|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران89/4/23: نفوذي رکن 2 که بود؟
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7001
دو شنبه 29 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 4551 23/4/89 > صفحه 12 (تاريخ شفاهي) > متن
 
      


نفوذي رکن 2 که بود؟



از روزهاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي و شكل گيري جمهوري اسلامي، ابرقدرتها و به ويژه امريكا در پي نفوذ و تضعيف اين نظام نوپا براي تامين منافع نامشروع خويش برآمدند. سرويس هاي جاسوسي بيگانه با ابزارهايي نظير تاسيس حزب و گروه، يا حمايت از احزاب و سازمانهاي موجود و يا با نفوذ در دولت موقت و جاسوسي از طريق سفارتخانه ها، دامن زدن به تنش هاي مذهبي و قومي، تجزيه طلبي و براندازي مسلحانه، ترور رهبران، شورش و آشوب، تلاش گسترده اي نمودند تا طعم شيرين پيروزي را در كام ملت تلخ نمايند.
    
    كودتا يكي از راههاي نيازموده
    پيش رو براي براندازي بود. معمولاً سال هاي آغازين شكل گيري كامل نهادهاي جديد، بهترين هنگام براي اقدام به كودتا محسوب مي شود.
    
    كودتاي «نقاب» مشهور به نوژه
    در بهار سال 1358، سرهنگ دوم بازنشسته ژاندارمري «محمدباقر بني عامري» از همكاران فعال و نزديك ارتشبد سابق «غلامعلي اويسي» درصدد برآمد تا از مواضع غرب (ناتو و آمريكا) نسبت به ايران اطلاع يابد و براساس آن، ميزان موفقيت تدارك يك توطئه را عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي ارزيابي كند. اين تماس بلافاصله به نزديكي «بني عامري» با هواداران «بختيار» از طريق يكي از عوامل فعال «شاپور بختيار» در ايران به نام «ابوالقاسم خادم» (عضو «حزب ايران» و از دوستان فعال «بختيار» و از بزرگ مالكين گنبد) انجاميد.
    پس از سفر «بني عامري» به پاريس در اسفند ماه 1358 و ارائه گزارش از پيشرفت كار به «بختيار» كه به «تصويب اولويت كودتا» در مقايسه با حمله نظامي عراق به ايران انجاميد، سازمان نقاب كه به منظور مطالعه و زمينه سازي كودتا تشكيل شده بود، دستخوش تغيير و تحول متناسب با كودتا گرديد. ساختار جديد مركب بود از: 1- شاخه نظامي تحت رياست «بني عامري»...2- شاخه سياسي تحت رياست «قادسي»...3- شاخه پشتيباني تحت رياست «قربانيفر».
    روز سه شنبه دوم ارديبهشت 1359 دو وانت بار حامل سلاح هاي سبك و نيمه سنگين كه زير يك لايه كاه مخفي شده بود، وارد منزل «ابوالقاسم خادم» شد و محموله آنها در زيرزمين خانه مخفي گرديد. پنج ارديبهشت حمله نظامي امريكا به ايران براي آزادسازي گروگان هايش با وقوع حادثه طبس شكست خورد و فرداي اين شكست، خادم كه به يكي از اعضاي حزب توده اعتماد داشت، سخناني درباره برنامه آينده گفت كه توسط اين فرد به حزب توده اطلاعات منتقل گرديد و توسط آنها به افراد مورد اعتمادشان در دفتر بني صدر منتقل گرديد كه منجر به دستگيري خادم در 8 ارديبهشت مي شود.
    همزمان با تجاوز طبس، «سيا» از طريق «شاپور بختيار» در تدارك طرح كودتاي «نوژه» بود. تجاوز نظامي طبس و كودتاي نوژه دو حلقه يك زنجير واحد بود كه بايد براندازي نظام جمهوري اسلامي را به ثمر مي رساند. اما پس از واقعه طبس و شكست پروژه اول، «بختيار» تحت فشار امريكا و انگليس به سازماندهي اجزاي كودتا براي مقابله همه جانبه با نظام جمهوري اسلامي شتاب بخشيد. شاخه تداركات كه وظيفه تهيه پول، اسلحه، خانه، ماشين و ديگر لوازم مورد نياز براي انجام يك كودتاي موفق را به عهده داشت، تحت مسئوليت «منوچهر قربانيفر» فعال مي گردد. پول در وهله اول از جانب كشورهاي امريكا، انگليس و عراق در اختيار ستاد كودتا مستقر در پاريس نهاده مي شد و از آن طريق به داخل كشور سرازير مي گشت. به طوري كه در مدت كمتر از يك هفته، قريب به 100 ميليون تومان ارسال گشت و قايقي حامل 5/2 تن اسلحه در نزديكي سواحل بوشهر، آماده تحويل به «منوچهر قربانيفر» كه از شركاي شركت كشتيراني حمل و نقل «استارلاين» بود، مي گردد.
