراتوري عثماني را پيش بيني كردند. در واقع، توافق فوق، ابزاري براي به راه انداختن يك قيام عربي بود كه در خدمت طرح هاي بريتانيا باشد. آنها به ابزارها و آلت دست هايي نياز داشتند كه به اهداف آنان كمك كند و به همين خاطر برخي اعراب را با دادن وعده هاي دروغين به قيام و شورش تشويق كردند و با اميدهاي واهي آنها را فريب دادند... سرانجام «شريف حسين» بيچاره به دامي كه بريتانيا برايش درست كرده بود، افتاد. او خود را گرفتار چاپلوسي هاي آنها كرد و تهاجم و خصومت خود عليه وحدت و سيادت اسلام را به انجام رساند. بريتانيا پس از حصول اطمينان از اين كه «شريف حسين» دست به قيام مي زند، تصميم گرفت دفاع از كانال سوئز را با پيشروي در شبه جزيره سينا تضمين كند.
    در واقع زماني كه از تسليم «شريف حسين» اطمينان يافتند، از كانال سوئز عبور كردند. حضور كنوني انگليسي ها در خارج از دروازه هاي بيت المقدس، نتيجه مستقيم قيام شريف حسين در مكه است.
    اگر وعده بريتانيا به «شريف حسين» براي رهايي اعراب خيال و سراب نمي بود و حداقل برخي از رؤياهاي او، در رابطه با استقلال اعراب تحقق مي يافت، ممكن بود برخي جنبه هاي دليل قيام او در حجاز را بپذيريم. اما مقاصد واقعي بريتانيا اكنون آشكار شده است و برملاشدن آنها زياد به طول نينجاميده است و به اين ترتيب، «شريف حسين» كه به نظر من مسئول ورود دشمن به برج و باروي بيت المقدس است، بايد تحقير شود، زيرا افتخار و شرافتي را كه خليفه عثماني به او عطا كرد، با بردگي و نوكري بريتانيا عوض كرده است... (شريف حسين از سوي امپراتور عثماني به فرمانروايي حجاز منصوب شده بود).
    من اخيراً نامه اي براي «شريف» فرستادم و حقايق را آن طور كه اكنون برملاشده است، برايش تشريح كرده و وخامت و خطرات وضع كنوني را گوشزد كردم. اگر او يك مسلمان راستين باشد و صفات و احساسات يك عرب واقعي را داشته باشد، عليه بريتانيا موضع مي گيرد و به جانب خلافت عثماني بازمي گردد. من با نوشتن اين نامه، وظيفه ديني خود را انجام داده ام و از خداوند مي خواهم شريف حسين را هدايت كند تا از عقل، حقيقت و حق پيروي كند...
    
