|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد88/10/27: گفت وگوي اختصاصي با پروفسور «مايكل بهه» درباره داروين : دانشمندان، فيلسوفانخوبي نيستند
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4274
شنبه 15 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 2153 27/10/88 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
      


گفت وگوي اختصاصي با پروفسور «مايكل بهه» درباره داروين : دانشمندان، فيلسوفانخوبي نيستند


نويسنده: سيدايمان ضيابري


    گروه علم: مباحثه و مناظره بين طرفداران دو مكتب علمي تكوين گرايي و خلقت گرايي در سال 2009 ميلادي و همزمان با دويستمين سالروز تولد «چارلز داروين» دانشمند و زيست شناس انگليسي و بنيانگذار نظريه تكامل كه از او به عنوان پدر علوم بريتانيا ياد مي كنند، به اوج خود رسيد. نظريه هاي اين زيست شناس برجسته كه با انتشار يك اثر تحول آفرين و بي مانند به نام «اصل انواع» در سال 1895، آوازه جهاني خود را ماندگار كرد و بنيانگذار يك جنبش نوين در عرصه علوم طبيعي شد، 200 سال پس از تولد او همچنان با حرارت و اشتياق در محافل علمي دنبال مي شود. طرفداران مكتب فكري خلقت گرايي باور دارند كه نظريه هاي «چارلز داروين» و آنچه او در كتاب «اصل انواع» به عنوان نظريه انتخاب طبيعي بسط و گسترش داده، متناقض هستند و قوانين اثبات شده خلقت رانفي مي كنند. از سوي ديگر، طرفداران مكتب فكري تكوين گرايي كه از آنها به عنوان «داروينيست» نيز ياد مي شود، اعلام مي كنند خلقت گرايان پايه هاي مستدل و مستندي براي اثبات باورهاي خود ندارند و تنها پيرو عقايدي هستند كه جهان سكولار، تمايلي به توقف روي آنها ندارد. پروفسور «مايكل بهه» بيوشيمي دان و زيست شناس شهير امريكايي كه با طرح نظريه «پيچيدگي كاهش ناپذير» در رد نظريه انتخاب طبيعي، محافل خبري علمي در سراسر جهان را به خود معطوف كرد و انتشار كتاب جنجالي او با نام «جعبه سياه داروين» در سال 1996، معادلات در مناظره بين «تكوين گرايان» و «خلقت گرايان» را دگرگون ساخت تا امروز به دليل طرح ديدگاه هايي كه جامعه علمي اروپا و امريكا معمولاً مشابه آن را نمي شنود، با اتهامات و حملات فراواني مواجه شد، از جمله اينكه منتقدان، فرضيه هاي او را «استدلال از روي جهالت» خواندند. بنا به نظريه پيچيدگي كاهش ناپذير (كه به دليل ارتباطات مفهومي با مكتب «طراحي هوشمند» در جامعه امريكا با واكنشي پرخاشگرانه مواجه شده) برخي سيستم هاي بيوشيميايي وجود دارند كه به شكلي ناكاستني و ساده نشدني، پيچيده و غامضند و از همين رو نمي توانند در طول زمان، از شكل هاي ساده تر به شكل هاي پيچيده تر ارتقا يافته باشند. اگر با استفاده از برخي مثال هاي عيني در سيستم عصبي يا گوارشي بدن، اين امر ثابت شود كه بافت هاي سلولي، لزوماً در طول زمان تكوين نيافته اند و در يك فرآيند تاريخي پيچيده تر نشده اند، نظريه تكوين «چارلز داروين» با چالشي اساسي روبه رو خواهد شد. گروه علم روزنامه اعتماد براي بررسي دقيق تر مكتب فكري «خلقت گرايي» گفت وگويي اينترنتي با پروفسور «مايكل بهه» ترتيب داد تا تصوير روشن تري از اين نظريه ترسيم شود.
    

