|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان88/4/20: ماموريت سروش در غائله 18 تير 1378 پيام فضلي نژاد در مدرسه علميه معصوميه قم فاش كرد
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 22126
يك شنبه 28 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 19407 20/4/88 > صفحه 12 (دانشگاه) > متن
 
 


ماموريت سروش در غائله 18 تير 1378 پيام فضلي نژاد در مدرسه علميه معصوميه قم فاش كرد



گفتار زير، متن تحرير شده سخنراني «پيام فضلي نژاد»، پژوهشگر موسسه كيهان است كه در سي و دومين جلسه از سلسله جلسات سياسي - فرهنگي مدرسه علميه معصوميه(س) قم ايراد شده بود و بازتاب هاي گسترده اي را در محافل سياسي برانگيخت. فضلي نژاد در اين سخنراني به نقش پدر معنوي اصلاح طلبان در آشوب هاي شبه دانشجويي
    18 تير 1378 پرداخت و فعاليت هاي وي را از 19 ارديبهشت 1378 تا زمستان 1378 به نحو مستند ارزيابي كرد. پژوهشگر كيهان در اين سخنراني مي گويد: «پسر دكتر سروش، آقاي سروش دباغ، نقل مي كرد كه من متعجبم كه چرا پدرم ناگهان در ميان آشوب هاي 18 تير 1378 به ايران بازگشته است و اصلابناي آمدن او به ايران نبود. اين را من به طور موثق براي شما نقل مي كنم كه حتي خانواده سروش از بازگشت ناگهاني او به ايران حيرت زده شدند.»
    ¤ ¤ ¤
    بر اساس تحليل و مستنداتي كه پس از آشوب هاي 18 تير 1378، آقاي حسين شريعتمداري در روزنامه كيهان منتشر كرده اند، مي گويم كه سروش در راستاي منافع مجريان قتل هاي زنجيره اي حركت مي كرد. مي دانيم كه نسب اين مجريان به يهوديت صهيونيستي مي رسد و سروش نيز از سال 1365 با انتشار متن سخنراني اي كه در باب مباني نظري فاشيسم ايراد كرده بود، بر يهودي ستيزي جمهوري اسلامي ايراد مي كرد. اولايك همگرايي در باب اتصال به صهيونيسم در اينجا به چشم مي خورد. ثانيا، در ماجراي قتل هاي زنجيره اي هم مي بينيد كه كساني كه به نوعي عليه صهيونيسم موضع داشتند، به قتل رسيدند. هر جا كه پاي سعيد امامي در ميان است، مي توان نشاني نيز از عبدالكريم سروش يافت.
    سروش در اين جلسه، سه پروژه را طرح كرد. اول؛ عقلانيت محض، دوم؛ نقد عملكرد ائمه اطهار و سوم اسطوره زدايي از ساحت جامعه ديني و قهرمان ستيزي. سروش در حالي كه در هنگامه آشوب هاي آن دوران در خارج از كشور به سر
    مي برد، ناگهان به ايران بازگشت و استراتژي عبور از خاتمي را تبليغ كرد. البته تبليغ اين استراتژي، خود يك استراتژي بود براي اينكه هم گفتمان سازي و هم مطالبه سازي شود و آقاي خاتمي را نيز در معرض پاسخ به آن مطالبات قرار دهند. سروش در جلسه اي كه چند روز پس از 18 تير در مشهد برگزار كرد گفت كه عنقريب نيروهايي كه ميدان گرفته اند گوي سبقت را از خاتمي خواهند ربود و همه آن ها با خاتمي همفكر نخواهند بود. آقاي خاتمي هم در پاسخ به آن مطالبات و براي اينكه نشان دهد كه با سروش همفكر است، در عاشوراي حسيني همين سال گفت كه انسان بر دين تقدم دارد.
