|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق89/8/9: هيچ موضوعي كهنه نمي شود
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1100 9/8/89 > صفحه 11 (تجسمي) > متن
 
      


هيچ موضوعي كهنه نمي شود
گفت وگو با معصومه مظفري به بهانه نمايشگاهش در گالري طراحان آزاد

نويسنده: علي مطلب زاده


    در فاصله اي كمتر از يك سال و بعد از نمايشگاهي كه سال گذشته با عنوان «ميز» از معصومه مظفري در گالري ماه مهر برگزار شد، نمايشگاهي از آثار او با عنوان «گرمازدگي» از 30 مهرماه در گالري طراحان آزاد برگزار شده و تا چهارشنبه همين هفته داير است. اين نمايشگاه كه به قول خودش پرونده ديگري را در روند كاري اش گشوده است، شايد براي آنها كه نمايشگاه هاي قبلي مظفري را هم ديده اند متفاوت به نظر برسد. هر چند قبول اينكه چنين رويكردي به فضا يا فيگور دفعتاً در كار او صورت گرفته مشكل است. نمايشگاه هاي انفرادي مظفري در سال 87 يا در سال 80 (پرتره ها) هم كارهايي با همين فضا و رويكرد بود كه البته در مقايسه با آثار اخيرش در اين يكي دو سال تفاوتي عمده داشت. اما فارغ از اين مقايسه در روند كاري مظفري نمايشگاه اخيرش به تنهايي و بدون رجوع به آثار قبلي اش هم قابل بررسي است و شايد براي صحبت از آن تنها بايد يك سال به عقب برگشت.
    

    نمايشگاه سال قبل در گالري ماه مهر شايد پايان دوره اي بود كه فضا در كارهايم حرف عمده را مي زد. فضا براي من خيلي جذاب بود و دوره اي طولاني به شكل هاي مختلفي روي آن تمركز كرده بودم. با همان نمايشگاه شايد پرونده اين شكل كار براي خودم بسته شد. به اين نتيجه رسيدم كه خود فيگور، پرتره و حتي انسان در كارهايم كمرنگ تر شده اند.
    
    - ولي شايد در نگاه اول به نظر برسد كاملاً از آن فضا فاصله گرفته ايد.
    طبيعتاً و بعد از اينكه ميزها را به شكل طبيعي كار كرده بودم ديگر نمي توانستم به سراغ دفرمه كردن بروم. خود من هم به اينكه اين كارها را نزديك به طبيعت بازسازي كنم گرايش داشتم، اما دفعتاً نمي توانستم شروع به كار كنم. براي مدتي فكر مي كردم اين پرتره ها بايد با قاشق ها و چنگال ها كه در مجموعه قبلي بود، تركيب شوند. اما وقتي ايده ام يعني گرمازدگي را پيدا كردم اين چهره ها بودند كه به تنهايي برايم اهميت پيدا كردند. دوره اي را صرف كار از خود پرتره كردم. مي خواستم از اين فيگورها و پرتره ها عكس بگيرم و از عكس ها استفاده كنم. قبلاً دوره طولاني اي از فيگورهاي زنده و نزديك به طبيعت كار كرده و از عكس ها هم فقط با اين نوع نگاه استفاده مي كردم.
    اگر بخواهيم به عكس كاملاً وفادار بمانيم از فيگور زنده و پرانرژي دور خواهيم شد. من تمام آموخته هايي را كه از مدل زنده داشتم مثل بازتاب ها، محو شدن ها يا تاثيراتي كه رنگ ها روي يكديگر مي گذارند، به كار مي گرفتم. با اين حساب كاملاً مشخص بود كه قصد دارم روي عكس ها چه ايده اي را پياده كنم. مي خواستم فيگورهايم به بيننده نگاه كنند، پرخاشگر نباشند و حتي در سنين مختلف باشند و... نكته مهم اين بود كه چشم ها بايد تاثيرگذار مي بودند و خب اين تاثيرگذاري در كساني كه نمايشگاه را ديدند، مشهود بود و حتي آدم هاي معمولي هم كه به نمايشگاه مي آمدند توانستند با كارها ارتباط بگيرند.
    
