|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم89/5/4: گفتگو با احمد ساعتچيان بازيگر نقش سرگرد در سريال تاوان
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5244
سه شنبه 15 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 2904 4/5/89 > صفحه 9 (راديو و تلويزيون) > متن
 
      


گفتگو با احمد ساعتچيان بازيگر نقش سرگرد در سريال تاوان
بازيگر نبايد تكروي كند

نويسنده: سيد رضا صائمي

تاوان از بازيگران متعدد و متنوعي براي روايت داستانش استفاده كرده است. چهره و نام اين بازيگران خيلي آشناست و همواره به چشم مي آيند اما گاهي يك بازيگر با نوع و جنس بازي اش توجه مخاطب را به خود جلب مي كند و آن نقش را در حافظه تماشاگر به ثبت مي رساند. احمد ساعتچيان يكي از اين بازيگران است كه در نقش سرگرد ملك، بازي روان و راحتي از خود به نمايش گذاشت و خيلي زود در دل مخاطب نشست. ساعتچيان معتقد است تجربه هاي تئاتري و اعتقاد به اين كه بازيگر بايد با نقش و مخاطبانش صميمي باشد، با تيم سازنده هماهنگ باشد و تكروي نكند در ديده شدن اين نقش تاثير گذاشت. با وي در اين زمينه بيشتر صحبت كرديم كه در اين گفتگو مي خوانيد.
    
    از چگونگي پيوستنتان به تاوان برايمان بگوييد؟
    من قبلابا شهرام شاه حسيني تله فيلمي به نام سايه هاي بلند گناه را كار كرده بودم كه همان تجربه بهانه اي شد تا همكاري مجدد با هم داشته باشيم، ضمن اين كه خود فيلمنامه و نقش هم برايم جذاب بود.
    
    ظاهرا در چند فيلم سينمايي هم حضور كوتاهي داشتيد. درست است؟
    بله. اولين تجربه سينمايي ام در فيلم «جايي براي زندگي» محمدرضا بزرگ نيا بود كه نقش خيلي كوتاهي بود. در به همين سادگي رضا مير كريمي هم خيلي كوتاه نقش پليس را بازي كرده بودم.
    
    واقعا اين نقش هاي كوتاه در تجربه و كارنامه بازيگريتان تاثير داشته يا صرفا مي خواستيد در يك فيلم سينمايي حضور داشته باشيد؟
    يك بخش آن برمي گردد به ريسكي كه يك بازيگر در اين حرفه انجام مي دهد. من معمولانقش هاي اول را در تئاتر بازي مي كنم اما دوست داشتم سينما را هم تجربه كنم و لذت حضور در آن را تجربه كنم حتي با يك نقش كوتاه. براي من مهم تجربه سينما بود نه كوتاهي و بلندي نقش.
    
    علاوه بر جنس بازي شما در تاوان، شخصيتي كه به عهده شماست از حيث دراماتيك حائز اهميت است بدين معني كه هميشه اين انتقاد وجود داشته كه تصوير پليس در فيلم و سريال هاي ايراني يا كپي برداري از نمونه هاي غربي است يا آنقدر خشك و رسمي است كه براي مخاطب دافعه ايجاد مي كند و چه بسا تماشاگر آن را پس مي زند ولي به نظر مي رسد كه شما تلاش كرديد تا اين خشك بودن را بشكنيد و تصوير ملموس و راحت تري از اين كاراكتر ارائه كنيد. اين به جنس بازي شما برمي گردد يا آگاهانه و بر اساس مختصات فيلمنامه پيش مي رود؟
    من سعي كردم كه از تجربيات روزانه و شخصي خود در بازنمايي اين نقش كمك بگيرم. مثلاخونسردي كه در خيلي از اين پليس ها ديده بودم و اينكه سريع واكنش نشان نمي دهند. شما اگر چند روز در اداره آگاهي بچرخيد متوجه اين رفتارها و خصوصيات مي شويد و من هم سعي كردم از اين تجربيات الگوبرداري كنم. ضمن اين كه كارگردان تاكيد داشت كه وجوه دراماتيكي اين شخصيت و موقعيت را نمايش دهيم. يادم هست كه در سريال مرگ تدريجي يك رويا كه نقش يك ديپلمات را بازي مي كردم سعي داشتم كه آن تصوير رسمي و كليشه اي را بشكنم و آن وجوه نمايشي شخصيت را پررنگ تر كنم. واقعيت اين است كه اين تصور وجود دارد برخي مشاغل مثل پليس، وكيل، سياستمدار كه واجد يك قدرت و اعتبار اجتماعي هستند بايد خيلي مهم بازي شوند و همين باعث فاصله گرفتن مخاطب از آنها شده يا نقش خيلي پيچيده و غيرقابل درك مي شود. معمولامخاطب اين شخصيت ها را در زندگي روزمره كمتر تجربه مي كند و به همين دليل نقش خيلي غريب و غيرقابل باور از كار در مي آيد. ما در تاوان سعي كرديم كه اين پليس خيلي راحت و باورپذير باشد. مثلابرخي شوخي ها و طنازي ها در رفتار او ديده مي شود كه به ارتباط بيشتر مخاطب با اين شخصيت كمك كرده است.
    