    در شب كودتا (18/4/59) بيش از 200 نفر از كودتاگران از جمله «قربانيفر» در منزل فردي به نام «نور» كه در حوالي جام جم واقع بود، با لباس نظامي و با بازوبندهايي منقوش به شيروخورشيد اجتماع كرده بودند تا با دريافت علائم موفقيت كودتا، مركز سيماي جمهوري اسلامي ايران را تصرف كنند. ولي در همان ساعات اوليه توسط تلفن به آنان اطلاع داده مي شود كه عمليات منتفي است در گروه هاي دو سه نفره پراكنده شويد. آغاز كودتا از پايگاه هوايي شهيد نوژه همدان برنامه ريزي شده بود و به همين دليل پس از كشف و سركوب به «كودتاي نوژه» شهرت يافت.
    ري شهري، رئيس وقت دادگاه انقلاب اسلامي ارتش معتقد است پيش از آغاز اين كودتا سرنخ هايي از يك توطئه براندازي به رهبري مشخصي به نام نبي عامري، در اختيار دستگاه هاي اطلاعاتي كشور بوده است اما به دليل نوپا بودن اين دستگاه ها و نفوذ كودتاگران در اداره دوم ارتش پيگيري ها به جايي نمي رسد، بدين ترتيب تا 48 ساعت پيش از شروع عمليات كودتا، هيچيك از مسئولان نظام از ماجرا خبر نداشتند.
    به هرحال نقطه روشن كشف كودتا اطلاعاتي بود كه توسط يك خلبان نيروي هوايي، صبح روز چهارشنبه 18/4/59 به توصيه مادرش در اختيار آيت الله خامنه اي قرار گرفت. چند ساعت پس از افشاي كودتا يكي از درجه داران تيپ ويژه نوهد نيز به كميته مستقر در اداره دوم ستاد مشترك مراجعه مي كند و بخشي از طرح عملياتي كودتا را در اختيار كميته فوق قرار مي دهد و عمليات ضدكودتا از همين جا آغاز مي شود.
    نكتــه جـــالب اينجاست كه نه تنها با دستگيري خادم، كودتا افشا نمي گردد، بلكـه پس از لو رفتن كودتا نيز به سرعت كودتــاگـــران از آن مطلع گشته و از آنها خواسته مي شود كه پراكنده شوند. به گفته «بني عامري» كل افراد دخيل در عمليات كودتاي نوژه در داخل كشور و در شهرهاي مختلف روي هم رفته در حدود 100 نفر نظامي و غيرنظامي بود. اما بر اساس اطلاعات موجود در مجموع و علي رغم قلع و قمع شديد عوامل كودتا، تنها حدود يك چهارم رهبران و يك سوم عوامل آن دستگير شدند كه اين بي شك مرهون اطلاع عوامل اصلي كودتا از لو رفتن برنامه شان است. عدم اعلام كودتا پس از دستگيري خادم و اعلام لو رفتن كودتا ممكن نيست، مگر آنكه گروهي در داخل نهادهاي اطلاعاتي نظام با آنها هماهنگ بوده باشند، درست در زماني كه اختيار كامل دسترسي به اطلاعات نيروي هوايي ارتش، در اختيار مسعود كشميري است.
    
    ستاد خنثي سازي كودتا
    پس از جمع آوري اطلاعات لازم براي مقابله با كودتاگران و دستگيري عوامل كودتا ستادي به نام «ستاد خنثي سازي كودتا» تشكيل شد كه اعضاي اين ستاد مركب از نمايندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، كميته انقلاب، كميته اداره دوم ارتش، اطلاعات، ارشاد و انجمن اسلامي نيروي هوايي و گروه ضربت مهديه قصر فيروزه بودند.