    بحث تقدم جان بر عقيده به مثابه يك تئوري ماسوني در برابر بحث تقدم عقيده بر دين، به عنوان آموزه اي الهي، همواره نقطه نزاع توحش غرب با تمدن اسلامي بوده است و معياري است براي سنجش وابستگي افراد به زرادخانه معرفتي ماسوني در غرب. البته برخي از شخصيت ها ماسون هستند، به اين معني كه عضو رسمي يك لژ فراماسونري در جهان مي باشند و برخي هم ماسون زده هستند؛ يعني آگاهانه يا ناآگاهانه از تئوري هاي ماسوني پيروي مي كنند. بنده اكنون در مقام داوري حول اين موضوع نيستم كه بخواهم بگويم فلان شخص ماسون است يا ماسون زده، بلكه در مقام نقد انديشه تعمد مي كنم.
    سروش در ادامه پروژه قديمي و ناكام روحانيت ستيزي خود، مدعي شد كه اطاعت از مراجع تقليد مستوجب عذاب است. او چند روز پس از 18 تير 1378، در جلسه اي در مشهد مدعي شد كه مسلمانان روشن بين و تيزبين بايد مواظب باشند كه نكند با عمل به فتاوي مراجع تقليد معاصر مستوجب عقوبت الهي شوند، چون اين مراجع پايشان در انسان شناسي و فهم حقوق بشر لنگ است! با اين همه، مي بينيم كه در دومين روز كنگره تبيين انقلاب اسلامي ايران به دعوت مسئولان ستاد بزرگداشت صدمين سال تولد امام خميني (ره)، سروش به عنوان سخنران دعوت مي شود و اين در حالي است كه در جلسه گذشته گفتم كه وي بيشترين تهمت ها و اهانت ها را عليه شخصيت يگانه امام خميني (ره) روا داشته است.
    نه تنها سروش در دانشگاه اميركبير گفته بود من از اول با تئوري حكومت اسلامي آقاي خميني موافق نبودم، بلكه او اهانتي بس بزرگتر را به امام راحلمان روا داشته كه در هراسم كه اگر به بازخواني آن اهانت بپردازم، طلاب و روحانيون ذوب در ولايت از باب دفاع غيورانه از دين، عرصه را بر روشنفكران ديني تنگ كنند. البته من هر نوع برخوردي به شيوه برخوردهاي افراطيون را مردود مي دانم، چرا كه اولاسابقه اين برخوردهاي افراطي به عناصر مشكوك و بعضا جاهل مي رسد و ثانيا سبب مي شود تا امثال سروش به واسطه آن برخوردها در موضع مظلوميت قرار گيرند كه اين اتفاق در دهه هفتاد افتاد. سروش در جلسه پرسش و پاسخي در كانون توحيد لندن خاطره اي را از ديدارش در هنگام عضويت در ستاد انقلاب فرهنگي با امام (ره) را نقل مي كند و مي گويد كه ديدم روي آقاي خميني درباره علوم انساني اظهار نظري كرده است. چند نفري رفتيم به ملاقات ايشان و من توضيح دادم كه اين مسئله اي كه گفته ايد به اين شكل نيست. امام پس از اين توضيحات به من گفت كه تا امروز فكر مي كردم رقاصي هم جزء علوم انساني است!
    اين دروغ پردازي هاي سروش متاسفانه در كتابي هم سال 1385 با مجوز وزارت ارشاد منتشر شده است و دفتر نشر آثار حضرت امام(ره) در برابر تهمت هاي نارواي سروش به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران سكوت كرده است! سروش در پي القاء آن است كه حضرت امام خميني (ره) فرق ميان رقاصي و علوم انساني را نمي دانست و اين نه تنها تهمت و اهانتي بزرگ است كه يك جفا است. حضرت امام(ره) كه در زمينه حقوق و فلسفه مدرن غرب در سال هاي پيش از انقلاب اسلامي آراء هوشمندانه و ژرف دارد، آيا سزاوار چنين برخوردي هستند؟ چرا دفتر نشر آثار امام درباره اين تحريفات و تهمت هاي مكرر سروش به امام خميني (ره) نه تنها موضعي نگرفته است، بلكه سال 1378 از سروش در كنگره تبيين انقلاب اسلامي دعوت مي كند. در آن كنگره سروش در پي تقليل پروژه سلمان رشدي عليه قرآن و پيامبر اعظم (ص) برآمد و مسئولان كنگره به بهانه اينكه جلسه سروش، يك جلسه علمي است، ورود خبرنگاران را به جلسه سخنراني او ممنوع كردند. پس از آن رخداد، يك انديشمند انگليسي بود كه در برابر مواضع سروش در آن كنگره اعتراض كرد، نه مسئولان دفتر نشر آثار امام(ره).
