|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان88/5/10: شاعر آينه ها
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 22125
شنبه 27 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 19424 10/5/88 > صفحه 10 (ادب و هنر) > متن
 
 


شاعر آينه ها


نويسنده: زهرا پيشرفت

جليل صفربيگي را همه اهل قلم و اهالي فرهنگ و ادب مي شناسند. جليل جواني است با قابليت ها و ويژگي هاي متفاوت با تفكراتي قابل توجه و قابل تعمق. جليل شاعر آينه هاست. صداقتي مثال زدني دارد و اشعارش فقط خواندني نيست. بوييدني ست، نوشيدني و لمس كردني ست.
    من قصد تحليل و يا نقد آثار جليل را ندارم كه همه كتاب هاي او توسط استادان بنام فرهنگ و ادب كشور در مطبوعات صاحب نام و در سايت هاي گوناگون فرهنگي به نقد كشيده شده است. بناي من بر معرفي جليل، آثار او و كند و كاوي در روحيات و منش و شخصيت متمايز اوست كه بي ترديد باده اشعارش نيز از اين خمخانه به گردش درآمده است.
    جليل اهل استان مردخيز ايلام است. زبان مادري اش كردي ست. كارشناسي رياضي دارد و دبير همين رشته در مدارس ايلام است. وي مسئول واحد ادبيات حوزه هنري استان ايلام و سردبير مجله «ن» است. بزرگترين ويژگي شخصيتي جليل صداقت وحشتناك اوست.
    در اين عصر بي همدلي ها، نامردمي ها و نامرادي ها، جليل صفربيگي گوهر نايابي ست كه قدرش را گوهري مي شناسد. وي متولد بهمن 1352 است. بلند نظر، بي ريا، صادق، عاشق و بي تكلف است. آنها كه جليل را مي شناسند او را فردي بي پيرايه و صالح مي دانند و از ويژگي هاي منحصر به فردش به بي نيازي و مناعت طبع او اشاره مي كنند. جليل صفر بيگي خيلي حرف نمي زند. بيشتر ترجيح مي دهد كه آوازها و ترانه هاي روح بلندش را بر سينه سپيد كاغذ نقش زند.
    جايي خواندم كه جليل از پيشكسوتان شعر ايلام است و با نگاهي به سال تولد وي به اين نتيجه رسيدم كه پيشكسوتي جليل به سن و سالش نيست، به پختگي و طراوت و نوانديشي اوست.
    كتاب هاي منتشره جليل عبارت اند از:
    1-چرا پرنده نباشم؟
    2-شكلكي براي مرگ
    3-و- مجموعه رباعي
    4-هيچ- مجموعه رباعي
    5-انجيل به روايت جليل
    6-زمان به نام شهيدان سرود مي خواند
    7-هفت وادي تشنگي
    8-كم كم كلمه مي شوم- مجموعه رباعي
    9-تو كنار آتشي، من برف پارو مي كنم (ترجمه- دوبيتي هاي كردي)
    10-واران- گزيده اشعار
    11-عاشقانه هاي يك زنبور كارگر
    جليل صفربيگي را به رباعي مي شناسيم و به قولي بايد رباعي امروز را نيز به صفربيگي بشناسيم و من بر اين باورم كه وي به عنوان يك پديده منحصربه فرد، نقش ارزنده و تاثيرگذاري در عرصه رباعي معاصر داشته است.
    او توانسته است با نوعي نگرش و نوانديشي، رباعي را حلاوتي ديگرگونه ببخشد. آن چه كه صفربيگي را متمايز مي كند علاوه بر شخصيت پركشش و منش سرشار از صداقت اش، زيبايي ها و ظرافت هاي شعري و انديشه و نگرش عميق اوست. زبان جليل زبان مردم است. ضرب المثل ها و حرف ها و اصطلاحات عاميانه را آن چنان استادانه در رباعي كه حداقل قالب شعري است مي گنجاند كه مخاطب را شگفت زده مي كند.
    جليل نوعي ساختار شكني درشعر غمگين و ادبيات پرسوز و گداز نيز دارد. او عشق را با نوعي شادماني و نشاط همراه مي سازد.
    ما عادت كرده ايم شعر را برآمده از غم و اندوه ببينيم و آن را هرچه غمگين تر، به دل هاي دردمندمان نزديك تر بدانيم و زبان حالش بخوانيم. گاهي شعرهاي جليل علاوه بر رواني و زيبايي و كششي كه دارد بوي طنز هم مي دهد و لبخند را نيز برلب ها جاري مي كند.
    دل بي تو درون سينه ام مي گندد
    غم از همه سو راه مرا مي بندد
    امثال بهار بي تو يعني پاييز
    تقويم به گور پدرش مي خندد
    ( انجيل به روايت جليل)
    در شعر خود اعتراض مي كاشت جليل
    هي پنجره هاي باز مي كاشت جليل
    ميليونر شهر مي شد امروز اگر
    جاي كلمه پياز مي كاشت جليل
    (كم كم كلمه مي شوم)
    دل مي شود از تو قرص با يك بوسه
    احوال مرا بپرس با يك بوسه
