|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم88/10/7: گفتگو با مجيد جوانمرد، كارگردان فيلم «شكار روباه»ژانر حادثه اي در سينماي ايران تحقير شده است
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5244
سه شنبه 15 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 2744 7/10/88 > صفحه 9 (سينما) > متن
 
      


گفتگو با مجيد جوانمرد، كارگردان فيلم «شكار روباه»ژانر حادثه اي در سينماي ايران تحقير شده است


نويسنده: رضا استادي

بيشتر شهرت و اعتبار مجيد جوانمرد در سينماي ايران به ساخت فيلم هاي حادثه اي است. فيلم هايي همچون مار، شكار، دستمزد، تيغ آفتاب، قافله، عروسي خون و... كه در سال هاي دور هركدام با استقبال فراوان مخاطبان سينماي ايران مواجه شدند. اين فيلمساز در سال هاي اخير بيشتر به سمت تلويزيون متمايل شده، ولي فيلم آخر او كه اين روزها در حال نمايش است همچنان رنگ و بوي آثار گذشته او را دارد و در اين زمان كه اولويت سينماي ايران با فيلم هاي كمدي است، تماشاي اثري حادثه اي خالي از لطف نيست؛ بخصوص آن كه جوانمرد تلاش كرده استانداردهاي اين نوع فيلمسازي را در اثر خود لحاظ كند و فيلم قابل قبولي بسازد.
    
    در نگاه اول، فيلم شما از نظر صحنه هاي اكشن كمي بيش از انتظار ما از يك فيلم پليسي و حادثه اي است. در بيشتر فيلم هاي سينماي ايران معمولاكل انفجارها به يك يا حداكثر 2 مورد محدود مي شود، اما فيلم با صحنه هاي افتتاحيه خود خيلي پرُ و پيمان ظاهر مي شود. چه مسيري را طي كرديد تا فيلم به اين نقطه برسد؟
    تمامي اين موارد طبق خود داستان و فيلمنامه جلو مي رود و ما عمدي نداشتيم كه براي جذاب شدن لوكيشن يا قصه، كشور يا شهري خارجي را به عنوان بستر داستان انتخاب كنيم. مسلما اين نوع قصه ها و فيلم ها و اساسا اين نوع ژانر از سينما، لوكيشن هاي مختلفي مي طلبد و به دليل بين المللي بودن موضوع، داستان هم بايد در لوكيشن ها و جغرافيا هاي مختلفي باشد.
    
    در اين جغرافياي گسترده شهر گران قيمتي مانند لندن نيز حضور دارد. آيا براي فيلمبرداري به اين شهر هم رفتيد؟
    نه. اين صحنه ها در همان شهر ايروان ارمنستان فيلمبرداري شد و فقط صحنه هايي عمومي از خيابان هاي لندن را سفارش داديم كه در آن شهر فيلمبرداري كردند و براي ما فرستادند و در تدوين به فيلم اضافه شد.
    
    معاونت برون مرزي سازمان صدا و سيما در توليدات گذشته خود نيز به اين نوع از فيلم هاي جاسوسي علاقه خاصي نشان داده است. به نظرم اين فيلم هم در كارنامه كاري شما اولين فيلم جاسوسي محسوب مي شود. همكاري شما با اين طرح چگونه شكل گرفت؟
    من به سينماي حادثه اي علاقه زيادي دارم و همين موضوع يكي از دلايل پذيرفتن كارگرداني اين فيلم بود. اوايل پاييز سال 87 در پي ساخت فيلمي سينمايي با نام «يك چكه باران» بودم كه پروانه ساخت آن را داشتم و فيلمنامه آن هم براي خودم بود و قرار بود با يك سرمايه گذاري اين فيلم را بسازم، اما متاسفانه سرمايه آماده نشد و در آن دوران اين كار را پذيرفتم.
    