    سازمان ها و نهادهاي بين المللي هر كدام به فراخور وظايف و اختيارات خود، بر سال 2009 ميلادي نام هايي گذاشته اند كه از جمله آنها سال جهاني «سيب زميني»، سال جهاني «نيكلاي گوگول»، سال جهاني «آشتي» و سال جهاني «نجوم» را شنيده ايم. با اين حال سال 2009 به واسطه اينكه دويستمين سالگرد تولد «چارلز داروين» دانشمند پرآوازه انگليسي و واضع نظريه «تكوين» به شمار مي رود، در جامعه بين الملل و محافل علمي سراسر جهان ارج و اهميت خاصي داشته و تلاش هاي زيادي براي تمايز اين سال به خصوص انجام شده تا در آن بازخواني نظريه ها و ديدگاه هاي «داروين» و بزرگداشت او به شكل چشمگير و خيره كننده يي انجام شود. جشنواره ها، مسابقات، سمپوزيوم ها و كنفرانس هاي بزرگ بين المللي با صرف ميليون ها دلار و با رهبري دانشگاه ها و موسسه هاي علمي انگليس در اين سال برپا شدند تا ميراث «داروين» كه در كنار «ايزاك نيوتن» سمبل علم و دانش بريتانياي كبير به شمار مي رود، به شايستگي حفظ و حراست شود. با اين حال پس از گذشت بيش از 50 سال از طرح نظريه «تكوين» در كتاب «منشاء انواع» كه در آن وجود يك ساز و كار هوشمند و ازپيش برنامه ريزي شده براي خلقت موجودات به چالش گرفته شده و از همين رو نيز بسياري از دانشمندان دين گرا، نظريه هاي «داروين» را زيربناي آغاز عصر جديد سكولاريسم در اروپا مي دانند، هنوز ابهام ها و پرسش هاي متعددي درباره صحت و اتقان علمي نظريه هاي او وجود دارد و كتاب «جعبه سياه داروين» نوشته پروفسور «مايكل بهه» نيز از جمله كتاب هايي است كه سوالات چالش برانگيزي درباره اصل انتخاب طبيعي، موتاسيون، «تكوين» و ساير نظريه هاي «داروين» مطرح مي كند. با وجود اينكه دانشمندان خلقت گرا به دليل طرح و بحث درباره آنچه جامعه علمي اروپا غالباً «شبه علم» مي خواند، تحت فشارها و محدوديت بوده اند و اغلب اوقات نيز به دادگاه كشيده مي شوند، پروفسور «مايكل بهه» كه با طرح نظريه «پيچيدگي كاهش ناپذير» در سال 2006 به شهرت جهاني دست يافت، از جمله نظريه پردازان علوم طبيعي است كه به رغم مواجهه با حملات و تهديدهاي متعدد، همچنان ديدگاه هاي خود را تبليغ مي كند و در سال 2007 نيز با دريافت 20 هزار دلار حاضر شد نظريه هاي علمي خود را به عنوان يك «شاهد متخصص» در دادگاه ACSIv.Roman Sterns مطرح كند. خلاصه نظريه پيچيدگي كاهش ناپذير از ديدگاه پروفسور «بهه» اين است كه برخلاف آنچه «داروين» ادعا مي كند، برخي از ساختارهاي بيولوژيك، آنقدر پيچيده هستند كه نمي توانند در طول زمان و پس از مدتي «غياب» و «عدم»، ناگهان بروز كرده باشند و وجود آنها از ابتدا براي رشد و تكامل موجود زنده «حياتي» و «اجتناب ناپذير» بوده است، در نتيجه اين گونه نيست كه بر اثر تعامل با محيط اطراف يا به دليل جبر زماني، برخي ويژگي هاي جديد در موجودات زنده بروز كند. البته برخي از دانشمندان در پاسخ به نظريه «مايكل بهه»، «زرافه» را مثال زدند كه در ابتدا يك موجود كوتاه قد بوده، اما در طول هزاران سال و براي دستيابي به برگ هاي درختاني كه به مرور بلندتر مي شدند، خود را بالاتر كشيده و نهايتاً به موجودي با گردن بسيار دراز تبديل شده است. با اين حال پروفسور «مايكل بهه» بيوشيميدان امريكايي و استاد Lehigh University در پنسيلوانيا در گفت وگوي اختصاصي با «اعتماد» از نظريه هاي خود دفاع مي كند و پاسخ برخي از ابهامات رايج در جامعه علمي را نيز مي دهد. در اين گفت وگو همچنين به طرح دعواي قضايي عده يي از والدين دانش آموزان مدرسه Dover Area School District عليه مسوولان مدرسه كه تصميم داشتند در كنار نظريه هاي تكوين گرايانه «داروين»، نظريه «طراحي هوشمند» را نيز در واحدهاي درسي دانش آموزان بگنجانند، اشاره شده است. در نتيجه برگزاري اين دادگاه، انتخاباتي برگزار شد كه اعضاي هيات مديره قديم همگي در آن باختند و يك هيات مديره جديد روي كار آمد. همچنين با استناد به قانون اساسي ايالات متحده امريكا و به حكم قاضي «جان ادوارد جونز سوم»، تدريس نظريه خلقت تا اطلاع ثانوي در مدارس ايالت پنسيلوانيا ممنوع شد.
    
