|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق89/7/18: درباره ادمان آيوازيان، هنرمند نقاش و معمار
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1082 18/7/89 > صفحه 11 (تجسمي) > متن
 
 


درباره ادمان آيوازيان، هنرمند نقاش و معمار
اين همان انفجار است

نويسنده: زهرا راد


    اِدمان كه دوستان قديمي ترش اِديك صدا مي كنند، اين روزها به تهران آمده است. سال هايي كه از زادگاهش دور بوده حالادارد به مرز 40 سال مي رسد. با مهرباني لبخند مي زند، سري تكان مي دهد، آرام مي گويد: نمي دانم اِديك كجاست. اديك متعلق به گذشته من است. اِدمان از نمايشگاه هاي نيويورك و قراردادها براي شركت هاي معماري شروع شد. تا مدت ها به جاي اسم ادمان، فقط حرف بزرگ انگليسي E را مي گذاشتم. كم كم نام فاميل را اضافه كردم و بعد ديدم راحت تر است؛ هرچه خلاصه تر بهتر! تا به ادمان رسيدم. ولي اصل موضوع اين است كه اگر وقت باشد، بايد اِدمان را به كار بكشم. هميشه مجبور بودم كارم را از كاري كه درآمدي براي خانواده ام داشته، جدا كنم. نقاشي را شايد براي رضايت و خواسته هايي كه به طور جدي از ته قلبم بوده انتخاب كردم. پنج سال است كه دفتر و شركت شناخته شده طراحي معماري اش را لندن تعطيل كرده است و تنها به دغدغه اش مي رسد؛ نقاشي و ديگر هيچ! «سعي كردم معماري را كنار بگذارم، هرچند سر و كله زدن با معمار و بنا و كار با ملات و گچ شيرين است. ولي همه چيز صد درصد به دست نمي آيد. حالامعماري در گرو دخالت تكنولوژي و كسان ديگري است كه سهيم هستند. به دنبال نقاشي مي روم، به سبب وقت، فضا، تماس مردمي بيشتر. وقتي ويلا، مدرسه و مسجدي را طراحي مي كنم در معماري بيشتر از مردم سهم مي برم، ولي مي خواهم سهم خودم را بدهم. از نوجواني و جواني اش كه بپرسي صريح و بي مقدمه مي گويد: زندگي شخصي ام شفاف نيست.هميشه گرفتاري بوده؛ من و دوستانم مجبور بوديم براي بقاي زندگي، تابلونويسي بكنيم؛ كارهاي تبليغاتي هم كنيم. مساله اين بود كه وقت هميشه كم بود اما زماني به فكر شروع نقاشي افتادم كه نقاشاني از شاگردان كمال الملك بزرگ تر از ما بودند؛ زنده ياد حيدريان، اوليا و ديگراني كه مرا به عنوان نوجواني نصيحت مي كردند كه به راه نقاشي نروم چرا كه راه ساده اي نيست. آن زمان آقاي اوليا به من گفت نقاشي را ول كن، همه اش گرفتاري است. او تنگي هاي آن زمان را برايم توصيف مي كرد. حالااما زمان زيادي از آن روزها مي گذرد و همين گذر روزگار، مسائل را حل كرده است.
    نقاشي هاي ادمان روايتي از گذشته و خاطرات اوست. اين هنرمند ايراني، با ظرافتي انحصاري با نگاهي مردم شناسانه، زيبايي هاي ايران را در ذهن و ضمير مخاطبش تداعي مي كند.
    كارهايش دو دسته اند؛ همان گونه كه خود مي گويد يكي دفترچه خاطراتش است، همان «نقش خاطره»، كه نقاشي از طبيعت، شهرها و دهات ايران است، اما روي ديگر كارهاي ادمان حكايت ديگرتري هم دارد. او به آنها كه تجلي نور دارند، مي گويد «رباعيات». «اينها كار خودم است. يعني نوعي از نقاشي باعث رضايتمندي ام است. هميشه سعي كردم هر زباني كه حرف مي زنم - لااقل منظورم نقاشي است - تكنيك و فرهنگ لغات آن را حفظ كنم. به دنبال نقاشي بودم كه دلم مي خواست. اين تمام سير حرفه اي كار من است.»
    ادمان 16ساله بود كه جايزه نخست مسابقه بين المللي نقاشان جوان تهران را دريافت كرد. 9 سال بعد به جايزه نقاشان ايراني، جايزه فرهنگ و هنر بي ينال تهران رسيد و در پي آن براي شركت در بي ينال ونيز انتخاب شد. حالاكه شش دهه از آن روزها مي گذرد، با يقيني از سر تجربه و جهان بيني ويژه خود مي گويد: كارهاي جوانان ايراني مرا از بازگشتم پس از 37 سال به ايران، مطمئن، خوشحال و اميدوار مي كند زيرا در كار آنها اميد، حقيقت و نزديكي به انسانيت وجود دارد.
