|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه آفتاب يزد88/3/23: گذري از كوچه پس كوچه هاي تهران شهرسازي تهران نماد پيروزي فرد بر همه ساكنان شهر است
magiran.com  > روزنامه آفتاب يزد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2931
سه شنبه هجدهم خردادماه 1389


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

خدمات سايت




 
MGID2816
magiran.com > روزنامه آفتاب يزد > شماره 2651 23/3/88 > صفحه 8 (جامعه) > متن
 
      


گذري از كوچه پس كوچه هاي تهران شهرسازي تهران نماد پيروزي فرد بر همه ساكنان شهر است



سردر باغ ملي، برج آزادي و برج ميلاد نمادهاي معماري شهر تهران هستند.برخي اصرار دارند، برج آزادي نمادي شناخته شده براي شهر تهران در سطح جهاني است و در مقابل، ديگران مي گويند، برج ميلاد را بايد به عنوان نماد شهر تهران جا انداخت. برخي از كساني هم كه خود را فرهنگي معرفي مي كنند، بر انتخاب سردر باغ ملي اصرار دارند. سردر باغ ملي در خيابان امام خميني (ره) و در نزديكي موزه ملي ايران قرار دارد. اين اثر در سال هاي 1301 تا 1304 به عنوان دروازه ورود به ميدان مشق كه محوطه اي نظامي و در اختيار قشون بوده، ساخته شده است. مدتي پس از ساخت دروازه، فكر ايجاد نخستين باغ عمومي شهر تهران به نام باغ ملي در اراضي داخل ميدان مشق ، مطرح و طرح آن تهيه شد و به اجرا درآمد و نام »دروازه ميدان مشق« به »سردر باغ ملي« تغيير كرد. باغ ملي چند سالي بيشتر پابرجا نبود و در محوطه آن، وزارت امور خارجه ، كتابخانه ملي و موزه ايران باستان را ساختند؛ اما نام اين باغ بر سردر ميدان مشق باقي ماند و مردم سردر باغ ملي را به عنوان نماد تاريخ معاصر تهران و معماري خاص تهران قديم مي شناسند. برج آزادي نيز در سال 1349 توسط معمار معروف ايراني، حسين امانت طراحي و ساخته شد. معماري شاخص اين برج ، تلفيق طاق هاي معماري قبل و بعد از اسلام و تبديل آن به يادماني باشكوه براي شهر تهران است. در اين طرح، معمار حتي به جزئيات اجراي بنا و نحوه چيدمان سنگ هاي نما، دقت زيادي كرده است تا در نهايت، تمام اجزا به كل واحدي بدل شوند. برج ميلاد هم آسمان خراشي چندمنظوره است كه در شمال غربي تهران قرار دارد. اين برج بلندترين برج ايران، چهارمين برج مخابراتي و هشتمين برج بلند جهان است. اين سازه به خاطر ارتفاع بلند و شكل ظاهري متفاوتش، تقريبا از همه جاي تهران ديده مي شود و به اين دليل، آن را يكي از نمادهاي پايتخت ايران مي دانند. پروژه ساخت برج ميلاد از سال 1376 آغاز شد و اين برج در سال 1386 به بهره برداري رسيد. معمار اين بنا نيز محمدرضا حافظي است. درباره نمادهاي معماري شهر تهران، اسكندر مختاري كارشناس ميراث فرهنگي اظهار داشت: سردر باغ ملي، برج آزادي و برج ميلاد، هر سه نماد شهر تهران هستند، در كنار يكديگر معني دارند و زندگي شهر تهران را در مقاطع مختلف تاريخ نشان مي دهند. سردر باغ ملي در مقطعي، نماد تهران بوده و در مقطع ديگر، برج آزادي و اكنون برج ميلاد نماد آن است؛ ولي آن دو اثر نيز به قوت خود باقي هستند، حضورشان كم رنگ نشده است و حتي شايد اين آثار مكمل يكديگر هستند. وي با اشاره به اينكه شهر تهران درحال زندگي و پوست انداختن است و هر كدام از اين آثار، معرف زمانه خود هستند، تاكيد كرد كه تهران، يك ظرف براي معماري معاصر است.
    
