|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران88/5/18: فرهـنگ بورژوايي؛ انـزوا، انـسان تـوده اي
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7004
پنج شنبه 2 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 4280 18/5/88 > صفحه 10 (فرهنگ و انديشه) > متن
 
      


فرهـنگ بورژوايي؛ انـزوا، انـسان تـوده اي



«خود محوري» فزاينده، يكي از دستاوردهاي خطرناكي بود كه به دست جنبش روشنگري، خلق و پرورده شد. اين معضل به سست شدن ِ شيرازه هاي جوامع انساني در غرب انجاميد. رنه دكارت در حكم مشهورش گفت: «من مي انديشم، پس هستم»، اين حكم در واقع به معناي نابودي «حوزه عمومي» است. حوزه عمومي فضايي است كه در آن «من» به «ما» تبديل مي شود يعني جامعه شكل مي گيرد، ولي درحكم دكارت كه به مثابه مانيفست روشنگري است، شرط وجود ِ «من» خود ِ «من» تلقي مي شود از اين رو «ديگران» زواييدند و نيازي به آنها نيست. همين شاخصه عاملي در ساخت گسترده ترين تصوير از غرب شد، تصوير انزوا و تنهايي.
    هانا آرنت در مطالعات هستي شناسانه اش انواع تنهايي را از هم تميز مي دهد: اول تنهايي مثبت و به معناي با خود بودن كه تفكر به طور كلي در اين نوع تنهايي صورت مي گيرد؛ دوم تنهايي به معناي منزوي بودن و با ديگران نبودن كه نتيجه اش نابودي حوزه سياسي و عمومي زندگي در دولت خود كامه و اقتدارگراست؛ و سوم تنهايي به معناي با خود نبودن و با ديگران هم نبودن، تنهايي نوع سوم ويژگي توده هاي عظيم قرن بيستم است؛ و توتاليتريسم نيز پاسخي براي رهايي انسان ها از اين وضع به شمار مي آيد.
    «در خود فرورفتگي» از عمده خصوصيات سرمايه داري است. ماكس وبر در تفاسير خود از رابطه مذهب و اقتصاد و جامعه، به اين نتيجه رسيد كه پروتستانيزم روح سرمايه داري است. سپس نشان داد كه پروتستانيزم باعث كم رنگ شدن فعاليت هاي جمعي مومنان مسيحي مثل كليسا رفتن شد و عاملي شد در اين جهت كه دين بدل به يك رابطه انفرادي و دونفره بين انسان و خداوند شود. به مرور زمان اين خصوصيت از صومعه ها بيرون آمد و به زندگي روزمره انسان هاي غربي راه پيدا كرد، از آن پس مومن مسيحي فقط در برابر باري تعالي مسئول كارهايش بود نه در برابر كشيش، كليسا و يا جماعت مسيحي.
    از طرف ديگر، شهر نشيني و صنعتي شدن، شيوه هاي سنتي زندگي را ويران كرد، و همراه آنها، مفاهيم و ارزش هاي اخلاقي در باب شايست و ناشايست نيز فرو پاشيد. در اين شرايط جديد هيچ مجموعه روشن و نويني از ارزش ها و هنجار ها ايجاد نشد. اميل دوركيم اين وضعيت را «بي هنجاري» ناميد. مراد از آن شرايط اجتماعي اي بود كه هيچ قاعده عام و روشني در باب چگونگي زندگي ميان مردم وجود نداشت. افراد مي كوشيدند تا شيوه زندگي خاص خود را ابداع كنند و در اين راه بسياريشان فرو مي پاشيدند.
    اريش فروم معتقد است كه آنچه در جامعه غربي روي داده است، ناپديد شدن گسترده ارزش هاي مشترك و پيوند هاي شخصي و اجتماعي راستين با ديگران است. انسان توده اي كنوني، هر چند كه جزء جمعيتي است، اما جدا مانده و تنهاست؛ جز شعار ها و ايدئولوژي هايي كه از رسانه گروهي دريافت مي كند هيچ اعتقاد ديگري ندارد تا با ديگران سهيمش كند.