    در مقايسه با 60 سال گذشته، نقاشان جوان امروز ايران شهامت زيادي دارند. اين نسل پايه گذار حقيقي زندگي آتي است. ادمان آيوازيان نقاشي را در آكادمي هنرهاي زيباي رم و معماري را در انگلستان فراگرفته است. تعدادي از كتيبه هاي خط ثلث كوفي و كاشيكاري هاي او در مساجد عربستان، كويت و عمان تاثيرگرفته از نقاشي اسلامي و ايراني است. پروژه هاي معماري همچون كالج توماسيان در تهران و تعدادي خانه و آپارتمان خصوصي، طراحي داخلي مسجد فرودگاه رياض، نقاشي ديواري سالن انتظار فرودگاه جده، نقاشي ديواري براي موزه ملي عربستان، طراحي موزاييك براي مسجدجامع عمان و... را در كارنامه حرفه اي خود دارد. اما خودش مي گويد: «كارهاي معماري من شايد فقط به خاطر ماديات بود. با اين حال اين كار را فقط به خاطر حقوقش نمي خواستم. مي خواستم خطي كه مي كشم تميز باشد و هرچه كه حقيقي است و داشته هايم را وسط بگذارم و نخواستم كار را به آساني و ارزاني تحويل دهم. در كارهاي معماري و تزييني، سوژه، مرا خودكار به سمت خود مي كشيده و از دستم خارج بودند.» «زندگي و طفوليتم در ايران بوده و فاصله گرفتن بي انصافي است. من هنوز به دنبال گفت وگويي از ته قلبم هستم و دارم راه پيدا مي كنم. هنوز فكر مي كنم بعد از اين همه سال باز هم وسيله اي براي تماس بيشتر با مردم وجود دارد. انسان در خانه و وطن خود دلبستگي و حقوق زيادي دارد. به تغيير خيابان ها و درختان نگاه مي كند. تمام اين سال ها بسيار دلتنگ ايران بودم و دليل اين غيبت طولاني كار و گرفتاري زندگي در خارج بود وگرنه براي من فرقي نمي كرد. كار وقت را از انسان مي گيرد.
    كم كم مي بيند بچه ها به زبان ديگر حرف مي زنند و اجباراً تماس ها و گرفتاري كاري و انتقالات به زبان خارجي مي شود. در تمام اين سال ها هر ايراني كه به لندن مي آمد، نور كوچكي برايم بود. مدام به دنبال برقراري تماس با شاعران و نقاشاني بودم كه از ايران به انگلستان مي آمدند. اما به دليل گرفتاري كاري، آزادي زيادي نداشتم.كارهاي فيگوراتيو مانند خاطره اي است كه براي مردم بازگو مي كنم. محصول آن خاطرات كارهاي مدرن و آبستره من است كه از 1960 تاكنون مشغول آن بودم، ولي هيچ گاه از كارهاي فيگوراتيو و طرح زدن دست نكشيدم زيرا حس مي كنم آنها پايه و مايه هنر آبستره هستند.»
    او تاكيد دارد كه هميشه از نقاشي هاي تصادفي كه رنگ بندي هاي تصادفي دارند، پرهيز كرده و از آن فاصله گرفته است. «مي خواهم نقاشي ام، تحت كنترل خودم باشد. كارهاي باشهامت جوانان هم به من آموزش مي دهد و از ديدن شان سير نمي شوم.» تاثيرش را از كارهاي آبستره گرفته تا سبك و سياق كمال الملك و نقاشان روس كه در زمان قاجار به ايران آمدند كتمان نمي كند اما تصريح دارد، آنچه هست، اصل نقاشي ايران است.
    به همين دليل نام 20 تابلو تازه اش را هم «رباعيات» گذاشته است و مي خواهد مجموعه آثارش را، براي نخستين بار، پس از حدود چهار دهه، از 23 مهرماه جاري در خانه هنر به تماشا بگذارد. «اين كارها براي من رباعي هايي هستند كه به مردم تعلق دارند. فاصله از كشورت باعث مي شود دوبيتي هايي كه مي خواني يادگاري از تمام چيزهايت شود. مي خواستم آن را با چيزهايي كه از ادبيات و رفتار مردم اثرش بر من مانده تقسيم كنم. در وجودم و قلبم خواستم كه از زندان بيرون شان بياورم. هميشه سعي در ساده بودن كارم داشتم. هيچ وقت چيزهاي اضافه را در كارم جا ندادم.» «رباعيات» ادمان رنگ هايي روشن و تازه دارند. خودش مي گويد «تجلي نور». «در رباعيات هم به روايت غمگيني برمي خورم، اما من در نقاشي تلاش كردم از فضاي اندوه و غم بيرون بيايم و به نور و شادي برسم.