    -آقاي پروفسور «بهه»، دانشمندان به طور طبيعي و به عنوان بخشي از وظايف علمي خود، نظريه هايي را مطرح مي كنند و اين نظريه ها در محيط دانشگاهي مورد بحث قرار مي گيرند: يا مورد پذيرش قرار مي گيرند يا در نتيجه بحث و بررسي ها رد مي شوند. اما ديده مي شود بعضي از اين نظريه هاي علمي، مورد برخوردهاي سياسي قرار مي گيرند. حتي زماني كه شما نظريه «پيچيدگي كاهش ناپذير» را مطرح كرديد، دانشگاه Lehigh بيانيه يي صادر كرد و به طور آشكار، از اين نظريه برائت جست و گفت از آن حمايت نمي كند. دليل اين گونه عكس العمل ها به يك نظريه علمي چيست؟
    
    فرضيه هاي علمي معمولاً جنجال برانگيز نيستند مگر اينكه دلالت هاي سياسي، اخلاقي يا هستي شناسانه داشته باشند. نظريه «طراحي هوشمند» هم نمونه يي از يك تئوري علمي با دلالت هاي هستي شناسانه است، به اين معنا كه «چه چيزهايي وجود دارند». با اين حال بعيد است اين نظريه ، اولين نمونه باشد. در قرن هفدهم «نيوتن» هم فرضيه گرانش را مطرح كرد. در زمان خود، اين نظريه بسيار جنجال آفرين شد، چرا كه «نيوتن» عملاً مي گفت اجسام بدون اينكه با يكديگر تماس فيزيكي داشته باشند، مي توانند تعامل كنند. اين نظريه برخلاف ديدگاه هاي رايج آن زمان بود و به نظر مي رسيد «نيوتن» مي خواهد ادعا كند در جهان ما چيزهاي بيشتري از آنچه ديده مي شود، وجود دارد. نمونه ديگر هم تئوري «انفجار بزرگ» است. صد سال پيش دانشمندان تصور مي كردند جهان هستي پايان ناپذير و اساساً غيرقابل تغيير است. اما نجوم اثبات كرد كهكشان ها در حال فاصله گرفتن از يكديگر و از زمين هستند، و اين آغاز نظريه انفجار بزرگ بود. برخي از دانشمندان از اين نظريه متنفر بودند، چرا كه باور داشتند اين ديدگاه مي تواند به يك مبدا اشاره كند و آن مبدا خلقت هستي است. من تصور مي كنم نظريه «طراحي هوشمند» هم به همين دلايل بحث برانگيز بوده است. همانند نظريه «انفجار بزرگ»، اين ديدگاه هم به چيزي كه فراتر از توضيح ما براي جهان هستي است، اشاره مي كند.
    
    -يعني آيا جهان مدرن و توسعه يافته غرب از باور مردم به يك خالق هوشمند كه ما به عنوان «خداوند» مي شناسيم و معتقديم در چارچوب مفاهيم علم لمس شدني و عيني قابل تعبير و تعريف نيست، هراسان خواهد بود؟ چرا آنها اجازه تدريس نظريه «طراحي هوشمند» را در مدارس خود نمي دهند؟
    
    دلايل مختلفي وجود دارد كه چرا در مجامع علمي، چنين واكنش هاي سختي نسبت به نظريه «طراحي هوشمند» وجود دارد. نخست اينكه حداقل در ايالات متحده، تاريخچه يي از درگيري بين علم و برخي از گروه هاي مذهبي، كه براي زمين عمر كمي قائل هستند، وجود دارد، در نتيجه برخي هم نظريه طراحي هوشمند را در چارچوب همان درگيري ها مي بينند. دليل دوم اين است كه بسياري از دانشمندان دوست دارند فكر كنند كه مي توانند همه ويژگي هاي جهان هستي را توضيح دهند، در نتيجه در مقابل كساني كه ادعا مي كنند شايد علم نتواند اين كار را انجام دهد، موضع مي گيرند و نهايتاً برخي از دانشمندان، به ويژه در مراكز برگزيده و نخبه علمي، منكر خداوند هستند و نمي خواهند اصلاً خداوند يا هرچيزي فراتر از طبيعت وجود داشته باشد. آنها در مقابل هرچيزي كه ممكن است به آنها ثابت كند شايد اشتباه مي كنند، شديداً خواهند ايستاد.
    