    فيلمنامه را دوست داشتيد؟
    اگر فيلمنامه خارج از ذوق و سليقه من بود حتما قبول نمي كردم، اما وقتي ديدم اين ظرفيت را دارد كه از ساخت آن لذت ببرم، اين پيشنهاد را قبول كردم.
    به عنوان يك بيننده بايد بگويم نتيجه اين فيلم بيش از يك فيلم سفارشي از كار در آمده است.
    خوشحالم كه اين حرف را مي زنيد. فيلمنامه اوليه بشدت سفارشي، تبليغاتي و نوشته فتانه يعقوبي بود. فيلمنامه اوليه هم طبق سفارش هاي سازمان نوشته شده بود، اما جنبه هاي بصري خوبي برداشته و همين مساله باعث شد جذب كار شوم.
    
    شما در فيلمنامه دست هم برديد؟
    بله. اساسا نمي شد اين كار را نكنم. فيلمنامه از خيلي جهات مشكل داشت. توليدي نوشته نشده بود و جنبه هاي تبليغاتي آن زياد بود. در نگارش آن هم شيوه اي سطحي نوشته شده بود و به همين دليل، زمان زيادي را صرف بازنويسي آن كردم.
    يكي از مهم ترين مشكلات فيلمنامه هاي اينچنيني اين است كه منطق آن دچار مشكل است و همين مساله باعث مي شود مخاطب داستان را باور نكرده و قصه را دنبال نكند.
    يكي از دلايل تدوين خوب آن است كه توسط حسن ايوبي انجام شد. در اين مرحله، قصه چفت و بست خوبي پيدا كرد.
    
    يكي ديگر از مشكلات چنين فيلم هايي اين است كه امكان دارد بحث بشدت تخصصي و پيچيده شود و به همين دليل مخاطب چيزي از آن متوجه نشود. شما در مرحله بازنويسي يا ساخت فيلمنامه مشاوران خاصي داشتيد؟
    اين تحقيقات در مورد خود اين موضوع يعني دانشمندان هسته اي و نيز پليس بين الملل قبلاانجام شده و در اختيار فيلمنامه نويس و من قرار گرفته بود و بر اين اساس ما جلو رفتيم. خود من هم در خصوص اين مسائل حساس هستم و سعي مي كنم مسيري را طي كنم كه فيلم از چنين پشتوانه اي برخوردار باشد.
    
    مثلادر مورد اين دو برادر، پليس امنيتي، تروريست داستان، عوامل اسرائيلي و... شمه اي از اين آدم ها داشتم، اما در فيلمنامه هم به اين مساله اشاره شده بود و خود فيلمنامه هم اين قابليت را داشت.
    
    وقتي كارگرداني خودش نويسنده فيلمنامه باشد كار ملكه ذهن او مي شود، اما وقتي قرار است فيلمنامه فرد ديگري را بسازد بايد از راه هايي به اثر نزديك شود. شما چه مسيري را طي كرديد؟
    اين مساله كار بسيار مشكلي است؛ البته سعي مي كنم به عنوان كارگرداني حرفه اي كه مي تواند خيلي از قصه ها و ژانرهاي مختلف را به كار بگيرد، به آن نگاه كنم و در اين فيلم هم به همين طريق عمل كردم. كارگرداني كه ادعاي حرفه اي بودن دارد در برخورد با هر قصه اي مي تواند نظر مشخصي داشته باشد كه در وهله اول بايد در راستاي خود سينما بايد باشد. اگر من اطلاعات زيادي داشته باشم كه در قالب سينما قابليت توليد نداشته باشد چندان مفيد فايده نيست.
    
    فرمول شما براي اين كه چنين مواردي را در راستاي سينما قرار دهيد، چيست؟
    اين مساله فرمول خاصي ندارد و به داشته ها و نداشته ها و فرهنگ هر فيلمسازي باز مي گردد كه پشتوانه زيادي از نظر جامعه شناسي، سياسي، فرهنگي و روانشناسي مي خواهد تا نسبت به مسائل جامعه و آدم هاي مختلف شناخت پيدا كند و بخش مهمي از اين مساله بر اساس تجربه به دست مي آيد.
    
