|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 89/7/13: از تاريخ ديوارنگاري تا ديوارنگاري تاريخي
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2967
چهارشنبه بيست و نهم شهريور ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1078 13/7/89 > صفحه 14 (شهر آجر سيمان) > متن
 
      


از تاريخ ديوارنگاري تا ديوارنگاري تاريخي
سير تحول نقاشي ديواري

نويسنده: فرزانه جلالي فر


    اگر بخواهيم به بررسي سابقه نقاشي روي ديوار بپردازيم بايد از نخستين نشانه هاي ظهور اين هنر در طول تاريخ صحبت کنيم و البته بايد در نظر داشته باشيم که نقاشي ديواري در اعصار تاريخي، با آنچه ما امروزه به نام نقاشي ديواري مي خوانيم خاستگاهي بس متفاوت دارد و اين خاستگاه در هر دوره بنا بر شرايط و مقتضيات موجود رنگ و بوي منحصر به خود را گرفته است. نقاشي ديواري در بستر زمان بنابر محدوده تاريخي معناي متفاوتي را دربر مي گيرد که هر کدام از اين معاني جاي بحث و بررسي موشکافانه دارد. ما در اينجا به اختصار به تاريخچه کلي نقاشي ديواري در ايران از عصر کهن تا دوران معاصر مي پردازيم.
    تاريخچه نقاشي ديواري در ايران به حدود هشت هزار سال قبل از ميلاد مسيح، دوران نوسنگي، بازمي گردد. آنچه به عنوان نقاشي ديواري در اين دوره شناخته مي شود طراحي هاي باقيمانده بر ديواره غار هاي لرستان از جمله ميرملاس و هميان است. عمده نقوش به کاررفته در اين نقاشي ها نقوش حيواني است که با خطوطي نرم و سيال تصوير شده اند و صحنه هاي رزم و شکار را نشان مي دهند. رنگ هاي مورد استفاده در اين نقوش رنگ هاي معدني و گياهي همچون مشکي و قرمز هستند. در مورد علل تصوير کردن اين گونه اشکال بر ديواره غارها توسط انسان هاي غارنشين فرضيات متعددي وجود دارد که نمي توان در مورد صحت قطعي هيچ کدام راي داد. نمونه اي از اين فرضيات ممکن که توسط پژوهشگران مطرح مي شود ارتباط ميان آيين هاي مذهبي در دوران باستان با نقوش طراحي شده و مساله شکار با توجه به نقش مهم آن در زندگي غارنشينان است.
    
    پس از اين دوران و شکل گيري حيات اجتماعي با آغاز کشاورزي و شهرنشيني نقاشي ديواري به گونه اي کاملاً متفاوت در زندگي انسان ها حضور مي يابد. حيات اجتماعي از طرفي آيين هاي مذهبي را تحت الشعاع قرار داده و از طرف ديگر مسبب شکل گيري حکومت ها مي شود که اين هر دو در سراسر تاريخ بيشترين تاثيرات را بر هنر و در اينجا مشخصاً نقاشي ديواري داشته اند. در اين دوران نقاشي هاي ديواري با مضامين آييني و حکومتي از قبيل تصوير پادشاهان و نيز اشکال انتزاعي که معنايي رازگونه در نيايش هاي آييني داشته اند زينت بخش ديوارها بوده اند. از اين دوران تعداد معدودي نقاشي متعلق به تمدن عيلامي ها و مادها بر ديواره کاخ ها و معابد باقي مانده است. با پيشرفت زندگي شهري و ارتقا و گسترش معماري، نقاشي ديواري به عنوان عنصري تزييني جايگاه ويژه اي مي يابد که اين جايگاه تاکنون حفظ شده است. ديوار هاي کاخ ها و معابد آشوري، هخامنشي، اشکاني و ساساني در فاصله زماني به نسبت طولاني جلوه گاه هنر درباري به شکل نقاشي ديواري بوده اند و ارتباط تنگاتنگ ميان اين گونه ديوارنگاره هاي درباري با آيين هاي مذهبي قابل چشم پوشي نيست. در برخي از اين موارد نقاشي ديواري جاي خود را به حکاکي روي سطوح وسيع و تخت ديوارها داده است. به طور کلي نقاشي در ايران از دوره اشکانيان رواج پيدا کرد و به دنبال آن نقاشي روي ديوار ها تحت تاثير ارتباط با دنياي غرب خصوصاً تمدن يونان و روم به عنوان تزيينات رونق گرفت. از نمونه هاي نقاشي ديواري در اين دوره مي توان به نقاشي هاي ديواري کوه خواجه در سيستان اشاره کرد. تصاوير اين نقاشي ها شامل صحنه هاي نخجيرگاه، نقش مايه هاي متقارن سواران و فرشتگان و نيز عناصر پرکننده فضا همچون درخت و پيچک است. از دوره ساساني در امتداد سنت اشکاني نقاشي بر ديوارها، نمونه هاي ديوارنگاره وجود دارد که بيشتر آنها بر ديواره کاخ ها تصوير شده اند اما آنچه به عنوان تزيينات قالب در آثار ساساني وجود دارد، ديوارنگاره نيست. از نمونه هاي اين ديوارنگاره ها مي توان به نقاشي هاي ديواري پنجيکنت در حوالي سمرقند که شامل صحنه هاي نبرد رستم و نيز سوگواري بر مرگ سياوش است و به اواخر عصر ساساني تعلق دارد، اشاره كرد.
    
