|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه رسالت88/12/20: بررسي علل همگرايي و ناهمگرايي دو مذهب شافعي و حنفي با شيعه اماميه
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 9526
چهار شنبه 5 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6942 20/12/88 > صفحه 17 (فرهنگي) > متن
 
      


بررسي علل همگرايي و ناهمگرايي دو مذهب شافعي و حنفي با شيعه اماميه
فرق اسلامي براي داشتن تعامل اجتماعي بهتر نيازمند به شناخت يكديگرند

نويسنده: محمد برفي

مسلمانان براي داشتن تعامل اجتماعي بهتر با يكديگر نيازمند شناخت يكديگرند، آن هم در شرايطي كه در دايره مذهب و فرق قرار گرفته اند. كشورهاي اسلامي در صورتي خواهند توانست از روابط حسنه برخوردار شوند و امت واحدي را تشكيل دهند كه بتوانند شباهتها و مشتركات فرق اسلامي را كشف و با زباني مشترك در جهت توسعه مشتركات و اصول مسلم اسلام قدم بردارند. دستيابي به اين امر از يك طرف نيازمند بررسي هويت تاريخي شكل گيري مذاهب و كشف نقاط مشترك آنان دارد و از طرفي ضرورت شناخت وضعيت مسلمانان پيرو هر فرقه و مذهب را در حال مي طلبد. چون مذاهب اسلامي در سير تاريخي خود مواجه با جريانهاي متعددي شده اند و بدون شناخت اين جريانها نمي توان به شناخت كامل و درستي از هر مذهب و پيروان آن دست يافت. چنانچه در مقطعي از تاريخ امت اسلامي، مسلمانان برخوردار از چنان وسعت نظر و سعه صدري بودند كه هر كس آزاد بود ديدگاههاي خود را بيان كند، حال آنكه در مقاطعي سطح فكري چنان پايين مي آيد و آزادي انديشه چنان محدود مي گردد كه بخشهايي از دنياي اسلام فاقد انديشه و بالندگي مي گردند. يا مانند تقسيم مسلمانان بين دو بلوك شرق و غرب در دنياي امروز و استفاده ابزاري از مسلمانان نمودن در دوران جنگ سرد و تقسيم اسلام به اسلام غربي يا شرقي و در نهايت اسلام را دين شمشير خواندن و مسلمانان را تروريست ناميدن.
    در مذاهب اربعه اهل سنت، در تقدم زماني به ترتيب حنفي، مالكي، شافعي و حنبلي در سه مكان بغداد، مدينه و مصر به وجود آمدند و از نظر سطح قلمرو امروزي به ترتيب حنفي، شافعي، مالكي و حنبلي بيشترين پيروان را دارا مي باشند و از نظر قرابت در روش و مباني فقه و اصول فقه، دو مذهب حنفي و مالكي به هم نزديكتر بوده، چون علاوه بر استفاده از نص، از روشهاي تعقلي، قياسي و تجربي نيز در تبيين معرفت دين و احكام بهره جسته اند و دو مذهب شافعي و حنبلي قرابت بيشتري به يكديگر دارند چون بيشتر تاكيد بر نقل و نص دارند. با وجود آنكه دو مذهب حنفي و مالكي از نظر مباني و روش استنباط احكام و همچنين احكام فقهي به شيعه اماميه نزديكتر مي باشند، اما در اذهان و افكار عمومي جامعه ما، معمولاشافعي مذهبها را به شيعه اماميه نزديكتر مي دانند كه در اين مقال سعي خواهيم كرد ضمن بررسي علل اين همگرايي و ناهمگرايي در سير تاريخي، به رهنمودهايي جهت وحدت امت اسلامي در حال، دست پيدا كنيم.
    فرضيه اساسي اين پژوهش اين است كه دلايل همگرايي و ناهمگرايي بين مذاهب اسلامي بيشتر بر يك سري تعاملات و تصادمات سياسي و اجتماعي شكل گرفته تا اصول و رو شهاي مشترك. همان گونه كه اشاره شد مهمترين دستاورد اين پژوهش اين است كه ضمن شناخت پيدا كردن نسبت به عللي كه در مسير تاريخي بسترساز ناهمگرا شدن و رهنمودهايي در مسير همگرايي بر مبناي اصول و متد و روش هاي مشترك دست يافت.
