|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه رسالت89/3/12: كتابي به نام كشف الاسرار
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 9240
دوشنبه بيست و هشتم خرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 7000 12/3/89 > صفحه 17 (گفتگو) > متن
 
      


كتابي به نام كشف الاسرار
امام خميني (ره) و و پاسخگويي به شبهات

نويسنده: م. قرباني

در سال 1322، كتابي به نام "اسرار هزار ساله" منتشر شد كه نويسنده آن با الهام از تفكر وهابيت و انديشه هاي انتقادي كسروي، انتقادات متعددي از برخي معتقدات شيعيان و نيز از تشكيلات روحانيت كرده بود. انتشار اين كتاب سر و صداي زيادي در حوزه هاي علميه، به ويژه حوزه قم، به راه انداخت. زيرا نويسنده، فرزند يكي از علماي بزرگ قم بود كه سابقه طلبگي نيز داشت. از نظر بسياري از روحانيون، اين امر به مفهوم رسوخ انديشه هاي كسروي به درون حوزه هاي علميه بود كه احتمال مي رفت بدبيني و انحراف بزرگي در ميان طلاب جوان به وجود آورد.
    امام در آن ايام، در مسير راه خود به فيضيه، متوجه تجمع و غوغاي برخي از طلبه ها بر سر كتاب اسرار هزار ساله گرديد. از اين رو پس از تهيه و مطالعه كتاب، درس خود را تعطيل و در مدت يك ماه و نيم الي دو ماه، كشف الاسرار را در ردّ كتاب ياد شده نوشت و براي پرهيز از شهرت طلبي، كتاب بدون نام مولف منتشر شد. اما پس از مدتي برخي از خواص و سپس تعداد بيشتري از روحانيون، نويسنده را شناختند. به هر روي، "كشف الاسرار"، مهمترين و مستدل ترين پاسخي بود كه به شبهات اسرار هزار ساله داده شد. اين كتاب كه در مدت زمان كوتاهي نوشته شده بود، معرف وسعت و عمق اطلاعات فلسفي، كلامي و فقهي امام است و شهرت كتاب، بيشتر به دليل همان پاسخ هاي مستدل و رفع شبهات اسرار هزار ساله بود. امام در مقدمه كتاب كشف الاسرار، با اشاره به جريانات انحرافي و انحرافات عقيدتي مي فرمايد: "در اين روزها كه آتش فتنه جهان را فرا گرفته و دود تاريك آن به چشم تمام جهانيان رفته و تمام ملل عالم به فكر آنند كه خود و كشور خود را از اين درياي بي پايان آتش به كناري كشانند و از اين فتنة جنگ مرگبار [ جنگ جهاني دوم] به يك سو شوند و از روي ضرورت و ناچاري كشورهاي اسلامي نيز با سختي و بدبختيهايي مواجه شدند و در زيانهاي اين جنگ جهانگير شركت كردند، گرچه از سودهاي آن بهره اي ندارند، خوب بود افراد اين كشور نيز به فكر سعادت خود و برادران خود باشند و يكدل و يك آواز در چاره جويي اين سياه روزي ها بكوشند، يا دست كم از فتنه گري ها و فساد انگيزي ها در اين موقع باريك خودداري كنند و خودشان به بدبختي كمك نكنند.
    مع الاسف مي بينيم كه در اين روزها بي خرداني چند پيدا شده كه با تمام قوا نيروهاي خود را صرف در فسادانگيزي و فتنه جويي و تفرق كلمه و بر هم زدن اساس جمعيت مي كنند. امروز كه دنياي آتش خيز به ناچاري دست خود را طرف دين و روحانيت دراز كرده و خواهد كرد و از نيروهاي معنوي استمداد مي كند، بعضي از نويسندگان ما حمله به دين و دينداري و روحانيت را بر خود لازم دانسته، بدون آنكه خودشان نيز مقصودي جز فتنه انگيزي داشته باشند، با قلم هاي ننگين خود اوراقي را سياه كرده، بين توده پخش كرده اند. غافل از آنكه، سست كردن مردم را امروز به دين و دينداري و روحانيت، از بزرگترين جنايات است كه براي فناي كشورهاي اسلامي، هيچ چيز بيش از آن كمك كاري نمي كند.
    ما نيز كه بنا نداشتيم هيچ گاه در پيرامون اين مسائل بگرديم، چون حق كشي هاي فراواني در اين كتاب[ اسرار هزارساله] و كتابچه ها ديديم، به ناچار راه خطاها و بيدادگري هاي آنها را مختصري روشن كرديم، تا خوانندگان گرامي سرچشمة فساد و بدبختي كشور و ملت را ببينند از كجاست، شايد كساني پيدا شوند در فكر چاره برآيند و به خوبي بدانند قلم هايي كه بر ضد روحانيت به كار مي رود، كمك كاري به نابود كردن كشور و اساس استقلال آن است".‏