    بعد از اسلام: با ورود اعراب به ايران و حکمراني خلفاي مسلمان بر اين سرزمين کهن، نقاشي ديواري به عنوان زيرمجموعه اي از نقاشي مورد محدوديت هاي فراوان قرار مي گيرد. آنچه اين محدوديت ها را به همراه مي آورد قوانين اسلامي در سده هاي نخست تقويم هجري است. قرائت آن زمان خلفا از اسلام به مخالفت با تصويرسازي به عنوان مظهري از کفر مي پردازد و به اين ترتيب تا سال ها نقاشي چه بر سطح ديوار و چه بر ساير سطوح، نهايتاً محدود به نقوش گياهي و تزييني و نيز نقوش انتزاعي از حيوانات و گياهان است. در اين دوره نقاشي ديواري را تنها براي تزيينات داخلي کاخ ها و کوشک هاي خلفا مي توان مشاهده كرد. از اين دوران به بعد نمونه هاي نادري از نقاشي ديواري تنها بر ديواره کاخ ها به عنوان تزيينات بنا موجود است.
    
    عصر صفوي: حيات مجدد نقاشي ديواري تا زمان حکومت صفويه به طول مي انجامد و در اين فاصله نقاشي در کنار ادبيات در کتاب ها راه خود را ادامه مي دهد. در دوره صفويه بار ديگر نقاشي ديواري به عرصه ظهور مي رسد و راه متفاوت تري را چه به لحاظ سبک نقاشي و چه به لحاظ مضامين نسبت به گذشته خود در پيش مي گيرد. در اين دوره نقاشي ديواري به عنوان اصلي ترين روش تزييني در معماري به کار بسته مي شود و زينتگر کاخ هاي زيباي صفويان در شهر هاي ايران مي شود. نقاشي هاي ديواري در اين دوره هم در شکل نقوش انتزاعي و هم در قالب روايت هاي داستاني از رزم و بزم، حياتي مجدد مي يابد. علاوه بر نقاشي هاي موجود در کاخ ها در اين دوران نقاشي ديواري توسط ارمنيان ساکن اصفهان به خانه هاي ثروتمندان نيز راه يافت. يکي از اين نقاشان ميناس نام دارد که از جمله کار هاي او نقاشي بر ديوار هاي خانه خواجه سرفراز فرماندار وقت جلفاي نو است که امروز نشانه اي از آن باقي نمانده است.
    
