|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 89/8/9: بنياد پژوهشي نيشابور و فعاليت هاي ستايش برانگيزش
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3218
يكشنبه بيست و يكم مرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1100 9/8/89 > صفحه 14 (ماندگاران) > متن
 
      


بنياد پژوهشي نيشابور و فعاليت هاي ستايش برانگيزش


نويسنده: حسين شهيدي مازندراني (بيژن)


    در سال 1362 بود كه گرامي نامه «زندگي و مهاجرت نژاد آريا، بر اساس روايات ايراني» گزارش استاد ارجمند فريدون جنيدي به دستم رسيد. با خواندن اين پژوهش بي مانند، با نگرش و ديدگاهي تازه از شاهنامه فردوسي روبه رو شدم و با سنجش آن با گفته هاي ديگران كه خود را شاهنامه شناس مي دانند و سخنان تكراري درباره آن نوشته بودند، ديدم كه تفاوت از زمين تا آسمان است. از اين رو بر آن شدم كه اين كتاب را چند بار بخوانم و دوست داشتم با نويسنده آن آشنا شوم.دو سه سالي گذشت و سرانجام كتاب «چهارسو و نگرشي كوتاه بر تاريخ و جغرافياي تاريخي» را كه چند سالي زمان بر آن گذاشته بودم، انتشارات اميركبير در سال 1365 منتشر كرد. چون در دو جاي كتاب از استاد جنيدي سخناني آورده بودم، بر آن شدم جلدي از آن را به نشاني اي كه در شناسنامه كتاب زندگي و مهاجرت... داده شده بود با پست سفارشي بفرستم. چندي پس از آن، نامه اي از استاد دريافت كردم سرشار از مهر و ستايش از كتاب چهارسو و از من خواسته بودند اگر مي توانم به ديدارشان بروم. يكي دو روز پس از دريافت نامه به دفتر ايشان كه در آن زمان روبه روي دانشگاه تهران بود، رفتم. زنگ در را فشردم و پس از اندكي درنگ استاد در را به رويم باز كرد. نام خود را گفتم و ايشان با مهر بسيار خوشامد گفتند و من را پذيرا شدند. از اينجا بود كه اندك اندك دوستي ميان من و استاد آغاز شد.بايد اين را هم بيفزايم كه در آن زمان سرگرم فيش برداري از نام هاي كسان و جاي هاي يادشده در شاهنامه فردوسي بودم كه پنج سال تا پايان يافتن آن به درازا كشيد و به نام «فرهنگ شاهنامه (نام كسان و جاي ها)» شناخته شد.باري ديدار ما پيوستگي يافت و دست كم هفته اي يك بار به دفتر ايشان مي رفتم و دشواري هايي را كه در تهيه فيش هاي فرهنگ شاهنامه برايم پيش آمده بود، با استاد در ميان مي گذاشتم و استاد نيز با گشاده رويي و دست و دلبازي به پرسش هايم پاسخ مي دادند. بازگرديم به كتاب زندگي و مهاجرت نژاد آريا. چيزي كه بيش از همه در اين نامه براي من درخور نگرش و شگفتي آور بود، بخش اژدها يا آتشفشان بود. زيرا از كودكي باور داشتيم و شنيده بوديم اژدهايي كه در افسانه ها آمده است، جانوري بسيار بزرگ و آدم خوار است كه از دهانش آتش بيرون مي آيد. اين بخش را چندين بار خواندم. هر چند درخور پذيرش زيادي بود اما كنجكاوي من را بسيار برانگيخت كه خود در اين زمينه جست وجو كنم، تا اينكه در آذرماه سال 1366 به چند گواه تازه دست يافتم و سد در سد به يكي بودن آتشفشان و اژدها در شاهنامه، باور هميشگي كردم و گواه هاي آن را به استاد جنيدي دادم كه ايشان را درست دانستند.در سال 1371، نقشه جغرافيايي شاهنامه فردوسي همراه با دفتر راهنما كه تهيه كرده بودم به دستياري بنياد نيشابور و كارتوگرافي سحاب در دسترس همگان بود كه بسيار مورد توجه قرار گرفت.به ياد دارم كه پس از چاپ اين نقشه، روزي پروفسور گِرد گُرپ ايران شناس آلماني و مدير موزه ايران در هامبورگ، به بنياد نيشابور آمد. پس از خوشامدگويي، نخستين سخني كه بر زبان آورد آن بود كه گفت: يك نقشه شاهنامه به من بدهيد. استاد جنيدي گفتند تهيه كننده آن من هستم، كه پروفسور يادشده بسيار از من سپاسگزاري كرد و گفت اين نقشه را در موزه خواهد گذاشت.بايد يادآور شوم كه كار فرهنگ شاهنامه در سال 1370 به پايان رسيد و بنياد نيشابور چاپ و انتشار آن را در دستور كار خود قرار داد ولي به واسطه هزينه زياد آن در آن زمان و تنگدستي بنياد نيشابور، سرانجام در سال 1377 به دست همگان رسيد. همچنين پژوهش براي كتاب مرزهاي ايران و توران بر بنياد شاهنامه فردوسي، در سال 1375 به پايان رسيد و بنياد نيشابور آن را در سال 1376 چاپ و منتشر كرد.