    
    مهمترين عواملي كه در باب همگرايي و نزديكي تشيع با شوافع مي توان برشمرد عبارتند از:
    1- اشعار امام شافعي (رض) در مدح اهل بيت پيامبر (ص) و متهم شدن به شيعي گري در دستگاه حكومت عباسيان اين پيوند را تا به امروز در دلها حفظ كرده است، آنجا كه فرمود:
    يا را كبا قف بالمخصب من مني
    واهتف بقاعد خيفها والناهض
    سحرا اذا فاض الحجيج الي مني
    فيضا كملتطم الفرات الفائض
    ان كان رفضا حب آل محمد
    فليشهد الثقلان اني رافضي 1()
    يعني اي سواره، اگر به مكه مي روي در ريگزار منا بايست و سحرگاهان خطاب به ساكنان مسجد خيف كه همانند امواج خروشان دريا به منا سرازير مي شوند ندا سر داده و بگو؛ اگر دوست داشتن آل محمد رفض است، انس و جن گواه باشند كه من - شافعي - رافضي هستم.
    امام شافعي معتقد بود كه محبت خاندان رسالت (ص) حكم واجبي است كه خداوند در قرآن دستور داده و براي نشان بزرگي و فضيلت ايشان همين كافي است كه اگر كسي بر آنها در نماز سلام و صلوات نفرستد نمازش ادا نخواهد شد.
    يا آل بيت رسول الله حبكم
    فرض من الله في القرآن انزله
    يكفيكم من عظيم الفخر انكم
    من لم يصل عليكم لاصلاه له 2()
    يعني اي آل محمد، محبت شما فريضه اي است كه خدا آن را در قرآن نازل كرده و همين يك دليل بر عظمت قدر شما كافي است كه هر كس نماز بخواند و بر شما درود نفرستد نمازش نماز نيست.
    در ارادت و علاقه امام شافعي به اهل بيت پيامبر (ص) همين بس كه او متهم به تشيع و حمايت از علويون شد و مجبور به ترك يمن گرديد و جهت محاكمه به بغداد آورده شد و در معرض خطر مرگ قرار گرفت. او معتقد بود كه ارادت به خاندان علي (ع) را بايد علني و آشكار ساخت و اين پندار باطل را از اذهان دور كرد كه رفض را در دوستي فرزندان فاطمه و علي (ع) مي داند و يا ناصبي گري را در دوستي ابوبكر و عمر (رض). به اعتقاد او دو جريان رافضي گري و ناصبي گري كه دوستي و دشمني افراطي را در حق علي (ع) دنبال مي كردند نادرست است؛
    اذا في مجلس نذكر عليا
    وسبطيه و فاطمه الزكيه
    يقالتجاوزو!ي-ا قوم هذا
    فهذا من حديث الرافضيه
    برئت الي المهيمن من اناس
    يرون الرفض حب الفاطميه 3()
    امام شافعي با وجود اينكه از هر گونه انديشه افراطي رافضي گري و خارجي گري و ناصبي گري به دور بود و پيشوايي انديشه معتدل و ميانه اهل سنت را بر عهده داشت مي گفت: اگر علي (ع) را برتري دهيم در نزد بي خردان رافضي هستيم و اگر ابوبكر (رض) را برتر شماريم ما را ناصبي مي خوانند. با توجه به اين بر خوردها، من هم رافضي ام و هم ناصبي و اين مسلك من است تا روزي كه خاك بالينم گردد.