    - پس بخش عمده اي از اين كارها از روي عكس كار شده؟
    همه كارها از روي عكس كار شدند؛ عكس هايي كه خودم يا پسرم آنها را گرفتيم. مجموعه زيادي را عكاسي كردم و حتي براي بعضي پرتره ها تا 20 عكس هم گرفتم. منتها استفاده از عكس تنها با اين پيش فرض بود كه اگر مدل زنده روبه روي من نشسته بود چه اتفاقاتي براي صورت او در لحظه مي افتاد. اگر به كارها دقت كنيد متوجه مي شويد كه بعضاً بازتاب نور اطراف در چهره ها خيلي شديد نشان داده شده يا به عمد بعضي از خطوط نسبت به عكس اصلي كمرنگ تر يا پررنگ تر شده اند. اين اتفاقات را در طول كار دنبال مي كردم براي اينكه قصد داشتم چهره ها زياد خشك نباشند و زنده به نظر برسند.
    
    - فكر مي كنم در نمايشگاه فعلي نسبت به نمايشگاه قبلي تان تغيير ديگري هم صورت گرفته است. برخلاف نمايشگاه قبلي و حتي آثار قبل تر شما موضوع در اين آثار خيلي دروني نيستند. در آثار قبلي موضوعي را بيشتر با برخورد نقاشانه مطرح مي كرديد و طبيعتاً ارتباطي كه در ابتدا با اثر شكل مي گرفت هم از جنس نقاشانه بود. شايد در آثار فعلي شما اين مورد حالت معكوس به خود گرفته است.
    حتي در اين آثار و براي خود من اين اتفاق باز به شكل دروني افتاده است، اما اين ايده است كه ارتباط با اثر را آزادتر و راحت تر مي كند. مجموعه آثار در اين نمايشگاه در ابتدا به شما شوكي وارد مي كند و بعد از آن با تك تك آثار برخورد مي كنيد. در اين مرحله شما ممكن است به سراغ تكنيك، بازسازي آثار و موارد ديگري كه اشاره شد، برويد. وقتي چنين ايده اي به ذهنم رسيد متوجه شدم ايده تاثيرگذاري است اما خب به هر حال اين اشخاص كه انتخاب شده بودند از افراد نزديك به من بودند و من خصوصيات روحي و اخلاقي آنها را مي شناختم. اين حالت براي خود من به اين شكل كاملاً دروني طي شد و به نظرم تك تك چهره ها حتي در ريزترين خصوصيات شان با هم تفاوت زيادي داشتند. به خاطر حسم به اين چهره ها و شناختي كه از آنها داشتم حتي دفعه اولي كه مي خواستم براي آنها خون دماغ بگذارم سخت بود، اما به هر حال اين كار را كردم.
    
    - هر چند باز هم مي توان روي تفاوت هاي ظاهري اين آثار و آثار نمايشگاه قبلي تان صحبت كرد و اينكه شايد اين اتفاق به قول خودتان در شكل فضاسازي ها يا همان برخورد با فضا نيفتاده باشد، اما من به شخصه تفاوتي بين اين آثار و آثار قبلي نمي بينم. اين شباهت ها را حتي مي توان در شكل رنگ گذاري، انتخاب رنگ ها، اجراي آثار يا حتي برش هايي كه حاصل كادر هستند، مشاهده كرد.
    خود من هم با اين نظر موافقم و نمي خواستم همه اينها را كنار بگذارم. به شخصه به اين موارد كه در كارم هست اعتقاد دارم و فكر مي كنم نبايد اين توانايي ها را به بهانه كار متفاوت كاملاً حذف كرد. در دوره اي از تاريخ هنر ايران اين اتفاق افتاد و بعضي از هنرمندان توانايي هايي را كه به دست آورده بودند كنار گذاشتند تا شايد مورد قبول تر يا بر مبناي آنچه مد بود كار كنند. اينكه بتوانيد توانايي هايتان را معاصر دوره اي كه در آن هستيد، بكنيد اهميت زيادي دارد. مي توان به راحتي اين توانايي را تغيير داد يا حتي به مطابقت آن با شرايط جديد فكر كرد. با اين حساب اگر چنين اتفاقي در كارم افتاده باشد نقطه مثبتي هم محسوب مي شود.
    
    - شايد تنها تفاوتي كه مي توان اشاره كرد حذف كارهاي چندلته اي بود.
    كار كردن به اين شكل ارتباط مستقيمي با فضا و فضاسازي داشت. البته كار كردن در ايران مشكلات خاص خودش را دارد. حمل و نقل آثار سخت است و حتي شكل چينش آنها روي ديوار گالري متفاوت است. در آثار قبلي فضا مابين لته ها و خارج از آنها ادامه پيدا مي كرد، اما براي كارهاي اخير به اين فكر كردم كه فضا را تا خارج از كادر بوم ادامه ندهم. اما در عوض به اين هم فكر كردم تا در قطع بزرگ تري نسبت به پرتره هاي قبلي كار كنم تا به نوعي جبران حذف چندلته اي بودن آثار باشد.
    