    آيت الله سيد عزالدين زنجاني درباره جريانات انحرافي آن زمان و مبارزه جدي امام عليه آنها مي گويد: "حدود چهل و چند سال پيش، يكي از نوچه هاي كسروي كتابي به نام اسرار هزار ساله نوشت و در آن كتاب همه چيز را به مسخره گرفته بود و به تمام مقدسات اهانت كرده بود. آن زمان به لحاظ قدرت طاغوت اوضاع به گونه اي بود كه اين حرفها مي توانست، طرفداراني پيدا كند. در حوزه هاي علميه، نسبت به پاسخگويي به اين گونه شبهات احساس خلامي شد. هنوز سيدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبائي به قم تشريف نياورده بودند. من به اقتضاي شور و حال جواني و به لحاظ احساس خطري كه از نشر اين كتاب كرده بودم به همراه تعداد زيادي از طلاب جوان، با يك دنيا اميد، خدمت يكي از آقايان مراجع رفتيم و عرض كرديم: چنين كتابي نوشته شده است و به سرعت دارد نشر مي يابد. ترس اين مي رود كه اين شبهات بدون جواب در اذهان مردم به ويژه طبقات جوان و تحصيل كرده باقي بماند. بايد براي آن فكري بشود و آقايان مراجع نسبت به تهيه جواب براي اين كتاب مسئوليت بيشتري دارند. آن آقاي مرجع با ناراحتي زياد به ما فرمودند: شما به اين كارها كاري نداشته باشيد. شما سرتان را پايين بيندازيد و مشغول درس و بحث خودتان باشيد و اين عبارت را خواندند: "الباطل يهجر بترك ذكره". ما كه با يك دنيا اميد رفته بوديم، هيچ گاه انتظار چنين پاسخي را نداشتيم و بسيار افسرده خاطر و ناراحت شديم. مرحوم حضرت امام ـ رضوان الله تعالي عليه ـ آن زمان مدرس اسفار بودند و هنوز تدريس فقه و اصول را شروع نكرده بوند. حضرت امام درس را تعطيل كردند و بعد معلوم شد به تهيه جوابي براي اين كتاب مشغول شده اند. بر اثر كار زياد روي اين جواب، چشم شريف ايشان ناراحتي پيدا كرد، به گونه اي كه در آن ايام مجبور شدند از يك عينك دودي رنگ استفاده كنند. حاصل زحمت ايشان، كتاب كشف الاسرار است كه در پاسخ كتاب اسرار هزار ساله به خط زيباي خودشان تاليف كرده اند.
    از راه تواضع زياد و روحيه شاگردپروري قبل از چاپ، آن نوشته را به حقير دادند و فرمودند اگر نظري داريد بيان كنيد. بنده بعد از مطالعه آن دريافتم كه جاي هيچ گونه حرفي نيست و آنچه گفتني بوده است، ايشان فرموده اند و مطلب باقي مانده اي وجود ندارد. در چاپهاي اوليه حضرت امام راضي نشدند كه نام مولف بيايد و در توجيه عدم رضايت خود مي فرمودند: من اين كتاب را براي رضاي خدا نوشته ام، نه براي نام آوري خودم. اين كتاب را بعداً ساواك با دقت و وسواس از كتاب فروشي ها جمع مي كرد و نگه داشتن آن را جرم مي شمرد كه مجازات سختي داشت".‏
    استاد جعفر سبحاني مي گويد: "در سال 1322 هجري شمسي حكمي زاده كتابي نوشت به نام اسرار هزار ساله، در ردّ تشيع و اسلام و ترويج وهابيت، اين كتاب در آن زمان خيلي سر و صدا راه انداخت و با طرح سوالهايي كه تا آن روز كمتر مطرح شده بود، دلها را لرزاند و بعضي را وسوسه كرد. امام مي فرمود: به من مراجعه شد و من كتاب كشف الاسرار را ظرف دو ماه با تعطيل كردن درسم نوشتم و يك قلم هم نوشتم، من اسمم را ننوشتم، چون نمي خواستم معروف شوم ولي عكس آن شد. امام اضافه كردند بعد از انتشار كتاب، حكمي زاده براي من پيغام فرستاد و گفت: جوابهايي كه شما نوشته ايد بسيار متين است و بعد گفت كه من غرضي نداشتم از انتشار كتاب، جز اينكه اين سوالها براي مردم مطرح بود و من مي خواستم كسي مثل شما جواب دهد". دكتر رضا داوري در كتاب "دفاع از فلسفه" چنين مي گويد: "خطري كه متوجه ديانت شده بود، صرفاً از ناحيه ماترياليسم نبود و حتي شايد بتوان گفت كه ماترياليسم در عداد بزرگترين خطرها براي دين و دينداري نبود بلكه دامنه بي اعتقادي و بي ديني از دامنه ماترياليسم خيلي وسيع تر بود و مخصوصاً در قلمرو بي اعتقادي و سست اعتقادي بود كه كساني ماترياليست و كمونيست مي شدند. اين سست اعتقادي و بي اعتقادي گرچه ماده اش محلي و منطقه اي بود اما صورت آن از غرب آمده بود و انحاء و ظهورات متفاوت و متنوع داشت.
