 
|
گزيده هايي از شعر و داستان جوان
نويسنده: آرش شفاعي
ديدن 2 مجموعه داستان و شعر با شكل و شمايلي شكيل و ديدني از داستان نويسان و شاعران جوان و ارزشمند كشورمان به صورت يكجا مي تواند اتفاق خوبي براي علاقه مندان به ادبيات خصوصا شعر باشد. انتشارات سخن گستر مجموعه داستان «كسي انگار دارد مي نوازد» و مجموعه شعر «آوازهايي كه باد برد» را اخيرا با گزينشي از داستان و شعر هنرمندان جوان كشورمان منتشر كرده است. در اين مجموعه آثار تعدادي از هنرمندان جواني كه آثارشان را قبلادر مطبوعات، نشريات و جشنواره هاي ادبي و هنري كشور خوانده ايم يكجا جمع شده است و مي توان با خواندن اين آثار به تازه ترين توليدات ادبي گروهي از جوانان اهل ادبيات كشور پي برد. نكته قابل ذكر در اين مجموعه ها، توجه به ارزش ادبي شعر و داستان بدون درگير شدن در دغدغه هاي مصنوعي نظير قالب، جنسيت و خط و ربط هاي ادبي و مانند آن است؛ چنان كه مثلادر مجموعه «آوازهايي كه باد برد» قالب هاي كلاسيك شعري نظير غزل در كنار شعر نو و سپيد نشسته اند. شايد با مرور كردن اين دو مجموعه بتوانيد بخشي از ساعات خود را با خواندن نمونه هايي قابل توجه از شعر و داستان هنرمندان جوان كشور پركنيد. يكي از شعرهاي اين مجموعه را مي خوانيد: رفتنت را عجيب مجبورند جاده هايي كه جابه جا شده اند باز دنبال تو مي آيم با كفش هايي كه تا به تا شده اند از عبورت دوباره جا ماندم، مثل يك ساك دستي كوچك زيپ هاي خراب ذهنم تا... تا ته از اضطراب وا شده اند يك نفر رخت هاي چركش را در دلم / با گناه مي شورد توبه هايم چروك و تبدارند، گريه هايم چه بي صدا شده اند توي ته مانده هاي «باران» باز نفسم داشت «بند مي آمد» مثل كپسول هاي اكسيژن، ريه هايم پر از هوا شده اند به خودت شوك بده مرا امشب بايد از زندگي ات برگردم من كه رگ هاي خواني ام از تو از تمام تنم جدا شده اند سيده صديقه حسيني خواندني روز: گزيده هايي از شعر و داستان جوان آرش شفاعي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 166 بار
|