    - البته در دو نمايشگاه اخير ديگر به سراغ محو كردن فرم ها و فيگورها يا پررنگ تر كردن فضا، همچنان كه در آثار قبلي تان بود، نرفته ايد. شايد در آن آثار دست مخاطب بازتر بود و مي توانست برداشتي كاملاً شخصي داشته باشد، اما خصوصاً در آثار اين نمايشگاه چنين برداشتي از پيش تعيين شده است.
    بله، اما باز هم در همين نمايشگاه براي خيلي ها سوال پيش مي آمد. مي پرسيدند منظورتان از گرمازدگي چيست؟ براي شما چه معني اي دارد؟ اما باز هم برداشت از اين آثار را بر عهده خودشان مي گذاشتم. اينكه گرمازدگي را چطور تعريف مي كنند يا آن را چطور مي بينند، به چه چيزهايي نسبتش مي دهند و... بيشتر آنها همان چيزي را برداشت كردند كه در ذهن من بود، اما خيلي از آنها هم تعريف شان از گرمازدگي متفاوت بود.
    
    - شايد به واسطه يك پيش فرض وقتي نقاشان ما به سراغ پرتره مي روند، به نوعي در مورد آن در طول كار كردن شان قضاوت هم مي كنند و چنين قضاوتي در كارهايشان ديده مي شود. در نمايشگاه شما اين قضاوت كاملاً حذف شده بود و با اضافه كردن پرتره خودتان به مجموعه آثار بر اين مساله تاكيد هم شده بود. در پرتره هاي كارشده در اين سال ها بيشتر از اينكه به قول شما روحيه و حالت دروني مدل به چشم بخورد، اين روحيه و حالت دروني نقاش است كه ديده مي شود. به شخصه فكر مي كنم حذف چنين قضاوتي موجب ارتباط ساده تر و بهتر مخاطب با آثار شده است.
    خب، در حال نقاشي كردن با يك شرايط خاص بودم و خودم هم ميان همين شرايط قرار داشتم. نمي توانستم فقط بايستم و اين شرايط را به آدم هاي ديگر تحميل كنم. من همه اين پرتره ها را با وجود اينكه مي دانستم قرار است خون دماغ شوند كامل نقاشي مي كردم. فكر كردم اين يك عارضه است و قرار نيست چهره مدل با اين عارضه كامل شود. همه چهره ها كامل هستند و هيچ چهره اي را خون دماغ كامل نمي كند. كامل بودن چهره ها قبل از گذاشتن رنگ قرمز براي خود من اهميت زيادي داشت.
    از طرفي هم به شكل هيجاني و اكسپرسيو كار نمي كردم تا بگويم در اينجاي كار به يك لكه قرمز احتياج داشته ام. كاملاً آگاهانه قصد داشتم هر كس به اين كارها نگاه مي كند در نهايت به اين نتيجه برسد كه اگر اين لكه قرمز نبود كارها زيباتر به نظر مي رسيد. اين حالت تنها يك عارضه است و هيچ نقشي در كامل كردن و زيباتر كردن كار ندارد. من اين اتفاق را سر اين همه آدم آورده بودم و ترجيح دادم خودم هم يكي از آنها باشم. نگاه ها در اين آثار به نوعي شما را به قضاوت مي طلبند. خود پرتره ها كاملاً آرام و صبور به نظر مي رسند. تنها اتفاقي كه افتاد اين بود كه من چهره خودم را با حالت اخم بيشتري كشيدم تا دلخوري ام را از اين مساله نشان دهم.
    
    - البته نوع رنگ گذاري آن هم با بقيه آثار متفاوت است.
    رنگ قرمز روسري در اين اثر باعث تشديد بيشتر مي شود. به عمد آن را آخرين كار اين نمايشگاه گذاشتم. مي خواستم بگويم من هم در اين شرايط سهيم هستم. حتي به عمد اين كار را ديرتر از بقيه كار كردم. هر چند ممكن است بيننده اين اتفاقات را در خود آثار نبيند، اما براي خود من اين شكل كار كردن مثل يك مراسم آييني مهم بود. واقعاً به اين اعتقاد داشتم كه پرتره خودم بايد در اين مجموعه باشد. حضورم مي توانست بي طرفي كامل من را نشان دهد.
    