    غرب ِ امروز با نوعي اتميزه شدن در جامعه روبه روست از اين رو جامعه بيشتر شبيه اجتماعي از تكه سنگ هايي است كه كنار هم چيده شده اند. يا همان طور كه فروم مي گويد جامعه بدل به «غبار بي سازماني از افراد» مي شود. جالب آنكه بر خلاف شعار هاي عصر روشنگري مبني بر سعادتمند شدن انسان به وسيله علم و تكنيك، امروز در غرب، در عوض ِ سعادت فزاينده با افزايش روان نژندي مواجه هستيم. منظور از روان نژندي افسردگي رواني خفيفتر از انواعي است كه در جنون يافت مي شود، اما به هر حال ذهن و تن را دچار وضعيت نامطلوبي مي كند. اروپاييان ديگر نمي توانند تصور كنند مردمان بدوي همانقدر سعادتمند هستند كه آنها روزي باور داشتند، اما با وجود اين، پيش رفت ِفناورانه نيز افزايش ِسعادت متعارف را تضمين نمي كند. در اينجا پژواك مفهوم بيگانگي ماركس را حس مي كنيم؛ بيگانگي نسبت به ديگران و نيز بيگانگي با خود.
    تاكيد بيش از اندازه بر مفاهيمي چون (رقابت) در عرصه زندگي و مفهومي مثل (آزادي منفي) و از اين قبيل، باعث شده تا به فرد قبولانده شود كه او از زمان «پرتاب شدگي» در زمين تنهاست و دائماً در حال رقابت با ديگران، اين هستي شناسي بورژوازي به نوعي داروينيسم در سطح جامعه منجر شده كه افراد را نه در كنار هم بلكه پشت به هم و يا در مقابل هم قرار داده است.
    هانا آرنت اين ويژگي را با مفهوم «جامعه فزونخواه بورژوايي» توضيح مي دهد و جامعه بورژوايي را چنين تعريف مي كند كه «شيوه و فلسفه اي از زندگي كه چنان مصرانه و منحصراً متمركز بر موفقيت و شكست فردي در رقابتي بي رحمانه است كه وظايف شهروندي در نظر مردم ديگر چيزي جز هدر دادن وقت و انرژي محدودشان نيست».
    فرد گرايي ظاهراً توسعه فردگراي رمانتيك قرن نوزدهم تا به آخرين حد است، اما آرنت آن را در بيان تنهايي افراد اتميزه شده در جامعه اي توده اي دانست، وضعيتي كه بنا به داوري او، در برآمدن توتاليتريسم هم نقش داشت. آرنت معتقد بود جنبش هاي توتاليتر محصول توده اي شدن جامعه و ذره اي شدن فرد در عصر ماست. توده ها از ميان تكه پاره هاي جامعه اي شديداً ذره ذره شده رشد كرده بودند، ويژگي اصلي انسان توده اي... انزوا و نداشتن روابط اجتماعي به هنجار است.
    از نظر هانا آرنت انزواي انسان در نتيجه بي ريشگي، ناچيزي، سرگشتگي و گسيختگي در جهان مدرن است.
    اورتگا يي گاست «امريكا» را بهشت انسان توده اي مي دانست، انسان توده اي از نظر او همان است كه شك و ترديد به خود راه نمي دهد، زندگي او جريان دارد ولي بي هدف است و اسير روزمرگي ها است. انسان توده اي همان است كه توسط امپراتوري هاي رسانه اي كنترل مي شود و هرچه به خوردش مي دهند بي هيچ ترديدي مي پذيرد. امروز در غرب رسانه ها در حكم «ماشين كنترل» انسان توده اي عمل مي كنند.
    هر جامعه اي ارزش هايي دارد كه صور ذهني دسته جمعي افراد آن جامعه را تشكيل مي دهد، اين ارزش ها در عين هويت بخشي به يكايك افراد جامعه، كار ويژه ايجاد همبستگي را هم دارا هستند. ولي با نفي اين ارزش هاي بنيادين افراد ديگر همساني و همبستگي و اشتراك نظري بين «خود» و «ديگران» نمي يابند. اين حالت به ذره اي شدن جامعه منجر مي شود. در وضعيتي اين چنين افراد دچار بي ريشگي مفرط شده و زمينه براي وقوع پديده هايي مثل فاشيسم، نهيليسم، افسردگي و در نهايت حركت هاي توده اي مهيا مي شود.
    
    فرهـنگ بورژوايي؛ انـزوا، انـسان تـوده اي
    


 روزنامه ايران، شماره 4280 به تاريخ 18/5/88، صفحه 10 (فرهنگ و انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 205 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه تاسيسات بهداشتي
متن مطالب شماره 48، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است