يكي از كارهاي بسيار بزرگ و ارجمند «فرهنگ واژه هاي اوستا» است كه درخور ستايش و بي مانند است كه در بنياد نيشابور انجام پذيرفت كه از سوي روانشاد احسان بهرامي و به ياري فريدون جنيدي در سال 1369 در دسترس دوستداران آن بود.اين فرهنگ پس از يك كوشش 20 ساله فراهم شده بود، كه براي هر واژه، دبيره اوستايي، آوانويسي لاتين، آوانويسي فارسي، ترجمه انگليسي و ترجمه فارسي به كار رفته است و چگونگي هر واژه از ديدگاه دستوري و جايگاه واژه در هر يك از بخش هاي اوستا و دگرگوني واژه در ديگر جا هاي اوستا، آوردن يك يا چند پاره از اوستا، به دبيره اوستايي و ترجمه فارسي و انگليسي آن دارد تا بتوان از روي آن به چگونگي واژه در ميان گفتار پي برد. ويژگي آموزندگي اوستا در همين پاره ها، نمودن ريشه هر واژه در كنار واژه ، فراهم آوردن يك پيوست براي ريشه هاي زبان اوستايي و پيشوندها، پسوندها و وندهاي دستوري نمايه و فهرست واژه هاي فارسي و انگليسي است.گفتني است كه نامه هاي ديگري توسط بنياد نيشابور انتشار يافت كه يكي از آنها «نامه پهلواني» است كه آموزش خط و زبان پهلوي (اشكاني، ساساني) نوشته فريدون جنيدي بود كه در سال 1360 چاپ نخست آن و چاپ دوم آن در سال 1386 انجام گرفت كه از نظر سهولت آموزش و يادگيري، هيچ خودآموزي را در اين زمينه نمي توان با آن سنجيد.
    «فرهنگ هُزوارش هاي دبيره پهلوي» نوشته فريدون جنيدي در سال 1385 در دسترس همگان بود. ويژگي آن بر ديگر فرهنگ هُزوارش ها آن است كه بزرگ ترين فرهنگ هُزوارش ها كه در اروپا به چاپ رسيده، به وسيله هاينريش يونكر آلماني است كه 620 هُزوارش را دربر دارد؛ در حالي كه فرهنگ هُزوارش هاي فريدون جنيدي 844 هزوارش ويژه و بيش از 400 هزوارش آميخته دارد.يكي ديگر از كارهاي بسيار بزرگ و شايان نگرش و سپاس كه در بنياد نيشابور به دست استاد فريدون جنيدي انجام شد، ويرايش شاهنامه فردوسي بود كه مانند سرودن شاهنامه فردوسي 30 سال زمان برد و سرانجام در سال 1387 در شش جلد، يك دفتر پيشگفتار بر ويرايش و پنج دفتر متن شاهنامه است، كه با چاپي نفيس و زيبنده كه درخور چنين دفتر است به دست دوستداران شاهنامه فردوسي رسيد.پيشگفتار بر ويرايش شاهنامه در 474 رويه است، كه گنجينه اي است سرشار از نكته هاي گوناگون كه در شاهنامه فردوسي از آن ياد شده است. همچنين معناي راستين و ژرف نگرانه بسياري از واژه هاي به كاررفته در شاهنامه را به دست مي دهد. زيرا با گذشت زمان و نيز ناآگاهي رونويس كنندگان و ناداني افزايندگان به شاهنامه با ديدگاه هاي گوناگون، كه سبب شده واژه هاي فارسي را كه ريشه در زبان پهلوي و اوستايي و به سخن ديگر ريشه در زبان هاي باستاني ايران دارند، معناي درست خود را از دست داده و خلاف معني راستين، معناي نادرخوري به آن داده اند كه هيچ گونه همخواني با ريشه واژه نداشته است.بايد گفته شود كه يكي ديگر از پژوهش هايم كه پنج سال به درازا كشيد، به نام «فرهنگ نامه جغرافياي باستاني ايران و سرزمين هاي همسايه» است كه توسط بنياد نيشابور منتشر خواهد شد. همچنين بايد افزود كه آخرين كتابي كه از من توسط ناشر ديگري منتشر شد، «سرگذشت تهران» نام دارد كه مربوط به زماني است كه نام تهران در نوشته هاي پيشينيان براي نخستين بار آمده تا پايان دوره قاجار. و زماني چند است كه سرگرم نوشتن جلد دوم آن هستم كه مربوط به دوره پهلوي است.
    *پژوهشگر شاهنامه
    بنياد پژوهشي نيشابور و فعاليت هاي ستايش برانگيزش
    


 روزنامه شرق ، شماره 1100 به تاريخ 9/8/89، صفحه 14 (ماندگاران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 302 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه مهندسي حمل و نقل
متن مطالب شماره 1 (پياپي 38)، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است