    به همين منظور در اداره دوم ارتش براي خنثي سازي كودتا و جلوگيري از فرار عناصر اصلي و هر گونه اقدام از جانب آنها ، گروه ويژه اي مركب از آقايان تيمسار دادبين ، سروان شهرام فر و سروان نوري تشكيل شد تا پس از اعزام به پايگاه هوايي نوژه ، با همكاري نيروهايي كه از قبل در آنجا مستقر بودند ، به دستگيري و مقابله با كودتاگران اقدام نمايند.
    همچنين در اداره دوم ارتش، مركز فعاليتهاي ضد كودتا تحت نظارت محمد رضوي شكل گرفت كه مستقيماً با مسئولان ارشد نظام در تماس بود و هر گونه اقدامات مركز در هماهنگي با آنها صورت مي گرفت.
    عصر روز 18/4/59 تيم هاي عملياتي براي خنثي سازي كودتا و دستگيري كودتاگران وارد عمل شدند، پارك لاله در تهران، پايگاه نوژه و جاده منتهي به آن در همدان تحت كنترل نيروهاي عملياتي قرار گرفت و پس از محاصره پايگاه نوژه، نيروها وارد عمل شدند و كودتاگران دستگير شدند. با اين حال سران اصلي كودتا و روساي سه شاخه آن موفق شدند از كشور فرار كنند.
    احكام بازداشت متهمين به دخالت در توطئه كودتا توسط دادگاه انقلاب اسلامي ارتش صادر شد و همه عوامل و رهبران كودتا از جمله سرهنگ زادنادري، هادي ايزدي، ايرج خلف بيگي، تيمسار محققي، ستوان ناصر ركني، سرهنگ داريوش جلالي، استوار عبدالعلي سلامت، استوار غلامحسين قايق ور، سرهنگ رحمت الله خليفه، سرگرد كوروش آذرتاش و ... در دادگاه انقلاب به اعدام محكوم شدند. همچنين تعداد 114 نفر از كودتاچيان به مجازات هايي از حبس ابد تا 10 ماه حبس محكوم شدند.
    ماجراي كودتاي نوژه تا به حال در كتب و رسانه ها به دفعات بررسي شده است. اما آنچه مغفول مانده اين است كه بني عامري، رهبر اين كودتا اگرچه دستگير شد، اما توسط مسعود كشميري فراري داده مي شود. حضور چهره هايي همچون جواد قديري و مسعود كشميري كه بعدها جنايت هايشان در انفجار 6 تير و 8 شهريور 1360 آشكار مي شود، ضرورت بررسي كميته مستقر در اداره دوم ارتش را متذكر مي گردد.
    
    ٭ ٭ ٭
    كميته اداره دوم ارتش
    شب 22 بهمن 1357، جمال ميرشكرايي كه اسلحه اي از پادگان عشرت آباد به دست آورده بود، به همراه دو نفر ديگر به منزل يكي از روحانيون مشهور كه مقابل ستاد ارتش قرار داشته، رفته و به همراه دختر وي كه همسر عليرضا تدين و خود از اعضاي سازمان منافقين بوده است ، از پشت بام به سمت ستاد ارتش تيراندازي مي كند. با توجه به فضاي عمومي شهر و خبر سقوط رژيم شاه، به زودي ستاد ارتش نيز سقوط كرده و آنها بلافاصله وارد اداره دوم (مركز اطلاعات طبقه بندي شده پرسنلي، نظامي، سياسي، جاسوسي كل ارتش) مي شوند.
    در همان شب اول با صباغيان تماس گرفته و پس از برخي هماهنگي ها، يك كاميون اسلحه از اداره دوم به سازمان مجاهدين خلق (منافقين) حمل مي گردد. آنگونه كه بعدها برخي از اين افراد اقرار نمودند، اين پروسه با محوريت موسي خياباني رخ مي دهد.
    همان شب فردي به نام باقر ذاكر از كادر منافقين كه بعدها بازداشت شد، به جمع آنها اضافه شده و با استفاده از ابزار صنعتي، يك صندوق رمز مخصوص باز شده و اسناد آن خارج مي گردد.
