|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان88/5/7: «كافه پيانو» برنده شد درباره حاشيه سازي ها عليه فرهاد جعفري
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 22217
سه شنبه 4 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 19422 7/5/88 > صفحه 10 (ادب و هنر) > متن
 
 


«كافه پيانو» برنده شد درباره حاشيه سازي ها عليه فرهاد جعفري


نويسنده: كيوان امجديان

اوايل سال گذشته دو كتاب وارد بازار كتاب شدند كه حرف و حديثهاي زيادي را موجب گشتند.
    اولين كتاب را كه «كافه پيانو» نام داشت؛ نويسنده اي از گروه اصلاحاتي ها و منتسب به شبه روشنفكرها نوشته بود. به نام «فرهاد جعفري». كتاب دوم هم «بيوتن» بود كه ماحصل سفر رضا اميرخاني بود به آمريكا. اين دو كتاب به سرعت در ميان اهالي كتاب شهره شدند و فروششان چشمگير بود. «كافه پيانو» و «بيوتن» چنان مورد اقبال عمومي قرار گرفتند كه به سرعت لقب پرفروش ترين كتاب هاي حوزه داستان و رمان را از آن خود كردند. از آن پس هم رقابت اين دو كتاب و حواشي پيرامونشان و كل انداختنهاي جعفري و اميرخاني شروع شد.
    جعفري مردم را داور نهايي مي دانست و معتقد بود كه مردم تك تك كتاب هاي او را با تبليغي بسيار اندك خريده اند، حال آنكه بيوتن، عليرغم تبليغات زياد معمولاتوسط نهادها و ارگانهاي دولتي و با تخفيف هاي آنچناني خريداري شده است.
    از آن سو هم اميرخاني كه ادبيات را جاي رقابت اين گونه نمي دانست و داور را زمان مي دانست و نه مردم ، صحبت هاي جعفري را رد مي كرد و در عين حال، متواضعانه، اعلام كرد «اگر باز هم مي پندارند كه شاني هست در هم چه رقابتي كل رقابت را به ايشان واگذار مي كنم» چندي بعد، هفته نامه شهروند به بهانه پرونده سازي براي پرفروش ترين كتابها به سراغ رضا اميرخاني و فرهاد جعفري رفت.
    اميرخاني با آنها به گفتگو نشست و البته دست آخر هم ديد كه آن حضرات چگونه با تيترهاي خود، زيركانه و غيرمستقيم او را نواخته بودند. تيتر شهروند براي مصاحبه اميرخاني اين بود «من به شدت انقلابي هستم» كه لحن آن تنه به تنه طنز مي زد.
    اما جعفري، در كمال ناباوري حاضر به مصاحبه نشد و در قبال انجام مصاحبه از آنها كه عموما هم دوستان نزديكش بودند تقاضاي دريافت سيصد هزار تومان كرد كه دليلش از زبان خود او شنيدني تر است:
    «من هيچ فرصتي را براي مطرح شدن و معرفي «كافه پيانو» از دست نخواهم داد. حتي اگر مخاطبان آن نشريه يا شمارگانش به عدد انگشتهاي دست هم باشند... حالاچنين كسي آيا ممكن است فرصت كم نظير گفتگو با هفته نامه معتبري مثل شهروند امروز را از دست بدهد؟
    بگذار بگويم: تحت شرايطي؛ بله
    برنده شدن تحت يك رقابت آزاد و منصفانه جزو شيرين ترين و رويايي ترين چيزهايي است كه ممكن است من ازش برخوردار شوم. اما تحت هيچ شرايطي حاضر نيستم «برنده» باشم اما رقابتي كه در آن شركت كرده ام «رقابتي نامنصفانه و نابرابر» باشد. چنين بردي برايم به پشيزي نمي ارزد و خشنودم نمي كند.»