    اصل و منشا آن اعتقادي بود كه در غرب نسبت به انسان پيدا شده بود. بر طبق اين اعتقاد بشر خود متصدي زندگي و آينده خود است و همه چيز به سياست و تدبير بستگي دارد و به عبارت ديگر، بشر داير مدار وجود است. آثار اين اعتقاد در سياست و روابط و مناسبات اجتماعي، در همه جاي عالم به خوبي ظاهر شد، در كشور ما هم مخالفت با ديانت تحت عناوين تجدد و ترقي و گذشت از قرون وسطي و طرد خرافات و اوهام و احياي مفاخر قومي و تجدد عظمت ديرين ظاهر شد. برخي از اين مخالفت ها صريح بود و بعضي ديگر عنوان نقّادي و اصلاح داشت.
    از ابتداي تاريخ اسلام تاكنون آسيبهاي بزرگي كه به اسلام رسيده، از داخل و از ناحيه كساني بوده كه با دست كاري و تصرف در دين سعي در ويران كردن بناي آن كرده اند و گاهي كه به نام ترويج و تقويت دين آن را به شرك و ضلال آميخته اند، مدتها طول كشيده است تا كساني از علماي دين متوجه فساد اين قبيل التقاطها شده اند. اصولاً التقاط يا سعي در جمع چيزهايي كه با هم سنخيت ندارد كار جاهلان و ارباب غرض است. افكار و آراي كسروي به خودي خود اهميتي نداشت و مشتي سخنان سطحي و تقليدي بود اما تجدد كم و بيش با همين سطحيت به كشور ما آمده بود و بسط مي يافت. ممكن بود كسي در آراء كسروي نظر كند و چون آن را جدي و قابل اعتماد نمي داند، از آن ذكري نكند و حتي آن را براي رد كردن قابل و لايق نداند ولي بحث در آراي كسروي نبود بلكه ظهور كسرويت، نشانة رواج و شيوع نوعي ظاهربيني و قشريت ضد دين بود و بسط و نشر اين قشريت براي دين خطر بزرگي بود؛ زيرا با نشر و بسط قشريت، زمينه براي قبول ايدئولوژي هاي شبه فلسفه هاي ديگر مهيا مي شد و من جمله ماترياليسم هم جايي پيدا مي كرد و مهم تر آنكه اين قشريت كار قدرتهاي استعماري و استكباري را آسان مي كرد.
    چنانكه اين قدرتها در جايي كه نمي توانستند صريحاً دعوت به تقليد از آداب كوچه و بازار اروپا بكنند به اين تجدد زدگي
     و پيروي از قشر و پوستة فرهنگ و ادب اروپايي رنگ ديني مي دادند و در جايي كه اين ميسّر نمي شد، دين را به قشريت مبدل مي كردند. در ايران هم كسروي و بعضي از اشخاص ديگر مدعيات مشابه با وهابيت را تكرار كردند. آراي كسروي مخلوطي بود از منورالفكري مبتذل شدة قرن هيجدهم اروپا و بعضي از آراي وهابي كه گرچه نام "پاكديني" داشت؛ اما لامذهبي خشك پر از كج طبعي بود و چون اين قبيل حرفهاي تو خالي در كسي نگرفت، يا اگر موثر شد، اثر منفي و ويرانگر داشت، كسروي به عنوان يك پژوهنده بزرگ ظاهر شد. غير از كسروي اشخاص ديگري [حكمي زاده] حتي به نام دين و به نام تشيع بعضي حرفهايي شبيه وهابيت زدند و اين هر دو جريان به نام دين بود و امكان داشت منشا خطر و فساد بزرگ بشود. پاسخ دادن به اين جريان مضر را مرد بزرگ اسلام و رهبر انقلاب اسلامي و پيشواي مسلمانان و مستضعفان در كتاب كشف اسرار (پاسخ به كتاب اسرار هزار ساله) و در بعضي كتب ديگر به عهده گرفتند".‏
    مرحوم حاج سيد احمد خميني درباره انگيزه تاليف كتاب كشف اسرار از قول امام چنين مي گويد: "حضرت امام فرمودند، يك بار در حال رفتن به مدرسة فيضيه مشاهده كردم كه عده اي دارند راجع به كتاب "اسرار هزار ساله" بحث مي كنند، ناگهان به ذهنم آمد كه ما داريم درس اخلاق مي گوييم، حال آن كه اين بحث ها در حوزه ها هم نفوذ پيدا كرده است. امام تصميم مي گيرند از وسط مدرسه فيضيه برگردند و ديگر به درس نمي روند. طي يك ماه، تا چهل روز تقريباً همه كارها را كنار مي گذارند و كتاب كشف اسرار را مي نويسند".‏
    به هر صورت، حضرت امام كه با روش كلامي و استفاده از ادله عقلي و نقلي در صدد پاسخگويي به شبهات علي اكبر حكمي زاده برآمده بود، كشف الاسرار را در يك مقدمه و شش گفتار تاليف كرد.
    كتابي به نام كشف الاسرار / امام خميني (ره) و و پاسخگويي به شبهات
    


 روزنامه رسالت، شماره 7000 به تاريخ 12/3/89، صفحه 17 (گفتگو)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 995 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه رشد زبان هاي خارجي
متن مطالب شماره 124، بهار 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است