    قاجاريه: در دوران قاجار نقاشي بيش از قبل تحت تاثير ارتباطات خارجي مورد تحول قرار گرفته و دامنه اين تحولات شامل نقاشي ديواري نيز مي شود. نقاشي هاي موجود بر ديوار هاي کاخ گلستان گواهي بر اين امر است. در دوران قاجار براي نخستين بار به صورت وسيع از رنگ و روغن براي نقاشي روي ديوار ها استفاده مي شود. از ديگر موارد وجود نقاشي ديواري در دوران قاجار مي توان به ديوارنگاري هاي بقاع متبرکه اشاره کرد. نقاشي قهوه خانه اي که از نمونه هاي نقاشي در اين دوران است رابطه نزديکي از لحاظ سبک و مضامين با نقاشي ديواري دارد و بسياري از کارشناسان تاريخي اين نوع نقاشي را زيرمجموعه اي از نقاشي ديواري در عصر قاجار مي دانند. نقاشي قهوه خانه اي نقاشي روايي با رنگ و روغن است که ريشه در سنت هاي مردمي و ديني دارد و آمال و علايق ملي، اعتقادات مذهبي و روح فرهنگ خاص لايه هاي مياني جامعه شهري را بازمي تابد. اين نوع نقاشي همزمان با جنبش مشروطيت مورد استقبال فراواني قرار مي گيرد.
    
    دوره رضاخاني: سقوط قاجار و به حکومت رسيدن رضاخان مصادف مي شود با گسترش مصرف گرايي و تبليغات تجاري در جهت منافع سرمايه داري. در اين دوران نقاشي ديواري از نقشي که تا پيش از اين به عنوان قسمتي از تزيينات معماري بر دوش داشته رها مي شود و در قالب ابزاري براي ترغيب هرچه بيشتر مردم به خريد کالاهاي لوکس ايفاي نقش مي کند. در دوره پهلوي اول موارد معدودي از نقاشي ديواري به عنوان تبليغات بر ديوار هاي مرکزي شهر تهران نقش مي بندد که در تاريخ نقاشي ديواري ايران تا آن زمان بي سابقه بوده است. از سوي ديگر حکومت پهلوي اول در پي سياست هاي دوگانه خود از يک سو هنرها و شيوه هاي سنتي را حمايت کرده و از سوي ديگر به ترغيب هنرمندان براي گرايش به مدرنيزاسيون مي پردازد که اين امر منجر به پيدايش دو نوع نقاشي ديواري مي شود؛ نخست آن دسته از نقاشي هاي ديواري که به تقليد از آثار باستاني تصوير شده اند و در برخي موارد شکل نقش برجسته به خود گرفته اند که نمونه هايي از آنها در ميدان توپخانه تهران موجود است. و دسته ديگر ديوارنگاري هايي که به لحاظ نحوه اجرا از تکنيک هاي روز در آنها استفاده شده است. اين دسته از ديوارنگاري ها بيشتر در فضا هاي داخلي سازمان ها و وزارتخانه ها مورد استفاده قرار گرفته اند. در کنار اين شيوه هاي ديوارنگاري، تبليغات محيطي که در شکل نقاشي ديواري در اين دوران ظهور مي يابد در واقع نقاشي ديواري را از فضاي بسته کاخ ها به خيابان ها و اجتماع مي کشاند و به نوعي به آنچه امروزه به نام نقاشي ديواري مي شناسيم نزديک تر مي کند.
    