    ميرشكرايي همچنين به فردي از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب تماس مي گيرد و از او مي خواهد كه به سازمان اطلاع دهد كه چنانچه سندي لازم دارند، به ساختمان بيايند. فرداي آن روز حسن منتظرالقائم، علي اژئيان، محمد کاظم پيرو رضوي و مرتضي الويري از سوي كميته به ساختمان اداره دوم مراجعه و آن را از ميرشكرايي تحويل گرفته و كميته ركن 2 را تشكيل مي دهند. جالب است كه علي رغم علني بودن هواداري ميرشكرايي از سازمان مجاهدين خلق (منافقين) و تحويل اسلحه هاي آن اداره به منافقين، از نامبرده نيز جهت همكاري دعوت به عمل مي آيد.
    مسئوليت كميته اداره دوم بر عهده محمد كاظم پيرو رضوي كه در آن زمان به «محمد رضوي» مشهور بوده است، قرار داده مي شود و به مرور افرادي همچون مسعود كشميري (عامل انفجار نخست وزيري)، جواد قديري (عامل انتقال دهنده بمبهاي ساخته شده از قسمت فني سازمان به عوامل اجرايي در انفجارهاي 6 و 7 تير و 8 شهريور)، علي اكبر تهراني (متهم رديف دوم پرونده انفجار نخست وزيري)، باقر ذاكر، تقي محمدي، حبيب الله داداشي، بيژن تاجيك، سعيد حجاريان، تقي امانپور و ... به جمع آنها افزوده مي شوند.
    جهت تسلط بر اوضاع اداره دوم، شورايي متشكل از امانپور، اژئيان (خواهرزاده مهندس ميثمي) و داداشي به سرپرستي محمد رضوي تشكيل مي شود. در همين زمان سرهنگ حاتمي كه در پيش از انقلاب عضو فعال ستاد تعديل شايعات بوده است، رئيس اداره دوم مي شود. به گفته علي اكبر تهراني از اعضاي بازداشت شده اين شورا، اعضاي اين شورا مخالف بازداشت كساني بوده اند كه همچون سرلشكر نئبي و سرتيپ فكور بيات و ... موارد زيادي در پرونده داشته اند و تنها از آنها يك بازجويي شفاهي كرده و آزادشان مي نموده اند.
    شب پيروزي انقلاب نيز مستشاران امريكايي كه در ستاد مشترك ارتش مشغول هدايت ارتش عليه مردم بوده اند، پس از اعلان تسليم ارتش، توسط دكتر ابراهيم يزدي به سفارت امريكا انتقال پيدا مي كنند. البته وي ادعا مي كند كه براي اين اقدام مجوز امام را داشته است و ماجرا را چنين نقل مي كند: «در 22 بهمن 1357، پس از اعلام بي طرفي ارتش، شماري از افسران ارشد، اركان ستاد كل و همچنين چند نفري از مستشاران امريكايي، از جمله ژنرال گاست در اتاق فرماندهي، در ساختمان ستاد كل ارتش ايران در خيابان شريعتي جلسه اي داشتند كه ساختمان مورد حمله نيروهاي مسلح مردمي قرار مي گيرد. با سقوط ستاد و تسليم محافظين مسلح، ساختمان قرارگاه ستاد كل در محاصره قرار مي گيرد ... مقارن نيمه شب افسران محاصره شده، از طريق تلفن با مدرسه رفاه و علوي تماس گرفته و درخواست كمك مي كنند. آقاي مهندس بازرگان با من تماس گرفته و خواستند كه من اقدام كنم... از مدرسه علوي، با تعدادي از نيروهاي مسلح مردمي، همراه با آيت الله مهدوي كرماني به ساختمان ستاد مشترك رفتيم. قبل از من سرهنگ توكلي خود را به آنجا رسانده بود اما نتوانسته بود كاري انجام دهد. جوانان مسلحي كه ستاد را اشغال كرده بودند، حاضر به آزادي افسران ايراني و امريكايي نشده بودند، با ورود تيم همراه من به ستاد و بعد از گفت وگوي مختصري با اين جوانان، آنها حاضر به همكاري شدند. از تلفن طبقه همكف با اتاق فرماندهي تماس گرفته شد. شخصي به نام سپهبد ناصر فيروزمند، كه بعداً فهميدم معاون ستاد بزرگ ارتشتاران است، جواب داد. به او اطلاع داده شد كه خطري نيست بيايند بالا. تعداد آنها جمعاً شايد حدود 20-15 نفر بود. حدود ساعت 3 صبح بود كه با ماشين هاي خودشان، تحت نظر تيم همراه ما، به طرف مدرسه علوي به راه افتاديم. در سر راه، افسران امريكايي و كارمندان همراهشان در سفارت امريكا به آقاي ناس، كاردار سفارت و افسران ايراني در مدرسه علوي تحويل آقاي مهدي عراقي داده شدند.»