    در سخنراني پيشين خود در حوزه علميه قم عرض كردم كه پس از افشاي جلسه محرمانه سروش با اعضاء انجمن سياست خارجي آلمان كه به درخواست وزارت امور خارجه آلمان برگزار شد، چهار تن از ماموران تحت امر سعيد امامي در جلسه اي با جناب آقاي حسين شريعتمداري (نماينده رهبر معظم انقلاب و سرپرست موسسه كيهان) به شدت اعتراض كردند كه چرا كيهان خبر از برگزاري اين جلسه داده است. البته خبر برگزاري اين نشست محرمانه نخستين بار توسط ايرنا فاش شد، اما جزييات آن را نشريه كيهان هوايي و روزنامه كيهان و نيز هفته نامه صبح پيگيري و منتشر كردند. من قصد ارائه خبر مبني بر همكاري سروش با باند سعيد امامي ندارم، اما بر اساس تحليل و مستنداتي كه آقاي حسين شريعتمداري در روزنامه كيهان منتشر كرده اند، مي گويم كه سروش در راستاي منافع سعيد امامي حركت مي كرد. مجريان قتل هاي زنجيره اي از وابستگان امنيتي صهيونيسم بودند و سروش نيز از سال 1365 با انتشار متن سخنراني اي كه در باب مباني نظري فاشيسم ايراد كرده بود، بر يهودي ستيزي جمهوري اسلامي ايراد مي كرد. دوستان ما مي دانند آن هنگام بحث يهودي ستيزي مطرح نبود، بلكه صهيونيسم ستيزي مبناي سياست جمهوري اسلامي بود و هست. يهودي ستيزي در كلام سروش، نوعي مجازگويي بود. اولايك همگرايي در باب اتصال به صهيونيسم در اينجا به چشم مي خورد. ثانيا، در ماجراي قتل هاي زنجيره اي هم مي بينيد كه كساني كه به نوعي عليه صهيونيسم موضع داشتند، به قتل رسيدند، مانند مجيد شريف. مختاري و پوينده از منتقدان طيف راست سلطنت طلب در كانون نويسندگان بودند و با امثال سيمين بهبهاني كه از عناصر اشرف پهلوي است، سر نزاع داشتند. اين جنس از اشخاص كشته مي شوند. حتي داريوش و پروانه فروهر از سوي جناح هاي اپوزيسيون خارج از كشور متهم به همكاري با جمهوري اسلامي بودند و مي بينيد كه باز اين ها هم در زمره سوژه هاي سعيد امامي بودند. سوال من اين است كه چرا اين اشخاص كه به نوعي همراه با برخي از سياست هاي جمهوري اسلامي بودند و اگر دشمني هم داشتند، به روايت مقام معظم رهبري در زمره دشمنان بي آزار ما بودند، چرا اين ها كشته مي شوند؟! از ديگر سو، چرا سعيد امامي حامي كساني بود كه با صهيونيسم همگرايي نظري يا عملي داشتند؟»
    بر اساس نظر رهبري معظم نظام هرگونه اقدامي مانند پديده قتل هاي زنجيره اي از اساس مذموم و داراي حرمت شرعي است. من تنها طرح پرسش مي كنم و وارد ارزيابي امنيتي نمي شوم، چرا كه ورود به اين دايره مستلزم داشتن اطلاعات دقيق از چرايي و چگونگي رخدادهاست كه اين اطلاعات در اختيار من نيست. اما مي خواهم بدانم كه چرا هر جا كه پاي سعيد امامي در ميان است، مي توان نشاني نيز از عبدالكريم سروش يافت. در شماره 45 نشريه كيان سروش گفت وگويي را پيرامون قتل هاي زنجيره اي انجام مي دهد و مي كوشد كه با انحراف ذهن مخاطب، شاگردان مرحوم احمد فرديد را متهم به زمينه سازي نظري براي قتل هاي زنجيره اي كند. جالب است كه بدانيد يكي از دعاوي اصلي سروش با مرحوم فرديد هم بر سر صهيونيسم ستيزي فرديد بود. سروش انواع و اصناف فحاشي ها را به فرديد منتسب مي كرد و او را همواره از تئوريسين هاي خشونت مي دانست. شاگردان فرديد در زمره افرادي بودند كه به نيكي پروژه اباحه گري سروش را دريافته بودند و هشدار مي دادند كه نمي توان با تكيه به سيستم فكري و آراء كارل ريموند پوپر، يك مسلمان مدرن خلق كرد و سرانجام اين كوشش، الحاد است.