    بوم هاي سفيد را برگزيدم كه خالص باشند. رنگ ها شادي دهنده باشند. بايد نور را در قلب هر كس به تجلي درآورد. پايان هر رباعي هم پرسشي است. فرقي نمي كند شاعر قديمي باشد يا امروزي...» اين هنرمند ماندگار در تاريخ هنرهاي تجسمي ايران، جريان هنر جوان امروز ايران را رنسانسي مي داند كه ديگر نمي ايستد زيرا در همه جوانب رخنه كرده است. «سليقه رنگ ها رشد كرده است. مدرنيسم در فروشگاه ها، لباس و همه اجزاي زندگي مردم وارد شده است. هنر، فقط نقاشي كشيدن و گذاشتن در خانه نيست. در گذشته حتي يك جعبه گز باسليقه وجود نداشت. اما جوان امروز هنر را به داخل مردم برده است. بايد دانست كه اين رنسانس به موقع رخ داده است.» او تمايزي فاحش ميان جوان نقاش ايراني و خارجي قائل است. «كارهاي جوانان خارجي مانند كارهاي كنكوري مدرسه است. گويا صرفاً جهت تحويل دادن كار آكادميك است. با اينكه كارشان آبستره است، اما اصالت باطني ندارند زيرا همه در يك خط مي روند. به نوعي تكرار كاري كه پيشتر روتكو و ديگران كردند. اما كار هنرمند جوان ايراني اين طور نيست. كارهاي تلفيقي نقاشي ايراني را نمي توان انكار كرد. ممكن است شيوه من نباشند، ولي احترام مي گذارم. اين همان انفجار است.
    دوست دارم بيشتر به جوانان تكيه كنم. شايد جوان ايراني را به نام و نشانش نشناسم اما خروجي شان را مي شناسم و همين مرا اميدوارتر مي كند.» در گذشته ضياپور، جوادي پور، وزيري مقدم و... بودند. در آن زمان كسي نمايشگاه نقاشي را نمي شناخت. شايد كسي جايي براي خود كلاسي برقرار مي كرد و شاگرداني داشت. نخستين بار سر نبش خيابان بهار آقايان ويشكايي و جوادي پور نمايشگاه برگزار كردند. غير از انجمن شوروي و امريكا كه براي خود كار مي كردند جاي ديگري نبود. بعدها باشگاه مهرگان تاسيس شد. ادمان آن روز سه پايه اش را برمي دارد و نمايشگاه آنها را نقاشي مي كند.
    جوان آن سال ها كه حالادر آستانه 80سالگي است تاكيد دارد، فراموش كردن بزرگاني چون ضياپور و ماركو و ديگران ناحقي است. اينها ماهيت هنر ايراني را حفظ كردند. هيچ كس تنها نيست. ديگران براي ما پله هايي گذاشتند. اگر پله ها را با هم جمع كنيم به جايي نمي رسيم. نقاشاني كه حرفي زدند، كاري و حركتي كردند، كساني اند كه همه اين پله ها را رفته و خود را جدا كردند و توانستند از خود حرفي بزنند كه ماندگار و تاثيرگذار باشند.
    خاطرات ادمان با ماركو گريگوريان شنيدن هم دارد. به ياد مي آورد روزي را كه به خاطر نقاشي از مكاني در محلي قديمي، از فاصله چند صدمتري كتك هم خورده است... «اما اكنون رشد و فهم هنري جوانان بسيار بالاست. دوره ما در مقابل اين دوره با اين همه هنرجو چيزي نبود. اما رابطه با جهان و دسترسي هاي به واسطه تكنولوژي و پيشرفت امكانات در اين روزگار سبب رشد شده است.» ادمان آيوازيان تنها هنرمند ايراني است كه به عضويت انجمن سلطنتي نقاشان رنگ و روغن انگلستان پذيرفته شده است.
    اين هنرمند ايراني و پركار همه اين سال ها را هم از زادگاهش- ايران - دور نمانده هر چند سالي آمده، با زنده ياد برادرش راهي روستاها و شهرهاي كويري ايران شده، مقوا، قلم مو و جعبه هاي آبرنگ را در كوله اش جاي داده و حاصل كارش صدها تصوير از بازار و طبيعت و كوير و امامزاده هاي دور و نزديك به شهرها و روستاهاي ايران است. همان ها كه خود «نقش خاطره» مي خواندشان. او پنج سالي كه از معماري و طراحي جدا شده و فقط نقاشي مي كشد، مي خواهد سر و ساماني به آثارش بدهد. خودش مي گويد مي خواهم ببينم چه كرده ام. فرزندانم بدانند پدرشان چه كرده است... با همه اينها ادمان، آرام اما دلتنگ است. «دوست داشتم هيچ وقت از ايران نمي رفتم. حدود 40 سال پيش به دليل دعوت كاري به ايتاليا و سپس انگليس رفتم. شكايتي ندارم. مدرسه و هتل طراحي مي كردم. اما هيچ وقت قانع نبودم. فكر مي كردم در ايتاليا و انگليس مي توانم نتيجه بيشتري بگيرم، ولي هرچه بيشتر ماندم، غرق شدم. كاش همين جا - در ايران- خانه گلي طراحي مي كردم...»
    درباره ادمان آيوازيان، هنرمند نقاش و معمار / اين همان انفجار است
    