    در كميته اداره دوم بزودي تقسيم كار مي گردد، رضوي و امانپور رابطين جمع با نخست وزيري بودند و با دكتر يزدي و ديگران تماس داشتند. يكي از اقدامات انجام شده توسط آنها اين بود كه با معرفي چهار نفر به دفتر امور انقلاب در نخست وزيري، چهار حكم با امضاي ابـــراهيم حكيمي رئيس دفتر نخست وزير دولت موقت در تاريخ 9/4/1358 صادر مي شود و به هر يك مجوز دسترسي به احكام تا رده به كلي سري در يكي از نيروهاي ارتش داده مي شود. مسعود كشميري به شماره حكم«1584 رزدج» براي نيروي هوايي؛ علي اژئيان به شماره حكم «1585 رزدج» براي ستاد مشترك ارتش، سعيد حجاريان به شماره حكم «1586 رزدج» براي نيروي دريايي، حبيب الله داداشي به شماره حكم «1587 رزدج» براي نيروي زميني. آنها از اختيارات ويژه اي در رفت و آمد آزادانه به محل بايگاني اسناد طبقه بندي شده برخوردار بوده و به پرونده هاي به كلي سري آزادانه دسترسي داشتند، مانند پروژه HB يا IBEX مربوط به پروژه هاي حساس امريكايي ها در نيروي هوايي زمان شاه كه توسط كشميري مورد دستبرد واقع شده بود. اين دسترسي او به واسطه حكمي بود كه از سوي ابراهيم حكيمي، رئيس دفتر نخست وزير دولت موقت براي دسترسي به اسناد تا رده به كلي سري نيروهاي مسلح داده شده بود. از رفتارهاي خارج از قاعده اين گروه همان زمان گزارش هايي ارائه مي شود. مرحوم زواره اي در سال 61 افشا كرد كه يك بار در گذشته كشميري به هنگام انتقال اسناد سري در داخل كيف شخصي اش توسط يكي از افسران نيروي هوايي بازداشت شده بود ولي به دستور باقري فرمانده وقت نيروي هوايي و از نزديكان بني صدر، رها مي شود. اما تمام اين موارد و ديگر گزارش ها ناديده انگاشته مي شوند.
    به مرور اين تيم به كليه مراكز اطلاعاتي تسلط پيدا مي كنند و اطلاعات نيروها و مراكز ديگر در كميته اداره دوم متمركز مي شود. با تسلط در دادگاه ارتش و در دست داشتن اطلاعات جامع راجع به پرسنل ارتش، قدرت فوق العاده اي پيدا مي كنند. تاجايي كه در اداره دوم، حاكميت با كميته مستقر در آن بوده و در تصفيه ارتش، تعيين صلاحيت ها، ماموريت ها و ترفيعات دخالــت مستـقيم مي كنند.
    در اين مقطع از دو گروه در كميته ركن 2 براي گسترش نيروه انساني بهره گرفته مي شود. گروه اول افراد سطح بالاي ضداطلاعات ها كه داراي نقاط ضعفي بوده اند و گروه دوم بـرادرهاي مخلص و مذهبي به نحوي كه در كارشان مزاحمتي پديد نياورند. گروه دوم جهت كسب وجهه در ميان مسئولان وقت و حزب اللهي معرفي نمودن كل نيروهاي كميته اداره دوم مورد استفاده قرار مي گيرند. به عنوان نمونه از گروه اول مي توان به عباس تاجيك (عامل ضد اطلاعات و عضو تعقيب و مراقبت زمان شاه) ، داوود افتخار پور (عامل ضد اطلاعات، عضو شركت كننده در طرح جوش، عامل ساواك و محافظ پسر شاه در هنگام تمرين هاي پروازي) ، ناصر زلفي (عضو شعبه رابطين ضد اطلاعات بين كميته مشترك، شهرباني، نيروي هوايي و ساواك) و يا رمضان جهاني (عامل ضد اطلاعات و مسئول صندوق هاي رمز و بايگاني سري ضداطلاعات مركزي) اشاره كرد كه زير نظر كشميري به مدت يكماه بدون كوچكترين دخالت و نظارت پرسنل نيروي هوايي در مركز ضد اطلاعات نيروي هوايي مستقر بوده و مجاز به هر كاري همچون از بين بردن، خارج كردن و اعمال تغيير در اسناد و مدارك سري بوده اند. يكي از نمونه كارهاي آنها خرد كردن سوابق همكاري افتخارپور با ساواك توسط كشميري بوده است.