    
     آغاز نخستين تغييرات در معماري تهران
    
    مختاري در تعريف دوره »معاصر« به معناي هم عصر، توضيح داد: هم عصر به چند مفهوم به كار رفته است؛ يك مفهوم دو سده اخير را دربرمي گيرد و يك مفهوم از سال 1300 به بعد را شامل مي شود. اين دو سده با تاريخ تحولات شگرف معماري و شهرسازي در سطح جامعه و در تهران به عنوان پايتخت ايران مقارن مي باشند. تهران به تبع اين تغييرات، دچار دگرگوني مي شود و تغييرات را مي پذيرد. او ادامه داد: آغاز اين تغييرات در تهران به دهه 1290 (حدود 1870 ميلادي) برمي گردد. در اين دوره، شهر براي نخستين بار با يك تعريف جديد، از منظر مديريت شهري و آرايش شهري در دستور كار دولت قرار گرفت و شهردار تهران (ميرزا عيسي وزير) به عنوان وزير دارالخلافه، عضو كابينه شد. اين اتفاق نشان دهنده اهميت شهر تهران به عنوان پايتخت در دوره اي است كه در آغاز تحول هستيم. مختاري نخستين تغييرات را به ميدان »ارك« مربوط دانست كه به ميدان »باغ گلشن« تبديل شد. وي اظهار داشت: ميدان ارك كه ميداني نظامي بود، به يك تفرجگاه تبديل شد؛ حوض بزرگ هشت گوشي در وسط ورودي آن ايجاد و دو طرف آن درخت كاري شد. همچنين ميدان داراي پياده رو شد و شايد براي نخستين بار بود كه چيزي به عنوان مبلمان شهري يا مجسمه در ميدان قرار گرفت. اين مجسمه به »توپ مرواريد« معروف و نخستين مجسمه شهري است كه به عنوان نماد دوره صنعتي شدن در جايي نشست. اين كارشناس تاريخ معماري بيان كرد: در ديگر دوره تحولات شهري و در زمان رضاشاه، شكل ميدان تغيير كرد و در يك سمت آن، كلانتري بازار ساخته شد و وزارت امور داخله در سمت ديگر ميدان شكل گرفت و در كنار آن، ساختمان راديو را در ميدان باغ گلشن ساختند. حتي بخشي از سر در كاخ گلستان را خراب كردند و ميدان ارك كوچك تر شد و از حالت شرقي - غربي به شمالي - جنوبي تغيير جهت داد. مختاري حركت بعدي را ساماندهي خندق كنار ارك در دوره ناصرالدين شاه قاجار دانست و توضيح داد: همان زمان، خندق كنار ارك را پُر و به خيابان تبديل كردند. سپس ميداني در ورودي كوچه مروي ايجاد كردند كه ميدان »جلوخان شمس العماره« نام گرفت. او با بيان اينكه ميدان توپخانه، ميدان ارك جديد تهران و به عنوان نقطه اتصال بين شهر قديم و شهر جديد مطرح است، افزود: توپخانه، ميداني گسترده است كه به مناطق مختلف شهر راه دارد و شهر قديم را كه درون حصار صفوي بوده است، به شهر جديد كه تازه توسعه يافته بود، متصل مي كرد. اين روند از سال هاي 1282 و 1283 آغاز شد و تا 1295 و 1296 ادامه يافت. مختاري گفت: ابتدا »دارالفنون« به سبك و شيوه فرنگي ساخته شد و به تدريج عناصر معماري غيربومي به معماري ايراني وارد شدند؛ اين تغييرات ابتدا از خانواده دربار آغاز شدند، سپس اعيان ها، رجال و بعد مردم با يك فاصله زماني كوتاه، از اين معماري تقليد كردند. وي بيان كرد: در قرن حاضر، تحولات ديگري در زمينه فرم هاي معماري به منصه ظهور رسيدند. بر اين اساس، عناصر تاريخي به تدريج كنار گذاشته شدند. در اين دوره، معماري شهر تهران به سمت معماري مدرن رفت كه از تزيين خالي است، بر حجم تكيه دارد و زيبايي را در حجم مي بيند.
    
