|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد88/6/15: به ياد شادروان دكتر ابراهيم مدرسي : اينجا را دوست دارم
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4274
شنبه 15 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 2045 15/6/88 > صفحه 12 (صفحه آخر) > متن
 
      


به ياد شادروان دكتر ابراهيم مدرسي : اينجا را دوست دارم


نويسنده: محمد علي صالحي

دكتر ابراهيم مدرسي هم رهسپار ديار باقي شد و روزنامه ها: البته شايد يكي دو روزنامه كه مطبوعاتي هاي قديمي در آنها فعاليت دارند خبر درگذشت سردبير قديمي ترين مجله ايران (ترقي) تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي را منتشر كردند. مدرسي بيش از 30 سال در يكي از تاريخ سازترين دوران حيات سياسي معاصر ايران سردبيري مجله يي را بر عهده داشت كه بسياري از مطبوعات آن روز به اخبار و گزارش هايش استناد مي كردند. روزي از دكتر پرسيدم حال كه خانم و بچه ها سال هاست به خارج از كشور رفته و بيشتر اقوام و آشنايان نيز رهسپار آن سوي آب ها شده اند، چرا اينجا مانده ايد؟ دكتر خيلي ساده پاسخ داد: «آخر بدبختي اين است كه اينجا را خيلي دوست دارم» و به راستي دكتر ايران را دوست مي داشت و حاضر نبود در سال هاي پاياني عمرش به خارج برود و نزد همسر و فرزندانش باشد. براي تنظيم خاطرات دكتر به محل سكونت وي در يكي از مجتمع هاي مسكوني شهرك غرب مي رفتم. او از چگونگي ورودش به عرصه مطبوعات و آشنايي اش با لطف الله ترقي بنيانگذار و مديرمسوول مجله ترقي مي گفت و از اينكه سابقه فعاليت مطبوعاتي اش به سال هاي پيش از شروع همكاري با ترقي مربوط مي شود. مدرسي از حدود سال 1322 همكاري مطبوعاتي خود را با دكتر مصاحب شروع مي كند. اما حدود يك سال بعد به وسيله يكي از دوستان به ترقي معرفي مي شود و ترقي نيز چون به كارايي هاي مدرسي پي مي برد تمام كارهاي مجله را بر عهده او مي گذارد و تنها عنوان مديرمسوولي مجله را براي خود حفظ مي كند. در جريان تنظيم خاطرات دكتر، او هر جريان يا حادثه تاريخي را با آب و تاب فراوان برايم شرح مي داد. روزي از جريان قتل رزم آرا پرسيدم. دكتر گفت روزهاي آخر اسفندماه 1329 بود. در خيابان سرهنگ سخايي كنوني (سوم اسفند سابق) به طرف دفتر مجله كه در كوچه انتهاي خيابان سخايي و نزديك به خيابان فردوسي بود، در هوايي كه از بهاري زودرس حكايت مي داشت، قدم مي زدم. به دكتر جهانبانويي كه بعدها مدير مجله فردوسي شد برخوردم. وي گفت: خبر داري رزم آرا را در مسجد سلطاني (امام كنوني) تير زده اند؟ پرسيدم چه ساعتي و اكنون او كجاست؟ جهانبانويي گفت: تا آنجا كه مي دانم پيكر تيرخورده رزم آرا را پس از چند دقيقه كه روي زمين افتاده بود با داد و فرياد محمود هدايت معاون نخست وزير و برادر صادق هدايت و همسر رزم آرا، افسران شهرباني برداشته و آژيركشان به طرف بيمارستان سينا بردند. دكتر مدرسي برايم تعريف كرد كه فوراً به دفتر مجله رفتم و دوربين مدرن خود را كه به تازگي خريده بودم و شايد در ايران آن روز منحصر به فرد بود، برداشتم و به طرف بيمارستان سينا رفتم. در ورودي بيمارستان به روي همه افراد حتي پزشكان و كاركنان نيز بسته شده بود. من با ترفندي موفق شدم وارد حياط بيمارستان شوم. در اطراف اتاق جراحي چند تن از امراي ارتش از جمله سپهبد شاه بختي، سرلشگر گرزن، سرتيپ دفتري و ... را ديدم كه با حالتي افسرده و نگران مشغول قدم زدن و پك زدن به سيگار بودند. من بي توجه به امرا و آنان نيز بي توجه به من وارد ساختمان شديم. از يك پرستار سراغ اتاق عمل را گرفتم. وارد اتاق عمل شدم و ديدم هنوز پروفسور عدل نيامده است و چند پزشك جراح مشغول فراهم كردن مقدمات عمل جراحي و در انتظار او هستند. البته هر كس نگاهي به رزم آرا مي انداخت، مي فهميد قالب تهي كرده و شايد تاخير ورود عدل نيز به خاطر گزارش اطبا و فوت رزم آرا بود. مدرسي گفت: از يكي از پزشكان خواهش كردم با كنار زدن پارچه سفيدي كه بيشتر بدن رزم آرا را پوشانده بود اجازه بدهد چند تصوير بردارم. پزشك درخواستم را پذيرفت و من هم تاريخي ترين عكس ها را از جسد رزم آرا برداشتم. تصاوير تاريخي و منحصر به فردي كه با دوربين مدرسي ضبط شده هنوز در كتاب ها، نشريات و سايت هاي خبري به مناسبت هاي گوناگون منتشر مي شود. مدرسي تعريف كرد هنگام بازگشت به مجله ناگهان سر و كله محمدعلي مسعودي سردبير روزنامه پست تهران پيدا شد. مدرسي مي گويد مسعودي با التماس خواستار تصاويري شد كه از جسد رزم آرا برداشته ام و هر چه از وي پرسيدم چه كسي به شما گفته است من از جسد عكس برداشته ام، پاسخي نداد اما بعد از اينكه نگاتيو ها را در اختيارش گذاشتم مسعودي از پشت شيشه عقب ماشين سواري اش براي مدتي به عقب مي نگريست تا از اجابت درخواستش توسط من قدرداني كرده باشد. اين گوشه يي از خاطرات دكتر مدرسي است كه برايم تعريف كرد. افسوس كه كار ضبط خاطرات گسترده و بسيار شنيدني دكتر مدرسي در زمان حياتش به ثمر نرسيده كه البته قصوري دوجانبه بود.
    
    روحش شاد و يادش بخير
    
    به ياد شادروان دكتر ابراهيم مدرسي : اينجا را دوست دارم محمد علي صالحي
    


 روزنامه اعتماد، شماره 2045 به تاريخ 15/6/88، صفحه 12 (صفحه آخر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 419 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه جوشكاري
متن مطالب شماره 90، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است