    يكي از خيانت هاي نفوذي ها در اين كميته در ماجراي رسيدگي به عاملين كشتار 17 شهريور رخ مي نمايد كه نياز به پژوهشي جداگانه دارد. اما بخش ديگر كه پيش تر به آن اشاره شد، به خوبي در كارنامه رسيدگي به كودتاي نوژه آشكار است.
    با تشكيل ستاد ضد كودتاي نوژه، با نظر رضوي، كشميري، قديري، زلفي و ... به آن ستاد مي روند. در شب اول كودتا كشميري براي دستگيري رهبر كودتا مي رود اما شايع مي كند كه بني عامري از دست او فرار كرده است. يكي از زير مجموعه هاي كشميري مسئول شنود مي گردد و تقي محمدي و جواد قديري مسئول پياده كردن نوارها و جمع آوري اطلاعات مي گردند.
    در اين مقطع برخي ارتباطات كشميري با منافقين توسط دو پاسدار شناسايي مي شود و به رضوي گزارش مي شود، اما رضوي هيچ اقدامي انجام نمي دهد و با پايان كار ستاد ضدكودتا، با تلاش علي اكبر تهراني پس از موافقت رضوي و خسرو تهراني وي طي مراحلي ابتدا به دفتر سيستان و بلوچستان نخست وزيري، سپس به دفتر محسن سازگارا و سپس به دفتر خسرو تهراني (معاونت اطلاعات نخست وزيري) نفوذ داده مي شود.
    ٭ ٭ ٭
    18 تيرماه 1359 كودتاي نوژه خنثي شد، اما برخي از عوامل آن همچنان به حيات سياسي خود ادامه دادند. برخي همچون مسعود كشميري و جواد قديري در سال 1360 پس از ورود سازمان منافقين به فاز مسلحانه، پس از آنكه عامل بمب گذاري گرديدند از عرصه سياسي حذف گرديدند، برخي همچون «منوچهر قربانيفر» در ماجراي مك فارلين در سال 1365 مرگ سياسي يافت، هرچند در سال 1385 شايعه كسالت و... رهبر معظم انقلاب را به مايكل لدين داد. اما برخي از كساني كه در ستادضدكودتاي نوژه همراه كودتاگران شده بودند، 19 سال بعد در 18 تير 1378 نيز همچنان قصد براندازي در سر داشتند. آنها فراموش كرده بودند كه اگرچه كودتاي امريكايي نوژه در تاريخ ۱۸ تير ماه ۱۳۵۹ خنثي شد. اما «سيا» و «اينتليجنس سرويس» از اين شكست درس نگرفته بودند و به تلاش هاي خود براي اجراي طرح هاي براندازي ديگر ادامه دادند و در فاصله شكست «كودتاي نوژه» تا «كودتاي قطب زاده ـ شريعتمداري» (فروردين ۱۳۶۱)، يعني در طول يك و نيم سال، سه توطئه كودتايي ديگر نيز به اجرا در آوردند كه به سرنوشت «نوژه» دچار شد و سرانجام«بنياد هريتج» اعلام داشت: «انقلاب ايران خود را مستحكم كرده و مخالفين خود را در هم كوبيده تا حدي كه يك انقلاب يا كودتا در آينده نزديك غيرممكن است.»
    ردپاي همــدستان كـودتاگران شكست خورده در ستاد ضدكودتا حتي در اغتشاش طلبي هاي سال گذشته نيز ديده شد؛ آيا اين بار آنها به معناي مردمي بودن نظام كه مستحكم ترين مدافع در برابر اقدامات براندازانه است، پي برده اند؟
    
    
    نفوذي رکن 2 که بود؟ (ادامه در صفحه 13)
    


 روزنامه ايران، شماره 4551 به تاريخ 23/4/89، صفحه 12 (تاريخ شفاهي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 850 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه روش شناسي علوم انساني
متن مطالب شماره 96، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است