    -ايده چنين اتفاقي از همان اول در ذهن تان بود يا در طول كار كردن به وجود آمد؟
    وقتي كار كردن را شروع كردم ايجاد شد. درست كه اين كارها در دوره اي چهار پنج ماهه كار شدند، اما به نظر خودم خيلي طولاني بود. تقريباً تمام اين مدت را، آن هم هر روز كار كردم. حتي به جايي رسيدم كه متوجه شدم چشم ها، پوست صورت، حالت لب ها و موارد ديگر آنقدر در كارها اهميت پيدا كرده اند كه مي توان از خون دماغ هم صرف نظر كرد. در كنار همه اينها به اين مورد هم فكر كردم كه اگر پرتره خودم جزء كارها باشد اين ذهنيت كامل خواهد شد.
    
    - در اين صورت به نظر مي رسد اينكه از فضاي قبلي كارهايتان فاصله گرفتيد كاملاً بجا بوده. تعميم شرايط در آثار قبلي تان تنها به واسطه اينكه بيشتر به فضاي داخلي پرداخته مي شد، كار سختي بود.
    رويكرد در نمايشگاهي كه با عنوان ميز كار كردم بيشتر مربوط به يك مقطع زماني خاص بود. اگر خواسته باشيم مقايسه كنيم مي توان به نقاشي هاي دوران انقلاب يا حتي انقلاب مكزيك و روسيه اشاره كرد.
    
    - به اتفاقي كه در پرتره ها مي افتد اشاره كرديد و اينكه آنها قبل از اينكه خون دماغ شوند كامل كار شده اند. چنين تغييري كل كار را تحت تاثير قرار نمي دهد و از طرفي هم سهم كاملاً بجايي در اثر دارد. آيا از برخورد مخاطب در طول نمايشگاه به اين فكر كرديد كه كاش به همان حالت چهره ها بسنده مي كرديد و اين تغيير در كارها اعمال نمي شد؟
    نه، اما قبل از آن يكي دو نفر از دوستان كه نقاش هم بودند با من در اين مورد صحبت كرده بودند. صحبت آنها هم اين بود كه اين پرتره ها كامل هستند و به اين احتياجي ندارند. من هم همان جواب را دادم كه قرار نيست با اين اتفاق اثر كامل شود و قصد من هم اين است كه شما زائد بودن آن را متوجه شويد.
    
    - البته من با «زائد بودن» و اينكه «چه خوب بود اين لكه ها نبودند» موافق نيستم.
    منظورم اين بود كه اصلاً از لحاظ رنگ بندي به لكه قرمز نگاه نمي كردم. در اينجا معناي رنگ مطرح است و نه خود آن. البته بگذريم از اينكه كل كارها در خودشان مايه قرمز دارند و در نتيجه اين لكه قرمز از كار جدا نمي شود. در پرتره هاي سال 81، هر لكه رنگي كه مي گذاشتم به اين فكر مي كردم كه كار به اين رنگ احتياج دارد و اصلاً به دنبال معناي آن نبودم.
    
    - اين مورد را به اين خاطر مطرح كردم كه شايد عده اي از مخاطبان ترجيح بدهند وقتي يك نمايشگاه موضوعي مي بينند، آثار اين نمايشگاه بتواند توقعي را كه از پيش به واسطه همين موضوع در ذهن شان به وجود آمده، برآورده كند.
    اتفاقاً خود من هم به دنبال اين بودم كه هر دو معنا از آن برداشت شود. گرمازدگي حالت هاي مختلف دارد و خود من به شخصه چند بار دچار آن شده ام و اتفاقاً همراه با خون دماغ بوده است. منتها وقتي چنين حالتي در چهره هايي به اين آرامي ديده مي شود معناي دوگانه هم پيدا مي كند. اما در كل فكر مي كنم مخاطب هر طور كه مايل باشد مي تواند به كار توجه كند. شايد تنها به تكنيك من توجه كند و حتي متوجه ايده اين آثار نشود. معتقدم در حال حاضر تعريف ما از هنر نسبت به چند دهه پيش تفاوت زيادي كرده است. در حال حاضر هنر به كسي جوابگو نيست. اين درست اما در درجه اول به خودش جوابگوست. فكر مي كنم اين ارتباط دوجانبه بين اثر و مخاطب يا هنرمند و مخاطب خيلي اهميت دارد. منظورم اين نيست كه شما به شكل كامل براي مخاطب كار كنيد، اما مخاطب هم سهمي در درك و ارتباط گيري با اثر دارد كه فكر مي كنم در شرايط فعلي به سمت برقراري مجدد آن حركت مي كنيم.
    