    پهلوي دوم: با گسترش دامنه جنگ جهاني و برکناري رضاخان و به قدرت رسيدن محمدرضا پهلوي نقاشي ديواري علاوه بر تبليغات تجاري شکل هاي تازه تري به خود مي گيرد. در دهه 30 شکل جديدي به نقاشي ديواري راه مي يابد که در واقع شعارنويسي هاي احزاب و گروه مخالف نظام شاهنشاهي است و اين گونه برخورد با نقاشي ديواري به مثابه ابزاري براي اعلام مخالفت هاي سياسي و مذهبي و نيز شکلي از مبارزه تا سال هاي نخست انقلاب اسلامي ادامه مي يابد. آنچه در اين سال ها بر نقاشي نو در ايران مي گذرد نقاشي ديواري را بي نصيب نمي گذارد. از دهه 40 به بعد هنرمندان بسياري با حمايت هاي مجامع هنري به نقاشي ديواري روي مي آورند که از آن جمله مي توان محمدحسين شيردل، چنگيز شهوق، مسعود عربشاهي و منصور دولو را نام برد. از ميان اين هنرمندان محمدحسين شيردل يگانه نقاشي بود که به تکنيک فرسک که از تکنيک هاي مرسوم در نقاشي ديواري است، مهارت داشت و به خلق آثار ديوارنگاري با مضامين اجتماعي پرداخت. بسياري از اين گونه نقاشي هاي وي تحت تاثير نقاشي ديواري در مکزيک است. از ديگر افراد مسعود عربشاهي است که نقوش انتزاعي خود بر ديوارها راه تازه اي بر نقاشي ديواري گشود. آثار عربشاهي فراوان است از فرم هاي نمادين و انتزاعي. در دهه 50 با اوج گيري مبارزات سياسي نقاشي ديواري خارج از سفارشات حکومتي در خدمت مبارزات مردمي قرار مي گيرد و تحت تاثير نقاشي ديواري در مکزيک و امريکاي لاتين به ابزاري جهت آگاه سازي توده هاي مردمي و مخالفت با رژيم شاه بدل مي شود. از آنجايي که برخي از هنرمندان اين دوره و روشنفکران به سمت ايدئولوژي هاي مارکسيستي و سوسياليستي گرايش داشته و در برخي موارد از اعضاي احزاب چپگرا به شمار مي آمدند بخشي از نقاشي هاي اين دوران مضامين سوسياليستي و ضداستعماري و ضدامپرياليستي به خود گرفتند. علاوه بر نقاشي هايي که با روش هاي مرسوم نقش مي شدند دسته اي ديگر از ديوارنگاري ها رونق گرفتند که برآمده از مقتضيات زمان بودند. اين دسته از ديوارنگاري ها که با شابلون هاي از پيش آماده شده و رنگ هاي اسپري کار مي شدند بهترين شيوه ممکن براي شعارنويسي هاي سياسي در قالب کلمات يا نقوش چهره هاي انقلابي بودند. اين روش نه تنها نياز به زمان طولاني نداشت بلکه امکان تيراژ بالااز طرح هاي موجود را بالامي برد. به طور کلي مي توان گفت نقاشي ديواري در سال هاي پاياني حکومت پهلوي دوم در اختيار تبليغات سياسي و اجتماعي قرار داشت.
    
    بعد از انقلاب: با پيروزي انقلاب اسلامي تمام آنچه در تاريخ نقاشي ديواري در ايران شکل گرفته بود در اختيار اهداف انقلاب قرار گرفت. سال هاي اوليه انقلاب نقاشان ديواري بيش از تکنيک درصدد پرداختن به مضاميني بودند که به حفظ ارزش هاي انقلاب بينجامد. تمام اين نقاشي ها مضامين انقلابي داشتند و آن دسته از نقاشي ها که توسط گروه هاي اسلامي انجام مي شد در کنار انقلابي بودن، رنگ و بوي مذهبي نيز داشت. عموم اين نقاشي هاي ديواري همچنان الگوبرداري هاي ناقص و شتابزده اي از نقاشي ديواري هاي مکزيکي و از لحاظ ساختاري دچار ناهنجاري هاي آشکاري بودند. از جمله هنرمنداني که در اين سال ها به نقاشي روي ديوار پرداخت هانيبال الخاص است. وي به همراه جمعي از شاگردانش نقاشي هايي را بر ديوار هاي شهر تهران نقش کردند که از آن جمله مي توان به نقاشي بر ديوار سفارت امريکا که در سال 1359 توسط هانيبال الخاص و ادهم ضرغام تصوير شد و نيز نقاشي بر ديوار ترمينال خزانه در جنوب تهران اشاره کرد. هر دو اين نقاشي ها مضامين ضداستعماري و ضدامپرياليستي داشتند. از نقاشان ديگري که در اين دوره نقاشي هاي مشابهي بر ديوار هاي شهر تهران نقش کردند مي توان به مسعود سعدالدين، نيلوفر قادري نژاد و... نام برد.
    