    فرصت بداهه كاري هم داشتيد؟
    بله ولي من سعي مي كردم تا جايي كه امكان دارد و منطقي است خود را با فيلمنامه و خواسته كارگردان تطبيق دهم. گاهي متفاوت بودن باعث مي شود بازيگر با كليت اثر و مجموعه همخواني نداشته باشد و در نهايت اين كار به ضرر خود بازيگر و اثر ختم شود. در واقع گاهي ميل و اراده به متفاوت بودن، يك نوع حس خودنمايي را در نقش ايجاد مي كند كه توي ذوق مخاطب مي زند و به ضرر بازيگر هم تمام مي شود. در واقع متفاوت بودن نبايد خود را نشان دهد و مخاطب آن را حس كند.
    سرگرد ملكي به عنوان يك پليس آگاهي داراي دو ويژگي بارز است؛ هم شوخ طبع است و هم مرموز و نوعي زيركي و رندي هوشمندانه اي دارد كه باعث جذابيت بيشتر نقش شده است.
    همين طور است. ضمن اين كه تدوين حرفه اي مستانه مهاجر نيز خيلي به درآمدن اين نقش و اساسا جذابيت كل سريال كمك كرده است. اين دو ويژگي در عين تضاد ظاهري كه با هم دارند به اين شخصيت جذابيت بيشتري بخشيده و خود فيلمنامه هم بر اين خصلت ها تاكيد كرده است، بويژه اين كه به دنياي شخصي و خلوت اين پليس هم سرك مي كشد و او را صرفا در محيط كار نمي بينيم. به نظر من هر چقدر بازيگر صادقانه با نقش روبه رو شود و يك صميميت در بازي اش وجود داشته باشد تماشاگر هم با آن شخصيت ارتباط بهتري برقرار مي كند. رابرت دنيرو جمله زيبايي دارد و مي گويد من از بازي هايي خوشم نمي آيد كه بازيگر مدام مي گويد منو نگاه كن. در واقع تلاش براي اين جلب توجه نتيجه معكوس مي دهد و اتفاقا مخاطب هم چندان آن بازيگر را نمي بيند. برعكس يك بازيگر هر چقدر كه بيشتر در خدمت گروه باشد بيشتر ديده مي شود. تكروي در سينما مثل فوتبال بد است و به كل تيم ضربه مي زند.
    رفتارشناسي سرگرد ملك در عين انطباق با خرده فرهنگ هاي پليسي در برخي مواقع، بوي‍ژه در برخي عكس العمل ها شبيه به يك مامور امنيتي ـ اطلاعاتي است تا پليس....
    .... چون من يك كمي هم از اين گونه شخصيت ها وام گرفتم و آن را با خصلت هاي پليسي تركيب كردم. ضمن اين كه لباس شخصي بودن وي نيز به اين تصور دامن زده است و اين طور القا مي كند كه او يك مامور اطلاعاتي است. جالب است كه وقتي به اداره آگاهي مي رفتيم برخي سربازها به من احترام نظامي مي گذاشتند و گمان مي كردند كه من يك پليس با لباس شخصي هستم!
    
    آقاي ساعتچيان شما قبل از اتمام فيلمبرداري فيلمنامه را خوانديد و احتمالابه پايان قصه وقوف داريد. اين آگاهي پيشين در نوع بازي شما كه يك پليس است كه بايد رازگشايي كرده و حقيقتي را كشف كند تاثير نمي گذارد؟
    روز اولي كه جلوي دوربين مدار صفردرجه رفتم سكانس پاياني نقشم بود كه همان ابتدا بايد بازي مي كردم يا در تاوان سكانسي كه من به خانه رضا رويگري مي روم تا دستگيرش كنم اولين يا دومين سكانسي بود كه بازي كردم در حالي كه از لحاظ منطق زماني اين سكانس به ابتداي قصه مربوط نمي شد. اين كه من نسبت به كل داستان آگاهي داشته باشم و بدانم كه قرار است چه اتفاقي بيفتد به من كمك مي كند تا بهتر بتوانم نقش را بازي كنم. خوبي اين سريال اين بود كه ما با يك فيلمنامه كامل روبه رو بوديم برعكس خيلي سريال ها و تله فيلم هايي كه تا لحظه آخر نمي دانيم كه چه اتفاقي قرار است بيفتد.
    
