|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق89/5/27: زندگي پس از مرگ
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1040 27/5/89 > صفحه 9 (ادبيات جهان) > متن
 
      


زندگي پس از مرگ
80سالگي رمان «در غرب خبري نيست»



    «در غرب خبري نيست» مشهورترين رمان ضدجنگ در سراسر جهان است. اريش ماريا رمارك نويسنده و روزنامه نگار آلماني، پس از انتشار اين رمان به يكباره معروف شد. اما اين رمان به خاطر موضع سياسي اش از همان آغاز بحث برانگيز بود. اريش ماريا رمارك (1970-1898) در مصاحبه اي درباره رمان «در غرب خبري نيست» گفته است: «به نظر من بديهي مي نمود كه آدم ها صلح طلب يا ضدجنگ باشند. هميشه فكر مي كردم همه انسان ها مخالف جنگ اند، تا آنكه دريافتم كساني هم هستند كه موافق آن اند، به خصوص كساني كه خود مجبور نيستند در آن شركت كنند.» امكان داشت رمان «در غرب خبري نيست» اصلاً منتشر نشود. انتشاراتي بزرگ، ساموئل فيشر، علاقه اي به انتشار اين اثر نشان نداد، چون گمان مي كرد كسي به موضوع رمان علاقه نداشته باشد. اما اين اشتباهي بود كه انتشارات اولشتاين برلين از آن بهره برد. كتاب در 31 ژانويه سال 1929 منتشر شد و بحثي داغ را برانگيخت. در فضاي دوره پس از جنگ جهاني اول كه بيش از هر چيز حماسه سازي طرفدار داشت، رمان «در غرب خبري نيست» را خيانت به سربازان آلماني دانستند. اريش ماريا رمارك در رمان «در غرب خبري نيست» به فجايع جنگ جهاني اول مي پردازد. وي از نگاه پاول بويمر، سرباز جوان داوطلب آلماني، مبارزه براي بقا در سنگرها و جبهه هاي جنگ را تشريح مي كند؛ سنگرهايي كه مدام به آنها با خمپاره و گاز سمي حمله مي شد.براي رمارك «در غرب خبري نيست» اثري ادبي بود كه خيانت به جوانان را بازتاب مي داد؛ جواناني كه معلمان و دستگاه عظيم حكومتي آلمان آنان را تشويق به داوطلب شدن براي شركت در جنگ كرده بودند، جواناني كه پس از جنگ از آنان به عنوان «نسل سوخته» نام مي بردند و خود نيز خود را به اين گونه مي فهميدند. رمارك در سال 1963 در مصاحبه اي در اين باره گفت: «مساله اصلي من، مساله اي كاملاً انساني بود؛ اينكه جوانان ساله را كه در واقع بايد در برابر زندگي قرار مي گرفتند، ناگهان در برابر مرگ قرار داده بودند و اينكه چه اتفاقي براي آنان مي افتد. به اين دليل هم من كتاب «در غرب خبري نيست» را نه كتابي درباره جنگ، بلكه كتابي درباره پس از جنگ مي دانم، چون پرسش اين كتاب اين است كه چه بر سر ما خواهد آمد؟ ما پس از اين، پس از تجربه مرگ، چگونه مي توانيم زندگي كنيم؟»
    
    فيلم «در غرب خبري نيست»
    در سال 1930لوئيس مايل استون كارگردان امريكايي فيلمي بر اساس رمان «در غرب خبري نيست» ساخت. در نخستين روز نمايش فيلم در برلين، طرفداران حزب ناسيونال سوسياليسم آلمان (نازي ها) در سالن سينما زد و خورد به راه انداخته و مانع ادامه نمايش فيلم شدند. طولي نكشيد كه دولت وقت آلمان فيلم را ممنوع كرد، با اين استدلال كه «در غرب خبري نيست» نه درباره جنگ، بلكه درباره شكست آلمان در جنگ است. دولت وقت فيلم را در تضاد با شان ملت آلمان خواند، به خصوص كه كارگرداني خارجي آن را ساخته بود.به اين ترتيب اريش ماريا رمارك پيش از آنكه آدولف هيتلر بر سر قدرت بيايد (1933) تبديل به مساله اي سياسي شد.
    
    استقبال غيرمنتظره از رمان
    «در غرب خبري نيست» به 55زبان ترجمه شده است. حدود 20ميليون نسخه از اين كتاب در سراسر جهان به چاپ رسيده است. تنها يك ميليون از آن در همان 18ماه پس از انتشار كتاب در آلمان فروش رفت. اين رمان دو ماه پيش از انتشار به صورت كتاب، در روزنامه آلماني «فوسيشه تسايتونگ» به عنوان گزارش سربازي از جبهه هاي جنگ چاپ مي شد.
    
    خوانندگان روزنامه به گونه اي غيرمنتظره از رمان استقبال كردند و به اين خاطر «فوسيشه تسايتونگ» تيراژ خود را بالابرد.
    
    اگرچه رمارك خود تنها شش هفته را در جبهه جنگ گذرانده بود، اما اين مدت زمان كافي بود كه پس از جنگ ديگر نتواند زندگي معمولي اي داشته باشد؛ او از افسردگي، دلهره و ترس رنج مي برد.
    