    اذا نحن فضلنا عليا فاننا
    روافض بالتفضيل عند ذوي الجهل
    و فضل ابيبكر اذا ما ذكرته
    رميت بنصب عند ذكري للفضل
    فلازلت ذا رفض ونصب كلاهما
    بحبيهما حتي اوسد في الرمل 4()
    بدين ترتيب امام شافعي ثابت مي كند كه در عين عشق و ارادت به علي و خاندان او مي توان به ابوبكر و عمر نيز عشق ورزيد. نقل موضعگيري امام شافعي بدين معني نيست كه امام ابوحنيفه (رض) نسبت به اهل بيت بي تفاوت بوده است. امام ابوحنيفه (رض) نيز دوستدار خاندان علي (ع) و اهل بيت پيامبر (ص) بود و با وجود اينكه پنجاه و دو سال از عمر خويش را در دوران بني اميه گذراند، هرگز حكام بني اميه را تاييد نكرد و از نزديكي به آنها تبري جست، او از آزار و اذيت اولاد علي (ع) توسط حكام بني اميه ناراحت بود و قيام استاد خويش امام زيد بن علي زين العابدين (ع) عليه هشام بن عبدالملك را به قيام پيامبر (ص) در بدر تشبيه كرد و حمايت مالي خوبي از قيام آن حضرت نمود و از شكست قيام بسيار ناراحت شد و چون مورد سئوال واقع شد كه چرا شخصا در ميدان جهاد حضور نداشته است مي فرمايد: امانتهاي مردم مانع حضورم شد چرا كه امانتها را به «ابن ابي ليلي» دادم از من نپذيرفت لذا از حضور در جهاد باز ماندم. پس از اين واقعه است كه ابن هيبره حاكم كوفه ابوحنيفه(رض) را امتحان مي كند كه تا چه حد به بني اميه نزديك است لذا مسئوليت قضاوت و خزانه داري حكومت را به وي پيشنهاد مي كند اما ابوحنيفه (رض) نمي پذيرد و پاسخ رد مي دهد اگر چه مهر حكومت به او پيشنهاد مي گردد. ساير فقهاي آن روز نيز ابوحنيفه را نصيحت نموده و قسمش مي دهند كه مسئوليت پيشنهادي را بپذيرد، چون در صورت رد آن، جانش در خطر بود. اما امام ابوحنيفه به فقهاي هم عصرش مي گويد: اگر حاكم از من بناي درهاي مسجد اوسط را بخواهد، انجام نخواهم داد چه رسد كه از من خواستار حكم قتل انساني باشد و من آن را تاييد كنم يعني هرگز چنين مسووليتي را نخواهم پذيرفت. ابن ابي ليلي پس از شنيدن سخنان قاطع امام ابو حنيفه (رض) است كه مي گويد: رهايش كنيد، او مسير درست را مي رود و ما بر خطا هستيم. اين چنين بود كه ابوحنيفه با گرفتن مسير درست، زندان را انتخاب كرد و تا سرحد مرگ مورد شكنجه واقع شد و پس از رهايي از زندان نيز عراق را به قصد مكه ترك گفت و تا پايان عمر دولت بني اميه، در مكه باقي ماند. 5()
    امام ابوحنيفه (رض) از سقوط بني اميه مسرور شد و دولت بني عباس را در بدو امر تاييد نمود. خوشحالي و تاييد او به خاطر همراهي با ايرانيان، از آن جهت كه ايراني بود، نبود. چون او خود را هيچ وقت در قالب ايراني يا عربي قرار نداد، بلكه آنچه بدان افتخار مي ورزيد اسلام بود و خوشحالي او بر سقوط بني اميه به سبب ظلم و ستم بني اميه بود به ويژه ستم و تجاوزي كه بر اهل بيت پيامبر (ص) همچون شهادت حسين (ع) و شهادت زيد روا داشتند و دل مسلمانان را از خود رنجاندند. امام ابوحنيفه (رض) از آن رو اميدوار بود كه دولت جديد عباسي كه نسبتي با خاندان پيامبر دارد، بتواند عدل را برقرار نمايد و ستم را دور كند. لذا در خير مقدم به سفاح، بنيانگذار دولت عباسي مي گويد: حمد و سپاس خدايي را كه حكومت را به نزديكان پيامبرش (ص) سپرد و ستم ظالمان را دور نمود و زبان ما را به راستي گشود، با تو بر حكم خدا بيعت مي كنيم به اين اميد كه بر پيمانت تا روز قيامت باقي بمانيد. ما خدا را در باب حكومت به خاطر خويشاوند پيامبرش رها نخواهيم كرد. 6()