    -گفته مي شود دادگاه «كيتزميلر» و مدرسه
    
    Dover Area School District در سال 2005، كه شما نيز در آن به حمايت از تصميم هيات مديره مدرسه شهادت داديد، يكي از نخستين نمونه هاي مقاومت رسمي در برابر نظريات خلقت گرايانه در امريكا بوده و در آن تدريس نظريه «طراحي هوشمند»، مغاير با قانون اساسي تشخيص داده شده است. آيا تصور مي كنيد حكم پاياني قاضي «جان ادوارد جونز سوم» بي طرفانه و عيني بوده است؟
    
    نه، من تصور نمي كنم حكم قاضي «جونز» بي طرف و عاري از تعصب بوده است. من فكر نمي كنم قاضي هيچ كدام از استدلال هاي آكادميك را كه در دادگاه او، چه از ديدگاه علمي، فلسفي، خداشناسي و چه از طرف شكات و متهمان مطرح شد، متوجه شده باشد. اگر شما اسناد مربوط به دادگاه را بررسي كنيد، خواهيد ديد كه وقتي در حكم قاضي از ماهيت علم صحبت به ميان آمده، ديدگاه هاي قاضي به طور كلي از سندي كه توسط وكيل يكي از شاكيان به او داده شده، كپي برداري شده است. هيچ مدركي در دست نيست كه بدانيم او آنچه رونويسي مي كرده را متوجه شده است. اما وقتي مجامع علمي معتبر همگي با قدرت در برابر هيات مديره يك مدرسه محلي در سوي ديگر صف كشيدند، قاضي هم به سمت آناني رفت كه در جامعه از قدرت فرهنگي برخوردار هستند.
    
    من از تصميم قاضي متاسفم، اما تصور مي كنم انتخاب هيات مديره كه در آن اعضاي قديمي باختند و يك گروه جديد روي كار آمد، نمونه يي معقول از يك حركت دموكراتيك بوده است. موضوع اصلي براي بسياري از ساكنان محلي، مطالبي كه در مدرسه تدريس مي شد، نبود بلكه هزينه هاي دادگاه بود كه از يك ميليون دلار فراتر رفت. شهرونداني كه فرزندان شان در آن مدرسه نبودند يا اطلاع كمي از موضوع داشتند، بايد همچنان ماليات هاي بيشتر بپردازند تا بتوانند مخارج قانوني دادگاه را بپردازند. اين بسياري از آنها را عصباني كرد و در نتيجه آنها عليه هيات مديره قديم راي دادند.
    

    -آقاي پروفسور «بهه» چرا عده يي از دانشمندان اروپايي معتقدند يك ديدگاه خلقت گرايانه درباره ماهيت هستي با صحت علمي نظريه «تكوين» در تعارض است و در نتيجه علم و دين نمي توانند با يكديگر سازگار باشند؟ آيا اين تنها به دليل ذكر مدت خلقت جهان در شش روز است كه انجيل به آن اشاره مي كند يا ارتباطي به ديدگاه برخي از خلقت گرايان كه معتقدند جهان در 10 هزار سال پيش شكل گرفت، دارد؟
    
    در واقع اختلاف اصلي بر سر نقش «تصادفي بودن» در نظريه تكامل است. بسياري از دانشمندان، تعابير مذهبي درباره خلقت و حتي آناني كه به قدمت طولاني زمين اذعان مي كنند را هم ناديده مي گيرند چرا كه نظريه داروين مستلزم اين است كه حيات تنها بر اساس تغييرات تصادفي و انتخاب طبيعي اتفاق بيفتد. اگر خداوند به هر شكلي در حال هدايت كردن تحولات زندگي است، در نتيجه حيات تنها بر اساس «شانس» توسعه نيافته، بلكه براساس هدايت و طراحي به رشد رسيده است. بسياري از دانشمندان اين احتمال را بنا به دلايلي كه در سوالات قبلي توضيح دادم، دوست ندارند. تنها اين نيست كه عده يي معتقد باشند جهان 10 هزار سال پيش متولد شده است. بسياري از دانشمندان، به شدت در برابر هر نظريه يي كه دلالت بر طراحي هوشمندانه جهان داشته باشد، مي ايستند. سازمان هاي رسمي علمي همان قدر مخالف ادعاهاي محدود نظريه «طراحي هوشمند» هستند كه مخالف باورمندان به يك جهان كم سن و سال.
    