    شايد بارزترين ويژگي شما در اين نقش راحت بازي كردن باشد. چگونه به اين نوع بازي رسيديد؟
    مطمئنا از تجربه هاي تئاتر. در تئاتر مجال و فرصت بيشتري براي كلنجار رفتن با نقش وجود دارد و بازيگر با مخاطبان مستقيم و رودروست و همين كمك مي كند كه جلوي دوربين هم راحت تر بازي كند. برخي از هنرپيشه ها درگير جزئياتي در بازي مي شوند كه هيچ ضرورت و كاركردي ندارد. مثل مدل مو يا نوع گريم. به نظر من مهم ترين خصلت يك بازيگر بايد دوري كردن از منيت باشد. وقتي صميميت و تواضع در بازي وجود داشته باشد نقش باورپذيرتر خواهد شد و تماشاگر هم با وي همراه خواهد شد. بازيگر نبايد به شيوه اي رفتار و بازي كند كه مخاطب احساس كند كه وي به زور مي خواهد خود را نشان دهد گاهي اوقات مارلون براندو به گونه اي در صحنه حضور مي يابد كه انگار هيچ كاري نمي كند ولي اوج بازيگري اش را در همان لحظه مي توان درك كرد.
    اين به فاصله گذاري بازيگر با نقش برمي گردد كه در سبك هاي بازيگري روي آن تاكيد زيادي شده است.
    دقيقا همين طور است. اين فاصله بايد تا جايي حفظ شود كه به اصطلاح بازيگر غرق در نقش نباشد و بتواند با ايجاد فاصله آگاهانه به ايفاي آن نقش بپردازد. اين تمهيد به او كمك مي كند تا راحت تر و صميمي تر هم بازي كند. بازيگري امروز از يك تجربه حسي به يك علم و تكنيك بدل شده است.
    شما معتقديد كه تجربه هاي تئاتري در راحت بازي كردن شما در تاوان خيلي تاثير داشته در حالي كه جنس بازيگري در تئاتر با غلو و اغراق بيشتري آميخته است و اين با بازيگري در سينما و تلويزيون فرق مي كند.
    واقعيت اين است كه بازيگر در تئاترهاي مجلسي كه تماشاگران كمتري دارد مي تواند از تكنيك هاي بازيگري در تلويزيون يا سينما هم استفاده كند و اينها با هم منافاتي ندارد. چون بازيگر هر چقدر به بيننده نزديك تر باشد بايد دقيق تر كار كند. ضمن اين كه هميشه در تئاتر به بازي غلوآميز نيازي نيست.
    اين را هم اضافه كنم كه تجربه بازي در تئاتر و ارتباط مستقيم و زنده با تماشاگران بشدت در افزايش اعتماد به نفس بازيگر تاثير مي گذارد و به او كمك مي كند تا در جلوي دوربين هم راحت تر بازي كند.
    
    گفتگو با احمد ساعتچيان بازيگر نقش سرگرد در سريال تاوان / بازيگر نبايد تكروي كند
    


 روزنامه جام جم، شماره 2904 به تاريخ 4/5/89، صفحه 9 (راديو و تلويزيون)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 184 بار
    



آثار ديگري از "سيد رضا صائمي"

  سينما به روايت عزت! / نگاهي به كارنامه استاد عزت الله انتظامي
سيد رضا صائمي، ايران 27/5/97
مشاهده متن    
  هزينه اي كه سيما پرداخت و سودي كه ديگران بردند / حواشي پردامنه پخش ويدئوي گفت و گوي رسانه ملي با ناصرملك مطيعي در يك شبكه ماهواره اي
سيد رضا صائمي، ايران 20/3/97
مشاهده متن    
  سركشي و فروپاشي / تاملي بر فيلم «عصباني نيستم»
سيد رضا صائمي، اعتماد 20/3/97
مشاهده متن    
  سينما با طعم افطار / درباره سياست هاي سينمايي در ماه رمضان
سيد رضا صائمي، ايران 7/3/97
مشاهده متن    
  تنوع؛ تعدد و تفاوت / نگاهي به تازه هاي اكران
سيد رضا صائمي*، ايران 17/2/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
پژوهش نامه معارف حسيني
متن مطالب شماره 12، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است