    در هنگامي كه رهبري معظم انقلاب پس از ماجراي 18 تير، نظريه هوشمندانه و راهگشاي خودي و غيرخودي را طرح كردند كه جامعه به مرزبندي و تمايزيابي آشكار ميان نيروهاي سياسي برسد، سروش گفت كه اين نظريه ريشه در جاهليت دوران قبيلگي دارد. جالب است كه شعبان شهيدي، معاون وقت مطبوعاتي وزير ارشاد، آن هنگام در مقام سخنگوي سروش ظاهر شد و گفت كه وي چنين نگفته است، اما سروش هيچ گاه سخن خود را تكذيب نكرد و در دوره هاي بعد، بر آن اصرار ورزيد.
    پروژه سروش در سال 1378 پروژه پيچيده اي بود و او تنها به مبارزه با مرجعيت، رهبري نظام و حتي بحث عبور از خاتمي اكتفا نكرد، بلكه مقاله اي را در شماره 46 ماهنامه كيان نوشت با عنوان فقه در ترازو و در آن از حقوق افراد مرتد و اينكه افراد حق دارند اسلام را وانهند و دين ديگري برگزينند، سخن گفت. بالاتر از اين، شاه كليد بحث او اين بود كه اگر مسلمانان براي خود حق دعوت ديگران به اسلام يا گاهي جهاد ابتدايي را قائلند، ديگران هم مي توانند چنان حقي را براي خود قائل باشند. او تنها از اين راه در پي ذبح حقيقت جهانشمول اسلام نبود، بلكه به نوعي كوشيد تا به نبردهاي ايدئولوژيكي كه آمريكا از سال 2001 با نام جنگ هاي صليبي نو با مسلمانان جهان آغاز كرد، با اين عنوان كه ديگران هم حق جهاد ابتدايي عليه اسلام را دارند، مشروعيت نظري دهد. بنابراين پروژه سروش در سال 1378 كه سال آشوب هاي شبه دانشجويي بود، پيچيده و مستلزم ارزيابي هاي امنيتي بسيار است. بايد عملكرد او نقد شود و اميدوارم روزي اسناد امنيتي منتشر گردد تا امكان چنين ارزيابي اي فراهم آيد.
    در سال 1378 كه آمريكا به خيال خام خود، به فروپاشي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران دل بسته بود، سروش همه توان خود را به ميدان مي آورد. در سال 78، عوامل سيا يك به يك وارد ايران مي شوند تا پروژه براندازي را به نقطه عطف خود برسانند كه اوج آن در 18 تير متجلي است. سروش، دقيقا در نقشه راه طرح مايكل برانت كه آن هنگام معاون ارشد سازمان جاسوسي سيا بود، حركت كرد. وي سپس به طرح گزاره هاي سازمان جاسوسي سيا توسط سروش در جامعه فكري ايران اشاره كرد و گفت: »در آمريكا در كتابي به نام A Plan to Devide and Desolate Theology مصاحبه مفصلي از دكتر مايكل برانت معاون ارشد رئيس سابق سيا و عضو مهم بخش شيعه شناسي سازمان سيا منتشر شده است. وي در اين مصاحبه از اسرار
    تكان دهنده اي پرده برداشته است و در جريان اتهام كاركنان سيا به فساد مالي بطور ناخودآگاه اعتراف كرده است كه در اين سازمان مبلغ 900 ميليون دلار براي سازمان دهي مبارزه با تشيع اختصاص يافته بوده است. مايكل برانت مدتي طولاني در بخش مذكور فعاليت داشته ، ولي چندي پيش به خاطر فساد مالي از كار بركنار شده است و او نيز، ظاهرا از باب انتقام جويي خيلي از اسرار محرمانه را برملاكرده است كه امروز راه تحليل پروژه حلقه كيان و سروش را براي ما آسان مي كند. در اين كتاب مبارزه با مرجعيت شيعه به عنوان سرچشمه اصلي قدرت تشيع و مبارزه با واقعه عاشورا و عزاداري هاي مذهبي مسلمين، از اصلي ترين پروژه هاي سازمان اطلاعات مركزي آمريكا برشمرده شده است.