 روزنامه شرق، شماره 1082 به تاريخ 18/7/89، صفحه 11 (تجسمي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 605 بار



آثار ديگري از "زهرا راد"

  انقلاب ارمنستان، صلح آميزترين انقلاب دنيا / آنا هاكوپيان، سردبير روزنامه اي كه مدير آن نخست وزير موقت انقلاب ارمنستان شده از حال و هواي اين روزنامه مي گويد
زهرا راد، شاهده يوسفي، اعتماد 27/2/97
مشاهده متن    
  نخست وزير روزنامه نگار / گفت و گوي اختصاصي «اعتماد» با نيكول پاشينيان، رهبر انقلاب ارمنستان
زهرا راد، حميد باباوند، اعتماد 26/2/97
مشاهده متن    
  نقاش بايد بداهه گو باشد / گفت و گو با محمدعلي بني اسدي به بهانه نمايشگاه «رنگ، رخ سار»
زهرا راد، شرق 15/8/96
مشاهده متن    
  ادمان مي خواهد همه بدانند كه يك ايراني است
زهرا راد كوريتور *، اعتماد 23/6/95
مشاهده متن    
  يك هفته در دست زنان
زهرا راد *، شرق 1/12/94
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه خيال ابريشم
متن مطالب شماره 6-7، آذر و دي 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است