    امام ابوحنيفه (رض) بعد از آن در مخالفت با دولت عباسي، زماني سخن گفت كه مشاهده نمود منصور با فرزندان امام علي (ع) دشمني مي ورزد و عبدالله بن حسن بن حسن (رض) استاد ابوحنيفه را زنداني نمود و فرزندانش ابراهيم و محمد معروف به نفس زكيه قيام نمودند. او از قيام فرزندان عبدالله حمايت نمود و همراهي با قيام را برتر از جهاد در مرزهاي جهان اسلام با كفار دانست. لذا ضمن تشويق مردم به همراهي با قيام ابراهيم و محمد، بعضي از فرماندهان منصور را از مواجهه با ابراهيم و محمد منع نمود. حسن بن قحطبه يكي از آنها مي باشد كه به دست ابوحنيفه توبه نمود و از فرماندهي سپاه منصور سرباز زد. امام ابوحنيفه (رض) در حمايت از اين قيام آنچنان آشكارا برخورد كرد كه شاگردش «زفر بن هذيل» مي گفت: به خدا قسم شما آن قدر سخن مي گوييد تا گردن ما را به دار آويزند و امام ابوحنيفه نه تنها سخن گفت، بلكه هداياي منصور و مسئوليت قضاوت را رد نمود و زندان و شهادت را بر تاييد حاكم ظالم ترجيح داد. 7()
    2- عدم تصادم و برخورد سياسي تشيع امامي با شوافع:
    در هيچ مقطع و دوره اي پيروان اين دو مذهب در يك زمان بر مسند قدرت نبودند كه بين آنها برخورد سياسي پيش آيد.
    3- شافعي مذهب بودن مردم ايران پيش از صفويه:
     كه خود مي تواند خاطره نزديكي به يكديگر را سينه به سينه حفظ كند. سخن علامه دواني در شيراز معروف است كه در اوايل به قدرت رسيدن صفويه بعد از پايان مهلت حكومت مبني بر شيعه شدن در سخنراني خود مي گويد: من و خانواده ام شيعه شديم و در پاسخ به معترضان گفت: به خاطر عمر (رض) و علي (ع) نمي خواهم خود را به كشتن بدهم چون آن دو با يكديگر زندگي كردند و الآن حكومت مي خواهد كه نام مذهب من اين باشد لذا من هم آن نام را انتخاب مي كنم. اما در مقابل علامه تفتازاني حنفي مذهب در هرات مقاومت به خرج داده و چوبه دار را انتخاب مي كند.
    4- به دليل بر مسند قدرت نبودن شوافع در چند سده اخير، استعمارگران غربي در مناطق شافعي مذهب بيشتر بر دين گريزي توجه داشتند تا تفرق مذهبي و اصولاسايه استعمار در آن مناطق كمتر بوده است. كشورهايي مانند اندونزي، مالزي، كشورهاي عربي خاورميانه، به نسبت كشورهايي مانند پاكستان، هندوستان، برمه و بنگلادش و كشورهاي آسياي ميانه كمتر مستعمره بودند لذا شافعي مذهبهاي ايران زمين متاثر از كشورهاي عربي هستند اما حنفي مذهبها متاثر از كشورهاي همسايه شرقي به ويژه شبه قاره كه مستعمره بودند.
    عواملي كه موجبات ناهمگرايي و دوري احناف و تشيع امامي را از يكديگر فراهم ساخته عبارتند از:
    1- تقابل قدرت سياسي احناف با دوره هايي كه تشيع امامي بر مسند قدرت بودند به ويژه در دوره صفويه كه در تقابل جدي با عثمانيهاي حنفي مذهب مسلط بر غرب و مركز دنياي اسلام و حكومت گوركانيان حنفي مذهب شبه قاره در شرق بود.