    در اصالت اظهارات «جمال پاشا»
    «زين زين»، محقق ناسيوناليست عرب، در برابر اتهاماتي كه رهبران عثماني و بويژه «جمال پاشا» به ناسيوناليست هاي عرب وارد كرده و آنها را به خيانت به اسلام و سازش با بريتانيا متهم نموده است، مدعي است كه جمال پاشا (به استناد آرشيوهاي اسناد روسيه تزاري) با متفقين (روسيه، فرانسه و انگلستان) وارد مذاكرات محرمانه اي شده و به آنها قول داد در صورتي كه حكومت او و فرزندانش را بر بخش هايي از عثماني به رسميت بشناسند، حاضر است عليه رهبران ديگر عثماني دست به اقدام بزند و به نفع متفقين وارد جنگ شود.
    فيروز كاظم زاده، محقق ايراني و استاد دانشگاه «ييل» نيز نظرات اين محقق عرب را مورد تاييد قرار داده است. آنچه كه ذيلاً مي آيد، از كتاب «زين» و فيروز كاظم زاده، استاد ايراني برگرفته شده است:
    «اولين سند به دوم اكتبر 1915 مربوط است. سند مذكور نامه اي است كه از سوي «سازانوف»، وزير خارجه روسيه به سفارتخانه هاي روسيه در پاريس و رم نوشته شده و در آن به اخباري اشاره گرديده است كه «سازانوف» از محافل امريكايي در استانبول دريافت كرده است. بنابر آن اخبار، جمال پاشا مايل است مشروط برآن كه شرايط او مورد قبول واقع شود، يك «موضع خصمانه» نسبت به «باب عالي» يعني دربار عثماني اتخاذ كند. نخستين شرط «جمال پاشا» اين بود كه او – و پس از او فرزندان و نوه هايش «سلطان يك كشور فدرال مستقل متشكل از سوريه، فلسطين، عراق، عربستان، سيليسيا، ارمنستان و كردستان شود» و متفقين اين امر را تضمين نمايند. در ماه دسامبر 1917 اخباري در همين رابطه از نمايندگان روسيه در خارج به «سن پترزبورگ» و بعداً به پاريس رسيد. اما فرانسه با طرح جمال موافق نبود زيرا اين طرح در حالي كه قسطنطنيه و بغازهاي (بسفر و داردانل) را به روسيه مي داد، مانع از اين مي شد كه فرانسه به جاه طلبي هاي خود در رابطه با به دست آوردن سوريه، فلسطين و بخش سيليسيا، برسد. در سند ديگري به تاريخ 17 ژانويه، «سازانوف» متذكر مي شود كه «سرادوارد گري» (وزير خارجه انگلستان) معتقد است كه فرانسه بايد مستقيماً با جمال پاشا مذاكره كند. در 27 ژانويه 1916، بريتانيا به سفير روسيه تفهيم كرد كه علاقه مند به شركت در مذاكرات با «جمال پاشا» نيست. انگلستان مستقيماً با اعراب مذاكره مي كرد و اين هم به نفع اعراب بود و هم بريتانيا. بريتانيا در وهله نخست، تنها به اعراب تكيه مي كند و از احساسات خصمانه آنها نسبت به عثماني ها و شخص جمال پاشا كه رهبران ناسيوناليست هاي عرب را اعدام كرده است، بهره برداري مي نمايد. آخرين مكاتبه منتشر شده موجود در آرشيوهاي روسيه، مورخ 13 مارس 1916 حاكي از آن است كه اين مذاكرات به دليل مخالفت انگلستان و فرانسه، با شكست مواجه شده است.» در دسامبر 1915، «اوريف» به روس ها خبر داد كه جمال پاشا يكي از مهم ترين شخصيت هاي سه گانه سياسي در عثماني، از حكومت (عثماني) ناخشنود است و احتمالاً مايل به سرنگوني آن است... سپس «سازانوف»، وزير خارجه روسيه به «ايزولسكي»، سفير روسيه در لندن و سفير روسيه در رم (گيرس) تلگراف زد كه جمال پاشا حاضر خواهد بود عليه حكومت خود و آلماني ها شورش كند، به شرطي كه با پيشنهادهاي زير موافقت شود:
    1- تاسيس يك حكومت آسيايي آزاد و مستقل، شامل استان هاي خودمختاري كه تخت سلطنت يك سلطان باشد و دربرگيرنده سوريه، بين النهرين، ارمنستان، سيليسيا و كردستان مي شوند.
    2- جمال پاشا سلطان اين كشور جديد التاسيس باشد.
    3- «جمال پاشا» به قسطنطنيه حمله كرده و سلطان و حكومت كنوني را به عنوان سرسپردگان آلماني ها، خلع خواهد كرد.
    4- جمال پاشا در جريان حركت به طرف «قسطنطنيه» بايد كمك هاي نظامي از متفقين دريافت كند.
    5- بعد از جنگ به جمال پاشا كمك مالي شود.
    6- جمال پاشا به از دست دادن قسطنطنيه و بغازها (بسفر و داردانل) رضايت خواهد داد.
    7- جمال پاشا به اقدامات فوري براي نجات و حمايت ارمني هاي عثماني تا پايان جنگ، دست خواهد زد.
    «سازانوف»، وزير خارجه روسيه افزود: حتي اگر جمال پاشا براي سرنگوني حكومت از خود ناتواني نشان دهد، تلاش او با ارزش خواهد بود، زيرا اين رويداد، درصفوف دشمن درهم ريختگي ايجاد خواهد كرد.
    
