 
|
«ميخ» بهانه است، کار خودتان را بکنيد!
نويسنده: علي اکبر جوانفکر*
در پي نقد بخشي از سخنان آقاي سيدمهدي طباطبايي (معلم اخلاق)، ايشان با ارسال نامه اي خطاب به اينجانب (علي اکبر جوانفکر) چنين مرقوم فرموده اند: از آنجا که سخنان اخير اينجانب در صدا و سيما موضوع بحث در بعضي محافل شده بود تا آنجا که شما را برآن داشت تا پاسخي به اظهارات بنده داشته باشيد، اختصاراً عرض مي کنم: در بيان کلمه انتقادي خود به جاي کلمه مشروع، سهواً متشرع به کار بردم اما عرض مي کنم که مشروع تر شدن در صد سال اخير را وقتي خواهيد داشت که سعي در فراهم کردن نظر مراجع تقليد که سکاندار واقعي تشيع هستند، خاصه اطاعت از فرمايشات و دستورات صريح مقام معظم رهبري در اسرع وقت، عمل به وعده هاي داده شده و حفظ حرمت ها داشته باشيد. در آن وقت مي شود گفت مشروع. اميد است خداوند مرا و شما را از شر نفس حفظ کند. (سيدمهدي طباطبايي) در پاسخ به ايشان، بيان چند نکته را شايسته و لازم مي دانم: از اهتمام ايشان به نوشتن پاسخ و پذيرش اشتباه خويش در دادن نسبت خلاف واقع به نماينده يک ملت، قدرداني مي کنم اما استاد محترم بايد توجه داشته باشند که اين نسبت نادرست را از رسانه ملي مطرح کردند و در سطح وسيعي در رسانه هاي مکتوب و مجازي داخل و خارج انعکاس پيدا کرد و با نوشتن نامه به مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور، نمي شود آن را جبران نمود. ايشان را به عنوان يکي از نخبگان حوزه براي بحث علمي و ديني درباره برخي بداخلاقي ها، تهمت ها و دروغ پراکني ها، به برنامه گفت وگوي ويژه شبکه دو دعوت کرده بودند لذا جا داشت که با مطالعه و دقت نظر بيشتري درباره دولت و شخص رئيس جمهور سخن بگويند. رسانه هاي ارتباط جمعي به افرادي در سطح ايشان به عنوان يک منبع مورد اعتماد نگاه مي کنند؛ بنابراين اشتباه سهوي مانند آنچه درباره سخنان نسبت داده شده به رئيس جمهور اتفاق افتاد، به سختي قابل جبران خواهد بود. البته لازم است استاد به اين نکته توجه داشته باشند که طيف قابل توجهي از رسانه ها، سخنان ايشان را از آن جهت منعکس کردند که در مخالفت و تضاد با آقاي احمدي نژاد ابراز شده بود، چه درغير اين صورت محل اعتناي هيچ کدام از اين رسانه ها قرار نمي گرفت. شاهد مثال را سخنان آقاي ابطحي مي آورم که اظهارات او، تا ديروز سرتيتر مطالب رسانه هاي مخالف دولت بود و امروز که او به خود آمده و به جبران رفتار گذشته خويش مي پردازد، همان رسانه ها حتي حاضر به درج نام او نيز نيستند. آقاي طباطبايي در اين برنامه تلويزيوني فرمودند: مي گويند نخبگان چرا سکوت مي کنند. سکوت نکنند، چه کنند. چون آبرويشان را مي برند. ايشان مستحضر هستند که به عنوان يکي از همين نخبگان به برنامه دعوت شده بودند و در آنجا سکوت نکردند و هر آنچه خواستند، گفتند. فضاي سياسي در جامعه ما آن قدر باز است که يک نامزد شکست خورده در انتخابات، به راحتي و با استفاده از همه تريبون هاي کشور به بيان ديدگاه ها و نظرات خود مي پردازد و حتي ارکان نظام اسلامي را آماج حملات بي منطق خويش قرار مي دهد و هيچ کس هم جلودار او نيست. چگونه مي توان وجود چنين حقيقت روشني را منکر شد و از «سکوت نخبگان» که خود ايشان تحت همين عنوان در صدا و سيما آزادانه به طرح ديدگاه شان عليه دولت پرداختند، سخن به ميان آورد! رفتار برخي از مخالفان دولت آن قدر غيرمنطقي است که در روزنامه هاي خود، حتي به انتقاد از مصاحبه انجام نشده رئيس جمهور مي پردازند و در باره آن قلم فرسايي مي کنند. اين رفتار يادآور ضرب المثلي است که ذکر آن خالي از لطف نيست. مي گويند مردي به داروخانه رفت و گفت: آقا ميخ داريد؟ داروخانه چي با تعجب به او پاسخ منفي داد. آن فرد با ناسزاگويي، داروخانه را ترک کرد. اين ماجرا چند روز تکرار شد و آن فرد هر روز با نثار کردن مشتي ناسزا، از داروخانه خارج مي شد. داروخانه چي براي حل اين معضل، مقداري ميخ تهيه کرد تا به آن فرد بدهد و موضوع فيصله پيدا کند. روز بعد داروخانه چي در پاسخ به سوال آن فرد گفت: بله آقا ميخ داريم، بفرماييد. آن فرد در حالي که ناسزاهاي خود را تشديد کرده بود، با فرياد گفت: در داروخانه اي که ميخ مي فروشند، بايد گل گرفت. روز بعد آن فرد به داروخانه آمد و قبل از آن که سوالي مطرح کند، داروخانه چي گفت: آقا لطفاً شما فحش تان را بدهيد و برويد و کاري نداشته باشيد که داروخانه ميخ دارد يا خير. به نظر مي آيد که به برخي از مخالفين محترم دولت بايد گفت که آقا شما لطفاً ناسزايتان را بدهيد و به دنبال کارتان برويد و به مسائل دولت و ملت کاري نداشته باشيد. استاد محترم، جنابعالي مشروعيت دولت را به فراهم کردن نظر مراجع تقليد منوط کرده ايد. شما مي دانيد که مراجع عزيز در موضوعات مختلف داراي نظرات و فتاوي متفاوتي هستند و نه تنها اين دولت بلکه هيچ دولت ديگري قادر نيست به نظرات مراجع محترم عمل کند. مثلاً درباره نظر مراجع محترم نسبت به رويت هلال ماه شوال در عيد سعيد فطر، دولت بايد طبق نظر کدام يک از مراجع عمل کند؟ بديهي است اصل ولايت فقيه اين مشکل را حل کرده است و نظر ولي فقيه به عنوان مرجع مسلم تقليد در اين گونه مسائل و همچنين مسائل حکومتي براي هر دولتي تکليف آور است و دولت ولايت پذير آقاي احمدي نژاد نيز به طور قطع مجري نظرات معظم له است. شايسته است اين نکته را نيز خاطرنشان کنم که برخي افراد داراي سوء نيت، براي القاي وجود اختلاف ميان دولت و مراجع محترم، همواره تلاش کرده اند تا به هر نحو ممکن، پاي مراجع عزيز را به سطح نازلي از مسائل پيش پا افتاده يا چالش برانگيز بکشانند و با گل آلود کردن آب، بکوشند از آن ماهي مورد نظر خود را بگيرند. براي تنوير ذهن حضرتعالي لازم مي دانم اين نکته را خاطرنشان کنم که کار و تلاش مخلصانه و مجدانه براي خدمت به مردم و بويژه محرومان، اجراي عدالت و احياي گفتمان انقلاب و امام، ايستادگي در برابر دشمن و زياده خواهان داخلي و خارجي، مبارزه با اژدهاي هفت سر فساد، زنده کردن مفاهيم ارزشي انقلاب، شجاعت در تصميم گيري و اقدام به انجام کارهاي بزرگ، ساده زيستي و پرهيز از اشرافيگري و دفاع از منافع و حقوق مردم و مواردي از اين قبيل، جزو مطالبات اصلي و اساسي مراجع عزيز تقليد از هر دولتي است و دولت آقاي احمدي نژاد در اين زمينه سرآمد همه دولت هاي پس از انقلاب بوده و درعالي ترين سطح به خواسته ها و آرزوهاي مراجع عزيز جامه عمل پوشانده است. اگر قبول نداريد، لطفاً به سخنان و رهنمودهاي رهبر فرزانه انقلاب مراجعه کنيد تا هرگونه شائبه و شبهه اي از ذهن و دلتان زدوده شود. علاوه بر اين، توجه شما را به اين نکته جلب مي کنم که مشروعيت دولت برآمده از راي ملت است که با تنفيذ حکم رئيس جمهور از سوي مقام معظم رهبري، انجام مراسم تحليف و راي اعتماد نمايندگان مجلس به اعضاي کابينه عينيت پيدا مي کند و موارد مطرح شده در پاسخ جنابعالي اگرچه بسيار مهم هستند اما نافي مشروعيت يک دولت نيست. در پايان اجازه مي خواهم به اين نکته اشاره کنم که بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند. اما بهاي بهشت نيز خود بهانه اي بيش نيست زيرا ما کجا و بهاي بهشت برين خدا کجا؟ حداکثر بهايي که مي توانيم به پيشگاه الهي عرضه کنيم، روح و جان ناقابلي است که آن هم صاحب اختيارش ما نيستيم بلکه خداي متعال است و مي خواهيم با آنچه که مالک آن خداست، با او معامله کنيم. روح و جان ما امانتي الهي در دست اين تن خاکي است که حضرت عزرائيل در موعد مقرر آن را از ما پس مي گيرد و به صاحب اصلي اش مي رساند. خداي بزرگ هم آن قدر رئوف و بخشنده است که مي خواهد بهشت خود را از کساني که به اميد رستگار شدن، فقط کلمه لااله الالله را بر زبان رانده اند، پر کند و براي اين کار به دنبال يافتن بهانه اي در پرونده اعمال انسان هاست. مي گويند عالم وارسته اي پس از مرگ به خواب يکي از نزديکانش آمد و گفت که هرچه آموختم و آموزش دادم و هرچه براي آن دنيا اندوختم، به کارم نيامد جز آن لقمه غذايي که در بيابان به حيوان درمانده اي خوراندم. استاد عزيز، مباد که در آن دنيا، در پرونده اعمال مان، هيچ بهانه اي براي ورود به بهشت يافت نشود. عزت اسلام و مسلمين مستدام * مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور «ميخ» بهانه است، کار خودتان را بکنيد! علي اکبر جوانفکر*
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 71 بار
|