    2- تلاش استعمارگران در مناطق حنفي نشين در راستاي تفرق مذهبي، تا از اين طريق قدرت سياسي شان را متلاشي كنند چنانچه در شبه قاره در بين پيروان مذهب حنفي، چند فرقه و گرايش ايجاد نمودند. در شبه قاره اگرچه شاهد شكل گيري جماعت يزيدي و ناصبي نيز هستيم اما چون هدف اساسي استعمارگران اختلاف جدي بين امت اسلامي است مشاهده مي كنيم كه جهت عزاداري عاشوراي حسيني، شيعيان امامي مذهب را طوري شكل مي دهند كه عزاداران به جاي اظهار بيزاري و برائت از يزيد و بني اميه، به لعن و نفرين خلفاي راشدين مي پردازند و به دليل همين امر، هر ساله شاهد درگيريها و
     خون ريزيهاي زشتي در مراسم تاسوعا و عاشورا هستيم.
    3- در چند دهه اخير به ويژه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و آغاز جنگ تحميلي از سوي صدام حسين، حاكم عراق كه مزار امام ابوحنيفه پيشواي مذهب حنفي را پايگاه سياسي، اجتماعي و فرهنگي خود قرار داده بود و در كشورهاي حنفي مذهب تبليغات به راه انداخته بود كه اين جنگ، جنگ مذهبي است، خود عاملي شد تا ذهنيت پيروان دو مذهب نسبت به هم منفي شده و كمتر به يكديگر نزديك گردند.
    4- علاوه بر بقاي قدرت پيشين در بين احناف، احساسي شدن و پايين آمدن سطح فرهنگ مناطق حنفي نشين با توجه به فعاليتهاي استعماري به ويژه در شرق آسيا بين هر دو فرقه، سبب شده تا كمتر حاضر به تعامل و گفتگو با يكديگر شوند، و تلاش بخشي از بدنه فقهي فقهاي احناف در غرب دنياي اسلام همچون شيخ شلتوت، شيخ سعيد شعبان و... موثر واقع نشود.
    با توجه به اين عوامل، ناهمگرايي بين پيروان مذاهب غالبا در اشكال زير بروز كرد:
    1- تاكيد بر مسائل اختلافي بين مذاهب و چشم پوشي از مشتركات با اين كه موضوعات اختلافي محدود و مشتركات بسيار است حتي گاهي ديده شده اختلافات جزئي جديدي ساخته مي شود.
    2- جستجو و كشف نقاط ضعف در آثار مذهب ديگر و طرح آنها به صورت علني و به شيوه غوغاسالارانه. گاهي يك ديدگاه نادر و شاذ كه تنها از سوي يكي از علماي يك مذهب طرح شده، به همه علماي آن مذهب نسبت داده مي شود و همه آنها بر پايه آن بازخواست و محكوم مي شوند.
    3- نبش قبر رويدادهاي تاريخي كه كدورت و كينه را در ميان نسلهاي متوالي استمرار مي بخشد، مانند يادآوري جنگهاي صدر اسلام يا درگيريهاي پيروان مذاهب با يكديگر در قرون گذشته.
    4- جرم شمردن خود انتقادي در درون هر مذهب: در مسائل اختلافي بين مذاهب اگر كسي خود انتقادي ورزد و ديدگاه مذهب خود را نقد كند كارش جرم و عقب نشيني در مقابل مذهب رقيب و معامله بر سر عقايد و اصول قلمداد مي شود.
    5- تعميق ديدگاه تحقيرآميز نسبت به پيروان مذهب ديگر با تكيه بر اينكه پيروان هر مذهب تنها خود را فرقه ناجيه مي دانند و فرقه هاي ديگر را اهل آتش قلمداد مي كنند.