    فرصت طلبي صهيونيست ها
    اسناد به جا مانده از دوران جنگ جهاني اول نشان مي دهد كه در همان روزها، صهيونيست ها با كمك دولت انگلستان براي تشكيل يك حكومت صهيونيستي دست اندركار بودند.
    در 18 ژوئيه 1917 صهيونيست ها با استفاده از فرصت پيش آمده و حضور نيروهاي انگليسي در بيت المقدس پيش نويس نامه اي را به وزير خارجه دولت انگلستان تسليم مي كنند كه دولت انگلستان از فرصت استفاده كند و با خروج عثماني ها از بيت المقدس، فلسطين را در اختيار يهوديان بگذارد.
    پيش نويس بدين شرح است:
    دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان پس از بررسي اهداف «سازمان جهاني صهيونيست» اين اصل را مي پذيرد كه فلسطين به عنوان موطن ملي مردم يهود به رسميت شناخته شود و مردم يهود حق دارند حيات ملي خود را در فلسطين در تحت الحمايگي قدرتي كه پس از پايان موفقيت آميز جنگ و انعقاد صلح مشخص مي شود، آغاز كنند.
    دولت اعليحضرت براي تحقق اين اصل، اعطاي خودمختاري داخلي به مليت يهود در فلسطين، آزادي مهاجرت يهوديان و تاسيس يك شركت «مستعمره سازي ملي يهود» را به منظور اسكان يهوديان و توسعه اقتصادي كشور يهود را لازم و ضروري قلمداد مي كند.
    شرايط و شكل خودمختاري داخلي و منشور «شركت مستعمره سازي ملي يهود» بايد از نظر دولت اعليحضرت، به طور مفصل بررسي شده و با نظر نمايندگان سازمان صهيونيستي تعيين گردد.
    
    اعلاميه بالفور

    «آرتور جيمز بالفور» اين پيش نويس را به تصويب كابينه انگلستان مي رساند و سپس طي نامه اي كه متن آن ذيلاً از نظر خوانندگان مي گذرد، جهت اطلاع لردروتشيلد، وزير امور خارجه بريتانيا مي فرستد:
    متن نامه مورخ 2 نوامبر 1917
    وزارت خارجه
    لرد روتشيلد عزيز:
    بسيار خوشوقتم اطلاعيه زير را كه از طرف دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان در جهت همدردي با آمال صهيونيستي يهود، به كابينه تسليم و از طرف دولت مورد تصويب قرار گرفته است به اطلاع شما برسانم:
    «دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان تاسيس يك موطن ملي براي مردم يهود در فلسطين را به ديده مساعدت مي نگرد و بهترين تلاش هاي خود را براي تسهيل وصول به اين هدف به كار مي برد و صريحاً تاكيد مي ورزد كه هيچ عملي نبايد به زيان حقوق مدني و مذهبي جوامع غيريهودي موجود در فلسطين يا حقوق و موقعيت سياسي يهوديان در هيچ كشور ديگر، صورت گيرد.
    باعث امتنان من خواهد بود، اگر اين اطلاعيه را به اطلاع فدراسيون صهيونيست برسانيد.»
    ارادتمند شما
    آرتور جيمز بالفور
    عكس العمل شريف حسين به اعلاميه بالفور
    از آنجا كه دولت پادشاهي انگلستان تشكيل يك امپراتوري جديد عربي را به پادشاهي شريف حسين در پايان جنگ وعده داده بود و فلسطين جزئي از اين امپراتوري محسوب مي شد، شريف حسين از دولت انگلستان در اين مورد توضيح خواست و مستر هوگارت كه از مديران «دفتر عربي بريتانياي كبير» در قاهره پايتخت مصر بود، در پاسخ نامه شريف حسين توضيحاتي داد كه خلاصه آن چنين است:
    ژانويه 1918
    1- دول متفق مصمم هستند يك بار ديگر به نژاد عرب كاملاً فرصت دهند تا در جهان، يك ملت تشكيل دهند. اين امر تنها از طريق اتحاد خود اعراب تحقق خواهد يافت و بريتانياي كبير و متحدانش در رابطه با اين وحدت نهايي اعراب، سياست خود را وضع خواهند كرد.
    2- در رابطه با فلسطين نيز ما بر آن هستيم كه، هيچ يك از مردم (عرب و يهود) تابع و زير دست ديگري قرار نگيرند، اما
    الف) با توجه به اين حقيقت كه در فلسطين زيارتگاه ها، اوقاف و اماكن مقدسه اي وجود دارد كه در برخي موارد تنها براي يهوديان، مسلمانان و مسيحيان و گاهي نيز براي هر دو مذهب يا هر سه مذهب مقدس است و از آنجا كه اين اماكن مورد احترام توده هاي عظيم خارج از فلسطين و عربستان مي باشد، بايد رژيم خاصي كه مورد قبول جهان باشد، براي اين اماكن به وجود آيد.
    ب) مسجد عمر يك مكان اسلامي است و نبايد هيچ مقام غيرمسلماني، به طور مستقيم يا غيرمستقيم، كنترل آن را در دست داشته باشد.
    3- از آنجا كه افكار عمومي يهوديان جهان، طرفدار بازگشت يهوديان به فلسطين است و چون اين افكار عمومي يك عامل دائمي در اين مورد خواهد بود و دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان نيز از تحقق اين آرزو طرفداري مي كند، مصمم است تا جايي كه به آزادي جمعيت موجود چه از نظر اقتصادي و چه سياسي صدمه اي وارد نيايد، مانعي بر سر راه تحقق اين آرمان، ايجاد نشود. در اين رابطه دوستي يهوديان جهان با آرمان عرب باعث مي شود تا تمام كشورهايي كه يهوديان در آنها نفوذ سياسي دارند، از آرمان اعراب حمايت كنند. رهبران جنبش (صهيونيستي) مصمم هستند كه از طريق دوستي و همكاري با اعراب، موفقيت صهيونيسم را تضمين كنند. پيشنهاد دوستي آنها را نبايد به آساني ناديده گرفت و رد كرد.
    ***
    به طوري كه در گزارش هاي گذشته شرح داديم، در 1917 امير فيصل، پسر شريف حسين به همراهي لورنس، صاحب منصب انگليسي به سوي شمال به حركت درآمدند و هدف آنها انهدام خطوط آهن و پايگاه هاي نظامي عثماني در سوريه و لبنان بود. از سوي ديگر، نيروهاي انگليسي به فرماندهي ژنرال «آلنبي» از مصر به سوريه تاختند. سوريه به تصرف نيروهاي «آلنبي» و ناسيوناليست هاي عرب به فرماندهي «امير فيصل» در آمد و ژنرال «آلنبي» درمناطق آزادشده، حكومت نظامي برقرار كرد و در ضمن به «امير فيصل» و لورنس اجازه داد كه يك حكومت عربي موقت در دمشق تاسيس كنند.
    در همان ايام اين اعلاميه از سوي ژنرال «آلنبي» در دمشق منتشر شد:
    
