ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه اعتماد88/7/7: در باب حكمت زندگي
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2173
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1388



تبليغات




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 2064 7/7/88 > صفحه 4 (اقتصاد) > متن
 
      


در باب حكمت زندگي



نويسنده:آرتور شوپنهاور
    ترجمه: محمد مبشري
    چاپ اول: 1388
    ناشر: انتشارات نيلوفر 2200 نسخه

    تاثير فلسفه بر اقتصاد فراتر از آن چيزي است كه در مخيله ذهن ما مي گنجد. از زماني كه انسان ياد گرفت فكر كند و تاثير فضاي بيروني و دروني بر زندگي اش را تحليل كند، از همان زمان هم تاثير خود را بر نحوه زندگي گذاشت. به اعتقاد بسياري از انديشمندان اقتصاد هر ملتي متكي بر انديشه يي است كه آن ملت دارد. اگر نگاه ما به زندگي نگاه عارف مسلكانه باشد اقتصاد و زندگي ما هم خواه ناخواه در چارچوب همان عرفان خواهد بود و رشد و توسعه يي را تجربه نخواهد كرد اما اگر نگاهي كه به زندگي داريم نگاه آزادمنشانه باشد زندگي و اقتصاد هم در همان چارچوب رشد و تعالي خود را خواهد داشت. مي گويند رشدي كه اقتصاد اروپا و امريكا پس از جنگ جهاني دوم و به ويژه در سه دهه اخير تجربه كردند ناشي از تاثير نگاه فلسفي كارل پوپر بوده است.
    
    اما همه اينها گفته شد تا به تاثير آثار شوپنهاور بر فلسفه اقتصادي جهان پرداخته شود. آثار شوپنهاور در مقايسه با فلسفه كانت و هگل بسيار ساده و ادبي نوشته شده اند. در ميان فيلسوفان او ساده ترين و اديبانه ترين قلم را داشت. او مي گفت انسان يك كالاي توليدي كارخانه طبيعت است و آدم عالم در جست وجوي خوشبختي نيست بلكه بايد آزاد از غم و رنج و درد، زندگي كند و انسان بهتراست عشق و دوستي را جزء كالاهاي مورد نياز روزانه خود قرار دهد. او جنون غرور ملي را مانع آزادي و شكوفايي صفات شخصي مي دانست. در زمان او انعكاس ليبراليسم اقتصادي انگليس در آينه طبيعي را سوسيال داروينيسم نام نهادند. شوپنهاور مي نويسد اگر انسان آزادي انجام همه كارها را نداشته باشد، مي تواند درباره خوب و بد آنان انديشه كند. او از جمله فيلسوفاني بود كه سال ها از زمان خود دورانديش تر بود. او همچون ماركس مدعي بود هستي، ذهن را تعيين مي كند ولي نه روابط اجتماعي مورد نظر ماركس، بلكه جسم مادي انسان.
    
    اما شوپنهاور كه بود
    
    آرتور شوپنهاور در 22 فوريه 1788 در دانتزيگ متولد شد. پدر او بازرگاني بود كه به علت مهارت و مزاج گرم و طبع مستقل و عشق به آزادي معروف بود. هنگامي كه آرتور پنج ساله بود پدرش از دانتزيگ به هامبورگ مهاجرت كرد زيرا دانتزيگ به جهت افتادن به دست پروس در سال 1793 استقلال خود را از دست داده بود. به اين ترتيب شوپنهاور جوان ميان تجارت و داد و ستد بزرگ شد و با آنكه اين كار را با همه تشويق و تحريك پدر ترك گفت اما اثرات آن در وي باقي ماند، كه عبارت بود از رفتار نسبتاً خشن و ذهني واقع بين و معرفتي به احوال دنيا و مردم. همين امر وي را در نقطه مقابل فيلسوفان رسمي آكادميك كه مورد نفرت او بودند، قرار داد. پدر او ظاهراً در سال 1805 خودكشي كرد و مادر پدرش در حال جنون مرد. شوپنهاور مي گويد: «طبيعت و نهاد يا اراده از پدر به ارث مي رسد و هوش از مادر.» مادر او باهوش بود و يكي از معروف ترين قصه نويسان روزگار خود شد ولي داراي سجاياي ديگر نيز بود. از نظر تحصيلات شوپنهاور دبيرستان و دانشگاه را تمام كرد و بيشتر از آنچه در برنامه دروس بود كسب معلومات كرد. مدتي را به معاشرت با مردم و عشقبازي گذرانيد و نتايج آن در طبع و فلسفه او آشكار شد. او بيشتر از گوته به شور و حرارت وطن پرستي عصر خود بي اعتنا بود. در سال 1813 تحت تاثير فيخته، در او هيجاني براي قيام بر ضد ناپلئون پديد آمد. اما به جاي آنكه به جنگ رود، به ده رفت و مشغول تدوين رساله اجتهاديه خود در فلسفه شد. اين رساله به نام «چهار اصل دليل كافي» است (1812) و پس از اتمام آن شوپنهاور تمام وقت و هم خود را صرف تدوين شاهكار خود به نام «جهان همچون اراده و تصوير» كرد. چند سال بعد شوپنهاور اعتقاد پيدا كرد تمام مسائل فلسفي را حل كرده است. شوپنهاور تمام عقايد و آراي خود را در اين كتاب گنجانيده تا آنجا كه كتاب هاي بعدي او فقط شرح اين كتاب محسوب مي شود. اما آخرين و معروف ترين نوشته اين مجموعه اثر حاضر است كه تحت عنوان «سخنان گزين در باب حكمت زندگي» انتشار يافته است. وجه تسميه عنوان اصلي كتاب اين است كه شوپنهاور در توضيح و تاييد افكار خود در خصوص حكمت عملي و دستيابي به سعادت بعضي از سخنان خردمندان جهان از جمله هومر، ارسطو، سنكا، روشفوكو، ولتر، گوته، سعدي، به علاوه برگزيده يي از امثال و حكم تمدن هاي بزرگ اروپا و آسيا و همچنين گفته هايي از كتاب عهد قديم و اوپانيشاد را نقل كرده و خود نيز با سخنان بديع بر اين گنجينه افزوده است. شوپنهاور در سالمندي تجربيات و دانش خود را در باب سعادت با بياني روشن و پرطنز در قالب اثر حاضر به خوانندگان عرضه كرده است. نويسندگان و منتقدان بسياري استادي شوپنهاور را در نوشتن نثر آلماني ستوده اند و آن را موجب شهرت وي دانسته اند. شوپنهاور امكان سعادت انسان را به صراحت نفي مي كند. جهان از ديدگاه او محنتكده يي است كه در آن شر بر خير غلبه دارد. طبيعت جايگاه تعرض قوي بر ضعيف و اعمال اراده است كه به صورت سبعيت خون آلود جلوه مي كند. تاريخ نوع بشر نيز به طور عمده چيزي جز توالي جنايت و خشونت نيست و فضايل نوع بشر تاكنون بر نهاد حيواني اش چيره نشده است.
    
    در باب حكمت زندگي
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 126 بار
      

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
آفتاب يزد
اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
فصلنامه پژوهش هاي تربيتي و روانشناختي
متن مطالب شماره 1 (پياپي 9)، بهار و تابستان 1387را در magiran بخوانيد.

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1388-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!