    6- دوري و فاصله اجتماعي: دوري و عدم ارتباط بين پيروان دو مذهب، فرصتهاي آشنايي و تفاهم را به حد اقل مي رساند و فضا را براي تصورات نادرست و برداشتهاي منفي در باره يكديگر فراهم مي كند. در نتيجه هر نسلي منقولات نادرست و شايعات متداول در باره پيروان مذهب ديگر را به نسل بعدي انتقال مي دهد.
    لذا امروز بايد كاري كرد كه فرهنگ خردورزي با زبان محبت در بين پيروان مذاهب گسترش يابد و بستر تعامل بين آنها فراهم شود تا با شناخت يكديگر به دور از هر گونه بدبيني، يكديگر را بپذيرند براي دستيابي به اين مهم مسئولين كشور عزيزمان ايران اسلامي و دلسوزان وحدت امت اسلامي بايد اقدامات ذيل را عملياتي نمايند:
    1- با توجه به قدرت نفوذ فرهنگي كه ايران اسلامي بر شيعيان ساير كشورها به ويژه شبه قاره دارد، فرهنگ تولاي اهل بيت را جايگزين فرهنگ تبرايي نمايند كه صفويه آن را از بني اميه به ارث بردند و امروز در بعضي از مناطق دنياي اسلام اين فرهنگ با چتر حمايتي استعمارگران جهت تفرق امت اسلامي در حال نهادينه شدن است. توجه داشته باشيم كه با داشتن ولاي بني اميه از سوي يك سري از اهل سنت و تبري جستن از خلفاي راشدين از سوي يك سري از اهل تشيع، وحدت و همدلي امت اسلامي را با چالش روبرو ساخته و حتي ناممكن مي سازد.
    2- اولويتهاي دنياي اسلام مد نظر قرار گيرد و مناسبتهاي مشترك، پر رنگتر برگزار شود.
    3- سياستمداران به خاطر يك سري اهداف سياسي خود، با عواطف مذهبي بازي نكنند، چنانچه در مقاطعي از انتخابات به خاطر جذب آراء، چنين بازيهايي صورت مي پذيرد.
    4- مراودات فقهي گذشته با گسترش دانشگاه مذاهب اسلامي به ويژه در مناطقي كه پيروان دو مذهب زندگي مي كنند احيا شود.چون رفتن به حوزه هاي علميه يكديگر همچون گذاشتن بعضي از نامها، تابو شده كه در سايه اين دانشگاه مي توان از چنين تابويي عبور كرد.
    5- سيره ائمه اهل بيت در تعامل با خلفاي راشدين از سوي انديشمندان شيعي مذهب احيا شود.
    
    پي نوشتها:
    1- الائمه الاربعه3/51 ، و ديوان امام شافعي،51 ، و تاريخ المذاهب الاسلاميه413
    2- ديوان امام شافعي62 ، و الائمه الاربعه53/3
    3- ديوان امام شافعي76 ، و الائمه الاربعه54/3
    4- ديوان امام شافعي62 ، و الائمه الاربعه56/3
    5- الائمه الاربعه116/1 -114 ، و تاريخ المذهب الاسلاميه349
    6- الائمه الاربعه1/119 ، و تاريخ المذاهب الاسلاميه349-350
    7- الائمه الاربعه123/1
    بررسي علل همگرايي و ناهمگرايي دو مذهب شافعي و حنفي با شيعه اماميه / فرق اسلامي براي داشتن تعامل اجتماعي بهتر نيازمند به شناخت يكديگرند
    


 روزنامه رسالت، شماره 6942 به تاريخ 20/12/88، صفحه 17 (فرهنگي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 4173 بار
    



آثار ديگري از "محمد برفي"

  راهكارهاي عملي وحدت
محمد برفي، رسالت 1/12/89
مشاهده متن    
  ضرورت تاسيس جريان اصولگرايي اهل سنت / در هر دو جريان شيعه و سني، لايه معتقد و ارزشي وجود داشته و دارد
محمد برفي، رسالت 18/12/88
مشاهده متن    
  فرهنگ جامعه به کجا مي رود؟
محمد برفي ، رسالت 2/11/85
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه آزمايشگاه و تشخيص
متن مطالب شماره 43، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است