    جنگ: با آغاز جنگ تحميلي نقاشي ديواري همچون ساير هنرها در اختيار جنگ قرار گرفت. نقاشي ديواري در طول جنگ به صورت خودجوش يا با حمايت سازمان تبليغات اسلامي، بسيج هاي محلي، بخش فرهنگي کميته انقلاب اسلامي و سپاه پاسداران صورت مي گرفت. در دانشکده هاي هنر نيز موضوعات کارگاه هاي نقاشي ديواري متناسب با موضوعات مربوط به جنگ انتخاب مي شد. به اين ترتيب دو گروه از هنرمندان در فعاليت هاي ديوارنگاري شرکت مي کردند؛ يک گروه از هنرمندان آکادميک که سعي داشتند شيوه بيان متناسب با مفاهيم انقلاب و جنگ را در پيش گيرند و يک گروه نقاشان غيرحرفه اي که يا آثار خود را بر ديوار ها نقش مي کردند يا آثار گروه اول را. اين نقاشي ها عمدتاً در امتداد گسترش فرهنگ شهادت طلبي و ايثار تصوير شده اند و سبک آنها از ميان واقع گرايي، نمادگرايي و واقع گرايي ذهني است. از نمونه هاي نقاشي ديواري در دوران جنگ مي توان به ديوارنگاري ميدان فلسطين تهران اشاره کرد که توسط ايرج اسکندري در سال هاي پاياني جنگ اجرا شده است.
    
    بعد از جنگ: با پايان جنگ نقش خودجوش مردم در نقاشي بر ديوارها کمرنگ و حتي مي توان گفت حذف مي شود. در سال هاي نخست پس از جنگ به دليل نبود برنامه ريزي هاي دقيق و مشخص نقاشي بر ديوارها توسط سازمان هاي مختلفي دنبال مي شود. سازمان زيباسازي شهر تهران، بنياد شهيد و امور ايثارگران، سازمان تبليغات اسلامي، بخش فرهنگي شهرداري تهران و ساير نهاد هاي دولتي متولي امر ديوارنگاري شهري مي شوند. در اين ميان سازمان زيباسازي شهر تهران و بنياد شهيد بيشترين نقش را در توسعه نقاشي ديواري در اين سال ها بر عهده دارند. هرکدام از اين سازمان ها رويکرد خاص خود را در نقاشي ديواري بنا نهادند. اين رويکردها شامل سه عنوان کلي مي شود: ديوارنگاري تزييني و منظره نگاري، ديوارنگاري تصوير شهدا و ديوارنويسي. منظره نگاري بر ديوارها از سال 67 به بعد توسط سازمان زيباسازي شهر تهران به منظور زيبا ساختن محيط شهري آغاز شد. اين قبيل نقاشي هاي ديواري عموماً توسط هنرمندان کپي کار اجرا شده و در بيشتر موارد از لحاظ تکنيکي دچار ضعف هاي بسياري بوده اند. از طرف ديگر آنچه از ارزش اين گونه کارها مي کاهد عدم وجود هماهنگي لازم ميان آنها با محيط اطراف شان است تا جايي که در برخي موارد اين تصاوير باعث در هم ريختن هماهنگي فضاي شهري شده است. از رويکرد هاي بنياد شهيد تصاوير شهداست که در اين دوره تعداد کثيري از آنها بر ديوارها نقش شدند. اين گروه از ديوارنگاره ها به صورت پوستر و همراه با تصاويري نمادين (گل لاله، پلاک شناسايي و...) و پيام هاي نوشتاري تصوير مي شدند. بسياري از اين آثار از ساختار بصري مناسبي برخوردار نبوده و در محيط هاي نامناسبي اجرا شدند و به علت ضعف هاي فراوان در اين قبيل کارها حتي در مواردي اين گونه تبليغات به ضدتبليغ بدل شدند. ديوارنوشته ها نيز در سال هاي بعد از جنگ بر اساس سنت شعارنويسي در شکل تازه به ديوارها راه يافتند. اين ديوارنوشته ها که شامل پيام هاي مذهبي، حکومتي و آموزشي هستند آنچنان هويت گنگي دارند که نه تنها نمي توان نام ديوارنگاري بر آنها نهاد بلکه آنها را در زمره شعارنويسي نمي توان قرار داد و جدا از همه اينها کارکرد قابل ملاحظه اي براي آن نمي توان در نظر گرفت. از سال 75 به بعد با تشکيل شوراي تخصصي نقاشي ديواري در سازمان زيباسازي شهر تهران تفاوت هايي در روند نقاشي ديواري پديدار شد. اعضاي اين شورا از هنرمندان آکادميک و اساتيد هنر بودند و به اين ترتيب آيين نامه اي تنظيم شد که مجريان نقاشي ديواري ملزم به رعايت آن بودند. علاوه بر اين رويکرد هاي جديدي پيرامون اين مساله اتخاذ شد. اين رويکرد ها به چهار بخش کلي فرهنگي، اجتماعي، ملي و مذهبي، تزييني، بهينه سازي فضاي بصري، تبليغاتي و تجاري تقسيم مي شوند. در تمام اين رويکردها طبق آيين نامه توجه به زيبايي شناسي و ساختار مناسب بصري، ارتباط مناسب و مرتبط با فضاي شهري در کنار ابلاغ پيام و محتواي مناسب در نظر گرفته شده است.
    