    
    معماران سرشناس شهر تهران
    
    برجسته ترين معماران تاثيرگذار در شهر تهران، موضوع ديگري بود كه مختاري در سخنان خود به توضيح آن پرداخت. اين كارشناس تاريخ معماري گفت: از حدود سال 1312، معماران تحصيلكرده متاثر از مكتب مدرن مانند گابريل گوركيان، وارطان ا ~وانسيان، محسن فروغي، كيقباد ظفر، بختيار و علي صادق جزء پيشگامان عرصه معماري مدرن بودند كه كار خود را از تهران آغاز كردند. البته از بناهاي مسكوني ساخته شده توسط آنها چيز زيادي باقي نمانده است، ولي خانه هاي آپارتماني و قصرهاي ساخته شده توسط وارطان هنوز در سعدآباد هستند. همچنين آثار زيادي از گوركيان باقي نمانده و فقط مي دانيم، در چند مسابقه بزرگ شركت كرده و بعضي از طرح هايش با تغييراتي اجرا شده است، مانند طرح ساختمان وزارت امور خارجه كه با تغيير اجرا شد. در اين دوره، معماران ديگري نيز مانند شقاقي، قليچ باقليان، طاهرزاده، بهزاد و چند خارجي مانند كل، ولش، ماركوف، آندره گدار و رولاند دوبرول بودند. همچنين سيرو كه از همكاران گدار بود، همراه فروغي و ديگران، نخستين مدرسه معماري ايران را پايه گذاري كرد. اين مدرسه هم اكنون پرديس هنرهاي زيباي دانشگاه تهران نام دارد.
    
    
     دسته بندي دوره اي معماري پايتخت ايران
    
    مختاري مظهر دوره تجدد و تجددطلبي را در عرصه سياست »مشروطه«، در عرصه علم و فرهنگ »دارالفنون« و در عرصه معماري نيز اين گونه تحولات دانست و ادامه داد: ما از آثار دوره سنت تا دوره فرنگي مابي و از آن تا دوره مدرن، همه را يك جا در تهران داريم. البته اين دوره ها نيز قابل تقسيم بندي هستند؛ دوره مدرن به چند دوره مختلف تقسيم مي شود كه نشانه هاي آن در تهران فراوان وجود دارند. وي براي توضيح بيشتر درباره دسته بندي دوره هاي تاريخ معماري، آنها را به چهار دوره »پيش از مدرن«، »آغاز مدرن«، »مدرن« و »مدرن متاخر« تقسيم كرد و درباره هريك از آنها توضيح داد. او اظهار داشت: دوره »پيش از مدرن« بين فرنگي مابي و مدرن است. بيشتر در اين دوره، معماري اقتدارگرا را داريم و لفظ غيرمحترمانه آن فاشيستي است. از جمله نمونه آثار اين دوره به ساختمان كاخ شهرباني، مدرسه البرز، صندوق پس انداز بانك ملي، موزه ملي ايران و كلانتري دربند مي توان اشاره كرد كه اقتدارگرا هستند. در دوره »آغاز مدرن« نيز به ساختمان دانشكده پرستاري، بيمارستان بانك ملي كه فروغي آن را ساخت و بانك ملي بازار مي توان اشاره كرد. ساختمان بانك ملي در خيابان فردوسي روبه روي سفارت آلمان، ساختمان بانك كشاورزي، ساختمان شهرداري تهران در خيابان بهشت، ساختمان سازمان بهزيستي، هتل هيلتون، بانك كار كه بورس اوراق بهادار است و وزارت جهاد كشاورزي نيز نمونه هاي شاخص دوره »مدرن« هستند. همچنين در دوره »مدرن متاخر« شاهكارهاي نفيسي از معماري در قالب معماري مدرن با مزه بومي و بوم گرايي ايجاد شده اند كه از آن جمله به ساختمان فعلي آموزش و پرورش در خيابان سپهبد قرني، ساختمان موزه هنرهاي معاصر، ساختمان فرهنگسراي نياوران، بناي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و برج ميلاد كه به نظر من اثر شاخص معماري است، مي توان اشاره كرد.
    