    بازيگر خارجي در چنين فيلم هايي بسيار مهم است. اساسا روند انتخاب بازيگران چطور طي شد؟
    پيش از پيوستن من به اين طرح بازيگران ايراني كار انتخاب شده بودند. ابتدا قرار بود مرحوم امير قويدل اين فيلم را كارگرداني كند، اما اين اتفاق نيفتاد. وقتي من وارد طرح شدم بازيگران ايراني تقريبا انتخاب شده بودند. به نظرم انتخاب بازيگران فيلم بيشتر تلويزيوني بود، اما نمي توانستم تغييري در آن بدهم. فرهاد قائميان نقش كمي در فيلم داشت اما در مونتاژ اوليه فيلم كه متعلق به كارگردان است و در اين فيلم زمان آن به 115 دقيقه رسيد، كاملابه شخصيت ها پرداخته شده بود، اما در مونتاژ نهايي كه متعلق به سرمايه گذار و تهيه كننده است، زمان فيلم كمتر شد و به همين دليل بخش هاي خوبي از بازي اين بازيگر حذف شد. بازيگر نقش ورونيكا قرار بود از همان ابتدا بازيگري خارجي باشد. چون قرار بود در بخش هايي از فيلم اين بازيگر بي حجاب ديده شود، اما بعد سازمان تصميم گرفت اين بازيگر را با روپوش ايراني نشان دهد، چون ورونيكا در ادامه داستان با جواني ايراني ازدواج مي كرد و اين مساله نبايد نشان داده مي شد كه زن اين مرد پيش از اين بي حجاب بوده است. استدلال اول باعث شد به دنبال بازيگري برويم كه اولاتيپ و چهره اش اروپايي باشد، ثانيا بازيگر هم باشد.
    
    چطور او را پيدا كرديد؟
    مليسا مهربان از سوي يكي از دوستانم معرفي شد. او يك ايراني الاصل ساكن و بزرگ شده دانمارك است كه در اين كشور كار بازيگري هم انجام مي دهد. يك بازيگر خارجي ديگر هم در فيلم بود كه نقش زني تروريست را بازي مي كرد كه ابتداي فيلم كشته مي شد. او هم يك خواننده بازيگر اهل ارمنستان است كه در همان كشور انتخاب شد.
    
    كشور ارمنستان به عنوان لوكيشن اصلي اين فيلم چطور انتخاب شد؟ ارمنستان كشور ارزاني است؟
    نه اتفاقا كشور خيلي گراني است، اما نزديكي به ايران و نيز سهل و آسان بودن كار كردن در آن نسبت به اروپا دليل اين انتخاب بود.
    در سينماي ايران معمولادر هر دوره اي يك كشور خارجي به عنوان لوكيشن انتخاب مي شود. لبنان و تركيه 2 كشوري هستند كه بارها مورد استفاده فيلمسازان قرار گرفته اند.
    بله. زماني هم مسكو بود. سوريه هم بوده است، اما در فيلمنامه روي اين كشور تاكيد شده بود. ارمنستان صاحب سينماي خاصي نيست و فقط سرگئي پاراجانوف اهل اين كشور است و بجز او فيلمساز ارمني ديگري را حداقل من نمي شناسم. البته دانشكده هاي موسيقي و تئاتر خيلي خوبي داشتند.
    
    صحنه هاي اكشن فيلم در ارمنستان قابل قبول از كار درآمده است. به نظر مي رسد شرايط راحتي براي كار داشتيد؟ آيا كار كردن در اين كشور را به ديگر فيلمسازان توصيه مي كنيد؟
    سينماي كمدي ايران كمدي نيست، بلكه لودگي است و من هميشه از اين سينما پرهيز مي كردم. هر وقت پيش تهيه كننده اي با فيلمنامه اي زير بغل مي رفتم مي گفت اگر كمدي است كار مي كنيم وگرنه علاقه اي به سينماي جدي نداريم و همين قضايا باعث شد به طرف تلويزيون برومنمي خواهم بازاريابي كنم ( باخنده) اما اين امكاناتي بود كه به عنوان كارگردان در اختيار من گذاشته شد و وظيفه من اين است كه از امكانات به حد كافي استفاده كنم. مسوول جلوه هاي ويژه فيلم در ارمنستان يك ارمني بود كه به نظرم خيلي در حد قابل قبول و حرفه اي نبود و ما بيشتر تلاش كرديم در بخش طراحي اين ضعف را جبران كنيم.
    ارمنستان يك كشور فقير، اما با شكل و شمايلي كاملااروپايي است. شهر ايروان با ظاهر و جذابيت هاي بصري اش بسادگي مي تواند به عنوان يك كشور اروپايي هم قلمداد شود، اما به نظرم مخارج در آنجا خيلي گران بود. كرايه تاكسي در اين شهر خيلي زياد بود. البته من از جيبم خرج نمي كردم، اما وقتي چهره بچه هاي تداركات را موقع پرداخت كرايه تاكسي نگاه مي كردم كه در هم مي رفت، حس مي كردم پول زيادي مي پردازند.
    