    -با اين تفاسير، يكي از نظرسنجي هاي منتشرشده در فوريه 2009 توسط موسسه گالوپ نشان مي دهد تنها 39 درصد از مردم امريكا اذعان كرده اند «به فرضيه تكامل باور دارند» و در انگلستان هم به طور مشابه، نظرسنجي «نجات داروين» نشان داد تنها 25 درصد از بريتانيايي ها باور دارند تئوري تكامل «چارلز داروين»، «كاملاً صحيح» است. دليل اين ترديدها به نظر شما چيست؟
    
    من فكر مي كنم دليل اصلي اين اختلاف، تفاوت بين فلسفه عناصر نخبه جامعه و مردم عادي است. بسياري از نخبگان جامعه ما مانند دانشگاهيان، رسانه ها، صاحبان صنايع، هنر و... معتقد به سكولاريسم هستند و در نتيجه نظريه «داروين» با جهان بيني آنها سازگار است. اما توده هاي مردم عادي داراي ديدگاه هاي مذهبي هستند و نگاه آنها محدود به اين نياز نيست كه همه چيز در جهان را براساس شانس و قوانين طبيعي توضيح دهند. در نتيجه وقتي آنها شواهد نظريه «داروين» را مي بينند، بسياري از مردم نسبت به آن رغبتي ندارند.
    
    -و در پايان اينكه مخالفان نظريه طراحي هوشمند، استدلال خلقت گرايان را كه سيستم هاي بيولوژيك پيچيده نمي توانند به مرور زمان و تدريجاً ايجاد شده باشند رد مي كنند و آن را «استدلال از روي جهالت» مي دانند. با اين حال علم هنوز از پاسخ به بسياري از سوالات رايج، از جمله چرايي روي دادن توانايي ويژه صحبت به چندين زبان مختلف در مبتلايان به سندرم آسپرگر عاجز است و كاركرد مغز در اين زمينه را شناسايي نمي كند. شما در اين زمينه چه فكر مي كنيد؟
    
    من موافقم كه علم توضيح بسيار كمي درباره كاركرد ذهن انسان ارائه داده است. اين امر به خودي خود تعجب آور نيست چرا كه سوالات زيادي وجود دارد كه علم حتي در آنچه مردم به عنوان قلمرو اصلي علم مي شناسند هم نمي تواند پاسخي به آنها بدهد. اين اختلاف بزرگ به اين دليل رخ مي دهد كه بسياري از دانشمندان تصديق نمي كنند چيزهايي فراتر از قلمرو علم هم وجود دارد. آنها برخلاف همه شواهد، فرض مي كنند مغز انسان تنها يك فشرده پيچيده از مواد است و به چيز بيشتري اشاره نمي كنند. اين ديدگاه براي بسياري از غيردانشمندان نامفهوم است، اما به اين دليل كه بسياري از دانشمندان، خود را باهوش تر و بهتر از اكثريت انسان ها مي دانند، به ديدگاه هاي آنان هم احترام نمي گذارند. يقيناً اين امر به تناقض هايي منجر مي شود و در نتيجه يك دانشمند بايد فكر كند كه ذهن خود او هم تنها تركيبي از مواد است كه براي بقا ساخته شده اند، اما اكثر دانشمندان، فلاسفه خوبي نيستند و تناقض ها را نمي بينند .
    گفت وگوي اختصاصي با پروفسور «مايكل بهه» درباره داروين : دانشمندان، فيلسوفانخوبي نيستند
    


 روزنامه اعتماد، شماره 2153 به تاريخ 27/10/88، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1112 بار
    



آثار ديگري از "سيدايمان ضيابري"

  نمونه اي از بهره برداري هاي غيراخلاقي از علم / آشنايي با انواع جنگ افزارهاي شيميايي و ميكروبي
سيدايمان ضيابري، شرق 15/6/90
مشاهده متن    
  آغاز عصر كشتار صنعتي / نگاهي به دستاوردهاي علمي و فناوري جنگ جهاني اول
سيدايمان ضيابري، شرق 1/10/89
مشاهده متن    
  همچنان پشتيبان بيمار خود باشيد / گفت وگوي شرق با پروفسور «ادوارد بالمور» درباره گسترش جهاني اختلال هاي رواني
سيدايمان ضيابري، شرق 21/7/89
مشاهده متن    
  گفتگوي جام جم با كارلوس لاتوف، كاريكاتوريست برزيلي عقايدم را با پول معامله نمي كنم
سيدايمان ضيابري، جام جم 13/2/89
مشاهده متن    
  لزوم رعايت بهره وري در مصرف انرژي : اولين گام ها را باور كن
سيدايمان ضيابري، اعتماد 21/6/88
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه گزيده دنياي سراميك
متن مطالب شماره 35، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است