    
     سهم مناطق تهران از نمادهاي معماري
    
    جستجوي عناصر تاريخي در شهر تهران موضوع ديگري بود كه مختاري به توضيح دادن و اشاره به نمونه هاي آن پرداخت. مختاري گفت: دوره سنتي معماري تهران را در خانه هاي سبك قاجار در محدوده حصار صفوي شهر تهران، در محله هاي عودلاجان و به ندرت سنگلج مي توان جست وجو كرد. خانه هاي متعلق به دوره تجدد تا دوره مدرن متاخر را نيز بين محور انقلاب از خيابان نوفل لوشاتو و منوچهري به بالاتا بلوار كشاورز مي توان پيدا كرد؛ هيچ كوچه اي در اين محدوده و در خيابان هاي طالقاني، وصال، ولي عصر (عج) و انقلاب وجود ندارد كه نمونه هايي از اين خانه ها را در آنها نبينيد. البته بيشتر اين بناها متعلق به معماران صاحب سبك است كه معمولايا نماي سيماني و در طبقه بالا، تراس دارند يا نماي آجر بهمني يا آجر زرد دارند، داراي يك گاراژ كوچك هستند و راه هايي براي خدمه، صاحب خانه و مهمان در آنها درنظر گرفته شده است. مسير ورود نيز معمولااز كنار يك استخر عبور مي كند وبه بخشي وارد مي شود كه زيبايي خانه در آنجا مشخص است. پراكندگي اين بناها در شمال مناطق 6، 7، 11 و 12 نسبت به ديگر مناطق تهران بيشتر است و بعد از آنها نيز منطقه يك است كه در باغ هاي آن، تعدادي از اين خانه ها هنوز مانده اند. اين منطقه، تعداد زيادي خانه دوره قاجار و آغاز مدرن را داشته است كه در ساخت وسازهاي دو دهه اخير در معرض نابودي قرار گرفته اند. حتي اكنون در خيابان دربند، سه راه جعفرآباد يكي از زيباترين اين گونه خانه ها وجود دارد. همچنين خانه هاي دوره مدرن را در مناطق ولنجك، زعفرانيه، ولي عصر (عج)، دروس، هدايت و پاسداران مي توان ديد كه در باغ هاي بزرگ توسط معماران خارجي يا معماران برجسته ايراني ساخته شده اند. 90 درصد چنين آثاري نفيس هستند و ثروت هاي شهر تهران محسوب مي شوند كه در معرض نابودي قرار گرفته اند؛ واقعا كدام مالك از يك هزار مترمربع زمين در دروس مي گذرد؟
    
