 
|
نگاه ايراني به جهان
نويسنده: محمد صادقي
1- در خبرها آمده بود جايزه گفت وگوي جهاني كه در سال 2009 پديد آمده، به محمد خاتمي و داريوش شايگان تعلق گرفت. برگزيدگان، جايزه خود را در ژانويه سال 2010 و در مراسمي در دانشگاه آرهوس كپنهاگ دريافت خواهند كرد... اكنون و در اين مجال نگاهي به كوشش هاي فرهنگمداران ايراني كه در دوران معاصر همواره انديشه «گفت وگو» و موضوع گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها دغدغه اساسي شان بوده، مي تواند بيش از هر زمان قابل توجه و تامل باشد. 2- در تابستان 1967 سمينار بين المللي دانشگاه هاروارد براي بررسي مسائل جهان و امريكا به رياست هنري كيسينجر (وي در آن زمان استاد دانشگاه هاروارد بوده است) تشكيل مي شود. در اين سمينار كه جنبه دولتي نداشته و در دعوت از افراد، تنها به شخصيت علمي و فرهنگي آنان توجه مي شده، دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن نيز از ايران دعوت مي شود تا در ميان نمايندگان حدود 40 كشور جهان سخن بگويد. وي در پايان سخنراني اش پيشنهاد مي كند مجمعي از انديشمندان و فرهنگمداران جهان تشكيل شود و در آن مسائل مهم دنيا بررسي و به بحث گذاشته شود تا به اين ترتيب نمايندگان ملت ها نيز بتوانند ديدگاه خود را درباره آنچه در جهان مي گذرد بيان كنند و به عبارتي دنيا يك تريبون آزاد داشته باشد تا به دور از دخالت دولت ها، فرهنگ هاي كشورهاي مختلف از طريق نمايندگان شان با هم روبه رو شوند و براي حل و رفع مشكل ها و مسائل جهان چاره يي بينديشند. با وجود استقبال شركت كنندگان در سمينار از پيشنهاد دكتر اسلامي ندوشن و طرح دوباره آن در دهلي نو (در انجمن دوستي ايران و هند) اين پيشنهاد خردمندانه به اجرا درنمي آيد... 3- در اكتبر 1977 تهران و يونسكو ميزبان نخستين مجمع جهاني گفت وگوي فرهنگ ها بودند و گروهي از انديشمندان و پژوهشگران ايراني و خارجي همچون داريوش شايگان، هانري كربن، عبدالجواد فلاطوري، ژان برن، كريستيان ژامبه، احسان نراقي، ژان لويي وييارد، آرامش دوستدار، روژه گارودي، توشيهيكو ايزوتسو و... گرد آمدند تا درباره موضوع هايي مانند تبادل ميان فرهنگ ها، نقش انديشمندان شرق و غرب در زمينه فلسفه، اديان و نكات مشترك آنها و... به سخنراني، بحث و گفت وگو بپردازند. سخنران افتتاحيه آن همايش نيز داريوش شايگان بود. وي با اين پرسش كه «با توجه به تاثير جهانگير انديشه غربي آيا امكاني براي گفت وگوي واقعي ميان تمدن ها وجود دارد؟» طرح موضوع كرد تا روند همايش بر اين اساس آغاز شود و گفت وگو ميان انديشه هاي گوناگون جريان يابد... 4- در تابستان 1993 انتشار مقاله «برخورد تمدن ها» در نشريه فارين افيرز (وابسته به شوراي روابط خارجي امريكا) ذهن بسياري از فرهنگمداران و سياست پيشگان را در سراسر گيتي به خود مشغول ساخت زيرا ساموئل هانتينگتون برخورد تمدن ها را چارچوب مفهومي يا پارادايم تحليل رويدادها و دگرگوني هاي پس از جنگ سرد خواند. هانتينگتون پس از طرح اين موضوع كه هويت تمدني به طور روزافزون اهميت خواهد يافت، تمدن هاي زنده جهان را به هفت يا هشت تمدن بزرگ تقسيم كرده (تمدن هاي غربي، كنفوسيوسي، ژاپني، اسلامي، هندو، اسلاو، ارتدوكس، امريكاي لاتين و همچنين تمدن آفريقايي) و خطوط گسل ميان اين تمدن ها را منشاء درگيري ها و تقابل هاي