    متن اعلاميه ژنرال آلنبي
    ژنرال آلنبي در اطلاعيه خود ضمن اعلام موجوديت «حكومت عربي موقت سوريه»، خاطرنشان ساخت كه:
    من به «اميرفيصل» رسماً اطمينان دادم هر اقدامي كه طي دوران حكومت نظامي صورت گيرد، صرفاً جنبه موقت خواهد داشت و نبايد توافق نهايي «كنفرانس صلح» را در رابطه با اين كشور به خطر اندازد. بدون شك اعراب در كنفرانس صلح نماينده خواهند داشت و افزودم كه به فرمانداران نظامي دستور داده شده است از مداخله در امور سياسي خودداري ورزند و اگر پي ببرم فرماندهي اين دستورات را زيرپا گذاشته است، به وسيله من از كار بركنار خواهد شد. به اميرفيصل يادآوري كردم كه متفقين صادقانه تلاش مي كنند به توافقي (در مورد سوريه) دست يابند كه با آمال مردم آن مناسب باشد و اميرفيصل را تشويق كردم كه به حسن نيت آنها كاملاً اعتماد كند.»
    بدين ترتيب سلطنت نيم بند «اميرفيصل» در دمشق جشن گرفته شد ولي هنوز هيچ كسي از پايان كار باخبر نبود و امير فيصل گمان نمي كرد كه فرانسوي هايي كه از چند سال پيش «سوريه» را سهم خود دانسته اند سلطنت او را به رسميت نخواهند شناخت و او را به زور اسلحه وادار به فرار خواهند كرد.
    
    افشاگري هاي «جمال پاشا» / جمال پاشا شريف حسين را خائن ناميد و اورا به مرگ تهديد كرد
    


 روزنامه ايران، شماره 4200 به تاريخ 13/2/88، صفحه 15 (تاريخ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 485 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه اطلاع
متن مطالب شماره 211، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است