    - با اين شرايط احتمالاً از نمايشگاه اخير نسبت به نمايشگاه قبل تان راضي تر هستيد؟
    شايد اين طور باشد. هر چند براي نمايشگاه قبلي زحمت زيادي كشيده بودم، اما براي اين نمايشگاه با اطمينان و اعتقاد بيشتري كار مي كردم. كارها در فضاي گالري خوب نشستند و حتي نورپردازي خاصي كه براي آثار بود به ارتباط با آنها كمك بيشتري كرد.
    
    - فضاي گالري به نظرتان روي كارها تاثير نگذاشته بود؟
    اصلاً بر اساس تاثيرگذاري فضا، گالري را انتخاب نكرده بودم. انتخاب من بر مبناي عملكرد گالري طراحان آزاد و حال و هواي آثاري كه در اين گالري به نمايش گذاشته مي شوند، بود و به اين نتيجه رسيده ام كه انتخاب درستي بوده است.
    
    - فكر مي كنيد كارهاي اخيرتان با اين موضوع و با اين شكل اجرا جنبه تزييني هم داشته باشند؟
    منظورتان اين است كه بتوان آنها را به ديوار زد؟
    
    - روز افتتاحيه خيلي ها با اين آثار عكس مي گرفتند.
    خود من هم خيلي تعجب كردم، حتي خيلي ها قبل از اينكه اين كار را بكنند، انتخاب هم مي كردند. من نمي توانم بگويم چند نفر ممكن است چنين پرتره اي را به ديوار بزنند، اما با اين نمايشگاه به اين نتيجه رسيدم كه مي خواهم نقاشي از پرتره را ادامه دهم.
    
    - يعني نمايشگاه بعدي شما هم پرتره خواهد بود؟
    شايد سال قبل به اين فكر مي كردم كه فضاي كارهاي دو نمايشگاه كه با فاصله از هم برگزار مي شود حتماً به هم نزديك باشد، اما در حال حاضر هر نمايشگاهي مي تواند براي من پرونده جديدي باشد. خصوصاً اينكه تصميم دارم تا سال بعد حتماً نمايشگاه ديگري برگزار كنم.
    
    - به نظرم در سال هاي اخير در نقاشي پرتره دچار نوعي اشباع شده ايم و به همين دليل كارهايي شبيه به هم زياد ديده مي شود. به نظر شما چنين اتفاقي افتاده است؟
    نه، من اين طور نمي بينم. فكر مي كنم مي توان يك موضوع را بارها و بارها گفت و در كنار آن باز جاي كشف مجدد باقي بماند. مي توان راجع به موضوعي، معاصرتر صحبت كرد، نگاه عميق تري به آن داشت. اين تنها مختص نقاشي از پرتره نيست. در تاريخ هنر ايران راجع به هر موضوعي مي توان چنين برخورد كرد. حتي اگر قرار باشد كسي به نقاشي منظره هم بپردازد به نظر من هنوز جاي كار دارد. هيچ موضوعي كهنه نمي شود، بلكه اين نگاه ماست كه كهنه، قديمي يا تكراري مي شود. اگر نگاه شما جديد، معاصر و امروزي باشد و شور و نشاط امروزي در آن موجود، مي توان به هر موضوعي پرداخت.
    هيچ موضوعي كهنه نمي شود / گفت وگو با معصومه مظفري به بهانه نمايشگاهش در گالري طراحان آزاد
    


 روزنامه شرق، شماره 1100 به تاريخ 9/8/89، صفحه 11 (تجسمي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 380 بار
    



آثار ديگري از "علي مطلب زاده"

  از نمايشگاه آثار پزشك نيا تا عكس هاي آرنو فيشر / پيشنهاد گالري گردي پايان هفته
علي مطلب زاده، اعتماد 27/7/96
مشاهده متن    
  رييس انجمن نقاشان: پيشنهادي براي ديدار و گفت و گو نبوده است / وعده ديدار وزير ارشاد با انجمن هاي تجسمي در آينده نزديك
علي مطلب زاده، اعتماد 26/7/96
مشاهده متن    
  نمايش ادامه دارد / مروري بر فعاليت هاي متفاوت بخش خصوصي در حوزه هنرهاي تجسمي
علي مطلب زاده، اعتماد 25/7/96
مشاهده متن    
  برنامه ريزي براي برپايي بي ينال هشتم / هفتمين دو سالانه مجسمه سازي به كار خود پايان داد
علي مطلب زاده، اعتماد 23/7/96
مشاهده متن    
  كپي رايت: اين بار در موسيقي / شكايت اردلان سرفراز از رضا صادقي سينا سرلك و علي لهراسبي
علي مطلب زاده، اعتماد 20/7/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه مطالعات سياسي جهان اسلام
متن مطالب شماره 27، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است