    گاهي سفارش دهنده ها درك درستي از كار ندارند و به همين دليل نتيجه كار خيلي خوب از كار در نمي آيد. شناخت سفارش دهنده شما از اين كار چطور بود؟
    سفارش دهنده كار شبكه جهاني سحر بود.
    
    مگر فيلم به سفارش سازمان انرژي هسته اي ساخته نشد؟
    خير. ظاهرا شبكه جهاني سحر ابتداي كار توافق و گفتگويي با مسوولان سازمان انرژي هسته اي انجام داده بود، اما بعد در ادامه به اين نتيجه رسيده بود كه همراهي زياد با آنها ممكن است فيلم را از نظر توليدي دچار مشكل كند. به همين دليل به صحبت ها و توافق هاي ابتدايي اكتفا كرده بودند تا برخي خط قرمزها را رعايت كنند، اما اين طور نبود كه نماينده اي از آنها بر سر طرح حضور داشته باشد.
    
    داستان از بعد از ورود بازرسان به كشور خيلي بست و گسترش پيدا مي كند. در چنين مواقعي جمع و جور كردن داستان خيلي مشكل است چون كار به پايان نزديك و فيلمساز با كمبود زمان مواجه مي شود. از اين شكل جمعبندي كار راضي هستيد؟
    خوشحالم بگويم كه من فيلمنامه مكتوب را كاملامصور كردم و هيچ چيز در پيش بردن قصه و پرداختن به ماجراهاي فرعي، اصلي، شخصيت پردازي ها، حوادث و... را از دست ندادم. نسخه 115 دقيقه اي فيلم تمام و كمال بر اساس فيلمنامه پيش رفته بود، اما مجبور بوديم براي نسخه نهايي كه زير 90 دقيقه باشد كار را جرح و تعديل كنيم و به همين دليل خيلي از صحنه ها را جرح و تعديل كرديم تا به زمان مطلوب پخش كننده در سينماي ايران برسيم. واقعا هم كار سختي بود و خود من از اين كار ناراحت بودم و تمام وظيفه به گردن تدوينگر افتاد و به همين دليل سكانس ها و ماجراها به شكل پرشي كار شد و ريتم آن هم تندتر شد و به همين دليل شايد براي تماشاگر عادي فهم فيلم كمي مشكل باشد، اما خوشحالم اين قصه نخ پيوسته اي داشت و تماشاگر عادي در مرتبه دوم تماشاي فيلم مي تواند سرنخ حوادث را به دست بياورد.
    البته بخشي از اين موضوع، ويژگي فيلم هاي متعلق به سينماي جاسوسي است كه در آن قرار نيست همه چيز ساده باشد و گاهي گنگ هستند. مثلادر فيلم «ماموريت غير ممكن» هم خيلي از جزييات در مرتبه دوم تماشاي فيلم به دست مي آيد.
    البته ما هم به شكلي ناخواسته به اين سمت رفتيم، ولي مي شد فيلم براي مخاطب عادي كمي سهل تر هم باشد.
    