    
     تهران نيازمند نگاه فرهنگي، نه تخريبي
    
     مدير پايگاه شهر تاريخي تهران بيان كرد: تهران يكي از معدود شهرهاي كشور است كه همه نشانه هاي اين تحولات را در خود دارد. البته اكنون ساخت وسازهاي جديد و گران شدن زمين سبب شده اند، جايي براي مقاومت ساختمان هاي قديمي باقي نماند و مالكان به دليل بالارفتن قيمت زمين و افزايش سرمايه اي كه با تبديل شدن زمين به ساختمان براي آنها ايجاد مي شود، تمايل دارند، بسياري از ساختمان ها را تخريب كنند و ساختمان جديد بسازند. مختاري با اشاره به اينكه شهر تهران حدود 2500 اثر دارد كه مشمول تعريف داراي ارزش از نظر تاريخي و هنري مي شوند، اظهار كرد: بخش عمده اي از اين آثار، خانه هايي هستند كه در اختيار مالكان قرار دارند، اما 300 تا 400 اثر از اين آثار واجد ارزش، در اختيار بهره برداران عمومي است. او با بيان اينكه در بيشتر كشورهاي دنيا چنين آثاري به عنوان نمونه هاي شاخص دوره آغاز مدرن يا دوره مدرن شناخته و ثبت شده اند، ادامه داد: ما در پايگاه شهر تاريخي تهران حدود 2300 خانه را روي نقشه هاي يك دوهزارم پياده سازي و به شهرداري هاي تهران اعلام كرده و به تهيه كنندگان طرح جامع شهر تهران داده ايم؛ ولي متاسفانه اين اسناد هنوز به عنوان سند مكمل طرح جامع منظور نشده اند. همچنين شهرداري تهران مي گويد، اگر جلوي تخريب يك اثر را بگيريد، چگونه پاسخگوي حقوق مالكان آن مي توانيد باشيد. اين درحالي است كه سازمان ميراث فرهنگي بودجه كافي براي خريد ساختمان هاي تاريخي در اختيار ندارد. ما مي گوييم ميراث فرهنگي به يك سازمان متعلق نيست و به آحاد ملت تعلق دارد. حتي متعلق به يك نسل هم نيست و به آينده تعلق دارد. لذا بايد از طريق منابع عمومي، ميراث فرهنگي را حفظ كرد. مالك يك اثر تاريخي نيز همان طور كه حقوق فردي بر آن مترتب است، محدوديت هايي را از نظر حقوق عمومي بايد داشته باشد. وي در ادامه بيان كرد: مكانيزم هايي در اختيار شهرداري هستند كه با كمك آنها عدم نفع مالكان بناهاي تاريخي را مي تواند جبران كند. در اين راستا، ما پيشنهادهايي را براي شوراي شهر تهيه كرده ايم، ولي شرايط شهر و لازمه درآمدزايي شهر به گونه اي است كه فعلاكسي حاضر نيست براي حفظ ميراث فرهنگي در اين شهر سرمايه گذاري كند و اين امر به عزمي جدي تر از آنچه امروز رخ مي دهد، نياز دارد. در چند ماه اخير،در خيابان ولي عصر (عج) از تجريش تا پارك وي، دو ساختمان از بين رفته اند. »باغ گياهي« در خيابان ملكي نزديك ميدان تجريش اخيرا تخريب شده است و به پاركينگ طبقاتي تبديل خواهد شد. چه مكانيزمي به جز اراده مديريت شهري مي تواند جلوي تخريب يك باغ و ساختمان وسط آن را با اين قيمت بالاي زمين بگيرد؟ هر كدام از اعضاي شوراي شهر يا شهرداران گذشته و فعلي، نسبت به نگهداري از آثار تاريخي احساس همدلي مي كنند؛ ولي مهم اين است كه چه كسي در عمل حاضر به سرمايه گذاري است؟ مختاري گفت: چگونه در شهرهايي مانند پاريس، رم و لندن كه زمين بسيار گران تر و دايره مردم مداري خيلي قوي تر از ايران است، مديران شهري توانسته اند، آثار تاريخي خود را حفظ كنند؟ در آنجا حفظ آثار تاريخي از حقوق عمومي است كه برعهده مديريت شهري است و مديريت شهري متولي برآوردن حقوق عمومي ساكنان شهري است، چون ابزارهاي لازم را دارد. در ايران نيز شهرداري مي تواند كاربري بناها را تغيير دهد و از اين طريق، منافع بناهاي تاريخي را تامين كند. همچنين شهرداري مي تواند تراكم و معافيت بدهد. فراتر از اين مسائل، در يك طرح مديريتي به جايگاهي مي توانيم برسيم كه اثر و پلاك تاريخي نسبت به يك مجموعه مسكوني، ارزش بيشتري داشته باشد. البته در چند سال آينده، ما به اين سمت مي رويم و مردم ترجيح خواهند داد، يك خانه تاريخي را نگه دارند تا آن را خراب كنند. مدير پروژه نجات بخشي ميراث جهاني بم توضيح داد: در كشورهاي توسعه يافته، حقوق عمومي به حقوق فردي ترجيح دارد و منظر و نماي شهري جزء حقوق عمومي است و كسي حق ندارد، نماي شهري را آشفته كند، چون شهر و ساكنان آن را آشفته مي كند. برعكس، در كشورهايي مانند ايران، حقوق فردي اهميت دارد و يك نفر هر نمايي را مي تواند بسازد، مثلامي تواند نماي شيشه اي در شهري بسازد كه در سال، 300 روز آفتاب دارد. اين نما چشم مردم را آزار مي دهد؛ اگر از ميدان صادقيه در يك روز بخواهيد عبور كنيد، صبح، ظهر و عصر تفاوتي نمي