    لب هاي تو نسخه مرا پيچيدند
    صبح و شب و ظهر قرص با يك بوسه
    (از همان كتاب)
    ويژگي ديگر اشعار جليل فضاي باراني انديشه هاي اوست. جليل خود مردي باراني ست. وي سراسر بارش و رويش است.
    زنبيل پر از ترانه در دستش بود
    يك نامه عاشقانه در دستش بود
    ختم صلوات داشت باران انگار
    تسبيح هزار دانه در دستش بود
    ( او نويسي)
    ابري ست كه در نگاه من پنهان است
    مي خواهي اگر بخواني اش آسان است
    من شعر براي دل خود مي گويم»
    خواننده شعرهاي من باران است
    ( واران)
    كتاب «اونويسي» جليل صفربيگي اشعار آييني اوست و شامل دوگونه اشعار انتظار و عاشورايي ست.
    نگاه او به انتظار به حدي ديگر گونه، زيبا و گوياست كه دل بي اختيار فشرده مي شود و اشك دنبال راه فراري مي گردد.
    جليل دنياي مرده انتظار را ماهرانه كالبد شكافي مي كند، درحالي كه مي داند بايد براي انتظار پالوده شد و از غفلت و دنيازدگي پرهيز كرد، خود و ما منتظران را پيمان شكناني غافل مي بيند. هركس اين اشعار او را تلاوت كند بي اختيار در دل زمزمه مي كند: «راست مي گويد، واقعا راست مي گويد» و از خجالت سرخ مي شود
    «از شنبه درون خود تلنبار شديم
    تا آخر پنجشنبه تكرار شديم
    خير سرمان منتظر ديداريم
    جمعه شد و لنگ ظهر بيدار شديم
    (او نويسي)
    هرچند كه بيمار تو هستيم همه
    ديوانه ديدار تو هستيم همه
    بين خودمان بماند آقا عمريست
    انگار طلب كار تو هستيم همه
    (از همان كتاب)
    جليل در اشعار عاشورايي اش نيز شرمندگي و پيمان شكني عاجزانه برخي را اين گونه مي سرايد:
    «فرياد حسين را شنيديم همه
    از كوفه به سوي او دويديم همه
    رفتيم به كربلاولي برگشتيم
    از شمر امان نامه خريديم همه»
    (از همان كتاب)
    صور خيال نيز در شعر صفربيگي نقش به سزايي دارد. تصويرسازي هاي جليل هراز گاهي شعرش را درحد تابلوي نقاشي گران بهايي به چشم مي كشد.
    « بر دشت كه جويبار را مي دوزي
    بر كوه كه آبشار را مي دوزي
    باران، نخ و سوزني ست در دستانت
    بر روي زمين بهار را مي دوزي»
    (كم كم كلمه مي شوم)
    «در اوج يقين اگرچه ترديدي هست
    درهر قفسي كليد اميدي هست
    چشمك زدن ستاره در شب يعني
    توي چمدان ماه خورشيدي هست»
    (از همان كتاب)
    جليل صفربيگي به رباعي تعلق خاطري خاص دارد. اما اين امر موجب غفلت او از ديگر قالب هاي شعري نشده است.
    مجموعه «واران» گزيده ايست از اشعار او طي سال هاي 74 تا .86 «اين شهرها» در قالب هاي غزل، سپيد، رباعي و دوبيتي سروده شده است. اين مجموعه شامل 147 شعر از صفربيگي ست كه 50 شعر آن سپيد است.
    آخرين كتاب منتشره از جليل صفربيگي عاشقانه هاي يك زنبور كارگر است كه در قالب سپيد سروده شده است. اين اشعار سرشار از لطايف و ظرايف شعر سپيد و گوياي انديشه هاي نو و نگرش اهورايي جليل به زندگي و مظاهر آن است.
    «مچاله اش نكن!
    دراين شعر
    گنجشكي روي تخم خوابيده»
    (از عاشقانه هاي يك زنبور كارگر)
    تخمي از لانه مي افتد
    و مي شكند
    زندگي
    جوجه گنجشكي را غافل گير مي كند
    از همان كتاب
    لنگه هاي چوبي در حياط مان
    گرچه كهنه اند و جيرجير مي كنند
    محكم اند
    خوش به حالشان
    كه لنگه هم اند
    (از همان كتاب)
    سخنم را با نقل قولي از آقاي سيامك بهرام پرور به پايان مي برم:
    «جليل صفربيگي با همه زيبايي هايي كه آفريده است؛ هنوز حرفهاي بسياري براي گفتن دارد.»
    
    شاعر آينه ها زهرا پيشرفت
    


 روزنامه كيهان، شماره 19424 به تاريخ 10/5/88، صفحه 10 (ادب و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 489 بار



آثار ديگري از "زهرا پيشرفت"

  ميقات عشق
زهرا پيشرفت، كيهان 24/8/89
مشاهده متن    
  ما مي رويم
زهرا پيشرفت، كيهان 31/5/88
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه نبض اقتصاد
متن مطالب شماره 47، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است