    رمارك با توصيف خود از صحنه هاي جنگ حرف دل كساني را زد كه نمي توانستند درباره جنگ و تاثيرات آن بر خود سخن بگويند. هزاران نامه كه خوانندگان در آن دوره نوشته اند، نشانگر آن است كه «در غرب خبري نيست» بازتاب دهنده احساسات بسياري از سربازاني بوده كه در جنگ شركت كرده بودند. يكي از خوانندگان نوشته است: «ما نمي توانستيم در اين باره حرف بزنيم، چون هنوز توان آن را نداشتيم. آدمي كه در چاله ها و سنگرها پناه مي گرفته، اين موجود بيچاره، بالاخره به زبان آمده است. كلمه به كلمه اين كتاب حرف او و فكر اوست. من همه سربازاني را كه رمارك درباره شان نوشته، مي شناسم؛ يك يك آنان را و يكي از آنان هم خودم هستم.»در نامه اي ديگر مي خوانيم: «همسرم كه در جبهه جنگ بوده و دو بار مجروح شده، هيچ وقت برايم از تجربه هايش در جبهه تعريف نكرده است. حال اين رمان را به دستم داده و مي گويد: «اين كتاب را بخوان، كه گزارشي واقعي است از آنچه بر من در جبهه جنگ گذشته.»» رمان «در غرب خبري نيست» از جمله كتاب هاي «مضر» طعمه كتابسوزي در آلمان است؛ كتاب سوزي اي به ابتكار دانشجويان نازي در مه 1933در ميدان اپراي برلين. اريش ماريا رمارك در سال 1931به سوئيس مهاجرت كرد و در طول جنگ جهاني دوم در امريكا زيست. وي در سال 1947به تابعيت اين كشور درآمد و تا زمان مرگش در سال 1970در همانجا ماند. حكومت نازي در سال 1938تابعيت آلماني را از وي گرفت. رمان هاي او به اتهام «خيانت به سربازان» در دوره حكومت نازي در سال 1933طعمه كتابسوزي در آلمان شدند.
    
    «در غرب خبري نيست» در ايران
    به تازگي دو ترجمه از كتاب «در غرب خبري نيست» به زبان فارسي به قلم رضا جولايي و سيروس تاجبخش منتشر شده است. سال ها پيش از انتشار اين دو ترجمه تازه، ترجمه اي ديگر از اين كتاب انتشار يافته بود. به گفته محمدعلي سپانلو شاعر و منتقد ادبي، اولين مترجم اين كتاب سليمان سياح سپانلو بوده كه رمان را حدود دهه از آلماني به فارسي برگردانده است.انتشار نزديك به هم دو ترجمه از اين كتاب ضدجنگ در ايران جالب توجه است. اما به نظر محمدعلي سپانلو توجه به اين رمان بيشتر به خاطر اهميت ادبي و ارزش هنري آن است. سپانلو مي گويد: «در غرب خبري نيست» رمان مطرح روز در ايران نيست و انتشار آن در پيوند با مساله تجربه جنگ در ايران نيز نيست چون خود ايران به قدر كافي در كنار ادبيات حماسي جنگي، ادبيات ضدجنگ دارد. شايد مترجمان كتاب نظر ديگري در اين مورد داشته باشند.در وبلاگ ها و سايت هاي اينترنتي فارسي زبان از عبارت «در غرب خبري نيست» اغلب به عنوان اصطلاح استفاده مي شود؛ از جمله به معناي آنكه خبر تازه اي در غرب نيست كه برايتان بدهم (بدهيم)، يا شرق نيازي به غرب ندارد، يا غرب بي مايه است. حتي مقاله اي را در سايتي به نام «اميد» مي يابيم با عنوان «عطار نخستين كسي است كه مي گويد در غرب خبري نيست!»محمدعلي سپانلو به اين تاثير اصطلاحي در ايران اشاره مي كند و آن را بدفهمي اي مي داند كه از «در غرب خبري نيست» وجود دارد. وي مي گويد: چند سال پيش يك نشريه اي نوشته بود «اي روشنفكران بدبخت! خود غربي ها اعلام كردند كه در غرب خبري نيست!» در حالي كه در انتهاي كتاب رمارك مي گويد: «امروز در جبهه ساكت بود و يك تير سرگردان رفيق ما را كشت.» و مي گويد: «آنقدر ساكت بود كه همه اعلام هاي ستاد ارتش اين بود كه در جبهه غرب خبري نيست، يعني هيچ تعرض و حمله اي نشده است.»
    
    مقاله اي را نيز مي يابيم با عنوان «در غرب خبري هست»در وبلاگ «بي خانمان، به خاطر چيزي كه هستم، متاسفم». اين وبلاگ متعلق به ايراني اي است مهاجر، كه در غربت به علل پيشرفت غرب مي انديشد و هدفش را «بررسي وضعيت توليد علم و پيش نيازهاي تمدن سازي» اعلام كرده است.
    
    ايران و جايزه صلح اريش ماريا رمارك
    موضوعي ديگر كه ايران را به «در غرب خبري نيست» پيوند مي دهد، هوشنگ گلشيري نويسنده مشهور ايراني است كه در سال 1999برنده جايزه صلح اريش ماريا رمارك شد. جايزه ويژه صلح رمارك نيز در همان سال به كانون نويسندگان ايران تعلق گرفت. اين جايزه را شهر اوسنابروك آلمان، زادگاه رمارك، هر دو سال يك بار به نويسنده اي اعطا مي كند كه آثاري ادبي، مطبوعاتي يا علمي در جهت برقراري صلح در يك كشور يا در سطح جهاني آفريده باشد.
    زندگي پس از مرگ / 80سالگي رمان «در غرب خبري نيست»
    


 روزنامه شرق، شماره 1040 به تاريخ 27/5/89، صفحه 9 (ادبيات جهان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 120 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه نقد كتاب قرآن و حديث
متن مطالب شماره 12، زمستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است