    سيا به اين نتيجه رسيده بود كه بايد دو بال سرخ و سبز تشيع تا سال 2010 ميلادي نابود گردد و بايد افرادي كه با شيعه اختلاف اعتقادي دارند را بطور منظم و مستحكم عليه شيعه سازمان دهي كرد. به گفته معاون ارشد سازمان سيا، آمريكا اهداف خود را در اين طرح از طريق، اول؛ شناسايي و كمك مالي به افرادي از شيعه كه بتوانند توسط نوشتارهاي خود، عقايد و مراكز علمي شيعه را هدف قرار دهند و دوم؛ تحقيق و جمع آوري مطالب فراواني عليه مرجعيت و نشر اشاعه ي آنها توسط نويسنده هاي پول پرست و بي نام پيش ببرد.
    سروش پيش از اين براي زدن ريشه هويت شيعه گفته بود كه شيعه و سني دو قرائت تاريخي از اسلام هستند و هر دو به يك اندازه معتبر مي باشند. به قول خودش در پي منفك ساختن اسلام حقيقت از اسلام هويت بود كه امروز هم همين راي را در آراء آقاي سيد محمد خاتمي مي بينيم كه به آن خواهم پرداخت.
    وي در شام غريبان حسيني، كارنامه ائمه را مستحق نقد دانست و بر زدودن اسطوره هاي قدسي از عرصه جامعه ديني تاكيد كرد. از ديگر سو، اطاعت از مراجع را مستوجب عقوبت الهي و رفتن به جهنم خواند. به ستيز با آموزه ولايي خودي و غيرخودي روي آورد كه روزنامه عصر آزادگان آن را تيتر صفحه نخست خود كرد. از ارتداد به مثابه يك حق دفاع كرد و حق جهاد پيراوان ديگر فرقه هاي ضاله و غيرضاله عليه مسلمان را در ماهنامه كيان طرح نمود. آيا طرح همه اين تئوري ها كه باب ميل سازمان اطلاعات مركزي آمريكا است، در همان سالي كه ايالات متحده دل به فروپاشي جمهوري اسلامي بسته است، اتفاقي است؟!
    پسر سروش، آقاي سروش دباغ براي يكي از دوستان و اساتيد خود نقل كرد (بنده نيز از همان دوست ايشان اين روايت را شنيدم و هم از فرزند ديگر آقاي سروش) كه من متعجبم كه چرا پدرم ناگهان در ميان آشوب هاي 18 تير 1378 به ايران بازگشته است و اصلابناي آمدن او به ايران نبود. اين را من به طور موثق براي شما نقل مي كنم كه حتي خانواده سروش از بازگشت ناگهاني او به ايران حيرت زده شدند. سروش در سال 1379 نيز تبليغ براي گزاره هاي سازمان جاسوسي سيا را پي گرفت. سخنراني او در همايش شريعتي و روشنفكري ديني در شهر شيراز نمونه بارز چنين رويكردي است. در آن همايش، او مي گويد من به شريعتي اداي احترام مي كنم، همچنان كه به امام حسين اداي احترام مي كنم، اما هميشه آرزو مي كنم اي كاش چنان نشود كه به حسين (ع) و فداكاري شهادت طلبانه او احتياج بيفتد. اولاسروش در بدو امر، مقام امام حسين را در حد شريعتي پايين آورده است، ثانيا در برابر رهنمود امام خميني (ره) كه مي گويند تنها راه حسيني ماندن است، سروش خاستگاههاي مايكل برانت را بيان مي كند. بنابراين مي بينيم كه حسب طرح سيا براي براندازي تشيع كه به پروژه حسين زدايي آمريكا در ايران اشاره شده، سروش هم آرزومند آن است كه به شهادت طلبي امام حسين (ع) نيازي نداشته باشيم! البته اين جملات را بايد در كليت پروژه سروش و حركت خزنده او در ايران ديد و تجليل كرد.