    در سال هاي اخير ديوارنگاري هاي شهر تهران بر اساس دسته بندي هاي ذکرشده يا در قالب تزييني شامل نقوش انتزاعي مي شوند، به عنوان بهينه سازي فضاي بصري باز هم به شکل نقوش انتزاعي در ارتباط با محيط اطراف شان نقش مي شوند و در جهت رويکرد فرهنگي، مذهبي و اجتماعي شامل ديوارنويسي ها مي شوند. در واقع با وجود شکل گيري شوراي تخصصي نقاشي ديواري و تنظيم آيين نامه در عمل شاهد تفاوت مناسبي در روند تحول نقاشي ديواري نيستيم حال آنکه نقاشي ديواري امروزه يکي از مهم ترين اشکال هنري است که در ارتباط مستقيم با اجتماع قرار دارد و مي تواند مناسب ترين روش جهت فرهنگسازي درست و موثر قرار گيرد. آنچه سبب رکود نقاشي ديواري در ايران مي شود اتخاذ سياست هاي اغلب نادرست و در بسياري موارد بي توجهي به هنر هاي مردمي چون ديوارنگاري است. ديوارنگاري در ايران، بيشتر، همواره امري سفارشي بوده و اين عامل ضعف هميشگي ديوارنگاري ها را به عنوان امر هنري و به عنوان اثر هنري مستقل به دنبال داشته است. و تاثير اين سياست حتي در مورد کيفيت تصوير هاي سفارشي به لحاظ مضمون و کيفيت اجرا قابل چشم پوشي نيست. ديوار هاي موجود در فضاي شهري فرصت بزرگي براي برقراري ارتباط با مردم و تاثيرگذاري و تاثيرپذيري هاي دوطرفه است. فضاي شهري نه تنها نياز به زيبايي دارد بلکه مي تواند در کنار زيبايي راهي شود براي ارتقاي سطح سليقه، آگاهي و فرهنگ مردم. قناعت به حداقل هاي ممکن در چنين امري در کنار آن که زيبايي را به ارمغان نمي آورد ، درمواردي به ضدتبليغات فرهنگي بدل شده و سرمايه هاي مردمي را در اين راه هدر مي دهد.
    
    از تاريخ ديوارنگاري تا ديوارنگاري تاريخي / سير تحول نقاشي ديواري
    


 روزنامه شرق ، شماره 1078 به تاريخ 13/7/89، صفحه 14 (شهر آجر سيمان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 2133 بار
    



آثار ديگري از "فرزانه جلالي فر"

  چنارهاي سازگار خيابان هاي ناسازگار / نقد مبلمان شهري تهران
فرزانه جلالي فر، شرق 11/8/89
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه حقوق پزشكي
متن مطالب شماره 41، تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است