آينده برشمرد. وي با طرح موضوع غرب در برابر سايرين به عبارتي ابراز داشت مرزبندي ها و صف آرايي هاي تازه بر اساس تمدن ها شكل مي گيرد و كانون رويارويي هاي آينده بين تمدن غرب و جوامع اسلامي- كنفوسيوسي خواهد بود. هانتينگتون باور داشت برخورد تمدن ها در سياست جهاني مسلط خواهد شد. اما وي از بسياري واقعيت ها نيز چشم پوشيده بود: برخوردهاي درون تمدني در غرب را ناديده انگاشته بود، با برجسته كردن روابط ميان فرهنگ ها و تمدن ها در دنياي قديم و در درازاي تاريخ و پيوند ناسازگار آن با مناسبات دنياي جديد در پي ارائه فهمي از مناسبات كنوني جهان بود كه خود جاي پرسش داشت. مسائل مهمي چون رشد جمعيت، مسائل محيط زيست و... را چندان مورد توجه قرار نداده بود و... و مهم تر از همه اينكه نظريه هانتينگتون به «هراس از ديگري» مي انجاميد و اين خطرناك ترين آسيبي بود كه انديشه وي پديد مي آورد... اما پس از انتشار مقاله برخورد تمدن ها نقدهاي فراواني درباره آن منتشر شد و ايرانيان نيز هانتينگتون را بي پاسخ نگذاشتند. دكتر اسلامي ندوشن نخستين شخصيت ايراني بود كه در مقاله يي به نام «كدام رويارويي» پاسخي محكم و مستدل به ادعاهاي هانتينگتون داد... همچنين دكتر سيدحسين نصر نيز ضمن نوشتن مقاله يي، «برخورد تمدن ها و سازندگي آينده بشر»، با برگزاري نشست ها و سمينارهاي بين المللي براي گسترش تفاهم ميان فرهنگ ها كوشش هايي انجام داد... 5- سازمان ملل متحد پس از طرح موضوع گفت و گوي تمدن ها از سوي ايران، اين پيشنهاد را با راي و نظر موافق جامعه جهاني به تصويب رساند و سال 2001 سال گفت و گوي تمدن ها نامگذاري شد. همچنين مجمع عمومي سازمان ملل متحد پشتيباني خود را با قطعنامه هاي 23/53 ، 113/53 و 23/55 از پيشنهاد كارآمد ايران نشان داد و نخبگان، انديشمندان و سياستمداران جهان همچون كوفي عنان، كوئيچيرو ماتسوئورا (مديركل يونسكو)، خوزه ماريا ازنار، يوشكا فيشر، آنا ليندت، خاوير سولانا، كلاوس شواب (رئيس مجمع جهاني اقتصاد)، كاتپالي سري ني واسان (رئيس مركز بين المللي فيزيك نظري)، آلفونس لينگيس (استاد دانشگاه ايالتي پنسيلوانيا)، اگوستين بركه (استاد دانشگاه پاريس) و... در سخنراني هاي خويش پيشنهاد ايران و طراح آن، محمد خاتمي را ستودند... آنچه محمد خاتمي در موضوع گفت و گوي فرهنگ ها و تمدن ها با جهانيان در ميان گذاشت، انديشه يي پويا و برآمده از فرهنگ و تمدن ايران بود: فرهنگ و روحيه يي كه بر اساس مدارا شكل گرفته و خشونت را برنمي تابد. خاتمي «گفت و گو» را راه حلي واقع بينانه و سودمند براي بهبود بخشيدن به روابط ميان فرهنگ ها و تمدن ها (بخوانيد ملت ها) برشمرد و بر اين نكته مهم نيز تاكيد مي كرد كه تلاش براي «شناخت ديگري» به شناخت بهتر از خود مي انجامد و به اين شكل مي افزود «ستيز با ديگري» در دنياي جديد جايي نخواهد داشت. و اين بار صدا و سخني انسان دوستانه از يك فرهنگمدار در عرصه سياست جهاني طنين انداز شد و كمترين نتيجه آن شنيده شدن صدايي بود كه سال ها در ميان هاي و هوي سياست پيشگان آرزوي اينكه جهان به لب پرخنده يي تبديل شود را ناممكن كرده بود... به اميد آنكه زمزمه زيستن در جهان گفت وگو سرانجام به زوال انديشه هاي ديگرستيز بينجامد. نگاه ايراني به جهان محمد صادقي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 68 بار
|