    از آن پس جعفري با روزنامه وطن امروز مصاحبه دو قسمتي خواندني كرد و به صورت غيرمستقيم گرايش و تمايلش را به جريان اصولگرا نشان داد. «كافه پيانو» هم اواخر سال گذشته در زمره پنج اثر برگزيده جشنواره شهيد غني پور كه از جشنواره هاي تخصصي و مستقل است قرار گرفت. از آن پس حاشيه هاي جعفري و كافه پيانو كم شد تا نزديك ايام انتخابات چند روز قبل از انتخابات، يكي از بمبهاي خبري را فرهاد جعفري منفجر كرد.
    در حالي كه رضا اميرخاني سكوت را به مصلحت ديده بود و از تمام فضاهاي خبري فاصله گرفته بود تا مجبور نشود درباره نامزدهاي رياست جمهوري نظر بدهد ، جعفري، تمام قد وارد فضاي انتخابات شد.
    و عجيب آنكه به عكس احتياط و محافظه كاري اميرخاني، نويسنده كافه پيانو احتياط را به كناري نهاده بود و با صداي بلند از محمود احمدي نژاد حمايت كرده بود.
    شايد اولين روزي كه خبر حمايت قاطع فرهاد جعفري از احمدي نژاد منتشر شد، اهالي كتاب گمان مي كردند مطلب طنزي است كه در روزنامه اي چاپ شده است. اما از آن پس وقتي يكي دو روزنامه و خبرگزاري ديگر هم به آن پرداختند و جعفري در وبلاگش همه چيز را مفصل نوشت، معلوم شد كه طنزي در كار نيست و قضيه كاملاجدي است.
    ماجرا هم از اين قرار بود كه جلسه اي در مشهد تشكيل شده بود سه نماينده از جانب موسوي، كروبي و رضايي آمده بودند تا در جمع دانشجويان از كانديداي مورد نظرشان دفاع كنند.
    در اين ميان، جعفري هم حاضر شده بود بي هيچ چشمداشتي و تنها به خاطر عقيده اش مسئوليت دفاع از احمدي نژاد را در آن جلسه به عهده بگيرد. او در وبلاگش به شرح مسائل مطرح شده در اين جلسه پرداخته و نوشته است:
    براي دفاع از برخي عملكردهاي دولت آقاي احمدي نژاد در اين جلسه حضور دارم... از اين جهت كه ايشان را «مودب ترين رئيس جمهور سه دهه گذشته» نسبت به شهروندان كشورش مي دانم»
    «معتقدم علاوه بر ما شهروندان، نيروهاي دخيل ديگري همه در راي گيري دهم حضور دارند و مشغول ايفاي نقش هستند تا بخت و اقبال دسته اي از بازيگران را نزد افكار عمومي افزايش دهند.
    آن دسته از بازيگران، همين اندازه كه آقاي اوباما به مثابه اولين دولتمرد آمريكايي و پس از سي سال عنوان رسمي حاكميت سياسي يعني جمهوري اسلامي ايران را برزبان بياورد و اين كشور را تحت ساخت حقوقي فعلي به رسميت بشناسد برايشان كافي است! همچنان كه متقابلاً از تجديد تصدي كساني جلوگيري كنند كه «منافع ملي» بيش از «منافع و مصالح نظام سياسي» برايشان اهميت دارد و حاضر به كوتاه آمدن در مسئله هسته اي نيستند.»
    «... احمدي نژاد از جنس ما مردم است. همينطور به... گفتم: از اين كف و سوت هايي كه اين جا مي زنند و مي كشند يك وقت دچار تصور نشويد كه راي دهندگان، همين جمع حاضر هستند. نه؛ راي دهندگان واقعي كه همه شان از جنس من و مانند من هستند، نفر پيروز راي گيري را 22 خرداد معلوم خواهند كرد.
    و تاكيد كردم كه: احمدي نژاد، مودب ترين حاكم سالهاي اخير با شهروندان بوده است.»