كند، در هر ساعتي از روز بازتاب نور از هزاران آيينه در صورت شما خواهد تابيد. وي در اين باره اضافه كرد: شهرهايي كه حقوق عمومي در آنها خيلي اهميت دارد، شهرهاي توسعه يافته اند كه در آنها، همه ساكنان شهر مالك همه شهرند و پلاك تصميم نمي گيرد، بلكه شهر تصميم گيرنده است؛ ولي در كشورهايي مانند ايران و در شهر تهران، يك پلاك براي شهر تصميم مي گيرد. او بحث ديگر را در مديريت شهري، پيشامدگي در معبر دانست و تاكيد كرد كه كسي حق ندارد، خيابان را با جلو آوردن بالكن، تنگ كند و اين امر جزء حقوق عمومي است، چراكه هر كسي تمايل دارد، آسمان را بهتر ببيند، نه اينكه آسمان را قيفي ببيند؛ وقتي از دو طرف، اجازه جلو آمدن داده مي شود، سطح مقطع خيابان در كف و در ارتفاع 5/2 متري با هم متفاوت مي شود و اين سبب كم تر ديده شدن آسمان خواهد شد . مختاري ميدان توپخانه تهران را نماد تاريخ شهرسازي ايران دانست و بيان كرد: اين ميدان نشان مي دهد كه چگونه ما از حالت سلامت، به سمت بيماري رفته ايم. سردرگمي كه اكنون در ميدان توپخانه از لحاظ منظر شهري و ارزش هاي هنري و معماري وجود دارد، همان سردرگمي، به هم ريختگي و آشفتگي است كه معماري و شهرسازي ما دارد. در ضلع شمالي اين ميدان، يك كوچه چهار متري كه كوچه پشت شهرداري بوده، نماي خيابان شده است. ساختمان هايي كه در ميدان ديده مي شوند، بَرِ يك كوچه كم عرض بودند، وقتي ساختمان شهرداري در دوره پهلوي دوم تخريب شد، اين ساختمان ها نماي ميدان شدند. در ضلع جنوبي ميدان توپخانه، عمارت تلگراف خانه كه ساختماني به طول حدود 12 متر بود و گنبد زيبايي داشت، خراب شد و يك ساختمان بلندمرتبه سيماني جاي آن نشست. در واقع، اتفاقي برخلاف توازن بصري ميدان رخ داد؛ يك طرف ميدان 14 طبقه بالارفت و طرف ديگر، سه طبقه پايين آمد. در ضلع ديگر ميدان امام خميني (ره) ساختمان هاي قديمي كه لبه ميدان را شكل مي دادند، خراب شدند و يك فضاي باز ايجاد شد. بعدها مترو به جاي اينكه در لبه ميدان كار كند، در داخل ميدان "يك سردر "بتوني ساخت. در ضلع سمت خيابان ناصرخسرو نيز بدنه ميدان براثر بمب گذاري در دوران جنگ (دهه 60) خراب شد و ساختمان هاي تازه ساز واقع در امتداد خيابان سعدي جنوبي، نماي اين ميدان تاريخي شدند. وي ادامه داد: همه اين عناصر نشان مي دهند كه در 50 سال گذشته، هر كسي در ميدان توپخانه، چيزي را ساخته، ميدان را نديده و نفهميده در ميدان است. يعني هر كسي فقط پلاك خود را ديده و حقوق عمومي شهر را نديده است. اكنون از دوره قاجار، اثري در ميدان توپخانه وجود ندارد. از دوره پيش از مدرن نيز دو ساختمان را داريم؛ يكي ساختمان بانك تجارت و ديگري نمايشگاه صنعتي است، اين آثار از دوره دوم حيات ميدان باقي مانده اند كه با ساختمان تلگراف خانه در ضلع جنوبي و ساختمان شهرداري در ضلع شمالي هم دوره بوده اند. از دوره مدرن هم بانك سپه و ساختمان مخابرات را داريم كه هيچ كدام ميدان را نديده اند. مختاري معتقد است: ميدان توپخانه، نماد نبود مديريت است، نماد پيروزي فرد بر همه ساكنان شهر و نشانه نبود مديريت در شهرداري در دوره هاي مختلف است. زيبا نگه داشتن ميدان جزء وظايف شهرداري است، ولي شهرداري اين امر را جزء وظايف خود نمي داند، چراكه اگر مي دانست، اجازه نمي داد ميدان صادقيه يا ميدان هفت تير را اين طور بسازند. شهرداري خود را متولي ميدان ها نمي داند. شهرداري نمي داند كه وكيل ساكنان كنوني و ساكنان آينده شهر است. مختاري اضافه كرد: يك مديريت، ميدان حسن آباد و ميدان توپخانه را مي سازد و اجازه نمي دهد، هر كسي هر كاري خواست انجام دهد و يك مديريت ديگر، ميدان صادقيه و هفت تير را مي سازد. در هر ميداني در اين شهر، »پلاك« تصميم گيري مي كند و بدنه را ميدان نمي دانند. تمام تمناي شهرداري از ميدان، ايجاد يك معبر سواره و اگر شد، يك معبر پياده و رسيدگي به گل و گلدان وسط ميدان است.
    
     منبع: ايسنا
    
    
    
    
    گذري از كوچه پس كوچه هاي تهران شهرسازي تهران نماد پيروزي فرد بر همه ساكنان شهر است
    


 روزنامه آفتاب يزد، شماره 2651 به تاريخ 23/3/88، صفحه 8 (جامعه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 550 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
پژوهشنامه جغرافياي انتظامي
متن مطالب شماره 22، تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است