 
|
هوشياري تمدن ها
نويسنده: محمد صادقي
كتاب «برخورد درون تمدن ها» نوشته ديتر زنگهاس انديشمند آلماني كه در موسسه مطالعات بين فرهنگي و بين المللي دانشگاه برمن و در بخش پژوهش صلح، منازعه و توسعه فعاليت مي كند، به تازگي از سوي نشر اختران راهي بازار كتاب ايران شده است. شايد بتوان گفت پس از پايان جنگ سرد، نظريه برخورد تمدن ها جدي ترين و مهم ترين رويكرد به سياست جهاني و مناسبات آينده جهان بود. به عبارتي ساموئل هانتينگتون در نظريه مشهور خويش كوشيد چارچوب مفهومي يا پارادايم تحليل رويدادها و دگرگوني هاي پس از جنگ سرد را ارائه كند: نظريه يي كه بازتاب گسترده يي در سراسر گيتي داشت و پس از انتشار در مجله فارين افيرز بسياري از انديشمندان و فرهنگمداران را به واكنش واداشت. يكي از نقدهاي مهم درباره نظريه برخورد تمدن ها كه مورد توافق بسياري از منتقدان نيز قرار داشت، ناديده انگاشتن برخوردهاي درون تمدني بود. هانتينگتون با تاكيد بر اين نكته كه هويت تمدني به طور روزافزون اهميت خواهد يافت و اختلاف ميان تمدن ها نه تنها واقعي، بلكه اساسي است و... رويارويي هاي آينده در جهان را در صف بندي تمدن ها و تقابل آنان با يكديگر برمي شمرد. نتيجه ساده ديدگاه وي جايگزيني مرزهاي خونين تمدني به جاي مرزهاي شرقي- غربي دوران جنگ سرد بود. اما هانتينگتون در حالي كه برخي از واقعيت هاي دنياي امروز را مورد نظر قرار داده بود از واقعيت هاي ديگري نيز به سادگي چشم پوشيده بود زيرا او بيش از آنكه طراح يك نظريه علمي و آكادميك باشد طراح يك نظريه سياسي بود.اكنون در كتاب «برخورد درون تمدن ها» كوشش براي فهم و دركي واقع بينانه از سياست جهاني ديده مي شود. زنگهاس با بررسي آنچه در متن فرهنگ ها و تمدن ها از ديروز تا امروز، گذشته و مي گذرد تلاش مي كند واقعيت اختلاف هاي فرهنگي را روشن سازد و با همين رويكرد است كه موضوع نوسازي و نوگرايي در جوامع غيرغربي را با دقت بيشتري مورد كنكاش قرار مي دهد زيرا اين گونه مي توان به عمق اختلاف ها و درگيري هاي جهان امروز پي برد: اختلاف هايي كه در درون تمدن ها نيز به طور بارز وجود دارد. به اين ترتيب در مي يابيم نمونه هايي بدون شرح مانند جنگ هاي جهاني اول و دوم، تصفيه هاي استالين و... نمي توانسته است بي دليل از نگاه هانتينگتون دور بماند: پرسشي اساسي كه همچنان بر نظريه وي سايه افكنده است. مي دانيم ارائه تصوير نادرست، ناقص و غيرواقعي از هر موضوعي به نتيجه گيري دور از واقعيت مي انجامد و اين در حالي است كه به كار بستن آنچه از نتيجه گيري هاي غيرواقعي در سپهر سياست به دست مي آيد اگر ناشي از پندار و تصميمي غلط بوده باشد قابل اغماض نيست زيرا آسيب هايي كه در پي مي آورد فراوان خواهد بود. درباره نقش فرهنگ ها و تمدن ها در دنياي امروز كه زمينه پژوهش بسياري از دانشمندان و انديشمندان معتبر است نيز جز اين نمي توان انديشيد. «هوشياري تمدني» چنانچه مورد توجه هانتينگتون است اگر در مسير داد و ستد فرهنگي و به تعبير زيباتر در مسير «گفت وگو» قرار بگيرد، به «رشد تمدن ها» خواهد انجاميد و اين هم جز با كاستن از تعصب (و خودبرتربيني) و آمادگي براي شنيدن و پذيرفتن «ديگري» ممكن نخواهد بود. شناخت از ديگري هم به شناخت عميق تر از خود منجر مي شود و هم زمينه بروز خشونت و ستيز را از بين مي برد.بنابراين يكي از سد هاي محكم در برابر صلح و آرامش در جهان كنوني را شايد بتوان نگرش هاي برتري جويانه ملي، قومي، نژادي، مذهبي و... به شمار آورد كه در درون تمدن ها به ايجاد كشمكش هاي خسارت بار مي انجامند. فراموش نكنيم نتيجه كنار گذاشتن و چشم پوشيدن از اين واقعيت كه در ساختن جهان (و تمدن جديد بشري) تمام افراد بشر، همه قوم ها، ملت ها و فرهنگ ها دست داشته اند، در قرن گذشته به جنگي تمام عيار و پيدايش فاشيسم منتهي شد: جنگي ويرانگر كه جان و جهان ميليون ها انسان را در غرب درنورديد تا انسان مدرن دريابد پيشرفت هاي علمي، صنعتي و... اگر با رشد فكري و توسعه فرهنگي همراه نشود سودي در پي نخواهد داشت و اكنون كه جهان با جنگ ها، خشونت ها و ديگرستيزي هاي بسياري مواجه است كوشش براي ايجاد مرزهاي آشتي و گفت وگو ميان فرهنگ ها و تمدن ها ضرورتي انكارنشدني است كه با اراده همه شهروندان جهان مي تواند به حقيقت بپيوندد. هوشياري تمدن ها محمد صادقي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 63 بار
|