    در همين ميان است كه مي بينيد بخش عربي راديو هلند مصاحبه ميشل هوبينگ را با سروش تحت عنوان قرآن، كلام محمد منتشر مي كند.
    زمان اندك است و بايد به عنوان دوم سخنراني خود، يعني بازخواني مجمل آراء آقاي سيد محمد خاتمي و تضاد انديشه هاي ايشان با مباني معرفتي حضرت امام خميني (ره) بپردازم و از سويي هم بايد به پرسش هاي طلاب معزز پاسخ گويم. همين قدر را بگويم كه يافتن نسبت پروژه سروش با باند سعيد امامي و نيز سازمان اطلاعات مركزي آمريكا، مستلزم جستجوهاي بسياري است كه مي تواند مهندسي اين پروژه امنيتي را بارز كند. جالب است كه سروش اكنون در نقشه راه پروژه ناتوي فرهنگي در هلند حركت مي كند. هر جا كه غرب تغيير استراتژي امنيتي در مسئله مبارزه با اسلام سياسي مي دهد، سروش در آنجا حضور دارد. هلند ابتدا با فيلم تسليم (تئو ونگوگ) و سپس با فيلم فتنه (ويلدرز) و اكنون با قرائت سكولار از قرآن توسط قادر عبدالله به ميدان مبارزه با اسلام آمده است و در سوي ديگر جبهه، نقاشي با نام مستعار به نام سوره حرا، شرم آورترين تصاوير از معصومين را در موزه دولتي لاهه به نمايش مي گذارد. شاگردان سروش با رسانه اي چون راديو زمانه با پول سرويس اطلاعات و امنيت هلند به تبليغ ايدئولوژي فحشاي سياه مي پردازند كه گزارش مشروح و مستند آن در روزنامه كيهان منتشر شده است. در همين ميان است كه مي بينيد بخش عربي راديو هلند مصاحبه ميشل هوبينگ را با سروش تحت عنوان قرآن، كلام محمد منتشر مي كند و اتفاقا براي اولين بار در راديو زمانه به فارسي بازنشر مي گردد و وعده انتشار ترجمه هلندي كتاب بسط تجربه نبوي او نيز در مقدمه مصاحبه داده مي شود. در اين مصاحبه، چنانكه مي دانيد وحيانيت قرآن با پديده الهام در شعر برابرگذاري شده و سروش مي گويد خطا و تاريخيت، احوال و حالات پيامبر اعظم (ص) در قرآن راه يافته است و بنابراين متن قرآن، آلوده به خطاست. بخش مهمي از مشكل صهيونيسم اين است كه اسلام نص قدسي و بدون خدشه دارد و مسلمانان از سنديت، اصالت و مرجعيت متن ديني خود، به نحو مستند دفاع مي كنند و اكنون پروژه ناتوي فرهنگي با همه قدرتش مي كوشد تا نصوص و متون مقدس ما را مخدوش كند، اما اراده خدا، بالاتر از همه اراده ها است. نتيجه اين است كه مي بينيم باز، سروش در ميدان پروژه امنيتي سازمان هاي اطلاعاتي غرب، توپ مي زند.»
    
    ماموريت سروش در غائله 18 تير 1378 پيام فضلي نژاد در مدرسه علميه معصوميه قم فاش كرد
    


 روزنامه كيهان، شماره 19407 به تاريخ 20/4/88، صفحه 12 (دانشگاه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 583 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه چاپ و نشر
متن مطالب شماره 169، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است