    «حاكمان 26 سال نخست، چنان منافع خود و فرزندانشان را در خطر مي بينند كه آن بنده خدا به خاتمي توصيه مي كند كه راه بيفت در سراسر كشور و به همه بگو كه هركه من مولاي اويم، اين ميرحسين مولاي اوست... اين نگراني در سخنان وي اينگونه بازتاب پيدا مي كند كه مي گويد «موسوي مرا تحويل مي گرفت اما احمدي نژاد اصلاً مرا تحويل نمي گيرد». واكنش آقاي احمدي نژاد را هم ديروز ديدم كه گفت: من يك ساعت نشستن و خدمت كردن به مردمي كه زيردست و پاي سياست هاي شما له شده اند را با صدها ساعت نشست و برخاست با شما آدم هاي پرمدعاي بي خاصيت عوض نمي كنم.»
    و اما واكنش هاي حاضرين به حرف هاي جعفري هم جالب توجه بوده است «اظهاراتم در دفاع از آقاي احمدي نژاد... را آنقدر عصبي و هيجان زده كرد كه چيزهايي گفت كه دهان من از حيرت وتعجب بازمانده بود» «با لحن كنايي و طوري كه تلويحاً مرا به «امنيتي بودن» متهم كند گفت: اين را كه آقاي جعفري گفتند حتي ما هم جرات نداريم به زبان بياوريم. احتمالاً ايشان حاشيه امنيتي دارند.»
    «در اواخر جلسه يكي از عكاس هاي جلسه، سرش را آورد بيخ گوشم و بهم گفت: از دوازده سال پيش تو برايم اسطوره بودي، اما امروز با حمايتت از عملكرد احمدي نژاد، گند زدي به آن تصويري كه از تو در ذهن داشتم.»
    «... با قاطعيت گفت: مي دانم! مجبورت كرده اند بيايي اينجا از احمدي نژاد دفاع كني (مثلاً اداره اطلاعات مجبورم كرده است!)» «در انتها و بيرون سالن؛ جماعتي از دانشجوهاي طرفدار موسوي و كروبي دورم حلقه زده بودند و ابراز تعجب مي كردند كه؛ تو چرا؟
    من هم گفتم: از مرد شرافتمند، مرد شرافتمند هم بايد دفاع كند. اگر غير از اين بود جاي تعجب داشت»
    از آن پس و بعد از شهامت جعفري در بيان واقعيت و مخالفت با نظر همكاران و دوستان سابقش هجوم آنان به او دور از انتظار نبود اما حجم اين تهاجم بسيار بيشتر از آنچه بود كه انتظار مي رفت.
    به يكباره القاب زشت و ناروايي به او داده شد و در سايت ها و وبلاگ هاي متعدد صفاتي چون مزدور، قلم به مزد، ترسو، وطن فروش و حتي القاب زشت و ركيك به او نسبت داده شد.
    بعد از انتخابات هم اگرچه جعفري در ميان بعضي رفقاي سابقش مطرود شده بود اما آنها حاضر نبودند فرهاد خوش فكر، مستعد و خوش قلم را به اين سادگي ها ازدست بدهند.
    توصيه ها و پيشنهادات و ارائه راهكارها شروع شد تا طوري القاء شود كه جعفري اشتباه كرده است و حرف هايش احساسي و حتي تحريف شده بوده اند.
    اما اندكي پس از انتخابات، نويسنده آزادانديش كافه پيانو (كه البته شايد بسياري از نظراتش متفاوت و حتي مغاير با نظرات ما باشد) مطلب ديگري نوشت كه تمام راهكارها را خراب و پنبه ها را رشته كرد. او در اين نوشته و در مورد آشوبها و اغتشاشهاي پس از انتخابات آورده بود:
    «آقاي احمدي نژاد! اين گره فقط به دست شما باز مي شود. نگذاريد به دندان رقيب باز شود.»
    «رفتار غيرمنطقي و غيرمعمول آقاي موسوي در پيروز معرفي كردن زودهنگام خود، موجب تحريك احساسات افكار عمومي راي دهنده به خود شد.»