    بعد از ورود بازرسان به ايران، نوع ورود و استقبال از آنها خيلي سينمايي نيست و مثلاورود آنها به تشكيلات سازمان انرژي اتمي ديده نمي شود. چرا؟
    پرداختن به آن موضوع با رعايت برخي خط قرمزها صورت گرفت. من در اين بخش بر اساس آنچه در ذهنم داشتم حركت كردم و بر اساس تخيل خودم سعي كردم جايي را به عنوان سازمان انرژي اتمي مشخص كنم وگرنه به شكل واقعي خبر از اين موضوع ندارم.
    
    شما جزو كارگردان هايي نيستيد كه علاقه و اصرار دارند كه داستان خود را در لوكيشن و فضاي واقعي به تصوير بكشند؟
    بدم نمي آيد در وهله اول هر لوكيشني مطابق با محل واقعي خودش باشد. من كار كردن در پلاتو و دكور را دوست ندارم.
    
    فكر كنم منظورم را درست منتقل نكردم. برخي كارگردان ها وقتي قرار است فيلمي در مورد جنگ بسازند، حتما بايد به جنوب كشور بروند، اما برخي ديگر مي توانند فيلم خود را در جايي مثل شهرك سينمايي دفاع مقدس بسازند. شما جزو كدام دسته هستيد؟
    شكل دوم كار توليدي، فكر كردن است و از نظر اقتصادي هم به صرفه است و بايد در فيلمسازي اين كار را لحاظ كرد، اما به لوكيشن هاي واقعي خيلي اعتقاد دارم، هرچند در مورد انرژي اتمي اين امكان پيش نيامد.
    
    فيلم چند روزه ساخته شد؟
    ظرف 50 روز ساخته شد، البته با ريتم عادي و زمان بندي معمولي. براي كاري با اين تنوع لوكيشن زمان كمي است، اما تجربه من و ديگر عوامل به اين مساله كمك كرد.
    
    از بازي بازيگران فيلم رضايت داريد؟ گاهي برخي بازيگران از ديدن چند جنازه هيچ واكنشي نشان نمي دهند؟!
    بازيگرها از پيش انتخاب شده بودند، اما در ذهن من افراد ديگري بودند. از نظر علاقه شخصي خودم دانيال حكيمي و فرهاد قائميان را خيلي مي پسندم. خانم تروريست اول و آن زن نويسنده را هم با وجود كوتاهي نقش خيلي دوست دارم، چون از نظر هنر بازيگري كاملاراضي بودم.
    
    وقتي بازي يك بازيگر ضعيف است چطور مي توان او را ارتقا داد؟
    بازيگر هميشه به راهنمايي كارگردان نياز دارد. بخصوص وقتي بازيگر زبان كارگردان را هم بلد نباشد. در مورد بازيگران خارجي توسط يك مترجم رفتار و كردار و بازي را انتقال مي دادم و بعد هم ديالوگ ها توسط يك مترجم به او منتقل مي شد. البته غير از راهنمايي هاي يك كارگردان، خود بازيگر هم بايد از يك نيرويي وراي آنچه كارگردان مي گويد، برخوردار باشد و اگر كارگردان از او خواست راه برود، چيزي بيش از تصور كارگردان عمل كند تا كار به سمت بهبود برود، اما برخي بازيگران اين توانايي را ندارند.
    
    شرايط كار در خارج از كشور و فشار احتمالي كار در كيفيت بازي ها تاثيري نداشت؟
    خيلي هم بي تاثير نبود، اما سعي كرديم اين مساله زياد روي كار ما سايه نيندازد و ما را تحت تاثير قرار ندهد. خيلي سعي كرديم روحيه اي طبيعي داشته باشيم و كار را جلو ببريم، اما به هرحال تغيير فضا و مملكت روي كار همه ما تاثير مي گذارد. اين وضعيت تا چند روز است و پس از مدتي شرايط عادي مي شود.
    يكي از غافلگيري هاي اصلي فيلم مربوط به شخصيت ورونيكا است. اين موضوع در بازي او خيلي خوب از كار درآمده و حتي در بخش هايي از داستان دل مخاطب براي او مي سوزد.
    سعي كردم شخصيت ورونيكا را به شكلي پيچيده و چند بعدي عرضه كنم. پرداختن و نشان دادن چنين شخصيت هايي در سينما كار سخت و مشكلي است. نمي گويم به شكل صددرصد، اما تا حدود 70 درصد به آنچه فيلمنامه مي خواست و ما مي خواستيم در خصوص چند بعدي و چند وجهي بودن اين شخصيت رسيديم.
    