    «حقيقتا براي من قابل درك نيست كه چرا وقتي آقاي موسوي مي بيند كه ميليون ها ايراني در سرتاسر ايران، به رغم گذشت 12 روز از برگزاري انتخابات به صف معترضان نپيوسته اند، باز هم بر ادعاي خود پافشاري مي كند.»
    از آن پس دوباره ناسزاها شروع شد و فحاشي ها قوت گرفت و بعد، بايكوت خبري شروع شد.
    اتفاق غريبي بود. تاريخ انگار مدام تكرار مي شود. انگار توده اي ها كه به قول فرهاد جعفري «منبع و منشا تمام آلودگي هاي اخلاق سياسي ايرانيان» هستند و روش و منش آنها كه گويا در جماعت روشنفكرنماها و مدعيان تمدن و روشنفكري حلول كرده است هنوز اجرا مي شود.
    انگار هنوز هم راه و روش اين جماعت، همان راه حزب توده است كه اگر كسي از ما جدا شد، اول حسابي او را بزنيد و شمشير را برايش از رو ببنديد و بعد هم بايكوتش كنيد.
    شايد آوردن نوشته اي از روزنامه اعتماد ملي كه ظاهرا در قالب طنز اما واقعا به صورتي كاملاجدي و با بغض و خشم، فرهاد جعفري را كوبيده است خالي از لطف نباشد:
    «آقافرهاد! در طالعت مي بينم كه در ابتدا روزنامه نگار مي شوي تا وارد مجلس شوي اما چون هر چه در مي زني كسي در را برايت باز نمي كند تبديل به يك نويسنده مي شوي تا وارد سياست شوي. الان هم در حال وارد شدن و دخول به سياست هستي...
    آقاجعفري در فنجان قهوه ات تصوير يك نرده بان مي بينم. آيا تو نردباني؟ آيا نرده بان دوست داري؟ آيا خوانندگان كتابت را نرده بان كرده اي؟ آيا 24 بار تجديد چاپ كتابت را چيده اي روي هم تا نردباني بسازي و به قله هاي رفيع سياست دست بيازي پدرجان؟
    آيا مشاوري وزارت دوست داري؟ آيا تو تنها هنرمندي هستي كه از ماده اوليه كتاب، نردبان بسازد؟ آيا تو جزو مبتكران دولت نهم هستي كه در زيرزمين خانه ات به فناوري ساخت نرده بان دست پيدا كرده اي؟
    ... آقاي جعفري آفرين بر شما! مثل اينكه به آرزوهايتان رسيده ايد و داريد بيشتر و بيشتر ديده مي شويد...
    خداوند دوستانمان را در اعتماد ملي به راه راست هدايت كند انشاءالله .
    
    «كافه پيانو» برنده شد درباره حاشيه سازي ها عليه فرهاد جعفري كيوان امجديان
    


 روزنامه كيهان، شماره 19422 به تاريخ 7/5/88، صفحه 10 (ادب و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1135 بار



آثار ديگري از "كيوان امجديان"

  پيشگويي جام جهاني از روي شعار ها / نگاهي به بازتاب شعارهاي 32 تيم حاضر در جام جهاني در فضاي مجازي
كيوان امجديان، جام جم 6/3/97
مشاهده متن    
  سينما پاي تلويزيون
كيوان امجديان*، جام جم 2/3/97
مشاهده متن    
  افسانه امير / به ياد امير حسين فردي
كيوان امجديان، جام جم 6/2/97
مشاهده متن    
  شهامت گبرلو در «شب هاي شفاهي» و سرنوشت «هفت»
كيوان امجديان *، جام جم 12/12/96
مشاهده متن    
  چرا لاتاري فيلم مهمي است؟
كيوان امجديان*، جام جم 17/11/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه فلسفه دين
متن مطالب شماره 1 (پياپي 1601)، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است