    شما جزو كارگردان هاي فعال گذشته هستيد. علت كم كاري شما در اين سال ها چيست؟
    آخرين فيلم سينمايي ام كه به نمايش هم در نيامد، به نام «آخرين شليك» بود كه از دل مجموعه اي تلويزيوني بيرون آمد و به خاطر مسائل سياسي غير قابل نمايش شد. پس از آن تا سال 87 فيلم نساختم و فقط در ذهنم فيلم مي ساختم. در آن سال ها چندين فيلمنامه داشتم كه هيچ گاه از ذهن من بيرون نيامد. علتش اين بود كه ذائقه تهيه كننده ها، مديران و تماشاگران تغيير كرده بود.
    ژانر مورد علاقه من حادثه اي اجتماعي است كه طي اين سال ها توي سرش زده و تحقير شد و نوعي مي توانم بگويم اين ژانر كه جزو فيلم هاي جدي محسوب مي شد، به سينماي لوده و بظاهر كمدي تنزل كرد و من هم هميشه از ساخت اين فيلم ها پرهيز مي كردم؛ البته در رگ و خون من هم نيست كه فيلم هاي لوس و بي مزه بسازم. من براي سينماي كمدي ارزش قائلم به شرطي كه واقعا سينماي كمدي باشد. كارگردان هاي بزرگي مانند وودي آلن هستند كه سال ها فيلم كمدي ساخته اند، اما سينماي كمدي ايران كمدي نيست، بلكه لودگي است و من هميشه از اين سينما پرهيز مي كردم. هر وقت پيش تهيه كننده اي با فيلمنامه اي زير بغل مي رفتم مي گفت اگر كمدي است كار مي كنيم وگرنه علاقه اي به سينماي جدي نداريم و همين قضايا باعث شد به طرف تلويزيون بروم و كار تلويزيوني كنم.
    
    فيلمسازي مطلوب شما چيست؟
    تا الان موفق نشدم فيلم هاي مورد علاقه خودم را كه از وجود خودم و تمام احساسات و فرهنگ خودم نشات مي گيرد، بسازم. فقط دلم خوش بود كه در يك فيلم سينمايي يا سريالي تلويزيوني چندين سكانس از فيلم را آن طور كه خودم دوست دارم كار كنم و دلم را به همين چند سكانس ها خوش كرده بودم. در فيلم شكار روباه هم شايد 50 درصد از فيلم راضي هستم كه آن هم فقط به خودم مربوط است و خودم مي دانم در اين سكانس ها چقدر موفق بوده ام.
    گفتگو با مجيد جوانمرد، كارگردان فيلم «شكار روباه»ژانر حادثه اي در سينماي ايران تحقير شده است
    


 روزنامه جام جم، شماره 2744 به تاريخ 7/10/88، صفحه 9 (سينما)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 852 بار
    



آثار ديگري از "رضا استادي"

  درد مزمن بي قاعدگي / به بهانه پخش صحنه هاي خشونت در سريال انقلاب زيبا
رضا استادي، اعتماد 16/6/93
مشاهده متن    
  نگراني براي چيست؟
رضا استادي، اعتماد 22/2/93
مشاهده متن    
  مرد هزار چهره / درباره «داريوش كاردان» و فعاليت هايش
رضا استادي، اعتماد 4/12/92
مشاهده متن    
  جشنواره فيلم فجر هم اكران خصوصي دارد
رضا استادي، اعتماد 11/11/90
مشاهده متن    
  تبيين خطوط قرمز در فعاليت هاي فرهنگي / پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت ارشاد سال پُركاري در پيش رو دارد
رضا استادي، جام جم 25/12/89
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
صنايع زيرساخت هاي كشاورزي، غذايي، دام و طيور (دامپروران)
متن مطالب شماره 205، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است